به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، کتاب «اطلس جنگ ایران و عراق» تالیف محسن رشید به بررسی فشرده نبردهای زمینی در سال ۵۹ تا تیر ۶۷ همراه با تصویر و نمودار پرداخته است.
دوره موفقیتآمیز آزادسازی مناطق اشغالی جبهه جنوبی، بیانگر شایستگی قوای نظامی جمهوری اسلامی بود و برتری نظامی آنها را بر عراق نشان میداد. این موفقیت نهتنها به برتری ایران بر عراق در موازنه قوا دلالت میکرد، بلکه در برقراری موازنه منطقهای نیز تاثیر گذاشته بود. پیروزهای ایران بیش از هر کشوری دیگری سبب نگرانی اسرائیل بود. از همین زاویه میتوان یکی از علل حمله اسرائیل به جنوب لبنان را که پس از فتح خرمشهر انجام شد، بررسی کرد. حکومت اشغالگر قدس که همواره میکوشد تا قدرت برتر خاورمیانه شناخته شود، برای محدود کردن تاثیرگذاری جمهوری اسلامی به جنوب لبنان حمله کرد تا مانور قدرتمندانه خود را به نمایش گذارد.
از سوی دیگر، اوضاع جنگ پس از فتح خرمشهر، ادامه آن را ضروری نشان میداد. در حالی که افکار عمومی از آزادی کامل سرزمینهای جنوب حکایت میکرد. ارتش عراق چندین نقطه از خاک ایران را در کنار مرز در اشغال داشت. عراق در عملیات فتحالمبین تا پشت مرز عقب رانده نشد، بلکه در منطقه عینخوش پشت رودخانه دویرج موضع گرفت. در محور فکه نیز با آنکه در عملیات پشتیبانی بیتالمقدس، دشمن به سوی مرز عقب رانده شده بود، هنوز بخشی از خاک ایران را در اشغال داشت. در پایان عملیات بیتالمقدس نیز بخشی از طلائیه و شلمچه ایران در تصرف عراق باقی مانده بود. حضور ارتش عراق در پشت رودخانه دویرج روی ارتفاعات حمرین سبب شده بود که عملا جاده دزفول- دهلران بدون استفاده بماند. این جاده در منطقه عمومی عینخوش و موسیان زیر دید دشمن بود و امنیت لازم برای تردد در آن وجود نداشت. در شلمچه موضوع اهمیت بیشتری داشت، زیرا حضور نیروهای دشمن در این منطقه، تهدید خرمشهر تلقی میشد؛ بنابراین اصول نظامی حکم میکرد که برای رفع این تهدید و تامین اطمینانبخشتر مرزها عملیات بیتالمقدس ادامه یابد، دشمن در آن سوی مرز تعقیب شود، بهویژه که روحیه تضعیفشده ارتش دشمن و سازمان آسیبدیده آن ایجاب میکرد که از اصول نظامی تعبیت شود و با استفاده از دو پیروزی، اصل تعاقب اجرا گردد، لیکن در پی ۲۵ روز جنگ برای آزادی خرمشهر، سازمان رزم خودی به بازسازی نیاز داشت، ضمن آنکه شناسایی کافی از مواضع دشمن در آن سوی مرز انجام نشده بود، لذا ادامه عملیات به فرصت دیگری موکول شد.
در دوره آزادسازی مناطق اشغالی جنوب کشور، تنها یک عملیات نیمهگسترده با نام مطلعالفجر در جبهه میانی و یک عملیات نیمهگسترده با نام محمد رسولالله در جبهه شمالی انجام شد و سایر عملیاتهای جبهه میانی که با هدف آزادسازی سرزمین اشغالی و تامین مرز اجرا میشد، همزمان با دوره تنبیه متجاوز بود که البته تاثر تنبیهی نیز داشت. توضیح اینکه پس از فتح خرمشهر حدود ۵۰۰۰ کیلومترمربع از خاک ایران در اشغال دشمن باقی مانده بود که ارتش عراق به جهت آسیبپذیری نیروهایش، نیمی از این مناطق را تخلیه کرد. تنها ۲۵۰۰ کیلومترمربع باقیمانده را همچنان در اشغال نگه داشت که این نقاط بیشتر در مناطق کوهستانی مرزهای استان کرمانشاه و ایلام بود.
