به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، وقتی دانمارک در جریان جنگ جهانی دوم به اشغال آلمان درآمد، ایالات متحده با سفیر دانمارک در آمریکا توافقی امضا کرد تا از گرینلند ــ که در آن زمان مستعمره دانمارک بود ــ در برابر تهاجم نازیها محافظت کند. پس از شکست آلمان، نیروهای آمریکایی آماده بودند گرینلند را ترک کنند، اما تهدیدی تازه پدیدار شد: اتحاد جماهیر شوروی.
در آوریل ۱۹۴۹، پس از آنکه چندین کشور اروپای شرقی در پی انقلابهای کمونیستی مورد حمایت شوروی سقوط کردند، ۱۲ کشور ــ ازجمله ایالات متحده و دانمارک ــ سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را به عنوان یک ائتلاف دفاعی در برابر تجاوز شوروی تشکیل دادند. چند ماه بعد، اتحاد جماهیر شوروی نخستین بمب هستهای خود را با موفقیت منفجر کرد و بدینترتیب سطح خطرات جنگ سرد بیش از پیش افزایش یافت.
با تهدید پرواز بمبافکنهای شوروی از فراز قطب شمال برای حمله به اهدافی در آمریکای شمالی، گرینلند به عنصری حیاتی در راهبردهای دفاعی ایالات متحده و ناتو تبدیل شد. تحت هدایت ناتو، ایالات متحده و دانمارک در سال ۱۹۵۱ گرد هم آمدند تا درباره توافقی بهروزشده برای دفاع از گرینلند مذاکره کنند.
بری زلن، پژوهشگر ارشد حوزه امنیت قطب شمال در مؤسسه نورث، میگوید: «پیمان ۱۹۵۱ اساساً درباره این بود که ایالات متحده در دنیای نوظهور هستهای آن زمان، به جایگاهی دست یابد که حضور مورد نیاز خود را تضمین کند.»
توافق دفاع از گرینلند در سال ۱۹۵۱ به ایالات متحده این حق را داد که حضور نظامی خود را در گرینلند، بسیار فراتر از سطح دوران جنگ جهانی دوم، گسترش دهد. بزرگترین افزوده در این چارچوب، ساخت پایگاه هوایی توله (که اکنون پایگاه فضایی پیتوفیک نام دارد) در شمال یخزده گرینلند بود؛ پایگاهی که در اوج جنگ سرد بیش از ۱۰ هزار نیروی نظامی آمریکایی در آن مستقر بودند.
طرح نازیها برای حمله به آمریکا از طریق گرینلند
دانمارک در آغاز جنگ جهانی دوم بیطرفی خود را اعلام کرد، اما آلمان در سال ۱۹۴۰ با وجود این بیطرفی به دانمارک حمله کرد و این کشور را تحت اشغال نازیها درآورد. از آنجا که گرینلند مستعمره دانمارک بود، در ایالات متحده نگرانی شدیدی وجود داشت که آلمان به گرینلند نیز حمله کند و از آن به عنوان پایگاهی برای عملیات در آمریکای شمالی استفاده کند.
زلن، نویسنده کتاب استثناگرایی قطب شمال: همکاری در جهانی مورد مناقشه، میگوید:
«اگر بریتانیا سقوط میکرد، نازیها در حال فکر کردن به این بودند که چگونه میتوانند فراتر از اروپا گسترش پیدا کنند. یکی از طرحها این بود که وارد گرینلند شوند و سپس از گرینلند فراتر رفته و لابرادور و نیوفاندلند را تصرف کنند. تمام آن سرزمینهای [آمریکای شمالی] در تیررس قرار داشت.»
با قرار گرفتن دولت دانمارک تحت کنترل نازیها، سفیر دانمارک در واشنگتن، هنریک کافمن، به طور مستقل عمل کرد و در سال ۱۹۴۱ توافقنامهای دفاعی را امضا کرد که به ایالات متحده اختیارات گستردهای برای ساخت باندهای فرود هواپیما و بنادر در گرینلند و همچنین استقرار نیروهای نظامی آمریکا در این جزیره میداد.
در چهار سال بعد، ایالات متحده ۱۳ پایگاه ارتش و چهار پایگاه نیروی دریایی در گرینلند ساخت که نزدیک به ۵.۸۰۰ نیروی نظامی در آنها مستقر بودند. تا سال ۱۹۴۴، نیروهای آمریکایی حدود ۲۵ درصد از جمعیت گرینلند را تشکیل میدادند.
ناتو گرینلند را به عنوان سپری دفاعی در دوران جنگ سرد میدید
پس از جنگ جهانی دوم، گرینلند در روزهای پراضطراب آغازین جنگ سرد اهمیتی راهبردی تازهای پیدا کرد. زمانی که شوروی در سال ۱۹۴۹ به سلاح هستهای دست یافت، ایالات متحده و متحدانش در ناتو خواهان حضور نظامی تقویتشدهای در قطب شمال شدند تا بتوانند بمبافکنهای شوروی را شناسایی کنند.
