کمتر از پنج سال پس از آن‌که ایالات متحده یک سلاح اتمی را بر هیروشیما و ناگازاکی انداخت، اتحاد جماهیر شوروی نیز بمب هسته‌ای خود را توسعه داد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بمب اتمی همچنان یکی از تأثیرگذارترین اختراعات نظامی قرن بیستم به شمار می‌رود؛ اختراعی که مسیر سیاست جهانی و راهبردهای نظامی را برای یک نسل شکل داد. توسعه این بمب در ایالات متحده طی جنگ جهانی دوم در قالب پروژه محرمانه منهتن انجام شد. با این حال، پروژه اتحاد جماهیر شوروی که در ۲۹ اوت ۱۹۴۹ [۷ شهریور ۱۳۲۸] با موفقیت یک سلاح هسته‌ای را آزمایش کرد، بخش به همان اندازه مهم و جذابی از تاریخ محسوب می‌شود. این، داستان چگونگی ساخت بمب اتمی شوروی و موج شوک سیاسی‌ای است که پس از آن برجای گذاشت.

فیزیک‌دانان هسته‌ای، اوتو هان و لیزه مایتنر، ۱۹۱۲.
منبع: ویکی‌مدیا کامنز

فلوروف سپس نامه‌ای محرمانه برای رهبر شوروی، ژوزف استالین، ارسال کرد و از او خواست که اتحاد شوروی، ساخت سلاح هسته‌ای را بالاتر از همه فعالیت‌های علمی دیگر در اولویت قرار دهد.

خاستگاه پروژه بمب اتمی شوروی

اگرچه چارچوب نظریِ چنین دستگاهی از اوایل دهه ۱۹۲۰ در فیزیک هسته‌ای وجود داشت، برنامه اتمی شوروی به‌ طور جدی در اوایل دهه ۱۹۴۰ آغاز شد. دانشمندان شوروی، ایگور تام، لِو لانداو و یاکوف فرنکل، همگی سهم مهمی در حوزه فیزیک هسته‌ای داشتند، اما کار آنان از پشتیبانی متمرکز دولتیِ لازم برای ساخت یک سلاح اتمی برخوردار نبود. این وضعیت خیلی زود، در سال ۱۹۳۸، تغییر کرد؛ زمانی که فیزیک‌دانان آلمانی، اوتو هان و فریتس اشتراسمن، شکافت هسته‌ای را کشف کردند و لیزه مایتنر و اوتو فریش توان تخریبیِ نیرویی را که از این فرایند حاصل می‌شد محاسبه کردند. جامعه علمی جهان دریافت که شکافتن یک اتم می‌تواند به آزاد شدن عظیمی از انرژی منجر شود، و رقابت برای ساخت سلاحی که این قدرت را مهار کند، به‌ طور جدی آغاز شد.

اتحاد جماهیر شوروی پس از آن‌که منابع اطلاعاتی گزارش‌هایی را درباره تلاش دانشمندان غربی برای ساخت چنین دستگاهی رهگیری کرده و به کرملین منتقل کردند، از کاربردهای بالقوه نظامیِ بمب مبتنی بر شکافت هسته‌ای آگاه شد. در سال ۱۹۴۰، فیزیک‌دان شوروی، گئورگی فلوروف، با همکاری کنستانتین پترژاک مقاله‌ای نوشت که توضیح می‌داد چگونه شکافت خودبه‌خودیِ یک اتم اورانیوم می‌تواند رخ دهد. فلوروف سپس نامه‌ای محرمانه برای رهبر شوروی، ژوزف استالین، ارسال کرد و از او خواست که اتحاد شوروی، ساخت سلاح هسته‌ای را بالاتر از همه فعالیت‌های علمی دیگر در اولویت قرار دهد. در همین زمان، جامعه علمی غرب ناگهان از بحث درباره این موضوع خودداری می‌کرد؛ نشانه‌ای اولیه از این‌که ایالات متحده و بریتانیا از پیش به ‌طور محرمانه در حال توسعه سلاح اتمی بودند.

