به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا - طاهره مهری: کتاب «ستیز قدرت» با عنوان فرعی نگاهی به رزمآرا، مصدق و حزب توده ایران تالیف محمد صادقی با مقدمه مصطفی ملکیان از سوی انتشارات دوستان به بازار کتاب آمد.
حزب توده ایران از نمایندههای قابل اعتنای مارکسیسم در ایران بود. حزب توده را در مهر ۱۳۲۰ و با مشاورهای نزدیک با سفارت شوروی، ۲۷ نفر از اعضای گروه پنجاه و سه نفر تشکیل دادند. عوامل زیادی ازجمله تشکیلات منسجم، سلسله مراتب مطیع و تزریق مداوم آگاهیهای حزبی به اعضا و کادرها، بازوهای مطبوعاتی قدرتمند، سردمداری جنبشهای کارگری، نفوذ در میان تحصیلکردهها، شعارهای جذاب متناسب با وضع موجود و زندگی زیر چتر شوروی در سالهای اشغال ایران، موفقیت حزب توده را برای تاثیرگذاری بر فضای سیاسی و اجتماعی ایران پشتیبانی میکرد.
پشتیبانان اصلی حزب توده، طبقه متوسط حقوقبگیر جامعه و همچنین طبقه کارگر شهری بودند. اگرچه حزب بر تمام اعضای طبقه متوسط به طور گسترده و چشمگیر نفوذ داشت، نفوذ آن در بین مهندسان، استادان دانشگاه و دانشجویان، روشنفکران، به ویژه نویسندگان، زنان دارای تحصیلات جدید و همچنین افسران ارتش، بسیار آشکار بود.
مقدمه کتاب به قلم مصطفی ملکیان با عنوان «اخلاقِ تاریخسازی و آداب تاریخنگاری» به این نکته اشاره دارد که «اهمیت اخلاقی و حتی مصلحتاندیشانه بیطرفی و انصاف بر کسی پوشیده نیست. بهترین منظری که از آن منظر میتوان داوری کرد و تصمیم گرفت منظر بیطرفی است که مانع ویرانگریهای ناشی از پیشداوری و سوگیری میشود. کنشگر سیاسی که کاری را که اعضای دیگر گروهها کردهاند و میکنند تقبیح میکند و مینکوهد ولی همان کار را اگر به دست خودش با اعضای گروه خودیاش انجام گیرد، تحسین میکنند و میستاید و به هر قیمتی از آن دفاع میکند از بیطرفی و انصاف کناره گرفته است و به پیشداوری و سوگیری روی آورده است.»
محمد صادقی در کتاب «ستیز قدرت» در سه فصل به «ماجرای ترور رزمآرا، نگاهی به حزب توده ایران و سازمان نظامی آن، جریانی مخوف در کمین قدرت و ماجرای ۲۳ تیر» میپردازد.
در شرح ماجرای ترور رزمآرا میخوانیم:
«علی رزمآرا چرا و چگونه ترور شد؟ چه کسی یا کسانی مقدمه و زمینه از میان بردن او را فراهم کردند و چه کسی یا کسانی در از میان بردن او نقش داشتند؟ رزمآرا در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ توسط خلیل طهماسبی ترور شد، اما برخی از نویسندهها، تاریخنگارها و اهالی سیاست با طرح ادعاهایی، چرایی و چگونگی این ترور را مبهم و مرموز جلوه دادهاند. در این مجال، به برخی از ادعاها که در کتابها آمده و مهمتر از همه اسناد، مدارک و استدلالهایی که ارائه شده، نگاهی خواهیم داشت.
