به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
سلمان چرا و چگونه از ایران حرکت کرد و نهایت به مدینه رسید؟
پاسخ:
گزارشهای تاریخی سلمان ابتدا به دین زرتشت بود و احکام آن را بهجای میآورد؛ (۱) اما این دین او را قانع نمیکرد، زیرا توسط موبدان تحریف شده بود و با اصول اولیه انسانی ناسازگاری داشت. به همین دلیل شخص حقیقتجویی همانند سلمان نمیتوانست چنین دینی را برتابد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله نیز در فرمایشی بر روحیه حقیقتجویی سلمان اشاره کرده است (۲) و همین امر او را همواره به سمت حقیقت راهنمایی میکرد تا نهایت از شیعیان خاص حضرت علی علیهالسلام شد. (۳)
سلمان از زرشتیت تا مسیحیت
اگرچه در منابع آمده است که؛ پدر سلمان به او علاقه بسیار داشت و همانند دختران جوان اجازه خروج از خانه را به وی نمیداد؛ (۴) اما به نظر میرسد که این مطلب هم بهدلیل روحیه کنجکاو سلمان بود و پدر از آن اطلاع داشته و میترسید تا سلمان دین وی را رها کند، وگرنه حبس یک پسر بهدلیل علاقه، معقول به نظر نمیرسد مخصوصاً اینکه در همان گزارش آمده است که پدرش او را برای سرکشی از مزارع و کارگرانش فرستاد؛ نیز در همان گزارش آمده است که سلمان بهمحض خروج از خانه هنگامیکه به کلیسا رسید با بزرگان آن ارتباط برقرار کرد. (۵)
در اثر همین ارتباط و دیدن عبادت آنها، مسیحیت را بهتر از زرتشیت یافت و به آن گرایش پیدا کرده و برای همیشه از خانه خداحافظی کرد. (۶)
عزیمت سلمان به شهرهای مسیحینشین
در همین راستا سلمان به شام سفر کرد و نزد اسقف آنجا آموزههای مسیحیت را فراگرفت. (۷) او در شام، موصل، نصیبین و عموریه نزد بزرگان و علمای دینی مسیحیت، متدین به این دین بود تا نهایت اسقف عموریه به وی خبر داد که پیامبری در حجاز مبعوث شده است. (۸) پیشازاین شنیده بود که مسیحیان به آمدن پیامبری به نام «محمد» بشارت میدهند. (۹) همین امر بذر محبت پیامبر موعود را در دل ایشان کاشت و برای دیدن آن پیامبر، لحظهشماری میکرد و به دنبال فرصتی بود تا به حجاز سفر کند. خبر قطعی رسالت پیامبری که مسیحیان بشارت میدادند را در اسکندریه شنید. (۱۰)
آخرین راهب، نشانههای پیامبری را به سلمان چنین بازگو کرد:
1. صدقه نمیخورد.
2. هدیه میپذیرد.
3. بین دو کتفش خاَتم و مهر نبوت وجود دارد. (۱۱)
سفر بهسوی مدینه
با شنیدن خبر مبعوث شدن، خاتمالانبیا در مکه، سلمان سر از پا نشناخته و با کاروانی عازم حجاز شد.
کاروانیان در وادی الغری در بین راه به ایشان حمله کرده اموالش را غارت و خودش را بهعنوان برده به یک یهودی فروختند، (۱۲) اما نمیدانستند که «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.» نمیدانستند که بردگی آغازی است بر عزیزی او همانگونه که حضرت یوسف برای رسیدن به عزیزیِ مصر از دنیای بردگی عبور کرد.
آن یهودی سلمان را به یهودی دیگر از یهودیان بنیقریظه فروخت و با وی به یثرب (مدینه) رفت، زیرا یهودیان بنیقریظه در اطراف یثرب زندگی میکردند. سلمان پیش از هجرت پیامبر صلیاللهعلیهوآله در یثرب ساکن و در نخلستان آن یهودی مشغول به کارگری شد. (۱۳)
ملاقات با پیامبر صلیاللهعلیهوآله
حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله به مدینه هجرت کرد و در بیرون مدینه که امروزه به مسجد قبا شناخته میشود اتراق کرد تا مهاجرانی که در راه بوده و هنوز نرسیدهاند به حضرت ملحق و همه باهم وارد مدینه شوند.
محبت سلمان به حضرت آنچنان بود که به قبا رفت و برای راستیآزمایی درصدد برآمد تا نشانههایی که اسقفش از آن گفته بود در پیامبر صلیاللهعلیهوآله جستجو کند. ازاینروی مقداری خرما برد و بهعنوان صدقه به حضرت تقدیم کرد. پیامبر خرما را بین یاران تقسیم کرد، اما خود از آن نخورد (۱۴) و اولین نشانه صحیح از کار درآمد. سلمان دوباره پیشکش کرد، (۱۵) پیامبر صلیاللهعلیهوآله هدیه سلمان را گرفته و از آن تناول کرد (۱۶) که نشانه دوم نیز صحیح از کار درآمد؛ اما یافتن نشانه سوم یعنی مهر نبوت آسان نبود به همیندلیل سلمان باید دنبال فرصت مناسب میگشت. تا اینکه روزی در تشییعجنازهای پشت سر حضرت قرار گرفت تا شاید آن نشانه را بهچشمخود ببیند. (۱۷) پیامبر صلیاللهعلیهوآله که به مطلب پی برده بود ردای خود را کنار زد و مهر نبوت را به سلمان نشان داد. اینجا بود که سومین نشانه هم درست ازکار درآمد. سلمان با دیدن آن نشانه بهپای حضرت افتاد و پاهای ایشان را بوسید. (۱۸)
سلمان در سال اول هجری و به روایتی در ماه جمادیالاول اسلام آورد؛ (۱۹) اما هنوز برده یهودیان بود، پیامبر صلیاللهعلیهوآله درصدد آزادی ایشان برآمد.
