تاریخ انتشار: ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۹

در رهیافت‌های سنتی، امنیت به معنای حفاظت از مرزها در برابر تهاجم خارجی بود؛ اما در پارادایم‌های نوین، «امنیت» زیربنای «انسجام اجتماعی» (Social Cohesion) شناخته می‌شود. انسجام اجتماعی به معنای پیوند میان گروه‌های مختلف جامعه و اعتماد متقابل میان دولت و ملت است. بدون وجود یک بستر امنیتی هوشمند، این پیوندها به سرعت دچار گسست می‌شوند.

انسجام اجتماعی بر پایه «اعتماد» استوار است. امنیت راهبردی با ایجاد ثبات در پیش‌بینی‌پذیری آینده، به شهروندان اجازه می‌دهد تا روابط پایدار اقتصادی، فرهنگی و سیاسی برقرار کنند. وقتی امنیت (در ابعاد فراگیر آن شامل امنیت قضایی، اقتصادی و زیستی) تامین شود، «سرمایه اجتماعی» رشد می‌کند. در مقابل، فقدان امنیت باعث مهاجرت نخبگان، خروج سرمایه و فروپاشی اعتماد عمومی می‌شود که نتیجه آن، اتمیزه شدن جامعه و از دست رفتن وحدت ملی است.

نکته راهبردی این است که «احساس امنیت» گاهی از خودِ «امنیت» مهم‌تر است. اگر جامعه دچار «ناامنی ادراکی» شود، گروه‌های اجتماعی به سمت قطبی‌شدن و جستجوی امنیت در هویت‌های خرد ( قومی، مذهبی یا جناحی ) می‌روند. امنیت راهبردی وظیفه دارد با ایجاد چتر حفاظتی یکسان برای همه طیف‌ها، مانع از شکل‌گیری «خرده‌روایت‌های تهدیدمحور» شود. انسجام اجتماعی زمانی حاصل می‌شود که تک‌تک اعضای جامعه، ساختار امنیتی را نه یک نهاد قهرآمیز، بلکه «تضمین‌کننده حقوق عمومی» بدانند.

در دنیای امروز، تهدیدات از جنگ سخت به سمت «جنگ‌های ترکیبی» (Hybrid Warfare) تغییر جهت داده‌اند. هدف اصلی در این جنگ‌ها، نه اشغال سرزمین، بلکه تخریب انسجام اجتماعی از طریق عملیات روانی و شکاف‌های اطلاعاتی است. جایگاه راهبردی امنیت در اینجا، نقش «سپر دفاعی ادراکی» است. امنیت هوشمند با شناسایی کانون‌های بحران و جلوگیری از تبدیل نارضایتی‌های اجتماعی به آشوب‌های ساختاری، «تاب‌آوری» جامعه را بالا می‌برد. جامعه‌ای که در آن امنیت به درستی بازتعریف شده باشد، در برابر تکانه‌های خارجی (تحریم، شایعه، فشار سیاسی) یکپارچگی خود را حفظ می‌کند.

از منظر راهبردی، ساختار انسجام اجتماعی بدون «عدالت امنیتی» فرو می‌ریزد. اگر امنیت تنها برای طبقه یا گروه خاصی تعریف شود، خود به عاملی برای ایجاد شکاف تبدیل می‌گردد. امنیت راهبردی باید «مشارکت‌جو» باشد؛ یعنی مردم خود را بخشی از فرآیند تولید امنیت بدانند (امنیت مردم‌پایه). این مشارکت، حس تعلق به کلان‌سازه کشور را تقویت کرده و قوی‌ترین سد در برابر فروپاشی اجتماعی است.

در نتیجه باید توجه داشت که امنیت دیگر صرفاً یک «خروجی» (Output) از نهادهای نظامی نیست، بلکه یک «ورودی» (Input) حیاتی برای موتور انسجام اجتماعی است. حفظ ساختار جامعه در دنیای پرآشوب امروز، نه با بستن فضا، بلکه با ایجاد «امنیت همه‌جانبه و پایدار» ممکن است. در این نگاه، امنیت پلی است که مطالبات اجتماعی را به ثبات سیاسی پیوند می‌زند و اجازه می‌دهد تکثر موجود در جامعه، به جای تبدیل شدن به تهدید، به فرصتی برای قدرت ملی تبدیل شود.