به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - محسن آزموده؛ مظفرالدینشاه (۱۳۲۴-۱۲۶۹ ق) پنجمین پادشاه سلسله قاجار، ده سال و نه ماه حکومت کرد. دوران سلطنت او حلقه واسط عصر ناصری با نهضت مشروطه بود. فرمان مشروطه را او امضا کرد، اما چندان زنده نماند تا پیامدهایش را ببیند و در ۵۳ سالگی درگذشت. درباره او و دوران نسبتاً کوتاه اما مهم حکومتش پژوهشهای تاریخی اندکی منتشر شده است. بهتازگی کتاب «نگاهی نو بر زندگی مظفرالدینشاه قاجار» نوشته شیدا یوسفزاده به همت انتشارات سماع قلم منتشر شده است. نویسنده این کتاب کوشیده براساس اسناد نویافته، به تحلیل روانشناختی شخصیت مظفرالدینشاه بپردازد و تاثیر ویژگیهای شخصیتی او بر سیاست و اجتماع آن زمان را واکاوی کند. کتاب از یک مقدمه، سه فصل و نتیجهگیری کوتاه تشکیل شده. نویسنده در فصل نخست مروری بر زندگی و عصر مظفرالدینشاه کرده و در فصل دوم به تحلیل بیماریهای جسمی و روانی مظفرالدینشاه پرداخته و در فصل سوم با بررسی اسناد خوشگذرانیها و تفریحات مظفرالدینشاه را بررسی کرده. از ویژگیهای شاخص و ارزشمند کتاب استفاده مفصل از اسناد و ارائه آنهاست به گونهای که بیش از نیمی از کتاب، به اسناد اختصاص دارد و پژوهشگر و علاقهمند تاریخ خود میتواند به منابع دستاول مراجعه کند. به مناسبت انتشار این کتاب با شیدا یوسفزاده، نویسنده کتاب و دانشآموخته تاریخ گفتوگویی صورت دادیم که از نظر میگذرد.
***
نخست بفرمایید اصلاً چه شد که سراغ پژوهش درباره مظفرالدینشاه و دوران او رفتید و چرا برای کار تحقیقی او و دوران او را برگزیدید؟
تاریخ قاجار مرحله حساسی از تاریخ ایران است دوره گذار از سنت به دوره اصلاحات اداری، تغییرات سیاسی و سرانجام انقلاب مشروطه. عصر قاجار یکی از شگفتانگیزترین دورههای تاریخ ایران است، زیرا دگرگونیهای سیاسی و تغییرات اجتماعی که در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری بر کشور گذشت ویژگی خاصی به ساخت اجتماعی عصر قاجار داد که همواره مورد توجه پژوهشگران تاریخ و جامعه شناسی بوده است. دوره قاجار اولین مدارس به شیوه اروپایی تاسیس شد و زمینه تاسیس دانشگاه فراهم گردید. اولین گروه دانشجویان ایرانی به اروپا میروند. به نقل از نویسنده کتاب «در آستانه مشروطیت در سرزمین آرزوها» «ناصرالدینشاه و مظفرالدینشاه با تمام فساد و حماقتی که به آنها نسبت میدهند اولین کسانی هستند که سینما و دوربین عکاسی را وارد ایران کردند» از آنجا که دوره مظفرالدینشاه شاهد وقوع انقلاب مشروطه یکی از پررنگترین اتفاق این دوره بوده که اسناد موثقی از آن هم در اختیار است توجه من را به این دوره جلب نمود.
به نظر میرسد کار تحقیقاتی و پژوهشی درباره مظفرالدینشاه بسیار اندک است. آیا واقعاً چنین است و اگر اینطور است، علت به نظر شما چیست؟ آیا دوران کوتاه سلطنت او یا قرار گرفتن میان دو دوره مهم یا کمبود منابع و اسناد موجب این موضوع است؟
بله درست است به جز چند مقاله و مطالبی در سفرنامهها، خاطرات و تصحیح سفرنامههای خود مظفرالدینشاه تحقیق و پژوهشی درباره مظفرالدینشاه صورت نگرفته است. شاید در مقایسه با ناصرالدینشاه دوره پادشاهی کوتاه، بیماریهای روحی و جسمی خود شاه و یا توجه بیشتر به انقلاب مشروطه باعث شده کمتر به دوره سلطنت مظفرالدینشاه توجه شود. اما میتوان گفت منابع و اسناد در مراکز اسنادی به اندازه کافی وجود دارد که پژوهشگران به آن کمترتوجه میکنند.
