بازی وارد رقابت روایت‌ها و بلوف‌ها می‌شود. از یک سو، تهدیدها، نمایش قدرت و حتی ادعاهای اغراق‌آمیز مطرح می‌شود؛ از سوی دیگر، سیگنال‌های دیپلماتیک و پیام‌های کاهش تنش. در آمریکا در تلاش‌اند یک چیز را کنترل کنند: ادراک بازار. نگهداشتن ایران در بازی فرسایشی نه جنگ و نه صلح و آرام کردن بازار آمریکا از تشدید تنش.در نهایت، آنچه امروز در جریان است، پایان بازی نیست، بلکه تغییر نوع بازی است. ایران برای نقد کردن دستاوردهای فاز اول٬ یا می‌بایست به درستی وارد بازی پوکر شود تا اهرم خود را از دست ندهد و یا باید بازی را به شطرنج برگرداند.

گروه اندیشه: محمدصادقی- پژوهشگر و تحلیلگر اقتصاد سیاسی در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار داده، در چارچوب طرح بحث اقتصاد سیاسی و تحلیل استراتژیک به‌ویژه مرتبط با نظریه بازی‌ها و فلسفه سیاسی، به شیوه مرحله «کنش سخت» و «مدیریت ادراک» در بازارها جهانی پرداخته و به نوعی به بازخوانی مفاهیم «ادراک»، «عدم قطعیت» و تغییر پارادایم‌های ذهنی در بازارها در مواجهه با قدرت می‌پردازد.

 این تحلیل با استفاده از استعاره‌ی «شطرنج و پوکر»، گذار تقابل ایران و آمریکا را از مرحله کنش‌های سخت به مرحله «مدیریت ادراک» تبیین می‌کند. نویسنده هشدار می‌دهد که «قابل‌پیش‌بینی بودن» و ارسال سیگنال‌های مداوم مذاکره، ابزار «عدم قطعیت» را خنثی کرده و به آمریکا اجازه می‌دهد با آرام کردن بازارها، اثر اهرم‌های فشار ایران (مانند تنگه هرمز) را بی‌اثر کند.

****

در سیاست بین‌الملل، همه بازی‌ها یکسان نیستند. برخی شطرنج‌اند؛ مبتنی بر واقعیت‌های سخت، ابزارهای ملموس و حرکت‌هایی که روی زمین معنا پیدا می‌کنند. برخی دیگر پوکرند؛ جایی که آنچه تعیین‌کننده است نه فقط کارت‌های در دست، بلکه بلوف، روایت‌سازی و مدیریت ادراک است.

تحولات چهل روز ابتدایی جنگ و قبل از آتش‌بس در مقایسه با پس از شروع آتش بس نمونه‌ای روشن از گذار میان این دو بازی است.

در فاز نخست، بازی به‌وضوح شطرنجی بود. کنش‌ها واقعی، ابزارها مشخص و پیام‌ها مستقیم بودند. ایران نه‌تنها در میدان، بلکه در سطح روایت نیز فعالانه عمل کرد. مجموعه‌ای از سیگنال‌های قاطع—از لحن رسمی گرفته تا مواضع رسانه‌ای—به‌گونه‌ای طراحی شده بود که «عدم قطعیت» را در ذهن بازارها تثبیت کند. این همان چیزی است که یک اهرم ژئوپلیتیک را فعال می‌کند.

در این چارچوب، ایران نشان داد که می‌تواند از موقعیت خود در تنگه هرمز برای ایجاد هزینه اقتصادی در مقیاس جهانی استفاده کند. فشار نیز صرفاً از سمت ریسک عبور نفت نبود، بلکه از سمت عرضه واقعی شکل گرفت. بازارها دقیقاً به همین ترکیب واکنش نشان دادند. طبق گزارش رویترز [۱]، با افزایش ریسک درگیری، قیمت نفت و دارایی‌های امن بالا رفت و در مقایسه دارایی‌های تکنولوژی که چشم‌اندازی رو به آینده دارند، با افت‌های شدیدی همراه بودند. این یعنی بازی شطرنج در میدان، مستقیماً به زبان قیمت‌ها ترجمه شد. در داخل آمریکا نیز این فشار دوگانه بود: افزایش قیمت انرژی طبقه متوسط و کم‌درآمد را هدف می‌گرفت و نوسانات بازارهای مالی، طبقات ثروتمندتر را تحت فشار قرار می‌داد.

با این حال، این بازی به تحقق هیچ یک از اهداف آمریکا منجر نشد و حتی اهرم قدرتمندی به عنوان تنگه هرمز را در اختیار ایران قرار داد. هزینه‌ها افزایش یافت، محبوبیت ترامپ به ۳۸ درصد پس از جنگ رسید [۲] و حتی پایگاه مردمی‌اش در ماگا (MAGA) دچار تزلزل شد [۳] اما نتیجه تعیین‌کننده‌ای حاصل نشد. در چنین شرایطی، بازی متوقف نمی‌شود—بلکه تغییر می‌کند.

رفتارهای رفت‌وبرگشتی و تصمیمات و پیام‌های متناقض ترامپ نسبت به این جنگ، که در گزارش‌های وال استریت ژورنال[۴] به آن اشاره شده، نشانه همین تغییر زمین بازی است. وقتی در شطرنج نتیجه حاصل نمی‌شود، میز عوض می‌شود.

در فاز دوم، بازی از شطرنج به پوکر تغییر شکل می‌دهد. در این فاز، واقعیت‌های میدانی همچنان مهم‌اند، اما تعیین‌کننده نیستند. آنچه اهمیت پیدا می‌کند، بلوف‌ها و برداشت بازار از آینده است.