برای آزادسازی این مناطق چندین عملیات انجام شد که برخی از آنها موفقیت مهمی در پی داشت. این سلسله عملیاتهای آزادسازی ویژگیهای متفاوتی نسبت به عملیات آزادسازی در جبهه جنوبی داشتند، درواقع خصلت آزادسازی و تامین مرز، تنها خصلت و هدف این دسته عملیاتها به شمار نمیرفت بلکه حل و فصل برخی مسائل خودی در روند کلی جنگ (پس از فتح خرمشهر) نیز ازجمله اهداف این عملیاتها بود. به عنوان مثال، در صورت موفقیت عملیات رمضان، شاید برای آزادی ارتفاعات جبهه میانی به عملیات نیاز نبود اما در پی عدم موفقیت در عملیات رمضان، اردوی خودی متوجه جبهه میانی گردید و منطقه سومار برای عملیات مسلم بن عقیل انتخاب شد. در اینجا چند هدف دنبال میشد:
هدف اول، کسب زمان برای بررسی عملیات و یافتن راهکارهای بهتری در جنوب و هدف دوم، بازستاندن ارتفاعات مرزی و استقرار روی ارتفاعات بلند به منظور تامین شهر مندلی و شناسایی وضعیت کلی زمین در این جبهه بود که با این اقدام، تامین مرز بینالمللی نیز میسر میشد.
عملیات بعدی در جبهه بود که با این عملیات بعدی در این جبهه در مهران و با نام والفجر ۳ به اجرا درآمد که اهداف آن نیز مشابه عملیات مسلم بن عقیل بود. به این معنا این بار، عدمالفتح در عملیاتهای والفجر مقدماتی و والفجر ۳ در جبهه میانی به اجرا درآمد. در عملیات والفجر۳، تامین مرزهای بینالمللی در منطقه مهران ازجمله اهداف بود. عملیات مهم دیگر این جبهه، در منطقه عمومی میمک و با نام عاشورا انجام شد. هدف این عملیات نیز بیشباهت به دو عملیات خیبر و بدر ایجاب میکرد که در این فاصله زمانی عملیاتی هرچند محدود انجام شود تا ضمن سلب آرامش از دشمن، آمادگی رزمی خودی نیز حفظ گردد.
طی سه عملیات مذکور، مناطقی از ارتفاعات اشغالی سومار، میمک و مهران آزاد شد، لیکن ارتفاعات مرزی قصرشیرین و نفتشهر، همچنان در تصرف دشمن باقی ماند. در آغاز سال ۱۳۶۵، ارتش عراق پس از شکست در عملیات والفجر۸ با تحرکاتی موسوم به «دفاع متحرک» علاوه بر بازپسگیری بخشی از ارتفاعات منطقه سومار، بار دیگر شهر مهران را نیز اشغال کرد که در پی آن عملیات کربلای ۱ با هدف بیرون راندن اشغالگران از این شهر انجام گرفت که چنین نیز شد.
آخرین عملیات مهم این جبهه، عملیات کربلای ۶ بود که با هدف آزاد کردن نفتشهر طرحریزی شد. این عملیات برخلاف سه عملیات اول که درواقع متاثر از عملیاتهای جبهه جنوبی بود، به منظور اثرگذاری روی یکی از عملیاتهای جنوب به اجرا درآمد؛ یعنی پیشبینی شده بود که این عملیات همزمان با عملیات کربلای ۵ کاسته شود، اما اهداف این عملیات تحقق نیافت. به عبارت دیگر نبرد برای آزادی سرزمینهای اشغالشده در جبهه میانی تا پایان جنگ ادامه داشت، ولی ضمن کسب موفقیتهایی به هدف نهایی نرسید.
۲۵۹