اهمیت و ضرورت پرداختن به دوره مظفرالدینشاه و شخصیت در چیست؟
با توجه به اینکه مظفرالدینشاه عموماً به عنوان شاهی بیکفایت توصیف شده است و مورخان دوره ده سال و نه ماهه سلطنت او را یکی از بدترین دورههای حکومت دانستهاند اما باید با تأمل و تعمق بیشتری به آن نظر کرد، زیرا با رواج ادبیات انتقادی در دوره مشروطه توسط روشنفکران، موج انتقادها به سوی او روانه شد. گرچه برخی از منابع همچو خاطرات عینالسطنه نیز به ویژگیهای مثبت شاه اشاره دارد، اما در تمام صفحات روال یکسان نیست. به هر روی، ناتوانی شاه در اداره کشور انکارناپذیر است که هم میتواند تحت تأثیر اختلالات شخصیتی وی باشد و هم به دلیل بیماریهای متعدد جسمی او. آنچه در این زمینه راهگشاست تحلیل شخصیت و رفتار مظفرالدینشاه است که به آن پرداخته شد.
شما از منظر و رویکرد خاصی به تحلیل مظفرالدینشاه و دورهاش پرداختید و رهیافتی روانشناختی اتخاذ کردید. علت انتخاب این رویکرد چیست؟
انتخاب رویکرد روانشناختی برای تحلیل شخصیت و دوره مظفرالدینشاه، از این باور ریشه میگیرد که تاریخ تنها در لایههای سیاسی و اقتصادی جریان ندارد، بلکه در عمیقترین لایههای روانی انسانهای سازنده آن نیز پنهان است. در نظامی مانند قاجار که بر قدرت متمرکز شخص شاه تأکید میشد، سلامت روانی، ترسها، آرزوها و حتی بیماریهای جسمانی او مستقیماً بر سرنوشت ملت اثر میگذاشت. مظفرالدینشاه نمونهای بارز از این پیوند است: انسانی با بیماریهای مزمن، تربیتشده در سایه استبدادِ پدری قدرتمند و هراسان از تکرار خشونتهایش، که ناگهان در مقامی قرار گرفت که نیاز به ارادهای قوی و نگاهی استراتژیک داشت. این تناقضها و نوسانهای رفتاری او، مانندِ انفعال مطلق در برابر درباریان، لذتجویی افراطی تا امضای فرمان مشروطه در لحظهای تاریخی، با تحلیلهای مرسوم سیاسی بهتنهایی قابل توضیح کامل نیستند و نیازمند کاوشی عمیقتر در جهان درونی او هستند.
اصولاً ویژگیها و شاخصههای رویکرد روانشناختی در پرداختن به موضوعات و شخصیتهای تاریخی چیست؟
رویکرد روانشناختی در مطالعه شخصیتهای تاریخی، بر پیوند ناخودآگاه فردی و کنش تاریخی تأکید دارد و میکوشد رفتارها را در چهارچوب مکانیسمهای روانی مانند ترسهای عمیق، وابستگیهای بیمارگونه، یا جبرانهای ناخودآگاه تفسیر کند. این نگاه، تاریخ را از اسطورهسازیهای سیاه و سفید دور میکند و شخصیتها را در تمامی پیچیدگیهای انسانی خود نشان میدهد. در مورد مظفرالدینشاه، این روش به ما کمک میکند تا ضعفهای او را صرفاً نتیجه بیکفایتی اخلاقی ندانیم، بلکه محصول تربیت در فضایی پر از ترس، بیماری جسمانی تحلیلبرنده و فشارهای انتقالیافته از نسل پیشین بدانیم. همچنین، این تحلیل نشان میدهد که چگونه عوامل بهظاهر شخصی، مثل بیماریهای مختلف یا نوع رابطه با والدین، میتواند بر تصمیمات کلان سیاسی اثر بگذارد و مسیر تاریخ را تغییر دهد.
