به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سیام آوریل ۲۰۲۶ [۱۰ اردیبهشت] هشتادویکمین سالگرد خودکشی آدولف هیتلر در پناهگاهش در زیرزمین ساختمان صدارت عظمای رایش در برلین است. گزارشهای شهودی که توسط سازمان امنیتی پس از پایان جنگ جمعآوری شدهاند، بینشی جالب دربارهی روزهای پایانی هیتلر در آوریل ۱۹۴۵ فراهم میکنند.
شکار آدولف هیتلر
در ژوئن ۱۹۴۵، شورویها به غلط اعلام کردند که باقیمانده جسد هیتلر پیدا نشده و احتمالاً او هنوز زنده است. این اعلامیه موجی قابل پیشبینی از «رؤیت هیتلر» را در سراسر اروپا برانگیخت. افسران متفقین در تلاش بودند تا بدون هیچ تردیدی ثابت کنند که هیتلر واقعاً در پناهگاهش مرده است. به همین منظور، آنها چندین نفر از کارکنان شخصی هیتلر را که در اواخر آوریل ۱۹۴۵ همراه او بودند، مورد بازجویی قرار دادند.
تاریخپژوهی به نام هیو تروور‑راپر، که طی جنگ در سپاه اطلاعات نظامی بریتانیا خدمت میکرد، از همین گزارشها برای بررسی شرایط مرگ هیتلر و رد ادعاهایی استفاده کرد مبنی بر اینکه هیتلر هنوز زنده است و جایی در غرب زندگی میکند. او در سال ۱۹۴۷ یافتههایش را در کتاب «روزهای آخر هیتلر» (The Last Days of Hitler) منتشر کرد.
در پایان جنگ جهانی دوم، اعضای مختلفی از کادر شخصی هیتلر که در آوریل ۱۹۴۵ در آن پناهگاه بودند، تحت بازجویی مقامات متفقین قرار گرفتند تا از مرگ هیتلر اطمینان حاصل شود.
این بازجوییها عمدتاً بر روی حوادثی متمرکز بود که در روزهای پایانی آوریل در پناهگاه رخ داده بود. در آن زمان ارتش سرخ، برلین را در محاصره خود گرفته بود و صدای شلیک توپها واضح و محسوس بود حتی درون پناهگاه پیشوا.
وصیتنامه و ازدواج
در ژانویه ۱۹۴۵، هنگامی که روسها از لهستان به سمت شرق آلمان پیشروی میکردند و نیروهای هوایی متفقین برلین را با حملههای بمبارانی تخریب میکردند، هیتلر به پناهگاه فرار کرد. تا ابتدای آوریل ۱۹۴۵، ۲.۵ میلیون سرباز روس به پایتخت آلمان راه پیدا کرده بودند. دو هفته بعد، این نیروها به مرکز شهر رسیدند و در فاصله تنها چند صد یاردی از پناهگاه هیتلر به جنگ مشغول شدند.
در ساعات کمنور بین ۲۸ و ۲۹ آوریل [۸ و ۹ اردیبهشت ۱۳۲۴] هیتلر وصیتنامه خود را به صورت وصیتنامه سیاسی و شخصی برای گرترود «ترودل» یونگه، که یکی از دستیاران مخفیاش بود، دیکته کرد. مدتی بعد، هیتلر و معشوقهاش اوا براون ازدواج کردند.
روایتهای دو تن از منشیهایی که در آنجا حضور داشتند نشان میدهد که آنان فراخوانده شدند تا زوج تازهازدواجکرده را ببینند. هیتلر و اوا از اتاق نقشه - جایی که مراسم ازدواج برگزار شده بود - بیرون آمدند و گوبلز، همسرش ماگدا و منشی خصوصی هیتلر، مارتین بورمان، آنها را همراهی میکردند. اوا رو به منشی شخصی هیتلر، گِردا کریستیان، کرد و انگشتر ازدواجش را نشان داد و از او تبریک دریافت کرد.
پس از عقد، مهمانیای برای جشن گرفته شد. طبق روایت کریستیان، هیتلر بیشتر درباره گذشته و زمانهای خوشتر صحبت میکرد. با این حال، به اوا اعتراف کرد که میداند در جنگ شکست خورده است و افزود که هرگز نمیگذارد توسط روسها اسیر شود و قصد دارد خودش را بکُشد. به یونگه گفت که ازدواج یک تجربه عاطفی بوده، اما برای خودش مرگ تنها به معنای فدا شدن رهایی شخصی از دغدغههای فراوان و زندگی بسیار سخت اوست.
کریستیان که عادت داشت در بعضی وعدههای غذایی در کنار هیتلر و اوا بنشیند، پس از مراسم برای صبحانه عروسی دعوت شد اما زودتر خارج شد و به یونگه گفت که نتوانسته فضای غمانگیز و ناامید حاکم بر آن محیط را تحمل کند.
آمادهسازی برای مرگ
در صبح روز ۲۹ آوریل [۹ اردیبهشت ۱۳۲۴]، ساکنان پناهگاه خبر اعدام موسولینی و معشوقهاش کلارا پتاچی توسط گردانهای مردمی ایتالیایی را دریافت کردند. یکی از افراد بازجوییشده توضیح داد که این خبر تأثیری عظیم بر عزم هیتلر داشت که نه او و نه اوا براون چنین سرنوشتی را تجربه نکنند.
