گروه اندیشه: دکتر محمدمهدی مجاهدی با نگارش یادداشتی در کانال خود، از منظر خوشیفتگی و تفرعون ترامپ، تلاش می کند این دیوانه قرن بیست و یکمی را به تحلیل بنشیند. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
یکبار دیگر روندی که در دور اول ریاست جمهوری او شاهد بودیم آغاز شد. سوزاندن سریع اطرافیانی که به نظر ترامپ « کاملا وفادار و حرف شنو نیستند» مثل رییس ستاد ارتش، و یا اگر وفادار هستند، آخرین مصرفشان این است که توسط ترامپ مورد تحقیر قرار بگیرند؛ افرادی شبیه خانم پم باندی رییس وزارت دادگستری و یا بن سلمان که جلوی دوربین توسط او به فضاحت کشیده شد.
او دوست دارد به کسانی که تحت تاثیرش قرار نمیگیرند اعلام کند: صف طولانی وجود دارد از موجوداتی که حاضرند «باسن مرا ببوسند». این همان «هنر معامله» اوست. قرار است شما به بوسندگان حسادت کنید یا از نبوسیدنش به وحشت بیافتید.
اما ترامپ در خلوت ذهن خود از کم و کیف این صف بوسندگان راضی نیست. یک لیست دیگر وجود دارد، یک لیست پنهان که انگیزه و محرک همه رفتارهای اوست: لیست آدم هایی که به دستبوسی نیامدند، آن هایی که از او بریدند و به او خیانت کردند. همه جایزههایی که به او ندادند و کشورهایی که تسلیم نشدند. گروهی میپرسند چرا بجای شاخ های گاو از پستانهایش آویزان نشویم؟ اجازه دهید چاپلوسی کنیم و جایزه بگیریم! مگر مسوولیت ما ادب کردن خودشیفتههاست؟
این گروه متوجه نمی شوند که این گاو یک سره شاخ است و پستانی ندارد در دهان شما بگذارد. از کانادا و گرینلند و فرانسه و کره جنوبی و بن سلمان و امیر قطر و رییس ناتو و نخست وزیر ژاپن در سفر اخیرش به آمریکا سوال کنید که او را «بابایی» خطاب کردند و مزدشان را گرفتند!
فهرست پنهان ناسپاسان برای ترامپ همیشه وجود دارد و تمرکزش روی آن است. دستبوسان را مانند دستمال کاغذی مصرف میکند و برمی گردد پای همان سیاه چالهای که وجودش را میمکد. این همان ماری است که بر دوش ضحاک روییده بود. همان مرضی که هیتلر را در آخرین سنگر زیرزمینیاش حبس کرد، ناپلئون را در روسیه به گل نشاند و خاک در دهان جسد اسکندر فرو کرد.
گویا هر شب ویدیوی کوتاهی به ترامپ نشان میدهند از بمباران زیرساخت های ایران تا او را آرام کنند. این لالایی او و دوای روح او است. این همان «مغز دو جوان» است که آشپز ابلیس به مارها میخوراند تا یک دم ضحاک را نگزند.
در بیرون کاخ مردم آمریکا شعار No Kings سرمیدهند و در درون سیاه چالهاش تنوره میکشد. این فکر شکنجهاش میدهد که چرا آدم ها «همه آدم ها» عظمت وجود او را درک نمیکنند. چرا نمیفهمند که او فقط پولدار نیست، خوشفکر و زیبا و باشکوه و مملو از قدرت جنسی هم هست. کابوس قدرنشناسی دنیا برای او تمام نمیشود. اصلا فرصت ندارد از صف بوسندگان لذت ببرد.
۲۱۶۲۱۶