الان نقل وطن است و نقل دوستانی که یک عمر فعال سیاسی ، فرهنگی یا اجتماعی بوده اند. نقل عزیزانی است که حرف شان در رو داشته و نوشته هاشان پرمخاطب بوده. نقد کرده اند و تحلیل نوشته اند و سخن رانده اند. اما امروز سکوت پیشه کرده اند و کنج عزلت گزیده اند.
نقل این نیست که برای کسی تعیین تکلیف شود که این بزرگواران هر کدام اهل فهم و درک و دانش اند. نقل نصیحت کردن هم نیست که این قلم نه صلاحیت و اهلیتش را دارد و نه کسی به آن گوش می دهد.
خیلی ها در این کشور جفا دیده اند. چه بسا حقی ازشان ضایع شده است. هرچه از روی خیرخواهی گفته اند و نوشته اند نه فقط مورد بی توجهی قرار گرفته که برایشان پرونده شده است. بعضی از محترمین هم هستند که راه اصلاح را بسته دیده اند و برآنند که می شد کاری یا کارهایی کرد که به امروز نرسیم.
می خواهم بدون آنکه سوا کنم ، درهم بپذیرم همه نقدها و گلایه ها و ناراحتی ها و نارضایتی ها درست بوده. اما آیا سکوت این روزها همه انچه را بدان معترض و منتقدند صاف می کند و اصطلاحا " می شوره می بره"؟!
سفاک تر از اسرائیل، رژیمی در عالم هست؟ جنایتکار تر از امریکایی که مادران160کودک مینابی را به عزای نونهالانشان نشاند سراغ داریم؟ سکوت در برابر این جنایتکاران معنایش چیست؟ نامردمی در حق خونهای ریخته شده بیگناه ها نیست؟
سکوت شاید باعث آرامش صاحبش شود، اما وطن را به دلشوره می اندازد. این سکوت شاید فردا پشیمانی به بار آورد اما همراه شدن با مردم هیچوقت موجب ندامت نمی شود.