شهروندان شوروی در مسکو در حال گوش دادن به سخنرانی ویاچسلاو مولوتوف
درباره تهاجم آلمان به اتحاد جماهیر شوروی، ۱۹۴۱.
منبع: ویکی‌مدیا کامنز

با وجود تمرکز دوباره، پیشرفت به سوی ساخت بمب اتمی کُند بود. اتحاد شوروی در مقایسه با مقیاس پروژه منهتن، به سنگ‌ معدن اورانیوم با عیار بالا، تأسیسات آزمایشگاهی مدرن و نیروی انسانی مجرب دسترسی کافی نداشت.

جنگ جهانی دوم آغاز می‌شود

در جریان جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی با نبردی بی‌سابقه برای بقای خود روبه‌رو شد؛ نبردی که بخش قابل توجهی از منابع را از پژوهش‌های هسته‌ای منحرف کرد. تهاجم آلمان به شوروی در سال ۱۹۴۱، که با نام «عملیات بارباروسا» شناخته می‌شود، فشار عظیمی بر مجتمع صنعتی شوروی وارد کرد و کرملین را وادار ساخت تا تولید تسلیحات متعارف را در اولویت قرار دهد. با این حال، استالین اهمیت راهبردی پژوهش درباره سلاح‌های هسته‌ای را حفظ کرد و در سال ۱۹۴۲ دستور داد کمیته‌ای ویژه برای نظارت بر ساخت بمب اتمی تشکیل شود. این کمیته ویژه به رهبری ایگور کورچاتوف اداره می‌شد و به نوعی همتای پروژه منهتن در ایالات متحده به شمار می‌رفت.

با وجود تمرکز دوباره، پیشرفت به سوی ساخت بمب اتمی کُند بود. اتحاد شوروی در مقایسه با مقیاس پروژه منهتن، به سنگ‌ معدن اورانیوم با عیار بالا، تأسیسات آزمایشگاهی مدرن و نیروی انسانی مجرب دسترسی کافی نداشت. آن‌چه این دشواری‌های کلیدی را وخیم‌تر می‌کرد، تهدید بسیار جدی اشغال توسط آلمان بود. با تهدید نیروهای آلمانی برای تصرف مسکو و لنینگراد، تعدادی از تأسیسات پژوهشی حیاتی ناچار شدند به سمت شرق منتقل شوند. درنهایت، محدودیت‌های لجستیکی و مادی ناشی از تلاش‌های جنگی، پروژه بمب اتمی شوروی را به‌شدت به تأخیر انداخت و به ایالات متحده و متحدانش اجازه داد بدون هیچ رقابت جدی، در این مسیر پیشتازی کنند.

دستگاه آزمایش هسته‌ای «ترینیتی» در حال نصب، ۱۹۴۵.
منبع: ویکی‌مدیا کامنز

چگونه جاسوسی به پروژه بمب اتمی شوروی کمک کرد

یکی از مهم‌ترین عواملی که به پیشبرد پروژه بمب اتمی شوروی کمک کرد، نقش جاسوسی بود. هرچند دانشمندان شوروی که به این پروژه گمارده شده بودند بسیار توانمند بودند، اما پیشرفت آنان ب ه‌طور قابل توجهی با اطلاعاتی که از پروژه منهتن به ‌دست آمده بود تقویت شد. مأموران اطلاعاتی شوروی از سازمان ان‌کاوه‌ده (NKVD) اطلاعاتی بسیار دقیق درباره طراحی و روش‌های ساخت نخستین بمب اتمی به دست آوردند. از چهره‌های کلیدی در شبکه جاسوسی که اطلاعات حیاتی را در اختیار رابط‌های شوروی قرار دادند می‌توان به کلاوس فوکس، تئودور هال و دیوید گرینگلس اشاره کرد.