دانمارک که همچنان از نظر اقتصادی از پیامدهای جنگ رنج میبرد، در موقعیتی نبود که بتواند چنین سطحی از پشتیبانی نظامی را در گرینلند فراهم کند. در سال ۱۹۵۱، ناتو به ایالات متحده و دانمارک دستور داد درباره معاهدهای مذاکره کنند که دفاع متقابل از گرینلند و «سایر بخشهای منطقه پیمان آتلانتیک شمالی» را تضمین کند.
آنچه ناتو و دانمارک نمیدانستند این بود که ایالات متحده پیشتر به طور محرمانه تصمیم گرفته بود یک پایگاه هوایی عظیم آمریکایی در توله، در شمال گرینلند، بسازد. این پروژه که با نام رمز «بلو جی» شناخته میشد، در دسامبر ۱۹۵۰ به عنوان ستون اصلی یک راهبرد جدید دفاع هستهای آمریکا در قطب شمال چراغ سبز گرفت.
«این ترس وجود داشت که یک هواپیمای شوروی که یک سلاح اتمی به بدنهاش بسته شده باشد، بتواند به صورت زیگزاگی از فراز بخشهای شمالی اقیانوس اطلس عبور کند، از شرق کانادا سر برآورد و یک بمب هستهای بر نیویورک بیندازد.» زلن میگوید. «به همین دلیل، ایالات متحده میخواست در گرینلند حضور داشته باشد تا نظارت هوایی بر افق انجام دهد.»
مذاکرات سال ۱۹۵۱ نابرابر بود
وقتی ایالات متحده در سال ۱۹۵۱ با مذاکرهکنندگان دانمارکی دیدار کرد، آمریکاییها پیشنویس توافقنامه دفاعی گرینلند را ارائه دادند که در آن تقریباً هیچ اشارهای به پادشاهی دانمارک نشده بود. مذاکرهکنندگان آمریکایی آنقدر بر هدف ناگفته خود، یعنی ساخت پایگاه توله (Thule)، متمرکز بودند که ادعاهای مشروع دانمارک درباره حاکمیت بر گرینلند را نادیده گرفتند.
مذاکرهکننده ارشد دانمارک در واکنش به این موضوع گفت پیشنویس توافقنامه دفاعیِ ارائهشده از سوی آمریکاییها این تصور را ایجاد میکند «که ما عملاً گرینلند را به ایالات متحده فروختهایم.» (گرینلندیهای بومی در مذاکرات سال ۱۹۵۱ حضور نداشتند.)
درواقع، دانمارک در مذاکرات مربوط به امنیت آینده گرینلند از قدرت چانهزنی چندانی برخوردار نبود. دستورات «دفاع متقابل» ناتو روشن بود و ایالات متحده تنها کشوری بود که منابع نظامی لازم برای تأمین دفاع از این جزیره را در اختیار داشت.
درنهایت، ایالات متحده از توافقنامه دفاع از گرینلند در سال ۱۹۵۱ هر آنچه برای ساخت پایگاه هوایی محرمانه خود در توله نیاز داشت به دست آورد. آمریکا میتوانست تأسیسات نظامی احداث کند، نیروهای نظامی را مستقر سازد و در «مناطق دفاعی» خود در داخل گرینلند با مصونیتی تقریباً کامل فعالیت کند.
به عنوان امتیازهای جزئی به دانمارک، توافقنامه ۱۹۵۱ شامل عباراتی بود که «حاکمیت پادشاهی دانمارک» و «حق طبیعی مقامات صلاحیتدار دانمارکی برای رفتوآمد آزادانه در سراسر گرینلند» را به رسمیت میشناخت.
توافقنامه ۱۹۵۱ همچنان معتبر است
زلن توافقنامه دفاع از گرینلند در سال ۱۹۵۱ را بخشی از یک موضع متحد و حیاتی ایالات متحده و متحدانش در برابر دشمن مشترک دوران جنگ سرد میداند. او میگوید: «پیمان گرینلند در سال ۱۹۵۱ مکمل طبیعیِ شکلگیری ناتو در سال ۱۹۴۹ بود.»
پایگاه هوایی توله که بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۳ ساخته شد، به ۱۲ هزار کارگر و انتقال ۳۰۰ هزار تُن محموله نیاز داشت. در اوج جنگ سرد، این پایگاه میزبان ۱۰ هزار نیروی نظامی آمریکایی بود. این پایگاه به ایالات متحده توان واکنش سریع در برابر تهدیدهای هستهای شوروی میداد، زیرا بمبافکنهای آمریکایی که از توله به پرواز درمیآمدند میتوانستند ظرف چند ساعت به اهدافی مانند لنینگراد (سنپترزبورگ کنونی) و مسکو برسند.
با وجود آنکه ایالات متحده پس از پایان جنگ سرد حضور نظامی خود در گرینلند را به طور چشمگیری کاهش داد، توافقنامه دفاعی سال ۱۹۵۱ همچنان معتبر است. این پیمان آخرین بار در سال ۲۰۰۴ اصلاح شد تا دولت خودگردان گرینلند (که در سال ۱۹۷۹ تأسیس شد) را به رسمیت بشناسد، اما محدودیتی برای عملیات نظامی ایالات متحده در این جزیره ایجاد نکرد.
نویسنده
Dave Roos
منبع:
۲۵۹