هیتلر به کارکنانش دستور داد تا برای پایان آماده شوند. یک شاهد عینی گزارش داد که محافظان اساسِ هیتلر در حال نابود کردن اسناد شخصی او بودند. در جایی دیگر، یکی از پزشکان به دستور هیتلر مأمور شد تا «بلوندی»، سگ آلمانی او، و نیز سگ اسپنیل متعلق به اوا براون را مسموم کند. شاهدان همچنین توصیف کردند که در بعدازظهر ۲۹ آوریل، هیتلر از اتاقی به اتاق دیگر میرفت و با همه – به جز اعضای نزدیک کارکنانش – دست میداد، و به هر یک چند کلمهای برای دلگرمی و تشکر میگفت.
تا صبح روز ۳۰ آوریل [۱۰ اردیبهشت ۱۳۲۴] نیروهای روسی به میدان پوتسدامِر پلاتس رسیده بودند و صدای نبرد از هر سو شنیده میشد. براساس یکی از روایتهای ثبتشده، شنیده شد که اوا با گریه میگفت: «ترجیح میدهم همینجا بمیرم. نمیخواهم فرار کنم.» او و هیتلر بعدتر از محل اقامت خود بیرون آمدند، در حالی که کارکنان شخصیشان گرد هم آورده شده بودند، و بیآنکه سخنی بگویند دور اتاق گشتند و با همه دست دادند. همه میدانستند که زمانش فرارسیده است.
انتخاب مرگ
یونگه به یاد آورد که او و کریستیان هر دو از هیتلر درخواست قرص سمی کردند، چون شدید بودن اثر سم روی سگ هیتلر را مشاهده کرده بودند. هیتلر به هر یک از آنها یک قرص داد و هنگامی که این کار را میکرد، گفت که از این بابت خیلی متاسف است چون هیچ یادگاری بهتری ندارد و آرزو میکند ژنرالهایش به اندازه آن دو آرام و بسیار شجاع بودند. اوا یونگه را در آغوش کشید و در آخرین کلماتی که ثبتشده، گفت: «کت خز مرا به عنوان یادگاری بردار. من همیشه از زنان خوشپوش خوشم میآمد». سپس، با گفتن «تمام شد، خداحافظ»، هیتلر اوا را برای آخرین بار به اتاقشان برد. در طی بعدازظهر هیتلر به خودش شلیک کرد و اوا همان قرص سمی را که هیتلر به او داده بود بلعید.
دفن و سوزاندن اجساد
کمی بعد از مرگ، جسد هیتلر و اوا از پلهها به بالا کشیده شدند و در یک باغچه کوچک در بیرون درِ ورودی پیچیده پناهگاه قرار گرفتند. راننده هیتلر، که یکی از افراد مورد بازجویی بود، در حمل جسد اوا برای مسافتی کمک کرد و گفت که جسد او را کنار جسد هیتلر روی زمین قرار دادند. او به مأموران بازجویی گفت که متوجه شده اوا یک لباس تابستانی آبی از حریر واقعی پوشیده بوده، کفشهایش پاشنه چوبپنبهای داشتند و موهایش «به طور مصنوعی بلوند» بود.
چند لحظه بعد، همان شاهد دید که گروهی شامل گوبلز و بورمان در کنار جسدها جمع شدهاند. یکی از آنها بنزینی را از یک سطل روی اجساد ریخت. سپس همه به سمت قسمت امن دروازه پناه بردند در حالی که صدای توپهای روسی در اطراف شنیده میشد. آجودان مخصوص هیتلر، یک پارچه آغشته به بنزین را روشن کرد و به روی اجساد پرتاب کرد که بلافاصله در آتش فرو رفتند. این گروه سلام فاشیستی را سر دادند و سپس عقبنشینی کردند.
یکی از نگهبانان پناهگاه با تأخیر به محل رسید. او توصیف کرد که وقتی دید دو جسد ناگهان گویی بهطور خودبهخود شعلهور شدند، بهشدت شگفتزده شد. او نتوانسته بود گروه گوبلز را که در چارچوب یک درگاه پنهان شده بودند ببیند و تنها بعداً از شرایط واقعی ماجرا آگاه شد.
اجساد تنها تا حدی در اثر آتش از بین رفتند و بعدتر با شتاب در گودال کمعمقی که بر اثر انفجار بمب ایجاد شده بود دفن شدند. براساس گزارشهای روسی، این اجساد توسط نیروهای شوروی از خاک بیرون آورده شدند و به ماگدبورگ در آلمان شرقی منتقل گردیدند؛ جایی که گفته میشود جسد هیتلر سرانجام در آوریل ۱۹۷۰ توسط کاگب (KGB) به طور کامل نابود شد.
دو قطعه از پیکر، یعنی استخوان فک و بخشی از جمجمه، حفظ شدند. این قطعات در آوریل ۲۰۰۰ در نمایشگاهی در آرشیو فدرال روسیه در مسکو به نمایش گذاشته شدند.
تصویرسازی در سینما
روزهای آخر هیتلر در پناهگاه برلین در چندین فیلم نمایش داده شده، ازجمله در جدیدترین فیلم، «سقوط» (Der Untergang) اثر اُلیور هیرشبیگل در سال ۲۰۰۴.
منبع: www.mi5.gov.uk (پایگاه اینترنتی سرویس امنیتی بریتانیا)
۲۵۹