فواید و مزایای نگاه و رویکرد روانشناختی در تحلیل شخصیتهای چیست؟
فواید این نگاه تنها به درک بهتر یک شخصیت محدود نمیشود، بلکه پنجرهای به تحلیل ساختارهای قدرت و انتقال آسیبها در سلسلههای پادشاهی میگشاید. این رویکرد، تاریخ را انسانیتر میکند و نشان میدهد که رویدادهای بزرگ گاه از دل آسیبهای کوچک روانی سر برمیآورند. البته این روش اگر با توجه به محدودیتهایش، نظیر کمبود منابع دستاول روانشناختی یا خطر تعمیمدهی افراطی و غیرمجاز، به کار رود، میتواند در کنار تحلیلهای اجتماعی و اقتصادی، تصویری غنیتر و چندبعدی از گذشته ارائه دهد و حتی درک بهتری از رابطه همیشگی قدرت و روان انسان در تاریخ به ما ببخشد.
شما در کتاب روی دو نکته تاکید گذاشتهاید: یکی امراض و بیماریهای روانی و جسمی مظفرالدین شاه و دیگری خوشگذرانیها و تفریحات او. چه رابطهای میان این دو هست؟
مظفرالدینشاه در طول ولیعهدی و سلطنت خود به بیماریهای مختلف ازجمله زکام، نقرس، بیماری کلیه، تنگی نفس و بیماری قلبی دچار بود و اغلب اوقات از بیماریهای مختلفش رنج میبرد به طوری که در روزنامههای خارجی و گزارش سفارتها بازتاب یافت در عکسهای باقیمانده از مظفرالدین شاه چه در دوره ولیعهدی و چه در دوره سلطنت، سن او بیشتر از سن واقعیاش نشان میدهد و آثار بیماری از چهره او در عکسها مشخص است. بیماریهای گوناگون شاه دلیلی بر آن شد تا برای کاهش درد و فرار از شرایط وخیم جسمی و روانی خود به لذتجویی افراطی روی آورد و برای مداوای خود به سفرهای مختلف خارجی برود که بر عملکرد او در حکومتداری و حتی امضای فرمان مشروطیت بیتاثیر نبود.
بسیاری معتقدند که اگر شاه قاجار در دوران بعد از ناصرالدینشاه، شخصیتی بیمار و ضعیف مثل مظفرالدینشاه نبود، فرمان مشروطه به این راحتی امضا نمیشد. آیا با این ادعا موافق هستید؟ به عبارت دقیقتر و کلیتر چقدر نقش شخصیت و ویژگیهای شخصیتی را در تحولات سیاسی، به ویژه در نظامهای سلطنتی موثر میدانید؟
بله میتوان گفت شخص مظفرالدینشاه در به ثمر رسیدن جنبش مشروطه نقش یک محرک را ایفا کرد. ویژگیهای شخصیت امضاکننده فرمان مشروطه، گرایش زیاد او به تفریح بود. از عوامل تاثیرگذار در شکلگیری شخصیت او، تربیت و شرایط دوره طولانیمدت ولیعهدی که نهتنها کشورداری را به وی نیاموخت، بلکه باعث دور شدن وی از امور حکومتی شد. عامل مهم دیگری که شاه را بیشتر به سمت تفریح میکشاند و موجب دور شدن او از اداره کشور شد بیماریهای روانی و جسمی وی بود. درحقیقت، بدون در نظر داشتن بیماریهای گوناگون مظفرالدینشاه نباید در مورد وی قضاوت کرد... به هر حال دوره پادشاهی او بیشتر به سفر، تفریح و بیماری گذشت تا اداره امور کشور، چنانکه بیش از هر فایدهای، قرضههای سنگینی را بر دوش اقتصاد ایران گذاشت و نفوذ اقتصادی روسیه را گسترش داد و به دنبال آن به نارضایتیهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که بیشتر از هر زمانی توانایی ابراز پیدا کرده بود منجر شد و بستر تغییر را با مطالباتی همچون اصلاح نظام سیاسی، محدود کردن قدرت مطلقه شاه، ایجاد عدالت خانه، قانون اساسی، تشکیل مجلس و درنهایت به جنبش مشروطه انجامید.
