پرواز مرگبار مدیر عامل از طبقه 16
روزنامه ایران نوشت: مدیرعامل یک شرکت ساختمانی وقتی مأمور کلانتری را با حکم جلب پشت در شرکت دید، در اقدامی هولناک خود را از طبقه شانزدهم محل کارش پائین انداخت.
حوالی ظهر دیروز مأموران کلانتری 125 یوسفآباد از سقوط مرد 60 سالهای از طبقه شانزدهم برج سپهر در خیابان ولیعصر باخبر شده و خود را به محل حادثه رساندند. نخستین بررسیها نشان داد قربانی ماجرا مدیرعامل یک شرکت ساختمانی در همان برج بوده که به علت بدهی و با شکایت طلبکارانش جلب شده بود. مأمور پلیس نیز برای جلب او به دفتر شرکت رفته بود اما وی به محض مشاهده مأمور و طلبکارها در شرکت را قفل کرد و به طرف پنجره رفت. بعد هم در اقدامی عجیب و هولناک خود را پائین انداخت. با اعلام موضوع به شاهنگیان - بازپرس کشیک ویژه قتل - دستور تحقیقات جنایی در اینباره صادر شد. جسد نیز برای تعیین علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد.
دزدهای مسلح از مردم پول زور میگرفتند
روزنامه جامجم نوشت: 4 عضو باندی که با سد کردن راه مردم در شهرستان اهواز با سلاح آنها را تهدید و پول و گوشی تلفن همراهشان را سرقت میکردند، دستگیر شدند.
رسیدگی به این پرونده چندی پیش با شکایت مردی مبنی بر سرقت مسلحانه پولهایش از سوی 2 سارق مسلح در دستور کار پلیس آگاهی اهواز در استان خوزستان قرار گرفت.شاکی در اظهاراتش به پلیس گفت: روز حادثه پس از دریافت پول از بانک در خیابان بودم که 2 مرد غریبه راهم را سد کردند و با تهدید سلاح پولهایم را دزدیدند. وی اضافه کرد: سارقان مسلح تهدید کردند اگر آنها را تعقیب کنم مرا میکشند و به سرعت از محل متواری شدند.
به این ترتیب با چهرهنگاری رایانهای از دزدان مسلح فراری، جستجوها برای یافتن آنها آغاز شد.در ادامه تحقیقات، افراد دیگری نیز با حضور در پلیس آگاهی شکایتهای مشابهی ارائه کردند. با اطلاعات به دست آمده از شاکیان معلوم شد، شیوههای سرقت یکی بوده، اما تصاویر رایانهای دزدان فراری، با هم مطابقت ندارد. به همین دلیل ماموران احتمال دادند متهمان فراری همگی از اعضای یک باند باشند.
آخرین سرقت دزدان، آنها را گرفتار کرد
تحقیقات در این زمینه ادامه داشت تا این که اوایل همین هفته مردی با مرکز فوریتهای پلیسی 110 اهواز تماس گرفت و خبر داد که 2 سارق مسلحانه پولهایش را سرقت کردهاند. دقایقی بعد با حضور ماموران در محل و تحقیق از مالباخته معلوم شد او پس از خروج از بانک در دام دزدهای مسلح گرفتار شده است. به این ترتیب جستجوهای پلیسی برای دستگیری سارقان فراری در اطراف محل سرقت آغاز شد تا این که ماموران موفق شدند چند خیابان پایینتر دزدان فراری را دستگیر کنند. متهمان با انتقال به پلیس آگاهی در بازجویی گفتند از اعضای یک باند حرفهای سرقت از مردم هستند.
اعتراف دزدهای خشن
یکی از متهمان به سرقت به پلیس گفت: چندی پیش از زندان آزاد شدم و با تشکیل باند جدید، جرایم خود را از سر گرفتم. من همراه همدست بازداشت شده و 2 عضو فراری باند، ابتدا مشتریانی را که از بانک پول دریافت میکردند، شناسایی میکردیم. متهم اضافه کرد: آنگاه 2 نفر از اعضای باند راه مشتریان را سد میکردند و با تهدید سلاح، پول و گوشی تلفن همراه آنها را سرقت میکردیم. در صورت مقاومت مالباختهها، آنها را کتک میزدیم و متواری میشدیم. علاوه بر آن، با تهدید سلاح راه رهگذران را سد کرده و به زور از آنها پول میگرفتیم.