فوکس فیزیک‌دانی آلمانی‌تبار بود که در لس‌آلاموس کار می‌کرد و نقشه‌های سازوکار انفجار درون‌فشاری را که در بمب پلوتونیومی آمریکا به کار رفته بود، در اختیار اتحاد شوروی قرار داد. هال، که او نیز از فیزیک‌دانان کلیدی پروژه منهتن بود، اطلاعات حیاتی درباره طراحی بمب و فرایند غنی‌سازی اورانیوم منتقل کرد. گرینگلس، که به‌ عنوان ماشین‌کار در لس‌آلاموس فعالیت می‌کرد، جزئیاتی درباره ساخت پوسته بمب و سازوکارهای داخلی آن نیز ارائه داد. هرچند هر یک از این افراد دلایل خاص خود را برای در اختیار گذاشتن اطلاعات محرمانه به شوروی داشتند، اما همگی در این باور مشترک بودند که نباید فقط ایالات متحده مالک سلاحی به آن قدرت، یعنی بمب اتمی، باشد و این‌که به اشتراک گذاشتن دانش ساخت آن می‌تواند توازن قدرت میان کشورها را برقرار کند.

اطلاعاتی که از پروژه منهتن به دست آمد، برای اتحاد شوروی نوعی نقشه راه فناورانه فراهم کرد که به ایگور کورچاتوف و تیمش اجازه داد سال‌ها آزمون و خطا را پشت سر بگذارند و ساخت نمونه اولیه بمب را آغاز کنند. با این حال، شوروی‌ها صرفاً از ایالات متحده کپی‌برداری نکردند، بلکه نظریه‌ها و دانش خود را نیز به کار گرفتند تا سلاحی بسازند که کاملاً منحصربه‌فرد بود.

پایان جنگ جهانی دوم و عزم استالین

اگرچه پایان جنگ جهانی دوم برای اتحاد جماهیر شوروی آرامش به همراه داشت، اما هم‌زمان فوریت ژوزف استالین برای تکمیل پروژه بمب اتمی شوروی را افزایش داد. بمباران هیروشیما و ناگازاکی توسط آمریکا در اوت ۱۹۴۵ و تسلیم شدن متعاقب ژاپن نه‌تنها قدرت ویرانگر چنین سلاحی را نشان داد، بلکه قدرت راهبردی عظیمی را که این سلاح‌ها در اختیار دارند نیز آشکار کرد. استالین انحصار هسته‌ای آمریکا را تهدیدی مستقیم برای امنیت و نفوذ جهانی شوروی می‌دانست. افزون بر این، خودداری ایالات متحده از به ‌اشتراک‌گذاری فناوری هسته‌ای از طریق «طرح باروخ» نیز استالین را بیش از پیش متقاعد کرد که اتحاد شوروی باید زرادخانه هسته‌ای خود را برای رقابت در جنگ سردِ پیش رو بسازد.

در سال‌های پس از پایان جنگ، استالین تمام منابع علمی و نظامی اتحاد شوروی را به ساخت بمب اتمی اختصاص داد. نظارت بر این برنامه برعهده لاورنتی بریا، رئیس سازمان ان‌کاوه‌ده (NKVD)، بود؛ کسی که فرهنگ محرمانگی و انضباط سخت‌گیرانه‌ای را در پروژه بمب اتمی شوروی ایجاد کرد. تحت رهبری بریا، هیچ‌گونه شکست یا کوتاهی پذیرفته نمی‌شد و حتی دانشمندان ارشد نیز در صورت ناتوانی در رعایت ضرب‌الاجل‌های سخت، ممکن بود با زندان یا اعدام روبه‌رو شوند.

محل پردازش هسته‌ای هانفورد، جایی که ایالات متحده بخش زیادی از مواد هسته‌ای خود را از آن تأمین می‌کرد.
منبع: وزارت انرژی ایالات متحده

دستاوردهای علمی کلیدی

تحت دستورات سخت‌گیرانه لاورنتی بریا، ایگور کورچاتوف تیمی از دانشمندان برجسته هسته‌ای را از سراسر اتحاد شوروی گرد هم آورد. این تیم شبانه‌روز کار می‌کرد تا بر مجموعه وسیعی از موانع فنی و مادی که در مسیر ساخت یک بمب اتمی قرار داشت، غلبه کند. با این حال، چالش اصلی پیش روی شوروی کمبود تخصص نبود، بلکه تأمین مواد خام بود. اتحاد شوروی برخلاف ایالات متحده که به ذخایر غنی اورانیوم در کانادا و کنگو دسترسی داشت، منابع کافی اورانیوم با عیار بالا در اختیار نداشت. برای حل این مشکل، مهندسان شوروی با ساخت رآکتورهای هسته‌ای عظیم و تأسیسات غنی‌سازی، روش‌های نوآورانه‌ای برای غنی‌سازی اورانیوم و پلوتونیوم توسعه دادند.

