لحظات عمر ما را مسائل روزمره اشغال می‌کند و فرصت فکر کردن را از ما می‌گیرد؛ یک حادثه می‌آید ذهن انسان را مشغول می‌کند، هنوز آن حادثه پاک نشده، حادثه دیگری به آن وصل می‌شود. نتیجه این می‌شود که انسان به‌وسیله مسائل روزمره و اتفاقاتی که هر لحظه و هر آن برایش پیش می‌آید، بمباران می‌شود. این حوادث، روز انسان را به قسمی اشغال می‌کنند و شب را به قسمی دیگر.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مرحوم آیت الله حائری شیرازی در یکی از سخنرانی های خود به موضوع غفلت انسان از معنای زندگی اشاره کرده است که متن آن تقدیم شما فرهیختگان می شود.

لحظات عمر ما را مسائل روزمره اشغال می‌کند و فرصت فکر کردن را از ما می‌گیرد؛ یک حادثه می‌آید ذهن انسان را مشغول می‌کند، هنوز آن حادثه پاک نشده، حادثه دیگری به آن وصل می‌شود.

نتیجه این می‌شود که انسان به‌وسیله مسائل روزمره و اتفاقاتی که هر لحظه و هر آن برایش پیش می‌آید، بمباران می‌شود.

این حوادث، روز انسان را به قسمی اشغال می‌کنند و شب را به قسمی دیگر.

روزها که اشغال شد، هفته انسان اشغال می‌شود؛ هفته‌ها که اشغال شد، ماه در اشغال این حوادث قرار می‌گیرد.

ماه‌ها که به‌وسیله این اتفاقات تصرف شدند، سال به تصرف آن‌ها درمی‌آید. سال‌ها هم که همین‌طور گذشتند، عمر تمام می‌شود. بعد انسان در حالیکه هنوز قصۀ عمر، فلسفه عمر و چرایی عمر را نشناخته، دارد با آن خداحافظی می‌کند!

خب، انسان وارد عالم جدید می‌شود؛ در این عالم جدید نگاه می‌کند و می‌بیند انسان‌هایی در همین عمر کوتاه به جاهایی رسیدند که همان‌طور که ما از زمین می‌خواهیم ستاره‌ها و کهکشان‌های دور را با تلسکوپ نگاه کنیم تا آثار آن‌ها را ببینیم، مقامات و درجات آن‌ها هم این‌قدر با ما فاصله دارد.

انسان آنجا می‌فهمد که چه گوهری را به نام عمر از دست داده است. ولی تأسف در آنجا تأثیری ندارد؛ چون آنجا دیگر جای کار، عمل و اقدام نیست.

انسان وارد نتیجه کار می‌شود و نمی‌تواند چیزی را عوض کند. بعد، انسان از خودش می‌پرسد: «چطور شد این عمر رفت و من این فکری را که الان می‌کنم چرا در گذشته نکردم؟» به خودش می‌گوید: «به‌خاطر این بود که حوادث تو را پُر می‌کرد و جای خالی برای تو نمی‌گذاشت؛ تو فرصت فکر کردن نداشتی، یعنی برای خودت فرصت فکر کردن نگذاشتی.»

منبع:حوزه