در پی اعتراف متهم و همدستش، 2 عضو فراری باند نیز تحت تعقیب قرار گرفتند و 2 روز پیش دستگیر شدند. با انتقال متهمان به پلیس آگاهی، آنها در مواجهه حضوری با 2 همدست بازداشت شده خود اعتراف کردند دزدیهای مسلحانه از مردم را با همدستی آنها انجام دادهاند. بنا بر این گزارش، متهمان با قرار قانونی روانه زندان شدند. تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.
قتل پسر معتاد هنگام ضرب و شتم مادر
روزنامه ایران نوشت: مرد سالخورده که از اعتیاد پسرش به ستوه آمده بود، او را به طرز هولناکی از پا درآورد.
مأموران پلیس شهرستان «فسا» چهارشنبه گذشته در جریان قتل پسر جوانی قرار گرفتند. کارآگاهان پس از حضور در محل قتل با جسد «مهدی» - 22 ساله - روبهرو شدند که براثر اصابت ضربههای سنگین به سرش جان باخته بود. بررسیها نشان میداد قربانی ماجرا در پی درگیری با یک آشنا، در خانهاش به قتل رسیده است.
مأموران در ادامه به بازجویی از پدر و مادر سالمند «مهدی» پرداختند که آنها در اظهاراتشان به ضدونقیضگویی پرداختند. بدینترتیب کارآگاهان که احتمال میدادند زوج سالمند از ماجرای قتل مطلع هستند، به بازجوییها ادامه دادند و سرانجام پدر مقتول لب به اعتراف گشود و گفت: «مهدی» اعتیاد شدید به مواد مخدر داشت. او با کارها و رفتارش مایه آبروریزی خانواده شده بود. روز حادثه وقتی به خانه آمدم، پسرم را در حال کتک زدن مادرش دیدم، چرا که میخواست با زور برای خرید مواد مخدر پول بگیرد. با دیدن این صحنه عصبانی شده و او را به شدت کتک زدم که جان سپرد، سپس سعی کردیم با صحنهسازی موضوع قتل را به گردن افراد ناشناس بیندازیم که موفق نشدیم.متهم به قتل پس از اعتراف، با قرار قانونی روانه زندان شد.
مرگ مشکوک 2 جوان در آپارتمان
روزنامه خراسان نوشت: 2 جوان 29 و 22 ساله به طرز مشکوکی در یک واحد آپارتمانی در نزدیکی تقاطع غیرهمسطح خیام مشهد جان باختند.
ساعت 2 بعدازظهر روز گذشته مادری که چند روز بود از فرزندش خبری نداشت با منزل وی تماس گرفت اما هیچکس به تلفن پاسخ نداد. مادر که نگران فرزند 29 ساله اش شده بود به منزل او که یک واحد آپارتمانی در خیابان زمرد بود رفت اما باز هم کسی در منزل را باز نکرد. او که هر لحظه بر شدت نگرانی اش افزوده می شد از همسایه روبه رویی خواست تا در آپارتمان را باز کند. مرد همسایه نیز با استفاده از انبردست و پیچ گوشتی قفل در را باز کرد اما آن ها ناگهان با صحنه تاسف باری روبه رو شدند. پیکر بی جان جوان 29 ساله که از حدود 2 ماه قبل و در پی اختلاف خانوادگی با همسرش به تنهایی در این واحد اجاره ای زندگی می کرد در حالی داخل پذیرایی افتاده بود که لحاف قرمزرنگی نیز رویش قرار داشت. کمی آن طرف تر نیز جوان 22 ساله دیگری که از دوستان قدیمی جوان 29 ساله بود جان خود را از دست داده بود و پیکر او در کنار در قرار داشت.
همسایگان با دیدن این صحنه، بلافاصله با اورژانس تماس گرفتند و دقایقی بعد ماموران اورژانس 115 مشهد به محل اعلام شده عزیمت کردند اما آن ها با تایید مرگ 2 جوان، موضوع را به مرکز فوریت های پلیسی 110 اعلام کردند و بدین ترتیب ماموران کلانتری شفا به واحد آپارتمانی مذکور رفتند. به دلیل انتشار بوی شدید گاز داخل اتاق ها و برای جلوگیری از وقوع حادثه تلخ دیگر، شیر اصلی گاز بسته شد و ماموران با حفظ صحنه، مراتب را به قاضی اسماعیل شاکر (قاضی ویژه قتل عمد) اطلاع دادند.