در بخش تفریحات و خوشگذرانیها درباره سه سفر مظفرالدینشاه به اروپا نوشتهاید. فارغ از آثار منفی این سفرها بر اقتصاد بیمار آن زمان، آیا تاثیر مثبتی در جهت بهبود شرایط هم داشتند؟
با وجود اینکه سفرهای خارجی مظفرالدینشاه اغلب با نیت درمان بیماری و آبدرمانی و سیاحت انجام میشد، باعث آشنا شدن وی و هیات همراه با اختراعات و نوآوریهای روز اروپا بود. حتی زمانی که در سفر نبود به نمایندگان سیاسیاش دستور میداد تا کاتالوگ اختراعات تازه کشورهای خارجی ارسال بکنند. درواقع علاقه مظفرالدینشاه به این اختراعات و اسباب جدید زمینه ورود آنها را به ایران فراهم کرد. مظفرالدینشاه از دوره ولیعهدی به عکس و عکاسی علاقمند بود و در اوایل سلطنت وی عبداالله میرزا در بالاخانه دارالفنون عکاسخانهای را دایر نمود و همچنین از فرنگ یه دستگاه چاپ بزرگ سوغات آورد به عکاسباشی داد تا با آن عکس چاپ کند. معروف است که وی شیفته عکس و عکاسی بود و همانطور که در عکسهای او میبینیم ژست و فیگور خاصی و لباسهای فاخر و پر زرق و برق دارد.
همچنین او به ابزار و شیوههای جدید عکاسی توجه داشت؛ اگر چیزی توجهش را جلب میکرد آن را سفارش میداد و یا درصدد یادگیری آن برمیآمد و از خریدهای وی میتوان به دوربین کداک که عکس رنگی میانداخت اشاره کرد. همچنین خرید و وارد نمودن دوربین عکاسی، تلفن، ادوات موسیقی، اتومبیل، لوازمالتحریر، گرامافون، کولر، ماشین سلمانی، ماشین جوجهکشی و… میتوان گفت مشاهده تکنولوژیهای جدید و مظاهر حاوی تمدن غرب، شاید شاه ایران را به امید مدرنسازی ایران به دستیابی و خرید آنها ترغیب میکرد.
در پایان اگر ممکن است اندکی هم در مورد اسناد و مدارکی که در کتاب ارائه شده و مبنای تحقیق شما بوده، بفرمایید. این اسناد را در کجا یافتید و اهمیت آنها در چیست؟
با توجه به اینکه موضوع اصلی پژوهش مربوط به تفریحات و خوشگذارنیهای مظفرالدینشاه قاجار است، بیشتر اسناد و عکسهای ارائهشده نیز مربوط به این موضوع است. منابع، عکسها، روزنامهها، اسناد و مدارک آرشیوی از مرکز اسناد وزارت خارجه، مرکز اسناد و کتابخانه ملی، مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، مرکز مطالعات تاریخ معاصر، مرکز اسناد و کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و کاخ گلستان جمعآوری و ارائه شده است و دلیل اهمیت اسناد و مدارک به دلیل نویافته بودن و منتشر نشدن آن است. و در پایان از خانم صدیقی مدیر انتشارات سماع قلم نیز کمال تشکر را دارم که امکان معرفی و انتشار کتاب را فراهم آوردند. امیدوارم اسناد و مدارک منتشر شده در کتاب مورد توجه و استفاده علاقمندان و دانشجویان تاریخ قرار بگیرد.
259