به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایرنا، لویی آلتوسر (۱۹۱۸–۱۹۹۰) فیلسوف فرانسوی بود که زندگی پرفراز و نشیبی را تجربه کرد، در الجزایر به دنیا آمد و پس از تحصیل در پاریس، سالها در مدرسه عالی «اکول نرمال سوپریور» به تدریس و پژوهش پرداخت. دوران جوانیاش با جنگ جهانی دوم و اسارت در اردوگاههای آلمان همراه شد؛ تجربهای که نگاه او به سیاست و جامعه را شکل داد. آلتوسر بعدها به یکی از مهمترین شارحان و مفسران کارل مارکس بدل شد و با طرح مفاهیمی چون «گسست معرفتشناختی» و «ایدئولوژی و دستگاههای ایدئولوژیک دولت» تأثیر بزرگی بر فلسفه، علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی گذاشت. با وجود بحرانهای بسیار، آثار و اندیشههای او همچنان الهامبخش پژوهشگران و دانشجویان است و آلتوسر بهعنوان یکی از چهرههای کلیدی فلسفه قرن بیستم شناخته میشود.
کتاب «لویی آلتوسر» نوشته وارن مونتاگ یکی از جامعترین آثار در معرفی و تحلیل اندیشههای این فیلسوف فرانسوی است. مونتاگ نشان میدهد که آلتوسر فلسفه را تنها یک تأمل نظری نمیدید، بلکه چون مداخلهای در میدان مبارزات سیاسی و ایدئولوژیک میفهمد و آن را کنش سیاسی میداند. او با تشریح «خوانش سیمپتوماتیک» یا «خوانش نشانهای» (symptomatic reading) که متنها نه فقط بر اساس گفتهها، بلکه بر اساس ناگفتهها و تناقضهایشان تحلیل میکند، یکی از نوآوریهای آلتوسر در فلسفه را معرفی میکند.
این کتاب به بررسی نسبت میان هنر، سیاست و ایدئولوژی در اندیشه آلتوسر میپردازد و نشان میدهد چگونه او هنر را عرصهای برای مقاومت و بازاندیشی میدانست. در بخش پیوست نیز به بررسی مقالهای از آلتوسر با عنوان «در باب برشت و مارکس» میپردازد که تحلیلی از ارتباط هنر و سیاست است، بخش ارزشمند دیگر این کتاب، کتابشناسی توصیفی آلتوسر است که در آن آثار او به شرح معرفی شده است.
کسانی که به دنبال فهم بهتر نظریههای فلسفی، سیاست و هنر هستند، میتوانند با این کتاب به زبانی روشن و تحلیلی با آلتوسر آشنا شوند و از سوی دیگر این اثر منبع ارزشمندی برای دانشجویان فلسفه، علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی است زیرا مونتاگ با نگاهی انتقادی و تحلیلی، جایگاه آلتوسر را در سنت فلسفه مارکسیستی و تأثیر او بر نظریههای معاصر روشن میسازد.
وارن مونتاگ (Warren Montag) استاد ادبیات انگلیسی و تطبیقی در کالج اکسیدنتال لسآنجلس است که بیش از همه به پژوهشهایش درباره نظریه فرانسوی قرن بیستم و بهویژه لویی آلتوسر شهرت دارد. او در کنار تدریس، آثاری مهم در زمینه فلسفه سیاسی و نقد ادبی نوشته و تلاش کرده پیوند میان فلسفه، ادبیات و سیاست را نشان دهد.
مونتاگ علاوه بر کتاب «لویی آلتوسر»، درباره اندیشه اسپینوزا نیز پژوهشهای قابل توجهی دارد و با بازخوانی اندیشههای او، نقش فلسفه کلاسیک را در شکلگیری نظریههای مدرن بررسی میکند. نوشتههایش مونتاگ همواره با نگاه انتقادی و تحلیلی همراه است و به همین دلیل در میان پژوهشگران علوم انسانی و اجتماعی جایگاه ویژهای یافته است.
کتاب «لویی آلتوسر» با ترجمه فواد حبیبی، در ۲۸۸ صفحه توسط نشر ققنوس منتشر شده است.
بخشی از کتاب: «نزد آلتوسر خود عمل خوانش عمل کاوش امر از پیش اندیشیده شده و امر از پیش گفته شده البته نه برای تکرار آن بل برای یافتن آنچه پیشتر گفته شده بیآنکه بدانیم که گفته شده یعنی برای کشف گذشتهای که هرگز به تمامی حاضر نبوده است،گذشتهای که به آینده موکول شده، بدل به فعالیتی سرشار از ماجراجویی و مخاطره میشود: مخاطره پیروی از مسیری اشتباه، مسیری که به جایی ختم نمیشود و نمیتواند به جایی ختم شود. با رجعت به تمثیل خودش میتوانیم بگوییم مخاطره ورود به رودخانه های عبور ناپذیر و چگونه میتوان از پیش دانست که رودخانه نامکشوف غیرقابل کشتیرانی است؟ خطر تعقیب شاخههای مختلف رودخانه برای ماهها یا سالها و با کمال شگفتی دریافتن این که به درون زمین فرو میروند و ناپدید میشوند یا به درون باتلاقهای پهناور میریزند و خطرات ملازمی همچون گم کردن راه و مسیر را اشتباه رفتن و ناتوان ماندن از در پیش گرفتن راه پس یا پیش.
با این حساب بیایید به تعقیب آلتوسر در مسیر رودخانهای بپردازیم که در پیش گرفته است، رودخانهای مملو از شاخهها و انشعابهای مختلف و مراقب باشیم نه فقط پیشرویهای او بلکه موقعیتهایی را نیز خاطر نشان سازیم که وی باید به عقب برگردد یا به جستجوی مسیری انحرافی برآید تا راهی را به جلو پیدا کند چنین رویکردی به ما اجازه میدهد تا تصوری مشترک نزد هر دو دسته ملامتگران و ستایشگران آلتوسر را کنار بگذاریم که بر اساس آن آثار او در کل واجد وحدت و انسجامی بنیادی است.
خوانش دقیق آثار وی یا خوانش حرف به حرف چنان که خودش دوست داشت بگوید، به معنای ردیابی مجدد سفرهای او در آبراهههایی است که به رغم نویدهای آغازینشان در نهایت معلوم شد که عبورناپذیرند؛ با این حال این امر همچنین به معنای اکتشاف مجدد رودخانههایی است که هنوز در آنها قایقرانی و کاوش نکردهایم رودخانههایی که چه بسا به دریاهایی منتهی میشوند که هنوز کشف نشدهاند.» (صفحات ۶۲-۶۳)
۲۱۶۲۱۶