با حضور مقام قضایی، پزشک قانونی و ماموران بررسی صحنه جرم در محل کشف اجساد، تحقیقات قضایی در این باره آغاز شد. بررسی های بازپرس شعبه 809 مجتمع قضایی شهید قدوسی مشهد بیانگر آن بود که جوان 29 ساله از مدتی قبل با همسرش دچار اختلافات خانوادگی شده و همسر وی نیز از 2 ماه قبل به منزل پدرش رفته بود. دست نوشته ای نیز روی میزی قرار داشت که محتوای آن حکایت از «خودکشی» داشت. بخاری گازی نیز که دودکش آن در محل خروجی دود نبود با شعله زیادی روشن بود و این احتمال قوت گرفت که جوان مذکور اقدام به خودکشی کرده است.
این گزارش حاکی است: در حالی که بنا به گفته پزشک قانونی حدود 24 ساعت از مرگ جوان 29 ساله می گذشت اما معاینه جسد جوان 22 ساله دیگر مشخص کرد که او بین 8 تا 12 ساعت قبل و در حالی که لباس بیرون به تن داشت جان خود را از دست داده است اما نکته مشکوک دیگر این ماجرا آن بود که طوطی داخل قفس زنده بود!
پدر جوان 22 ساله در حالی که اشک می ریخت به مقام قضایی گفت: حدود 20 روز قبل نیز فرزندش پیامکی با مضمون «مرا حلال کنید» برای یکی از دوستانش فرستاده بود که ما هراسان و نگران به در منزلش آمدیم اما او زنده بود و گفت: با دوستش شوخی کرده است.
گزارش حاکی است: به دستور قاضی شاکر، اجساد قربانیان این حادثه برای تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی حمل و تحقیقات بیشتر درباره چگونگی وقوع این حادثه از سوی ماموران انتظامی آغاز شد. همچنین مقام قضایی دستورات ویژه ای را برای مطابقت دست خط متوفی با نوشته کشف شده صادر کرد اما این که دوست متوفی چگونه وارد منزل شده است از زوایای پنهان این پرونده است که با بررسی های بیشتر روشن خواهد شد.
افشای راز ازدواج مرد پزشک در فرانسه
روزنامه ایران نوشت: خانم دکتر میانسال پس از افشای راز زندگی همسرش به دادگاه خانواده رفت و خواستار دریافت مهریه 1000سکه طلا، طلاق و سایر حق و حقوقش شد.
سوسن 54 ساله هنگامی که مقابل قاضی «غلامرضا احمدی»، رئیس شعبه 662 دادگاه خانواده مستقر در میدان ونک ایستاد با ارائه دادخواست طلاق گفت: حدود شش سال قبل به عنوان پزشک متخصص در یکی از بیمارستانهای خصوصی مشغول کار شدم. مدتی بعد هم با سروش که مسئول آزمایشگاه بود آشنا شدم. ما رابطه کاری خوبی داشتیم تا این که متوجه شدم به من علاقهمند است. چند ماه بعد هم به من پیشنهاد ازدواج داد. از آنجا که او را مردی باشخصیت، مهربان و تحصیلکرده دیدم با مهریه 1000سکه طلا پای سفره عقد نشسته و زندگی مشترکمان را شروع کردیم.حدود دوسال زندگی خوبی داشتیم و در این مدت با کمک هم یک درمانگاه نیز در جنوب تهران راهاندازی کرده و با هم آنجا را نیز اداره میکردیم.اما چندی قبل یکی از بیماران همسرم که در همسایگی خانه پدرشوهرم زندگی میکرد و با آنها رفت و آمد دارد وقتی فهمید من همسر دکتر سروش هستم با تعجب از من پرسید: مگر شما در فرانسه زندگی نمیکردید؟ راستی از کی با آقای دکتر آشتی کردید و به ایران بازگشتید؟پس از شنیدن این جمله با تعجب گفتم : اما من هرگز در فرانسه نبودهام.
در حالی که از شنیدن حرفهای پیرزن شوکه شده بودم از او توضیح بیشتری خواستم. در ادامه نیز فهمیدم همسرم حدود 11 سال قبل در یکی از شهرهای فرانسه با یک دختر ایرانی مقیم فرانسه ازدواج کرده اما زندگی مشترکشان بیش از چهارسال دوام نداشته است.حالا هم از پنهان کاری شوهرم به شدت ناراحت و عصبانی هستم. چرا که او به عنوان یک مجرد به خواستگاریام آمده بود.
وی در ادامه گفت: آقای قاضی با افشای راز پنهان زندگی شوهر فریبکارم دیگر حاضر نیستم با او زیر یک سقف زندگی کنم. ضمن این که خواستار دریافت مهریه 1000سکه طلا و سایر حق و حقوق قانونیام هستم. قاضی پرونده پس از دریافت شکایت خانم دکتر با ارسال احضاریهای همسر او را برای پاسخگویی به دادگاه فراخواند.
45282