فروزان آصف نخعی: یورگن هابرماس، فیلسوف و متفکر آلمانی که آثار قابل توجهی در حوزه اندیشه فلسفی، جامعهشناسی و نظریهپردازی درباره «دموکراسی» داشت، در ۹۶ سالگی درگذشت. به گزارش ایرنا، انتشارات زورکامپ ناشر آثار و خانواده هابرماس روز شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ اعلام کردند که این فیلسوف نامدار در اشتارنبرگ، در ایالت بایرن آلمان، چشم از جهان فرو بسته است.
هابرماس از مهمترین فیلسوفان آلمان پس از جنگ جهانی دوم به شمار میرفت و در بسیاری از مناقشات فکری و سیاسی این کشور اثرگذار بود. یورگن هابرماس از فیلسوفان و نظریهپردازان اجتماعی معاصر و وارث مکتب فرانکفورت است که در چارچوب سنت نظریه انتقادی و پراگماتیسم آمریکایی کار میکرد. در ایران بیش از ۱۴ جلد در باره هابرماس و اندیشه های ترجمه و تدوین شده است.
هابرماس در سال ۱۹۸۹ نیز از شیوه اتحاد دوباره آلمان انتقاد کرد و معتقد بود این روند بیش از حد تابع منطق بازار بوده و «مارک آلمان» (واحد پول این کشور) را به معیار اصلی تبدیل کرده است.او اروپای متحد را تنها راه مقابله با اوجگیری در تقابل با ملیگرایی میدانست و در سالهای پایانی عمرش نیز از ایده یک پروژه فدرال اروپایی دفاع میکرد.
پژوهش های هابرماس
رویکرد هابرماس در پژوهایش بر شناختشناسی، مدرنیته و تجزیه و تحلیل تحولات اجتماعی جوامع پیشرفته صنعتی سرمایهداری و سیاست روز آلمان به ویژه با توجه به نقش رسانههای همگانی استوار است. شهرت او بیشتر به ابداع اصطلاح و تز گستره همگانی یا فضای عمومی است که فضایی فکری و اجتماعی را مدنظر دارد که در آن، فعالیتهای آگاهی بخش رسانهای به ایجاد زمینه برای بحثهای اجتماعی و انتقادی و ظهور چیزی که او آن را برای دموکراسی بنیادی میداند، میانجامد.
در سایت ایران کتاب آمده است که به نظر هابرماس اطلاعات (اکسیژن دموکراسی) در این گستره فرآوری میشود و هرچه فرایندها و روندهای این تولید، آزادتر و خردورزانه تر و با مشارکت حداکثری همه نیروهای اجتماعی باشد، مزایای دموکراسی واقعی تر و تأثیرگذارتر میشود. گستره همگانی فضای اجتماعی ای است که در آن مردم آزادانه شرایط اجتماعی خودرا نقد کرده و مشکلات را برشمرده و بر جریان تصمیمگیری سیاسی تأثیر میگذارند. به نظر هابرماس گستره همگانی خاستگاه افکارعمومی است.
گستره همگانی میانجی فضای خصوصی و فضای عمومی است و هرچه آزادتر و فکورانه تر باشد مناسبات اجتماعی خردورزانه تر و انسانی تر خواهد بود. هابرماس بر این اعتقاد است که از اواخر سده نوزدهم گستره همگانی بر اثر افزایش فعالیتهای تجاری و بازرگانی و سودگرایی دارندگان این رسانهها و نیز فروکش کردن تمایلات انقلابی پیشین سرمایهداری رو به کاهش گذاشتهاست.
هابرماس در سال ۱۹۶۴ جانشین ماکس هورکهایمر در کرسی فلسفه و جامعهشناسی دانشگاه فرانکفورت شد. او در دهه ۱۹۶۰ از اعتراضات دانشجویی در آلمان غربی حمایت میکرد، اما بعدتر با آنچه رادیکال شدن این جنبش میدانست مرزبندی کرد و درباره خطرات «فاشیسم چپگرا» هشدار داد.