اسرار قتل رزمآرا- محمد ترکمان
محمد ترکمان در کتاب «اسرار قتل رزمآرا» که بخش بزرگی از آن دربردارنده اسناد و مدارک یعنی متن بازجوییها، گزارشها و نامهها است، ما را در جریان سیر پرونده این ترور میگذارد. او در پیشگفتار، با نقل چند گفته و خاطره، کوشش میکند ذهن خواننده را به این مشغول کند که قتل رزمآرا توسط فدائیان اسلام انجام نشده، بلکه دست دیگری در کار بوده است. ترکمان ابتدا اطلاعاتی را که از ابوالقاسم رفیعی (عضو فدائیان اسلام در آن زمان) گرفته نقل میکند. رفیعی ادعا دارد که شب قبل از ترور که او میزبان نوابصفوی، طهماسبی، برادران واحدی و سیدهاشم حسینی تهرانی بوده، حسینی تهرانی به خانه او آمده و از قول شخصی به نام فریدونی (از دوستان مظفر بقایی) خبر میدهد که اگر میخواهید رزمآرا را به قتل برسانید فردا صبح برای شرکت در مراسم ختم در مسجد سلطانی خواهد بود و پس از گذشت ساعتی خود فریدونی هم به خانه او آمده و باز خبر را تکرار کرده و میافزاید که فردا و در روزی که ترور انجام میشود فریدونی در مقابل مسجد سلطانی دیده شده است. ترکمان سپس از دیدارش با مظفر بقایی نوشته و اینکه بقایی به او گفته: «خلیل طهماسبی ضارب رزمآرا نبوده است.» بعد از آن هم از شبی یاد میکند که در جمعی به بیان ابوالقاسم کاشانی درباره اینکه طهماسبی دخالتی در قتل رزمآرا نداشته، اشاره میشود و علی حجتی کرمانی در آن جمع به دیدارش با کاشانی میپردازد و سخنی را که از کاشانی شنیده بوده مطرح میکند.
کاشانی به او گفته بوده: «هرچه به این سید گفتم که رزمآرا توسط خلیل به قتل نرسیده است، نپذیرفت.» و در ادامه، به سخنی از مصدق در مجلس شورای ملی اشاره میکند که نگران قتل خود بوده و شاه پیشنهاد میدهد از او محافظت شود و مصدق میگوید: «به اعلیحضرت گفتم، مسلما این محافظین بهتر از محافظین رزمآرا از من محافظت نخواهند کرد.» که به تعبیر ترکمان، پاسخ مصدق «به گونهای روشن و صریح شاه و محافظین رزمآرا را متهم میساخت.» ترکمان همچنین به نوشتهای از منوچهر فرمانفرمائیان اشاره دارد که سه روز قبل از ترور رزمآرا او را میبیند و قرار بوده بنا به پیشنهاد سیدجلالالدین تهرانی از نخستوزیری استعفاء دهد، اما فردای آن روز منصرف میشود.»
در قسمتی دیگر میخوانیم: «نوابصفوی درباره نشستی که در خانه آقائی برگزار میشود و بقایی وجود رزمآرا را خطرناک و مانع دانسته و میگوید باید از بین برود توضیح میدهد. سپس، بقایی میگوید: در خصوص ملاقات با آقای نوابصفوی قبل از کشته شدن سپهبد رزمآرا شدیدا و صراحتا تکذیب میکنم. نوابصفوی باز توضیح میدهد و به نام شرکتکنندگان در آن نشست هم اشاره میکند. بقایی میگوید: تصور میکنم که آقای نوابصفوی در مورد تاریخ اشتباه میکنند زیرا ملاقاتی را که اشاره کردهاند مربوط به چندین ماه بعد از کشته شدن سپهبد رزمآرا میباشد.»
جمله پایانی مقدمه کتاب «ستیز قدرت» به این نکته اشاره دارد که سند و مدرک دعاوی تاریخی منحصر به مکتوبات نیست و شامل ملفوظات هم میشود و از این جهت، میان نوشته و گفته فرقی نیست؛ البته هم نوشته و هم گفته باید شروط لازم اعتمادپذیری و مقبولیت را داشته باشند.
کتاب «ستیز قدرت» با عنوان فرعی نگاهی به رزمآرا، مصدق و حزب توده ایران تالیف محمد صادقی و مقدمه مصطفی ملکیان با ۱۳۱ صفحه، شمارگان ۲۲۰ نسخه و بهای ۲۲۰ هزار تومان از سوی انتشارات دوستان به بازار کتاب آمد.
۲۵۹