به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بسیاری از مخاطبان ادبیات که سیمین دانشور را تنها در سایه نام «همسر جلال آلاحمد» جستوجو میکنند، با بازخوانی مصاحبههای وی با ناصر حریری در سال ۱۳۶۶، با چهرهای متفاوت و مستقل از این نویسنده بزرگ روبهرو میشوند. دانشور در این گفتوگوها با صراحتی کمنظیر، بر هویت فردی و استقلال هنری خود تأکید کرده و مرزهای فکریاش را با جریان روشنفکری زمانه خویش ترسیم میکند.
سیمین دانشور با صراحت و استقلالی کمنظیر از هویت فردی خود دفاع میکند. او خطاب به حریری میگوید: «ما هرچه مینوشتیم به هم نشان میدادیم، اما اصولا من نمیگذاشتم جلال دست توی کار من ببرد... من دیگر نمیخواستم مقلد جلال باشم».
این استقلال فکری در حالی بود که جلال آلاحمد در آن سالها، یکهتاز میدان نویسندگی و روشنفکری ایران بود و سبکِ «نثرِ شلاقی» او مریدان بسیاری داشت. سیمین اما آگاهانه از این سبک دوری کرد. او در مصاحبههایش فاش میکند که جلال گاهی از این استقلال او آزرده میشد، اما سیمین بر «نثر فاخر و منعطف» خود که ریشه در بیهقی و حافظ داشت، پافشاری میکرد.
او در این مصاحبهها از دردهایی سخن میگوید که کمتر کسی از آن باخبر بود؛ از جمله رنج ناشی از کتاب «سنگی بر گوری» که جلال در آن با بیرحمی تمام، مسئلهی بیفرزندیشان را عمومی کرده بود. سیمین در پاسخ به این هجمهی عمومی، تنها با سکوت و نوشتن «سووشون» پاسخ داد؛ پاسخی که جلال را هم تحت تأثیر قرار داد.
برای مطالعه کامل این تکنگاری اینجا کلیک کنید.
۵۹۲۴۴