قانعی راد، سفر هابرماس به ایران و روشنفکران ایرانی
این فیلسوف آلمانی در اردیبهشت ۱۳۸۱ نیز به ایران سفر کرد و حدود یک هفته در ایران بود، در دانشگاه تهران سخنرانی کرد، به شیراز رفت و در دانشگاه شیراز حضور یافت و در انجمن حکمت و فلسفه ایران سخنرانی کرد.آثار هابرماس در ایران نیز خوانندگان فراوانی داشته و شماری از مهمترین کتابهای او به فارسی ترجمه شدهاند. موضوع اندیشه های هابرماس و تاثیرات بر حوزه روشنفکری ایرانی در کتابی به نام «هابرماس و روشنفکران ایرانی»، نوشته دکتر سید محمدامین قانعی راد تدوین شد.
قانعی راد در این کتاب که از طریق گفتوگو با روشنفکران به نام و شناخته شدة ایرانی تهیه و تدوین شده، میزان تأثیر و نفوذ و همچنین تنوع و چگونگی و عمق اندیشههای هابرماس در فضای روشنفکری ایران را در معرض نگاه و داوری خواننده قرار داده است.
بازخوانی هابرماس و معماهای او
دیدگاه های وی در خصوص کنش مفاهمه ای، عقلانیت تفاهمی، اخلاق گفتمانی و… تأثیری بسیار ژرف و پایا بر فلسفه و علوم اجتماعی به جای گذاشته است. کتاب «باخوانی هابرماس» نوشته حسینعلی نوذری، مقدمه ای است در بازخوانی و معرفی کارهای هابرماس از نخستین آثار وی درباره حوزة عمومی تا جدیدترین آن ها درباره حقوق، دولت، سیاست، رابطة هنجارها و واقعیات و… که به بررسی بسترهای تاریخی و نظری آثار هابرماس پرداخته و طرحی کلی از عقاید و اندیشه های اساسی وی ارائه می دهد. از جمله مضامین مورد بحث در مجلد حاضر می توان به رابطة وی با نظریة انتقادی مکتب فرانکفورت و مارکس، سهم عظیم و بی بدیل وی در بسط و گسترش فلسفه و منطق علوم اجتماعی، نظریة تکامل اجتماعی و بسیاری مفاهیم دیگر اشاره کرد.
از نظر اندیشمندانی چون لاسه توماسن، در کتابش به نام «معمای هابرماس» تاکید شده فهم مفاهیم پیچیده هابرماس، راهی برای درک مشارکتهای مهم او در نظریههای اجتماعی و سیاسی، ارتباطات و اخلاق فراهم می آورد. مفاهیم کلیدی در اندیشه هابرماس از نظر توماسن بر عقلانیت ارتباطی، حوزه عمومی و دموکراسی مشورتی استوار است که از طریق آن ها هابرماس در زمینه دموکراسی، عدالت و ارتباطات در جامعه معاصر نظریه پردازی می کند.
توماسن معتقد است زمینه فکری هابرماس و پیوند او با مکتب فرانکفورت، به ویژه متفکرانی چون آدورنو و هورکهایمر، او را به سمت تمرکز بر ارتباطات و دموکراسی سوق داده است. از پایه های اصلی دیدگاه هابرماس در حوزه ارتباطات است. کنش ارتباطی هابرماس نوعی تعامل اجتماعی مبتنی بر درک متقابل و استدلال منطقی است، که آن را در مقابل کنش استراتژیک قرار میدهد؛ کنشی که در آن افراد به دنبال منافع شخصی هستند. هابرماس معتقد است که فرآیندهای دموکراتیک از طریق کنش ارتباطی تقویت میشوند، چرا که گفت و گوی باز و صادقانه میتواند به اجماع و تصمیمات جمعی منجر شود. هابرماس در زندگی تلاش کرد در زندگی خود ایدههایی تولید کند، تا براساس آن ها بتواند چشماندازی مثبت و امیدبخش برای دستیابی به عدالت و دموکراسی در جوامع چندفرهنگی امروز فراهم آورد.
