به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پرونده «درس اخلاق» با محوریت خودسازی، کنترل نفس و درسهای عملی اخلاق را با بیان استاد سیدرحیم توکل، استاد اخلاق حوزه علمیه و کارشناس اخلاق، تقدیم شما فرهیختگان میکنیم.
بنابر روایت حوزه، انسان پس از مرگ، با دو عالم روبهروست: عالم نخست، عالم برزخ و عالم دوم، عالم قیامت. دورنمای قیامت در آیات و روایات با بیانی بسیار سنگین و هشداردهنده ترسیم شده است.
تعبیری وجود دارد که میگوید: «در خانه کس است، یک حرف بس است». برخی آیات قرآن، بهگونهای بیان شدهاند که اگر دل، دل باشد و انسان صاحب دل باشد، همان یک آیه کافی است تا در رفتار و اعمال خود تجدیدنظر جدی کند.
به عنوان نمونه، به آیات پایانی سوره عبس توجه کنید: «یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ وَ صَاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ». روزی فرا میرسد که انسان از برادرش، از پدر و مادرش، از همسرش و از فرزندانش میگریزد. همان پدر و مادری که اگر فرزندشان تب میکرد، از خورد و خوراک میافتادند و نگران حال او میشدند، یا اگر فرزند میلی به غذا نداشت، دلنگران میشدند، در آن روز دیگر نه پدر و مادری فرزند را میشناسد و نه فرزندی پدر و مادر را. همه از یکدیگر فرار میکنند.
اوضاع آن روز چنان سنگین، وحشتزا و اضطرابآور است که هر کس تنها به این میاندیشد که چگونه خود را نجات دهد و از عذاب رهایی یابد. هر کس در پی نجات خویش است و به همین دلیل، همه از یکدیگر میگریزند.
به سوره حج نگاه کنید. خطاب آیات با «یا أیها الناس» آغاز میشود، نه با «یا أیها الذین آمنوا» نه با «یا أیها المسلمین». یعنی این هشدار مخصوص اهل ایمان یا گروه خاصی نیست، بلکه خطاب به همه انسانهاست؛ زن و مرد، پیر و جوان، عالم و جاهل.
دعوت همگانی به تقواست: «اتَّقُوا رَبَّکُمْ» یعنی از خدا بترسید! خدا که ترس نداره آدم باید از شخص ظالم ترسید!
اما ترس از خداوند به معنای ترس از ظلم نیست؛ زیرا در پیشگاه الهی، ظلم راه ندارد. ترس از آن است که انسان گناهانی انجام داده باشد که تنها خداوند از آنها آگاه بوده و کسی جز او مطلع نشده است، و بیم آن میرود که این اعمال در روز قیامت در میان خلایق آشکار شود و انسان دچار رسوایی گردد.
قرآن تصریح میکند: «أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَی»؛ آیا انسان نمیداند که خدا او را میبیند؟ انسان همواره در محضر خداست و در محضر خدا نباید معصیت صورت گیرد. بنابراین، لازم است انسان چشمهای خود را باز کند و بداند که امروز، فردایی در پی دارد؛ فردایی که به یقین فرا خواهد رسید.
در روز قیامت، همه انسانها برای پاسخگویی احضار میشوند و از آنان سؤال میشود که چرا فلان کار را انجام دادند و چرا فلان وظیفه را انجام ندادند.
اگر مسئولیتی به انسانی واگذار شده باشد و توان ادای حق آن مسئولیت را نداشته باشد، باید کنار برود و نباید در جایگاهی باقی بماند که از عهده انجام وظایف آن برنمیآید!
بار دیگر تأکید میشود: «اتَّقُوا رَبَّکُمْ»، زیرا «إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ». خداوندی که خود را عظیم نامیده است، زلزله قیامت را نیز «عظیم» توصیف میکند. اوضاع قیامت عادی نیست. آرامش قیامت، عزت قیامت و جلال و عظمت آن عالم، همه به تقوای انسان در این دنیا وابسته است.
اگر عمر انسان را بنگریم، بخش قابل توجهی از آن یا در کودکی و بیتکلیفی میگذرد یا در دوران پیری و ضعف. از مجموع عمر، بخش اندکی باقی میماند که انسان در آن، توان، آگاهی و اختیار دارد. همین فرصت محدود، میدان اصلی امتحان است.
دین، انسان را از بهرهمندیهای مشروع منع نکرده است؛ خوردن، نوشیدن، دیدن و حرکت در چارچوب حلال آزاد است.
تنها یک قید اساسی وجود دارد و آن، پرهیز از حرام است: لقمه حرام نخوردن، نگاه حرام نکردن، قدم نگذاشتن در مسیر حرام و دست بلند نکردن بر مظلوم. همین یک قید، محور همه تکالیف است.
اگر انسان به این اصل پایبند باشد و حرمت الهی را حفظ کند، برکات آن را در همین دنیا خواهد دید؛ و افزون بر آن، عزت در عالم برزخ و نتایج شگفتانگیز در روز قیامت در انتظار او خواهد بود.




نظر شما