سرانجام در مقابل کاشتن ۳۰۰ نهال و ۴۰ اوقیه طلا (که هر اوقیه معادل هفت مثقال است (۲۰) سلمان را از صاحبش خرید و آزاد کرد. (۲۱)
آزادی ایشان مصادف شد با جنگ خندق و بدینجهت نتوانست در بدر و اُحد شرکت کند. (۲۲) البته بنابر برخی از گزارشها ایشان در جنگ بدر و اُحد نیز شرکت داشت. (۲۳)
پیامبر صلیاللهعلیهوآله بین سلمان و ابوذر عقد اخوت خواند و پیمان برادری بست، (۲۴) زیرا در بین مسلمان این دونفر ازنظر روحی و معنوی به هم نزدیک بودند؛ بنابراین آنچه در مورد پیمان برادری با افراد دیگر گفته میشود ازنظر ما صحیح نیست.
نتیجه:
برای سلمان فارسی دین، جغرافیایی نبود، بلکه ملاک در انتخاب دین را برتری در آموزهها میدانست. هیچگاه نمیگفت من ایرانیام پس باید دین ایرانی داشته باشم، زیرا این نگاه ازنظر عقلای عالَم پذیرفتنی نیست و الان نیز میلیونها نفر از آمریکاییها و اروپاییها پیرو یک پیامبری آسیایی به نام حضرت عیسی هستند و هیچگاه نمیگویند من آمریکایی یا اروپایی هستم پس باید پیامبرم آمریکایی یا اروپایی باشد.
این روح حقیقتجوی سلمان بود که او را ازنظر انتخاب دین، پله به پله ارتقاء داد و از زرتشیت به مسیحیت و از مسیحیت به دامن اسلام کشاند و پس از رحلت نیز از پیروان پروپا قرص حضرت علی علیهالسلام شد و یکی پسازدیگری پلههای ترقی در معنویت را طی کرد.
پینوشتها:
1. ابناسحاق، محمد، سیره ابناسحاق، بیجا، مکتب دراسات التاریخ، بیتا، ص ۸۷.
2. ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهجالبلاغه، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ ق، ج ۱۸، ص ۳۸.
3. ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهجالبلاغه، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ ق، ج، ص 39.
4. خطیب بغدادی، ابوبکر احمد بن علی، تاریخ بغداد و ذیوله، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۷ ق، ج ۱، ص ۱۷۷.
5. خطیب بغدادی، ابوبکر احمد بن علی، تاریخ بغداد و ذیوله، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۷ ق، ج ۱، ص ۱۷۷.
6. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بیجا، مکتبه الثقافه الدینیه، بیتا، ج ۵، ص ۱۱۰.
7. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بیجا، مکتبه الثقافه الدینیه، بیتا، ج ۵، ص ۱۱۰.
8. ابنسعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰ ق، ج ۴، ص ۵۷ و ۵۸.
9. شیخ صدوق، محمد بن علی، کمالالدین و تمام النعمه، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۵ ق، ج ۱، ص ۱۶۲.
10. شیخ صدوق، محمد بن علی، کمالالدین و تمام النعمه، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۵ ق، ج ۱، ص ۱۶۲ و ۱۶۳.
۱۱. ابنهشام، عبدالملک، السیره النبویه، بیروت، دار المعرفه، بیتا، ج ۱، ص ۲۱۸.
۱۲. ابنهشام، پیشین، دار المعرفه، ج ۱، ص ۲۱۸.
۱۳. ابنهشام، عبدالملک، السیره النبویه، بیروت، دار المعرفه، بیتا، ج ۱، ص ۲۱۸.
۱۴. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بیجا، مکتبه الثقافه الدینیه، بیتا، ج ۵، ص ۱۱۲.
۱۵. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بیجا، مکتبه الثقافه الدینیه، بیتا، ج ۵، ص ۱۱۲.
۱۶. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بیجا، مکتبه الثقافه الدینیه، بیتا، ج ۵، ص ۱۱۲.
۱۷. ابنهشام، عبدالملک، السیره النبویه، بیروت، دار المعرفه، بیتا، ج ۱، ص ۲۲۰.
۱۸. خطیب بغدادی، ابوبکر احمد بن علی، تاریخ بغداد و ذیوله، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۷ ق، ج ۱، ص ۱۸۰.
۱۹. شیرازی، سید علیخان، الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۹۸۳ م، ص ۱۹۹.
۲۰. دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، تهران، روزبه، ۱۳۷۳ ش، ذیل اوقیه.
۲۱. ابناثیر، علی بن ابیالکرم، اسدالغابه، بیروت، دار الفکر ۱۴۰۹ ق، ج ۲، ص ۲۶۷.
۲۲. ابناثیر، علی بن ابیالکرم، اسدالغابه، بیروت، دار الفکر ۱۴۰۹ ق، ج ۲، ص ۲۶۷.
۲۳. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، بیروت، دار التراث، ۱۳۸۷ ق، ج ۳، ص ۱۷۱.
۲۴. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ ق، ج ۸، ص ۱۶۸.