به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، شبهه نسبت میان آیه «لا اکراه فی الدین» و آیات جهاد، از جمله پرسشهای مهم و پرتکراری است که همواره در مباحث دینی و اعتقادی مطرح میشود. اهمیت این پرسش از آن روست که پاسخ به آن، به درک درست از منطق تشریع در اسلام، نسبت دین با آزادی انتخاب و درک عمیقتر ما از مبانی بنیادین دین اسلام، از جمله مفاهیم عدالت، کرامت انسانی، منطق تشریع و ماهیت دین و نحوه تعامل آن با پیروانش و حتی با غیرمسلمانان تأثیر میگذارد و جایگاه جهاد در آموزههای اسلامی کمک میکند.
بنابر روایت حوزه، برای یافتن پاسخی روشن به این شبهه، با حجتالاسلام رضا پارچهباف، کارشناس پاسخگویی به شبهات گفتگویی داشتیم که در ادامه متن آن را با شما مخاطبین گرامی به اشتراک میگذاریم.
سوال شبهه:
قرآن میگوید «در دین هیچ اجباری نیست». پس چرا آیاتی داریم که درباره جنگ با مشرکان صحبت میکنند؟ و چطور جهاد که یکی از پایههای دین است، با این اصل (نبود اجبار) جور درمیآید؟
پاسخ حجتالاسلام پارچه باف:
بسماللهالرحمنالرحیم
در پاسخ به این پرسش که اگر خداوند در قرآن کریم میفرماید «لا إکراه فیالدین» (در دین هیچگونه اجباری نیست)، پس فلسفه نزول آیات مربوط به جهاد و مبارزه با مشرکان چیست و چرا جهاد یکی از احکام مهم در اسلام به شمار میآید؟ باید به یک نکته بنیادین توجه داشت؛ اصل ماجرا این است که میان «ایمان آوردن» و «جهاد» تفاوت ماهوی وجود دارد.
آیه شریفه «لا إکراه فیالدین» به حوزه پذیرش دین و باور قلبی بازمیگردد؛ بدین معنا که خداوند متعال تأکید میفرماید نمیتوان کسی را با زور و فشار به باور قلبی و ایمانِ واقعی واداشت، چرا که ایمان یک مسئله کاملاً درونی و قلبی است.
انسان ممکن است تحت فشار، چیزی را به زبان بیاورد، اما تا زمانی که قلبش آن را نپذیرد، ایمان حقیقی حاصل نمیشود. بنابراین، معنای این آیه آن است که اسلام نمیخواهد کسی را با زور به یک باور و اعتقاد وادارد؛ چرا که اعتقادِ اجباری اساساً فاقد ارزش است. تنها ایمانی ارزشمند است که بر پایه فهم، آگاهی و بر اساس انتخاب و اختیار باشد.
اما سؤال اینجاست که اگر اصل بر آزادی است، پس آیات جهاد برای چیست؟ چرا باید به مبارزه برخاست؟
برای پاسخ به این بخش، باید به شرایطی که این آیات در آن نازل شدهاند توجه کرد. در صدر اسلام، مشرکان تنها با مسلمانان اختلاف فکری نداشتند، بلکه آنها را به شدت آزار میدادند، شکنجه میکردند، از خانههایشان بیرون میکردند، اموالشان را غارت مینمودند و حتی برای نابودی کامل جامعه اسلامی به جنگ برخاستند.
بنابراین، آیات جهاد در فضایی نازل شدهاند که دشمن دست به شمشیر برده بود، نه در فضایی که صرفاً یک اختلاف عقیده ساده در میان باشد. اگر قرار بود اصل بر اجبار در دین باشد، قرآن صراحتاً چنین دستور میداد، اما حقیقت بر خلاف این است.»
