مذاكرات اسلام آباد

۷ نفر
۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۱
آینده جنگ ایران و آمریکا و سناریوهای پیش‌رو

پرسش از «آینده جنگ ایران و آمریکا» در واقع پرسش از یک جنگ تمام‌عیارِ محتمل نیست؛ بلکه پرسش از مسیرهای تشدید، بازدارندگی، مذاکره، و جنگ‌های محدودِ قابل‌انکار است.

شواهد خبری اخیر نشان می‌دهد واشنگتن هم‌زمان چند گزینه را روی میز نگه داشته: از فشار بازدارنده و دیپلماسی از موضع قدرت تا حمله محدود یا کارزار طولانی‌تر؛ در مقابل، تهران نیز بر افزایش هزینه هرگونه مداخله مستقیم، به‌ویژه از طریق توان موشکی، دریایی و شبکه متحدان منطقه‌ای، تأکید دارد. همین چندلایگی باعث می‌شود آینده این تقابل بیشتر شبیه «مدیریت بحران» باشد تا یک تصمیم ساده برای صلح یا جنگ. 

نقطه آغاز تحلیل، این است که آمریکا در برابر ایران با یک معادله کلاسیکِ پیروزی سریع روبه‌رو نیست. گزارش واشنگتن‌پست به نقل از مقام‌های نظامی آمریکا نشان می‌دهد حتی در سطح فنی نیز عملیات علیه ایران با محدودیت ذخایر مهمات، فرسایش سامانه‌های دفاعی و نبودِ تضمین حمایت متحدان همراه است؛ و اگر هدف صرفاً «فشار» نباشد و به سمت «تغییر رفتار اساسی» یا «تغییر حاکمیت» برود، ابعاد عملیات می‌تواند به صدها یا حتی هزاران هدف برسد. این یعنی واشنگتن میان دو هزینه گیر کرده: حمله محدود ممکن است بازدارندگی تولید نکند، و حمله گسترده هم می‌تواند به جنگ منطقه‌ای و فرسایشی تبدیل شود. 

از طرف دیگر، ایران هم در موقعیتی قرار دارد که پاسخ‌اش احتمالاً «نمادین و محدود» نخواهد بود. در گزارش‌های مختلف آمده است که تهران برای پاسخ به هرگونه حمله مستقیم، گزینه‌هایی مانند هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا در منطقه، فشار بر کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز، و افزایش هزینه برای متحدان آمریکا را در محاسبات خود دارد. منطق این رویکرد روشن است: ایران تلاش می‌کند هر حمله محدود را از همان ابتدا به مسئله‌ای پرهزینه و نامطمئن برای طرف مقابل تبدیل کند تا واشنگتن از تکرار یا گسترش حمله منصرف شود. 

بر این اساس، سناریوها را می‌توان در چهار دسته اصلی خلاصه کرد:

۱) سناریوی بازدارندگی بدون جنگ مستقیم

در این حالت، آمریکا با استقرار نظامی و تهدید به حمله، بیشتر دنبال امتیازگیری سیاسی و دیپلماتیک است تا آغاز جنگ. این همان چیزی است که در برخی تحلیل‌ها «دیپلماسی توافق از موضع قدرت» نامیده می‌شود. در این سناریو، حضور نظامی آمریکا نقش اهرم فشار دارد و هدف نهایی، کشاندن ایران به مذاکرات سخت‌تر یا محدودسازی برنامه هسته‌ای و منطقه‌ای است. اگر تهران این فشار را مدیریت کند و واشنگتن هم به این جمع‌بندی برسد که هزینه حمله از فایده آن بیشتر است، احتمال جنگ مستقیم کاهش می‌یابد. این سناریو در کوتاه‌مدت همچنان محتمل است، چون برای هر دو طرف کم‌هزینه‌تر از جنگ است. 