تعهد هابرماس به گفتمان عقلانی و اعتقاد او به پتانسیل کنش ارتباطی برای تقویت ادغام اجتماعی و مشروعیت دموکراتیک نیز موضوعی است که مورد توجه مایکل پیوزی در کتابش یورگن هابرماس قرار گرفته است. هابرماس عقل ابزاری و اهمیت زیستجهان و نقش آن ها را در فهم پدیدههای اجتماعی برجسته میکند و نشان میدهد چگونه این مفاهیم در تحلیل جامعه معاصر مهم به شمار می رود.
اشتباه بزرگ
اما فیلسوف بزرگ حوزه عمومی و جامعه مدنی در اواخر عمر دچار اشتباه فاحشی شد. او بدون رعایت تفکیک ساختی، با توجه به قدرت صهیونیسم در آلمان، نظریه های غیرکارشناسی را به جامعه علمی داخلی و جهانی ارائه کرد. او در ماجرای غزه و ۷ اکتبر، در کنار اسراییل و در سمت غلط تاریخ ایستاد تا جایی که آصف بیات در نامه ای به او، مواضع سیاسی او را خلاف آموزه های این فیلسوف ذکر کرد و گفت که بیش از همیشه به شجاعت اخلاقی نیاز داریم. سپس از فضای به وجود آمده در آلمان اظهار نگرانی کرد و نوشت: «من در مقام فردی دانشگاهی حیرتزده شدم وقتی فهمیدم در دانشگاههای آلمان -حتی در کلاسهای درس، که باید فضاهای آزاد برای بحث و پژوهش باشد– وقتی موضوع فلسطین طرح میشود، تقریباً همه سکوت میکنند. در روزنامهها، رادیو و تلویزیون تقریباً به کلی از بحث آزاد و معنادار در مورد این موضوع خبری نیست. در واقع، بسیاری از مردم، ازجمله یهودیانی که خواستار آتشبس شدهاند، از موقعیتهایشان اخراج شدهاند، برنامههای رسمی و جوایزشان لغو شده و به «یهودستیزی» متهم شدهاند. اگر مردم اجازه نداشته باشند آزادانه صحبت کنند، چگونه باید در مورد اینکه چه چیزی درست است و چه چیزی نادرست با هم مشورت کنند؟ چه بر سرِ ایدهی مشهور شما دربارهی «حوزهی عمومی»، «گفتوگوی عقلانی» و «دموکراسی مشورتی» میآید؟»
هابرماس و برخی دیگر از روشنفکران آلمانی مانند یوزف وایلهوفن، نیکلاس لوهمن و مایکل هرش، به شکلی آشکار با اسرائیل اعلام همبستگی کردند، بدون آن به ریشههای تاریخی اشغالگری، نظام آپارتاید و محاصره غزه توجه کنند.
از نظر منتقدان و اندیشمندان ایرانی، همچنین هابرماس در مواضع خود از مباحث کلیدی خود در باره «اخلاق گفتمانی» اش فاصله گرفت. شاید انتظار میرفت هابرماس، در مقام فیلسوفی که بر زبان، درک مشترک، دموکراسی مشورتی و گفتوگوی آزاد و برابر میان انسانها تأکید دارد، نسبت به رنج دیگران حساس باشد، اما اینگونه نبود. برخی دیگر از اندیشمندان مانند محمد محمدی گرگانی استاد کرسی حقوق بشر از دانشگاه علامه طباطبایی از ورود هابرماس به حوزه ای سیاسی انتقاد کرد و گفت: « هابرماس باید ده ها ساعت در باره غزه بخواند تا بتواند نظر بدهد، اندیشه فلسفی هابرماس دلیلی بر درستی افکار سیاسی اش نیست.»
۲۱۶۲۱۶