تحول گفتمان ترامپ درباره جنگ ایران؛ از «پیروزی قاطع» تا «شکیبایی راهبردی»

با ادامه یافتن جنگ ایران، گفتمان عمومی دونالد ترامپ دستخوش تحول قابل توجهی شد. اگرچه اهداف اعلامی دولت آمریکا متناسب با تحولات میدانی تغییر می‌کرد، اما تغییر مهم‌تر در شیوه روایت و توجیه جنگ در عرصه عمومی رخ داد. او با هر تغییر گفتمان دگرگونی هایی در استعاراتی که به کار می گیرد داده که کارشان توجیه مفهومی گفتمان هاست.

در ابتدا باید معنای اصطلاحی «گفتمان» را مشخص کرد. گفتمان صرفا سبکی از متن نیست یا به تعابیر خاص اطلاق نمی شود بلکه گفتمان مجموعه ای است از دست کم دو جمله خبری که وقتی در کنار هم قرار بگیرند یک شبکه معنایی و مفهومی می سازند. اگر سه گزاره در کنار هم یک گفتمان شوند معنای گزاره ها با قرار گرفتن در شبکه گفتمانی بیشتر می شود و دیگر صرفا همان معنای پیشین را ندارد. به جای آن که مثال بزنم همین را در گفتمان سازی ترامپ ببینیم.

در مراحل آغازین جنگ، سخنان ترامپ بر مفاهیمی همچون «سرعت»، «قدرت قاطع» و «پیروزی زود هنگام» استوار بود. این تعابیر در گزاره های او تکرار می شدند. او بارها تأکید می‌کرد که توان نظامی ایران به شدت «تضعیف» شده و دستیابی به پیروزی تنها مسئله‌ای زمان‌بر اما کوتاه‌مدت است. در این چارچوب، عملیات نظامی به عنوان اقدامی تعیین‌کننده معرفی می‌شد که با وارد آوردن ضربه‌ای قاطع، اهداف خود را در زمانی کوتاه محقق خواهد کرد. اینجا یک استعاره مفهومی وجود دارد: جنگ به مشت زنی تشبیه شده است که هر کس که مشتی سنگین بزند طرف دیگر را نقش زمین می کند.

با گذشت زمان، این روایت جای خود را به چارچوبی متفاوت داد. هرچه جنگ طولانی‌تر شد، ترامپ بیش از پیش نیاز به دگرگونی گفتمان را احساس می کرد؛ اما این دگرگونی باید بر اساس مبانی جدیدی شکل بگیرد. از این رو، او بارها به جنگ‌های طولانی تاریخ آمریکا، از جمله ویتنام، عراق، افغانستان و کره ارجاع داد. او به جای تأکید بر دستاوردهای سریع نظامی، استدلال می‌کرد که جنگ‌های بزرگ همواره سال‌ها به طول انجامیده‌اند و نمی‌توان عملکرد یک جنگ را تنها پس از چند هفته یا چند ماه ارزیابی کرد. دیگر جنگ مشت زنی نبود بلکه چیزی بود شبیه دو ماراتن که در آن پایداری و دوام آوردن اهمیت دارد.

از منظر تحلیل گفتمان، این تحول صرفاً تغییری در لحن یا سبک بیان نبود، بلکه دگرگونی در چارچوب تفسیری جنگ به شمار می‌رفت. در گفتمان اولیه، مخاطبان تشویق می‌شدند موفقیت جنگ را بر اساس سرعت پیشروی و قاطعیت عملیات نظامی ارزیابی کنند؛ اما در مرحله بعد، معیار ارزیابی به تجربه‌های تاریخی و توانایی حفظ پایداری راهبردی منتقل شد.

همزمان با دگرگونی های گفتمان، استعاره‌های مفهومی حاکم بر این گفتمان نیز تغییر یافت. در آغاز، جنگ با استعاره‌ای نزدیک به یک «مسابقه مشت زنی» تصویر می‌شد؛ جایی که پیروزی از طریق وارد کردن ضربه‌ای تعیین‌کننده و پایان سریع نبرد حاصل می‌شود. چنین استعاره‌ای به طور طبیعی انتظار پایان سریع جنگ را در ذهن مخاطبان ایجاد می‌کرد.

اما با طولانی شدن درگیری، استعاره مسلط تغییر کرد. جنگ دیگر نه یک نبرد کوتاه و سرنوشت‌ساز، بلکه به «دوی ماراتن» شباهت پیدا کرد؛ رقابتی که در آن استقامت، شکیبایی و توان ادامه دادن اهمیت بیشتری از ضربه نخست دارد. در این چارچوب، طولانی شدن جنگ دیگر نشانه ناکامی تلقی نمی‌شد، بلکه به عنوان ویژگی طبیعی جنگ‌های بزرگ معرفی می‌گردید.

ارجاعات مکرر ترامپ به جنگ ویتنام نمونه‌ای روشن از این تغییر است. اگرچه او ایران را «ویتنامی دیگر» به معنای جنگی شکست‌خورده یا باتلاقی نظامی توصیف نکرد، اما می توان حدس زد که تکرار یادآوری جنگ ویتنام نه تنها نمونه‌ای از جنگی طولانی‌ مدت است بلکه تا حدی آماده ساختن مخاطبان برای خروجی شکست آمیز مانند ویتنام است. بدین ترتیب، یک ویژگی از این قیاس تاریخی، یعنی «مدت زمان جنگ»، برجسته شد.

این تحول گفتمانی، معیارهای موفقیت را نیز تغییر داد. در مراحل اولیه، موفقیت با نابودی توان نظامی ایران و پایان سریع جنگ تعریف می‌شد؛ اما در ادامه، موفقیت بیش از آنکه به سرعت دستیابی به اهداف وابسته باشد، به استمرار فشار، حفظ اراده سیاسی و تداوم راهبرد نظامی گره خورد.

از منظر مطالعات ارتباطات سیاسی، اهمیت این تغییر بیش از آنکه در تحول سیاست‌های نظامی باشد، در دگرگونی منطق مشروعیت‌بخش گفتمان جنگ نهفته است. گفتمان ترامپ از آنچه می‌توان «چارچوب پیروزی قاطع» نامید، به سوی «چارچوب استقامت تاریخی» حرکت کرد. در این فرایند، دولت صرفاً انتظار عمومی درباره مدت زمان جنگ را تغییر نداد، بلکه معیارهایی را که افکار عمومی بر اساس آن عملکرد جنگ را ارزیابی می‌کرد، بازتعریف نمود. در نتیجه، ارجاعات تاریخی دیگر تنها یادآوری رویدادهای گذشته نبودند، بلکه به ابزارهای بلاغی برای بازسازی انتظارات مخاطبان درباره زمان، موفقیت و مشروعیت جنگ در زمان حال تبدیل شدند.

در نهایت باید توجه داشت که دگرگونی ها در گفتمان بر اساس نیازهای واقعی سیاسی و میدانی است و بهتر از هر چیزی می تواند ذهنیت طرف مقابل را آشکار کند.

کد مطلب 2248220

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 7 =