۲) سناریوی حمله محدود و چرخه پاسخ

این سناریو خطرناک‌ترین حالتِ «جنگ کوتاه» است. آمریکا ممکن است به اهداف محدود نظامی، زیرساختی یا نمادین حمله کند تا هم پیام قدرت بدهد و هم از ورود به جنگ تمام‌ عیار پرهیز کند. اما مشکل اینجاست که ایران احتمالاً چنین حمله‌ای را «محدود» تلقی نخواهد کرد؛ در نتیجه پاسخ متقابل، به‌ویژه علیه پایگاه‌های آمریکا یا منافع متحدانش، می‌تواند چرخه‌ای از تلافی و ضدتلافی ایجاد کند. گزارش‌های مختلف همین را برجسته می‌کنند: حمله محدود، لزوماً در محدوده محدود نمی‌ماند. 

۳) سناریوی جنگ فرسایشی منطقه‌ای

اگر حمله مستقیم رخ دهد و به درگیری‌های دریایی،موشکی و نیابتی در منطقه گسترش یابد،ما وارد سناریوی فرسایشی می‌شویم.در این حالت،آمریکا شاید نتواند به‌سرعت«پیروزی» را تعریف کند؛ بلکه باید برای هفته‌ها یا ماه‌ها هزینه حضور نظامی، دفاع از پایگاه‌ها، حفاظت از خطوط کشتیرانی و مهار واکنش متحدان ایران را بپردازد. همین‌جا است که جنگ از یک عملیات تنبیهی به بحران منطقه‌ای تبدیل می‌شود. گزارش‌های اخیر درباره کمبود مهمات، فشار بر سامانه‌های پاتریوت و تاد، و نگرانی متحدان عربی، نشان می‌دهد این سناریو برای واشنگتن جذاب نیست، اما منتفی هم نیست. 

۴) سناریوی توقف موقت و بازگشت به مذاکره

شاید محتمل‌ترین سناریوی میان‌مدت این باشد که هر دو طرف، پس از یک دوره تهدید و فشار، به سمت یک توافق محدود یا آتش‌بس نانوشته بروند. در چنین وضعی، نه صلح پایدار حاصل می‌شود و نه جنگ تمام‌عیار؛ بلکه یک «تعادل ناپایدار» شکل می‌گیرد. آمریکا ممکن است بخواهد با چماق نظامی، ایران را به مذاکره بکشاند؛ ایران هم با نشان دادن توان پاسخ، بخواهد نشان دهد فشار نظامی نتیجه معکوس دارد. در این چارچوب، دیپلماسی حذف نمی‌شود؛ فقط زیر سایه تهدید نظامی ادامه پیدا می‌کند.

در جمع‌بندی، آینده جنگ ایران و آمریکا بیشتر از آنکه به یک انفجار ناگهانی شبیه باشد، به یک بازیِ خطرناکِ «آستانه‌ها» شبیه است: هر طرف می‌کوشد تا حدی پیش برود که دیگری عقب‌نشینی کند، اما نه آن‌قدر که کنترل بحران از دست برود. از منظر عملیاتی،آمریکا هنوز امتیازاتی دارد، اما برای تبدیل این برتری به نتیجه سیاسی روشن، با محدودیت‌های جدی روبه‌روست. ایران نیز هرچند از نظر اقتصادی و زیرساختی آسیب‌پذیرتر است،اما با ابزارهای نامتقارن می‌تواند هزینه جنگ را برای آمریکا و متحدانش به‌شدت بالا ببرد. به همین دلیل، محتمل‌ترین آینده نه «جنگ قطعی» است و نه «صلح قطعی»، بلکه دوره‌ای از فشار، تهدید، حملات محدود، و مذاکره‌های پرنوسان است؛ یعنی همان منطقه خاکستری‌ای که سیاست بین‌الملل، گاهی در آن بیشتر شبیه لبه تیغ است تا میز مذاکره.

کد مطلب 2200358

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 14 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین