به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، کتاب «منابع آلمانی درباره ایران عصر صفوی» نوشته ویلم فلور با ترجمه محمد آقاجری از سوی انتشارات نسیم بادگیر منتشر شد.
کتاب منابع آلمانی درباره ایران عصر صفوی یکی از آثار مهم پژوهشی در حوزه تاریخ ایران صفوی است که به بررسی و تحلیل منابع آلمانیزبان مربوط به این دوره اختصاص دارد. این کتاب حاصل گردآوری، ترجمه و تحلیل سفرنامهها، گزارشهای دیپلماتیک و اسناد اقتصادی و اجتماعی اروپاییان است که ایران صفوی را از اواخر قرن شانزدهم تا اوایل قرن هجدهم میلادی مورد مطالعه قرار دادهاند. محمد آقاجری با برگردان فارسی این اثر، دسترسی پژوهشگران و علاقهمندان به منابع ارزشمند خارجی درباره تاریخ ایران را آسان کرده است.
ویلم فلور در این کتاب بیش از ۱۰ منبع آلمانیزبان را بررسی کرده و جزئیات متنوعی از ایران صفوی ارائه میدهد. این منابع شامل سفرنامههای میدانی، گزارشهای سیاسی و دیپلماتیک، توصیفات اجتماعی و فرهنگی و مشاهدات اقتصادی هستند که تا پیش از این کمتر مورد توجه محققان فارسیزبان قرار گرفته بودند. آقاجری با ترجمه دقیق و تدوین منسجم، این اطلاعات را در قالبی قابل فهم برای خواننده فارسیزبان عرضه کرده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، ارائه تصویری غیرایرانی و اروپایی از ایران صفوی است. این منابع آلمانیزبان، ایران را از زاویه دید خارجیان و با تمرکز بر جنبههای مختلف حکومت، جامعه، اقتصاد و فرهنگ بررسی کردهاند. این نگاه اروپایی، علاوه بر آنکه اطلاعات تاریخی جدیدی در اختیار میگذارد، کمک میکند تا فهمی تطبیقی و انتقادی از تحولات ایران صفوی شکل گیرد.
از نظر موضوعی، کتاب بخشهای متنوعی را در بر میگیرد. تحولات سیاسی و حکومتی: ساختار حکومت صفوی، نقش شاهان و درباریان، روابط داخلی و خارجی ایران، ابعاد اقتصادی و تجاری: تجارت داخلی و خارجی، فعالیتهای بنادر جنوبی، تعاملات با اروپاییان، وضعیت بازارها و کشاورزی، ابعاد اجتماعی و فرهنگی: زندگی روزمره مردم، آداب و رسوم، مناسبات شهری و روستایی، و نقش فرهنگ و مذهب در جامعه، تأثیر تعاملات خارجی: نگاه اروپاییان، همکاریها و تضادهای سیاسی، و نحوه تصویر ایران در سفرنامهها و گزارشهای دیپلماتیک بخشهای گوناگون کتاب را دربردارد.
یکی از بخشهای جذاب کتاب، توصیف دقیق و مستند زندگی مردم در مناطق جنوبی ایران، بهویژه خلیجفارس و بنادر مهمی چون بندرعباس است. سفرنامهنویسان آلمانی به جزئیاتی چون وضعیت اقتصادی، ساختار شهری، آداب و رسوم مردم و تعامل با بازرگانان اروپایی توجه کردهاند که امروز به پژوهشگران امکان میدهد تصویری نزدیک به واقعیت از جامعه صفوی داشته باشند.
بازتابی از نگرش خارجیها به سیاست، اقتصاد، فرهنگ و دین در ایران صفوی
کتاب منابع آلمانی درباره ایران عصر صفوی علاوه بر ارائه دادههای تاریخی، دیدگاههای اروپاییان نسبت به ایران و ایرانیان را نیز آشکار میکند. این منابع، بازتابی از نگرش خارجیها به سیاست، اقتصاد، فرهنگ و دین در ایران صفوی هستند و به فهم تعاملات بینالمللی، همزیستی ادیان و نحوه حکومتداری در این دوره کمک میکنند.
این کتاب برای چند گروه اهمیت ویژه دارد. تاریخپژوهان و دانشجویان دوره صفوی که به دنبال منابع متنوع و معتبر هستند، ایرانشناسان و علاقهمندان به تاریخ فرهنگی و اجتماعی ایران که میخواهند دیدگاهی مقایسهای و خارجی نسبت به جامعه ایرانی داشته باشند، پژوهشگران روابط ایران و اروپا و کسانی که به مطالعه تعاملات سیاسی و اقتصادی در دوره صفوی علاقهمندند. درمجموع، منابع آلمانی درباره ایران عصر صفوی اثر ارزشمندی است که با ارائه منابع اروپایی، تصویر گسترده و دقیقتری از ایران صفوی در اختیار مخاطب قرار میدهد. این کتاب نهتنها در بازشناسی تحولات تاریخی و فرهنگی دوره صفوی اهمیت دارد، بلکه کمک میکند تا تاریخ ایران از منظر خارجیان نیز تحلیل شود و چشماندازی تطبیقی و انتقادی شکل گیرد.
سفرنامهها اغلب حاوی اطلاعات تاریخی مهمی هستند
ویلم فلور میگوید: تنوع گستردهای از مسافران خارجی (تاجران، دیپلماتها، سربازان، کشیشان و هنرمندان) به ایران صفوی سفر کردهاند و خوشبختانه برخی از آنها گزارشی از سفرشان را برای ما به جا گذاشتند. به دلیل اینکه این مسافران به زبانهای مختلفی از ترکی، عثمانی تا لاتین مینوشتند، حتی برای اروپاییان و ایرانیان تحصیلکرده هم دشوار است که بتوانند تمامی این سفرنامهها را به زبان اصلیشان بخوانند. این امر ناراحتکننده است زیرا این سفرنامهها اغلب حاوی اطلاعات تاریخی مهمی هستند که علاقهمندان به تاریخ صفوی تمایل دارند بدانند. به همین دلیل من تعدادی از سفرنامهها و کتابهای تاریخی را از زبانهای مختلف انگلیسی و فارسی ترجمه کردهام تا این منابع را در اختیار عموم علاقهمندان قرار دهم.
سفرنامههای ترجمهشده در این کتاب، شامل تمامی آنهایی است که بین سالهای ۱۵۹۰ تا ۱۷۲۳ به زبان آلمانی منتشر شدهاند. بنابراین بیشتر دوره صفوی را پوشش میدهد. اگر چه دولتهای آلمانی هیچ رابطهای با ایران نداشتند اما تعداد قابل توجهی از آلمانیها به ایران آمدند و گزارشی از آنچه دیده و تجربه کرده بودند، منتشر کردند. برخی از آنها اشرافزادگان بودند، برخی دیگر سرباز یا تاجر، برخی از آنها از ایران گذر کردند، برخی دیگر تنها بندرعباس، قشم یا اصفهان را دیدند و بنابراین هر کدام تجربه و نظر متفاوتی درباره بازدید خود داشتند که خواندن گزارش آنها بسیار جالب است.
سفرنامهنویسی در زمره کهنترین شاخههای ادبی است
محمد آقاجری نیز چنین مینویسد: هر سفرنامه بسان روزنی است که با گذر از سدهای زمانی و مکانی بر گذشتهها و سرزمینهای دور از دسترس گشوده میشود و ما را با مردمان و کشورهایی آشنا میکند که در غیر این صورت بهسختی میتوانستیم از آنها آگاهی یابیم. جالب اینکه سفرنامهنویسی در زمره کهنترین شاخههای ادبی است و پیشینه آن به هزاران سال پیش میرسد .در گذشته به دلایلی بهویژه آشنایی کمتر مردمان با سرزمینهای دوردست و دشواری جابجاییهای سرزمینی، سفرنامهها بیش از زمان ما اهمیت داشتهاند. امروزه با جستوجویی ساده در شبکههای اجتماعی میتوان اطلاعات فراوانی درباره دورافتادهترین سرزمینهای جهان به دست آورد اما در هزاران سال پیش سفرنامهها در همه اشکال خود، حتی روایتهای سینه به سینه، مسافران، جنگجویان و بازرگانان تقریباً تنها منبع اطلاعات مردمان درباره سرزمینهای دوردست بودند.
کهنترین سفرنامهها با تصور امروزین ما از این آثار تفاوت داشتند و بیشتر رهنامههایی بودند که هدف از آنها راهگشایی برای لشکرکشیها، سفرهای دریایی و بازرگانی بود. اقناع کنجکاوی بشر درباره سرزمینهای دوردست و شناخت مردمان ناآشنا و رسم و رسوم آنها صدها سال بعد جزو اهداف سفرنامهنویسان شد. برای نمونه یکی از کهنترین سفرهای دریایی که به فرمان فرعون نخوی دوم انجام شد، آشکارا به منظور بومشناسی و کشف آفریقا بود.
نخستین سفرنامه رزمی یا رزمنامه درباره ایران
جهانگردی ایرانیان در روزگار هخامنشی بیش از چند موردی بوده که اطلاعات آن از خلال نوشتههای مورخان باستانی به دست ما رسیده است. هرودوت در شرح شورش آریستاگوراس، رهبر آشوب ایونیا در سال ۴۹۹ پ.م. از نقشهای میگوید که بر لوحی برنجی نقش شده بود و گستره عظیم شاهنشاهی هخامنشی و مردمان ساکن در آن را نشان میداد و هکاتایوس، جغرافیدان معروف یونانی میخواست با نشان دادن آن نقشه به هممیهنانش و یادآوری ثروت عظیم شاه پارس آنان را از شورش باز دارد. هکاتایوس نمیتوانست آن نقشه و نیز اثر جغرافیایی بزرگ خود درباره زمین را تنها براساس منابع یونانی تهیه کند و بیگمان آثار بسیار بیشتری در اختیار داشته است که متاسفانه همه آنها از میان رفتهاند و تنها از رهگذر نقلقولهایی از آنها در نوشتههای نویسندگان بعدی است که میتوانیم به وجودشان پی ببریم.
کسنفون، سردار یونانی که در نبرد کوناکسا در سال ۴۰۱ پ.م. شرکت داشت ضمن توصیف رویدادهای آن نبرد شرحی درباره مسیر بازگشت خود نوشته است که شاید بتوان آن را نخستین سفرنامه رزمی یا رزمنامه درباره ایران دانست این رزم نامه شرح بازگشت ده هزار یونانی از کوناکسا، روستایی در شمال بغداد کنونی به کرانههای دریای سیاه است.
کهنترین سفرنامه واقعی درباره ایران اثر نثار خوس، دریاسالار سپاه مقدونی، است که پس از تاخت و تازهای اسکندر در هند در حدود سال ۳۲۳ پ.م مامور شد ناوگان یونانی را از دهانه سند به شوش برساند. او شرحی درباره مسیر خود نوشت که آریان، نویسنده یونانی سده دوم میلادی آن را در اثر خود تاریخ هند گنجاند. بخشی از این سفرنامه مربوط به کرانههای جنوبی کشور ما است. این اثر را میتوان کاملترین توصیف باستانی درباره کرانههای جنوبی ایران دانست. اهمیت ویژه سفرنامه نثارخوس در این است که از جنوب ایران، بهویژه در روزگار باستان به نسبت دیگر سرزمینهای ایران در آثار تاریخ بسیار کم سخن رفته و بیشتر دانستههای کنونی درباره این کرانهها مبتنی بر کاوشهای باستانشناس است. حتی تا روزگار صفویه نیز بیشتر دانستههای ما درباره بندرهای جنوبی ایران برگرفته از سفرنامههای اروپاییان است.
روزگار زرین سفرنامهنویسی مسلمانان و ایرانیان
با ظهور اسلام و برداشته شدن مرزهای سرزمینی در باختر آسیا جهانگردی نیز بهتدریج رونقی یافت و بهویژه در سدههای سوم تا هشتم هجری جهانگردان نامداری ظاهر شدند که آثار ارزشمندی از خود برجای گذاشتند. سفرنامه ناصرخسرو، سفرنامه ابنبطوطه معجمالبلدان یاقوت حموی و دهها اثر دیگر در همین دوره پدید آمدند اما گویا روزگار زرین سفرنامهنویسی مسلمانان و ایرانیان زمانی به پایان رسید که اروپاییان، با پیشگامی مارکوپولو دگربار رهپوی این وادی شدند اما این بار سفرنامهنویسی اروپاییان به مصیبتی برای خاورزمین تبدیل شد و جهان غرب که بهتدریج از تاریکی قرون وسطی بیرون میآمد، عزم خود را جزم کرد تا بر ثروتی چنگ اندازد که در سفرنامههای غربی شرحی اغراقگونه و افسانهوار از آن آمده بود و بعدها نیز هنگامی که ناوگانهای اروپاییان به دریا زد این مصیبت صدچندان شد. از این پس بسیاری از سفرنامهها را دریانوردانی مینوشتند که با سودای کشورگشایی به دریا میزدند. سفرنامههای ماژلان و الوارز کابرال نمونههایی از این آثار هستند.
سفرنامهها با هر نیتی که نوشته میشدند اغلب دربردارنده اطلاعاتی یگانه بودند. برای نمونه، پدرو تیشیرا، جهانگرد پرتغالی، در سفرنامه خود خلاصهای از شاهنامه تورانشاهی یعنی تاریخچه شاهان هرمز را آورده است که سندی انکارناپذیر درباره حضور ایرانیان در خلیجفارس و حتی کرانههای جنوبی آن است. از آنجا که اصل فارسی آن اثر از میان رفته است ترجمه تیشیرا با وجود مختصر بودن خود ارزشی بیمانند دارد. درحقیقت بسیاری از اطلاعات ما درباره وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران بهویژه در دوره صفویه به بعد، برگرفته از سفرنامههای اروپاییانی است که با نگاه تیزبینانه خود جنبههایی از وضعیت اجتماعی و سیاسی ایران را در آثار خود میگنجاندند که به دلایلی در آثار فارسی هم روزگار ذکر نمیشد.
بدون سفرنامههای شاردن، آدام اولئاریوس، کمپفر تاورنیه و بسیاری دیگر، تاریخ ایران روزگار صفویه به بعد بسیار ناقص میبود؛ بهویژه که تاریخهای ایرانی بیشتر شرح رویدادهای درباری، کشاکشهای سیاسی و جنگها هستند و در آنها بهندرت از عامه مردم سخنی میرود برای نمونه جیمز اسپیلمن انگلیسی، که در سال ۱۱۱۸ خ برای تجارت ابریشم وارد ایران شد، در سفرنامه کوتاه خود اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره امور تجاری و ساز و کار اداری ایران در روزگار نادر ارائه میدهد اما در ضمن گفتههای وی میتوان دید که پس از آن همه پیروزی و سیل غنایمی که به ایران سرازیر شده بود، استبداد بیاندازه حاکمان چگونه یکی از فاجعهبارترین روزگاران تاریخ ایران را رقم زد.
کتاب «منابع آلمانی درباره ایران عصر صفوی» نوشته ویلم فلور با ترجمه محمد آقاجری در ۶۲۴ صفحه و قیمت ۶۰۰ هزار تومان از سوی انتشارات نسیم بادگیر منتشر شد.
۲۵۹