خداوند متعال در قرآن میفرماید: «و اگر با شما جنگیدند، با آنان بجنگید، اما تعدی نکنید». از این رو، جهاد به معنای تحمیل فکر، عقیده و دین نیست؛ بلکه هدف از آن، دفاع در برابر تجاوز و مقابله با ظلم است. نکته بسیار مهم این است که اسلام میان این دو مسئله تفاوت قائل شده است: تحمیل عقیده با مقابله با ظلم کاملاً متفاوت است. ما با ظلم و با حملات دشمن مقابله میکنیم، اما به دنبال تحمیل عقیدهی خود نیستیم.
اسلام تأکید دارد که هیچکس را مجبور به مسلمان شدن نکنید؛ چرا که اصل بر «لا اِکراه فی الدین» (در دین هیچ اجباری نیست) است. اما اگر گروهی با ظلم، شکنجه، کشتار و جنگ برخاستند تا حق زندگی، امنیت و آزادی مردم را از بین ببرند، در برابر آنها باید مقتدرانه ایستاد. در واقع، جنگ در اسلام برای این تشریع شده است که از نابودی جامعه اسلامی جلوگیری شود، نه برای تحمیل عقاید. هدف این است که مومنان تحت فشار و شکنجه از بین نروند و راه هدایت و انتخاب آزادانه برای مردم بسته نشود. اگر گروهی بخواهند با ستم، راه رسیدن به حقیقت را بر مردم مسدود کنند، مسلمانان وظیفه دارند راه را باز کنند، بدون آنکه بخواهند دین خود را به زور بر دیگران تحمیل کنند.
گاهی تصور میشود جهاد به معنای آن است که مردم را با شمشیر مسلمان کنند، در حالی که این برداشت کاملاً نادرست است. اگر هدف اسلام اجبارِ همگان به مسلمان شدن بود، اصلاً معنا داشت که در طول تاریخ، پیروان ادیان دیگری چون مسیحیت و یهودیت در سرزمینهای اسلامی زندگی کرده و باقی بمانند؟ بقای این پیروان نشان میدهد که اصل بر اجبار در ایمان نبوده است. جنگ در اسلام برای از بین بردن فتنه، مقابله با ظلم و سد کردن راه ستمگران است، نه برای وارد کردن زور به دلهای مردم.
نکته دیگر این است که جهاد در اسلام تنها به معنای جنگ نظامی نیست؛ این دیدگاه محدودی است. در معارف اسلامی، جهاد معانی بسیار گستردهتری دارد؛ از جمله «جهاد با نفس» (مبارزه با خواهشهای نادرست) و «جهاد علمی و فرهنگی» (تلاش برای گسترش حق و مقابله با جهل و فساد). بنابراین، وقتی میگوییم جهاد از مسائل مهم دین است، نباید تنها به جنبه نظامی آن توجه کنیم.
در جمعبندی نهایی میتوان گفت:
اولاً، آیه «لا اکراه فی الدین» بیان میکند که ایمان اجباری نیست و نمیتوان کسی را با زور مومن کرد. ثانیاً، آیات جهاد میگوید اگر دشمن برای نابودی جامعه اسلامی و آزار مومنان برخاست، مسلمانان حق و حتی وظیفه دارند از خود دفاع کنند. پس این دو موضوع نه تنها با هم تناقضی ندارند، بلکه هر کدام در جای خود معنای درستی دارند: یکی درباره «آزادی در انتخاب عقیده» و دیگری درباره «لزوم دفاع در برابر ظلم و تجاوز».
در حقیقت، جهاد در بسیاری از موارد برای این بوده است که همین «آزادیِ انتخاب دین» از بین نرود. اگر مسلمانان از خود دفاع نمیکردند، دشمنان اجازه نمیدادند حتی صدای حق به گوش مردم برسد، چه رسد به اینکه مردم بخواهند آزادانه دین خود را انتخاب کنند. پس نتیجه میگیریم که اسلام، نه دینِ اجبار در عقیده است و نه دینِ تسلیم در برابر ظلم؛ اسلام در عقیده، اجبار را نمیپذیرد و در برابر تجاوز نیز، سکوت نمیکند.