گروه اندیشه: دکتر محمد خسروی، در یادداشتی که در سایت اندیشه ما منتشر شده تحول روابط و مناسبات میان دو نهاد بازار و روحانیت را بررسی کرده که از نظرتان می گذرد:
****
روابط اجتماعی و اتحادهای تاریخی در هر جامعهای، در بستر تحولات گسترده اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دستخوش دگرگونی میشوند. یکی از روابط اثرگذار در تاریخ معاصر ایران، پیوند میان نهاد بازار و نهاد دین بوده است. این رابطه که در مقاطع حساسی نقش تعیینکنندهای در سرنوشت کشور ایفا کرده، امروز در شرایط جدیدی قرار گرفته است. از آنجا که بازار نقطه شروع اعتراضات هفتههای اخیر بوده، بررسی رابطه بازار و نهاد دین هم از جهت ریشهیابی اعتراضات جاری و هم از لحاظ آینده دینداری در این قشر ضروری است. به نظر میرسد این تحول از چهار منظر قابل بررسی است:
۱. تحول در باورهای اجتماعی و هویتی
جامعه ایران در دهههای اخیر شاهد دگرگونیهای گسترده در سبک زندگی، الگوهای مصرف و باورهای اجتماعی بوده است. این تحولات عمومی، بازاریان را نیز همچون دیگر اقشار جامعه دربرگرفته است. نسل جدید فعالان اقتصادی، در دنیایی پیچیدهتر و متصل به اقتصاد جهانی تربیت و فعالیت میکنند؛ فضایی که لزوماً با پارادایمهای سنتی همخوانی کامل ندارد. طبعاً نگاه این نسل به مسائل اجتماعی و اقتصادی میتواند متفاوت از نسل پیشین باشد و این امر شکل و محتوای رابطه با نهاد دین را تحت تأثیر قرار میدهد.
۲. تغییر در الگوهای اقتصادی و منابع مالی
ساختار اقتصاد ایران در چند دهه گذشته متنوع و پیچیده شده است. با گسترش بخشهای مختلف اقتصادی مانند صنعت، خدمات مالی و فناوری، وزن نسبی بخش سنتی بازار در اقتصاد کلان تغییر یافته است. از سوی دیگر، گسترش فعالیتهای اقتصادی مرتبط با نهادهای عمومی و وقف، استقلال مالی نسبی این نهادها را افزایش داده است. این دو روند به کاهش وابستگی متقابل اقتصادی تاریخی میان این دو نهاد منجر شده و طبیعتاً دینامیک رابطه را از حالت اتکای کامل خارج ساخته است.
۳. تغییر جایگاه از نهاد واسط به نهاد حاکمیتی
پس از انقلاب، بسیاری از روحانیون از جایگاه نهاد منتقد و واسط اجتماعی به جایگاه مدیریت اجرایی و حکمرانی منتقل شدند. این تغییر موقعیت، ماهیت مسئولیتها و انتظارات را دگرگون میسازد. نهاد روحانیت در جایگاه حکومتی، باید دغدغههای تمامی اقشار و منافع ملی را بهصورت متوازن در نظر بگیرد، در حالی که در جایگاه سنتی امکان تمرکز بر نمایندگی گروههای خاصتر را داشت. این جابهجایی نقش میتواند بر کیفیت رابطه با گروههای خاصی مانند بازار تأثیر بگذارد.
۴. افول نسبی جایگاه اقتصادی-سیاسی بازار
با پیچیدهشدن اقتصاد و ظهور بازیگران جدید اقتصادی، نقش سنتی بازار به عنوان کانون اصلی ثروت و سرمایهگذاری تعدیل شده است. کاهش وزن اقتصادی یک گروه، بهطور طبیعی امکان اثرگذاری مستقیم آن بر سیاستگذاری را نیز کاهش میدهد.
نتیجهگیری و چشمانداز آینده
تحلیل حاضر نشان میدهد که رابطه بازار و روحانیت در ایران، در گذار از یک پیوند سنتی به تعاملی جدید است. عواملی همچون دگرگونیهای نسلی، تحول در ساختار اقتصادی، تغییر جایگاه اجتماعی نهادها و ظهور بازیگران جدید، این رابطه تاریخی را بازتعریف کردهاند.
این روند ممکن است محدود به فاصلهگیری صرفاً سیاسی یا اقتصادی نماند، بلکه تأثیری فرهنگی و اعتقادی نیز بر جای گذارد. هنگامی که نهاد دین در ذهنیت گروهی مانند بازاریان بیش از حد با کارکرد حکومتی و چالشهای آن گره بخورد، ممکن است گرایشهای دینی شخصی و اجتماعی این قشر نیز دستخوش سردی یا بازنگری شود.
در این میان، توانایی نواندیشی دینی مستقل میتواند نقش کلیدی ایفا کند. حضور و فعالیت روحانیت مستقل و نواندیش، که ضمن درک اقتضائات دنیای مدرن و دغدغههای اقتصادی مردم، تفسیری کارآمد و اخلاقمحور از دین ارائه دهد، میتواند پل ارتباطی تازهای میان نهاد دین و جامعه بازار ایجاد کند. چنین جریانی، با تمرکز بر پیام اخلاق اجتماعی و اقتصادی اسلام، فارغ از چالشهای روزمره حکمرانی، میتواند اعتماد از دست رفته را ترمیم و رابطه بازار با نهاد دین را در سطحی جدید و مبتنی بر باورهای اصیل بازسازی کند.
آینده دینداری در بخشهای مهمی از جامعه، از جمله بازار، در گرو توانایی نهاد دین برای ارائه قرائتی مستقل، همدل و پاسخگو به نیازهای اعتقادی و اخلاقی آنان در جهان پیچیده امروز است.
۲۱۶۲۱۶