ماکت بمب RDS‑۱.
منبع: سرگئی رودوفنیچنکو / ویکی‌مدیا کامنز

عملیات «رعد نخستین»

در ۲۹ اوت ۱۹۴۹ [۷ شهریور ۱۳۲۸]، اتحاد جماهیر شوروی نخستین آزمایش هسته‌ای خود را با موفقیت در محل آزمایش سمیپالاتینسک در قزاقستان انجام داد. این دستگاه با نام رمزی «رعد نخستین» یا RDS‑۱  شناخته می‌شد؛ بمبی از نوع پلوتونیومی با سازوکار انفجار درون‌فشاری که از نظر طراحی به بمب «مرد چاق» در پروژه منهتن شباهت داشت. این آزمایش توسط گروهی از مقامات عالی‌رتبه شوروی، دانشمندان و نیروهای نظامی مشاهده شد. پس از انفجار، بمب RDS‑۱ انفجاری معادل حدود ۲۲ کیلوتن تی‌ان‌تی ایجاد کرد که از نظر قدرت با بمب‌هایی که ایالات متحده بر هیروشیما و ناگازاکی انداخت قابل مقایسه بود.

وقتی اتحاد جماهیر شوروی به جهان اعلام کرد که با موفقیت یک بمب هسته‌ای ساخته و آن را منفجر کرده است، یک دگرگونی لرزه‌وار در ژئوپلیتیک جهانی پدید آمد. این رویداد انحصار آمریکا بر سلاح‌های هسته‌ای را شکست و به‌ طور بنیادی پویایی‌های در حال تغییرِ جنگ سردِ نوظهور را دگرگون کرد. ایالات متحده که تصور می‌کرد حداقل یک دهه زمان دارد تا شوروی بتواند به بمب هسته‌ای دست یابد، ناچار شد با واقعیت جدیدِ وجود یک شورویِ مجهز به سلاح هسته‌ای روبه‌رو شود.

دانشمندان شوروی در مؤسسه کورچاتوف به پژوهش درباره کاربردهای صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای ادامه دادند، ۱۹۷۴.
منبع: ویکی‌مدیا کامنز

میراث هسته‌ای شوروی

برنامه هسته‌ای شوروی تنها یک دستاورد فنی نبود، بلکه گواهی بر پایداری و نبوغ دانشمندان شوروی نیز به شمار می‌رفت. چهره‌های کلیدی مانند ایگور کورچاتوف و آندری ساخاروف به‌ عنوان بنیان‌گذاران برجسته علم در شوروی شناخته شدند؛ ساخاروف بعدها از جایگاه خود استفاده کرد و به یکی از مدافعان صریح کنترل تسلیحات و حقوق بشر تبدیل شد. افزون بر این، این برنامه پایه‌های شبکه‌ای سراسری از تأسیسات هسته‌ای را بنا نهاد که به اتحاد شوروی کمک کرد نه‌تنها زرادخانه بزرگی از سلاح‌های هسته‌ای ایجاد کند، بلکه کاربردهای غیرنظامی مانند انرژی هسته‌ای را نیز در شوروی در حال گسترش معرفی کند.

با این حال، برنامه هسته‌ای شوروی میراثی نیز برجای گذاشت که با جنجال‌های اخلاقی و زیست‌محیطی همراه است. محرمانگی شدید و شتاب برای ساخت بمب هسته‌ای شوروی موجب آلودگی گسترده محیط‌زیست و خطرات جدی برای سلامت مردم در مناطقی مانند سمیپالاتینسک شد. علاوه بر این، از آن‌جا که اتحاد شوروی برای استخراج مواد هسته‌ای و مدیریت پسماندهای آن به کار اجباری زندانیان متکی بود، شمار زیادی از افراد تقریباً به ‌طور مداوم در معرض سطوح بالای تابش رادیواکتیو قرار گرفتند.

نویسنده: رابین گیلهام؛ کارشناس ارشد سیاست روسیه و پساشوروی

منبع: www.thecollector.com

۲۵۹