تاریخ انتشار: ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۰

اگر جنگ و شرایط امروزی کشورمان باعث شده در کنار خانواده همسر در یک ساختمان باشید، یا حتی در یک‌خانه زندگی کنید، این گزارش برای شماست.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مرضیه کشوری مشاور و روان‌شناس خانواده در چند اصل ساده به خانواده‌ها کمک می‌کند چه در شرایط جنگی و چه در موارد دیگر، اگر در یک ساختمان همراه خانواده همسر زندگی می‌کنند، آرامش داشته باشند.

بنابر روایت فارس، «اولین نکتهٔ مهم، مسئلهٔ پذیرش است. برای زن و شوهر، به‌ویژه در شرایط کنونی و در شهرهای بزرگ، حالت ایده‌آل این است که زندگی مستقلی داشته باشند. اما واقعیت این است که گاهی شرایط اقتصادی یا خانوادگی، حتی شرایطی مثل جنگ چنین امکانی را نمی‌دهد؛ مثلاً همسر دانشجو است، درآمد یا سرمایهٔ کافی برای خانهٔ مستقل وجود ندارد، یا نیاز به مراقبت از والدین، سلامت و امنیت در شرایط جنگی مطرح است.»

اجبار هم شیرین می‌شود اگر...

از نظر کشوری نوع نگاه ما، می‌تواند اولین گام را مؤثر کند: «در این مواقع، زندگی مشترک در کنار خانواده الزام‌آور می‌شود؛ اما «اجبار» لزوماً به معنای «بد بودن» نیست. اگر می‌خواهید حالتان با این زندگی خوب باشد و چالش‌ها کمتر شوند، نخستین رمز موفقیت، پذیرش شرایط است.»

«اگر مدام با خودتان و دیگران بجنگید که چرا باید اینجا زندگی کنم، چرا خانهٔ مستقل نداریم، یا چرا باید این وضعیت را تحمل کنم، حتی بهترین رفتارها هم نمی‌توانند حالتان را خوب کنند. باید شرایط فعلی‌تان را بپذیرید و آن را به‌عنوان بخشی از مسیر زندگی ببینید، نه فقط چیزی برای تحمل‌کردن. در غیر این صورت، اوضاع هر روز سخت‌تر خواهد شد.»

من و همسرم؛ همه شما باهم!

«نکتهٔ دوم این است که تمرکز اصلی‌تان باید بر رابطه با همسر باشد، نه فقط با خانوادهٔ او. بسیاری از زوج‌ها، به‌ویژه خانم‌ها، تمام توجه و انرژی‌شان را صرف ناراحتی از رفتارهای خانوادهٔ شوهر می‌کنند: اینکه چرا مادرشوهر فلان حرف را زد، یا چرا بدون اطلاع به خانه‌شان آمده‌اند، و … این تمرکز باعث درگیری‌های بیشتر با همسر و ازبین‌رفتن لحظات خوب بین زوج می‌شود.» ما همیشه جاخالی می‌دهیم، توقع داریم بقیه کاری بکنند تا شرایط عوض شود، اما کشوری اثرگذاری را در خود «شخص» می‌بیند: «در مرحلهٔ اول، رابطه‌ خودتان را با همسرتان تقویت کنید؛ از نظر گفت‌وگو، رفتار، صمیمیت و هماهنگی. وقتی رابطهٔ زن و شوهر محکم باشد، پذیرش خانوادهٔ شوهر نسبت به شما هم بیشتر خواهد شد، چراکه می‌بینند فرزندشان در کنار همسرش آرام و هماهنگ است و از او حمایت می‌کند.»

سیاست قاطی زندگی...!

«در گام بعد، نیاز به حد و مرزگذاری وجود دارد. این حدومرز نباید بیش از حد سفت یا کاملاً بی‌اثر باشد. برخی افراد به‌جای تنظیم هوشمندانهٔ روابط، با صراحت و تندی واکنش نشان می‌دهند؛ مثلاً وقتی خانوادهٔ همسر بدون اطلاع به دیدارشان می‌آیند، با لحن اعتراض‌آمیز می‌گویند: «چرا زنگ نزدید؟ ما آماده نبودیم.» اما فرد دانا و زیرک، بدون عجله و با رفتار خود، مرزها را مشخص می‌کند؛ نه با انتقاد و گلایهٔ مستقیم، بلکه با روش‌های محترمانه» یک مثال خوب «به‌عنوان نمونه، اگر مادرشوهر انتظار دارد عروس هر روز به او سر بزند، لازم نیست با عصبانیت بگوید «من خدمتکار شما نیستم»، بلکه می‌تواند با برنامه‌ریزی و گفت‌وگوی محترمانه، این انتظار را مدیریت کند؛ مثلاً با تعیین روزهای مشخص برای دیدار یا تماس تلفنی.» «در واقع، این تنظیم رابطهٔ محترمانه و آگاهانه است که هم آرامش را حفظ می‌کند و هم احترام متقابل را زنده نگه می‌دارد.»