اینجاست که یک تغییر ظریف اما تعیین‌کننده رخ می‌دهد. در حالی که در فاز اول، ایران به‌درستی از ابزار روایت‌سازی برای حفظ سطح بالای عدم قطعیت استفاده می‌کرد، در فاز دوم این شدت از سیگنال‌دهی کاهش پیدا کرد. بازارها به‌جای دریافت پیام‌های قاطع، شروع به دریافت نشانه‌هایی از امکان مذاکره کردند.

همین تغییر در سیگنال‌ها در گزارش وال استریت ژورنال [۶] نیز منعکس شده است، جایی که اشاره می‌شود:
«ایران و آمریکا سیگنال داده‌اند که فضا برای ادامه گفتگو وجود دارد. عباس عراقچی از پیشرفت در مذاکرات سخن گفته و ترامپ نیز اعلام کرده که افراد مناسبی در ایران همچنان به دنبال توافق هستند».

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بازی وارد منطق پوکر می‌شود. دست ایران برای بازارهای آمریکا قابل پیش‌بینی شده‌است.

در این فاز، حتی اگر فشار واقعی بر عرضه وجود داشته باشد—چه از مسیر محدود شدن صادرات ایران و چه از مسیر ریسک‌های مرتبط با محاصره دریایی—بازار الزاماً واکنش کامل نشان نمی‌دهد. چرا که آنچه قیمت‌ها را حرکت می‌دهد، نه فقط واقعیت، بلکه برداشت از آینده تنش است.

این نقطه، جایی است که مسئله راهبردی شکل می‌گیرد. اهرم اصلی ایران—موقعیت در تنگه هرمز—یک اهرم نه تنها واقعی٬ بلکه ادراکی است. این اهرم زمانی عمل می‌کند که بازار «عدم قطعیت» را باور کند. اگر این عدم قطعیت از بین برود، حتی اختلال در عرضه نیز اثر محدودتری خواهد داشت.

در چنین شرایطی، داده‌های اقتصادی نیز این تغییر ادراک را تأیید می‌کنند. گزارش‌های وال استریت ژورنال [۴] نشان می‌دهد که بازار سهام آمریکا—به‌ویژه شاخص‌های S&P ۵۰۰ و نزدک—به رکوردهای جدید رسیده‌اند و پس از آتش بس هر روز رشدهای مثبت را تجربه کرده‌اند، در حالی که در پوشش روزانه بازار توسط همین روزنامه [۶]، کاهش فشارهای تورمی و انتشار داده‌های ضعیف‌تر از انتظار تورم عمده‌فروشی به‌عنوان عامل تقویت‌کننده این روند مطرح شده است. همزمان، طبق گزارش رویترز [۱]با فروکش کردن ریسک‌های ژئوپلیتیک، قیمت نفت از اوج‌های تنش فاصله گرفته و سرمایه‌ها از دارایی‌های امن به سمت بازارهای پرریسک‌تر حرکت کرده‌اند.

 این مجموعه شواهد نشان می‌دهد که اقتصاد آمریکا در کوتاه‌مدت در شرایطی قرار گرفته که هم بازارهای مالی در حال رشد هستند، هم فشار تورمی تا حدی کنترل شده و هم نگرانی از شوک‌های انرژی کاهش یافته است. به بیان دیگر، دقیقاً در زمانی که اهرم «عدم قطعیت» می‌توانست بیشترین اثر را داشته باشد، بازارها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که سناریوی تشدید تنش محتمل نیست؛ و همین برداشت، بخشی از فشار اقتصادی بالقوه را خنثی کرده است. در این چارچوب، یک چالش جدی مطرح می‌شود: اگر ایران بیش از حد «قابل پیش‌بینی» و «صلح‌پذیر» دیده شود، عملاً مهم‌ترین اهرم خود را تضعیف می‌کند. در بازی پوکر، مشکل از جایی شروع می‌شود که حریف مطمئن شود شما بلوف می‌زنید.

در فاز دوم، بازی وارد رقابت روایت‌ها و بلوف‌ها می‌شود. از یک سو، تهدیدها، نمایش قدرت و حتی ادعاهای اغراق‌آمیز مطرح می‌شود؛ از سوی دیگر، سیگنال‌های دیپلماتیک و پیام‌های کاهش تنش. در آمریکا در تلاش‌اند یک چیز را کنترل کنند: ادراک بازار. نگهداشتن ایران در بازی فرسایشی نه جنگ و نه صلح و آرام کردن بازار آمریکا از تشدید تنش.

در نهایت، آنچه امروز در جریان است، پایان بازی نیست، بلکه تغییر نوع بازی است. ایران برای نقد کردن دستاوردهای فاز اول٬ یا می‌بایست به درستی وارد بازی پوکر شود تا اهرم خود را از دست ندهد و یا باید بازی را به شطرنج برگرداند.

منابع:

[۱] Reuters
War is Over for Wall Street, While Oil Drags Down Bonds, Gold (۲۰۲۶)

[۲] The Economist
۴۵۰ Days Into Donald Trump’s Term (April ۱۵, ۲۰۲۶)

[۳] Time
“Not Our Responsibility”: How Young MAGA Voters Are Reacting to Trump’s War in Iran (April ۸, ۲۰۲۶)

[۴] Wall Street Journal
Tech Stocks Power S&P ۵۰۰ and Nasdaq to Records (April ۱۴, ۲۰۲۶)

[۵] Wall Street Journal
How Trump’s Iran War Reversals Have Whipsawed Markets (April ۲۰۲۶)

[۶] Wall Street Journal
Stock Market Today – April ۱۴, ۲۰۲۶ (Live Coverage)

۲۱۶۲۱۶

منبع: خبرآنلاین