به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، جمهوری اسلامی ایران تا زمانی که در دستان دولت های استعمار گر انگلستان و آمریکا بود، هیچ حرفی از حقوق بشر و نقض آن توسط دولت ایران گفته نمیشد. اما پس از انقلاب نور، انقلاب اسلامی و برپا شدن یک دولت کاملا اسلامی و دینی تداهای نقض حقوق بشر و ظلم در حق زنان و دختران در ایران و هشتکهای نه به فلان و بسان را راه انداختند.
بنابر روایت ابنا، حال سوال اینجاست که آیا واقعا این اتهامات حقیقت دارد؟ جمهوری اسلامی ایران نقض حقوق بشر میکند یا ...؟
پاسخ این است که:
اولاً: در تنظیم اعلامیه جهانی حقوق بشر قدرتهای غربی حرف اول را زده اند و آنچه خود خواستند تنظیم و تصویب کردند و دین و فرهنگ و آداب همه ملل جهان را در نظر نگرفتند و در نتیجه منشوری یک جانبه و ناقص تنظیم کردند و آن را جهانی نامیدند در حالی که در حقیقت غربی است نه جهانی.
ثانیاً: باید دید آیا کشورهای غربی در همه جا به همین منشور ناقص پایبند هستند یا نه؟ پاسخ منفی است و این کشورها در جاهایی که منافعشان اقتضا میکند بشر و حقوقش را یکجا فراموش میکنند و نه تنها سکوت میکنند بلکه جنایتکارترین افراد و حکومتها چون صدام و اسرائیل و صربها را حمایت و تجهیز مینمایند. اما همین که منافعشان به خطر افتاد یا حکومتی نوای مخالفت با آنان سر داد به یاد حقوق بشر میافتند.
ثالثاً: در ایران حقوق بشر بر طبق قانون اساسی محترم است و همه افراد و اقلیتها و گروهها از حقوق قانونی و اسلامی برخوردار و در تعیین سرنوشت کشور شریکند. حقوق اقلیتها در ایران بسیار بیش از حقوق اقلیتها در کشورهای دیگر است.
غربیها از متهم کردن ایران به نقض حقوق بشر، اهداف زیررا دنبال میکنند:
· الف ـ نمایاندن چهرهای خشن و ضد بشر از اسلام وحکومت اسلامی به جهانیان.
· ب ـ از بین بردن نفوذ و جذابیت حکومت مردمی جمهوری اسلامی در سطح بین المللی و سلب اعتماد دولتها از آن.
· ج ـ توجیه حمایت غرب از گروههای تروریست و جنایتکار مخالف دولت و ملت ایران.
· د ـ وادار کردن ایران به عقب نشینی و سکوت در برابر
جنایات دولتهای غربی مخصوصاً آمریکا و حکومتهای دست نشانده آنان.
· ه ـ فشار سیاسی به جمهوری اسلامی ایران برای دست
برداشتن از مواضع انقلابی و مردمی و اسلامی خود و همکاری با دولتهای غربی.
اما خوشبختانه ملتهای دنیا فهمیده اند که فریاد حقوق بشر غرب که هر روز علیه دولتی بلند است جز یک حربه زنگ زده سیاسی چیزی نیست.