به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
آیا در نبردهای صدر اسلام نمونههایی داریم که سنتهای الهی جاری شود؟
پاسخ :
«سنت الهی» یا «سُنَن الهی» اصطلاحی در آموزهای قرآنی است و معنای آن روشها و قوانین خداوند در اداره امور هستی است. این سنتها دارای ویژگیهایی چون جامعیت، ثباتداشتن و ضابطهمندی هستند که اداره امور عالم بر پایه آنهاست (1) و به تعبیر قرآن تبدیلناپذیر و تغییرناپذیرند. یکی از سنتهای الهی که بارها در قرآن از آن یاد میشود، سنت نصرت مؤمنان است.
بعضی از سنتهای الهی، مطلق و برخی مشروطاند. سنتهای مطلق، یعنی سنتهایی که خداوند آنها را بدون پیششرط جاری میکند و اجرای آن وابسته به رفتار انسانها نیست؛ نظیر سنت هدایت عام انسانها بر اساس با آیاتی مثل ۳۶ سورۀ «نحل» و سنت امتحان مردم بر اساس آیاتی مثل آیۀ ۱۵۵ سورۀ «بقره».
سنتهای مشروط نیز سنتهایی است که در قبال عملکرد انسان جاری میشود (3)؛ مثل سنت نصرت مؤمنان که بحث این نوشتار دربارۀ این قسم است.
آیات مربوط به نصرت مؤمنان عبارتاند از:
1. «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ ۖ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ ۗ وَعَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ: اگر خدا شما را یاری کند، هیچکس بر شما چیره و غالب نخواهد شد. و اگر شما را واگذارد، چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد داد؟ و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند» (آلعمران: 160).
2. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ: ای مؤمنان! اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری میکند و گامهایتان را محکم و استوار میسازد» (محمد: 7).
3. «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ: بیتردید ما پیامبران خود و مؤمنان را در زندگی دنیا و روزی که گواهان [برای گواهیدادن] به پا ایستند، یاری میکنیم» (غافر: 51).
4. «وَإِن یُرِیدُوا أَن یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ ۚ هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ: و اگر [دشمنان و کافران] بخواهند تو را بفریبند، [یاری] خدا برای تو بس است. همو بود که تو را با یاری خود و مؤمنان نیرومند گردانید» ﴿انفال: ۶۲﴾. در این آیه که به «آیۀ نصر» معروف است، خدای متعال از پیامبر صلی الله علیه وآله میخواهد نگرانی به خود راه ندهد؛ زیرا کار خدا او را کافی است و با یاری خود و یاری مؤمنان او را حمایت میکند.
نمونههای قرآنی ـ تاریخی سنتهای الهی
الف) ماجرای پیروزی سپاه کوچک طالوت بر سپاه بزرگ جالوت
خداوند در سورۀ «بقره» به این مسئله اشاره میکند: «وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ ۚ قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ: [گروهی از آنان] گفتند: ما را امروز قدرت مقابله با جالوت و سپاهیانش نیست؛ ولی کسانی که یقین داشتند که دیدارکننده خدایاند، گفتند: چهبسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند. و خدا با شکیبایان است» (بقره: 249). در ادامه میفرماید: «وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ: و چون [طالوت و اهل ایمان] برای جنگ با جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: پروردگارا، بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز و گامهایمان را استوار ساز و ما را بر گروه کافران پیروز گردان» (بقره: 250).
این جنگ بدین ترتیب پایان پذیرفت که جوانی در سپاه طالوت (حضرت داود) توانست با تیری جالوت را از پای درآورد و سپاه او را از هم بپاشاند.
جنگ بدر
مسلمانان در این نبرد با وجود تعداد ۳۱۳ نفر بر قریش که حدود 1000 نفر بودند، پیروز شدند. این پیروزی حاصل رشادت و پایمردی مسلمانان، دعای پیامبر صلی الله علیه وآله (4) و امدادهای غیبی (5) بود. این پیروزی سبب اقتدار و خودباوری مسلمانان شد و قلمرو اسلام را تثبیت کرد. بر اساس روایات، سه هزار فرشته به یاری مسلمانان آمدند (6).
جنگ احد
مسلمانان در این جنگ هفتصد نفر و مشرکان سه هزار نفر بودند. در آغاز پیکار، با رشادتهای حضرت علی علیه السلام و مسلمانان، جبهۀ حق غالب آمدند و مشرکان فرار کردند. پیامبر صلی الله علیه وآله پیش از جنگ به تیراندازانی به فرماندهی عبدالله بن جبیر تأکید میکند بر کوه «عینین» بمانند تا مراقب پشت سر مسلمانان باشند و هیچگاه موضع خود را ترک نکنند (7)؛ اما آنها به طمع غنیمت، جایگاه خود را ترک کردند و اصرار عبدالله بن جبیر که آنان را به فرمانبرداری از دستور پیامبر صلی الله علیه وآله فرامیخواند، سودی نبخشید (8). مشرکان هم از این فرصت استفاده کردند و از پشت سر به لشکر مسلمانان که در حال تعقیب پیادگان لشکر مشرکان بودند، تاختند و بسیاری از آنها را به شهادت رساندند. پریشانی مسلمانان به جایی رسید که همگی گریختند و جز علی بن ابیطالب علیه السلام و تعداد اندکی، کسی با رسول خدا باقی نماند (9)؛ به گونهای که در این جنگ هفتاد نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند.
نتیجه:
مسلمانان هرگاه ثابتقدم ماندند، با آنکه تعدادشان کمتر بود، پیروزی به ارمغان آورند؛ زیرا یاری خدا همراه آنها بود و گاه این یاری با اعزام ملائک به میدان جنگ حاصل شد. اما هرگاه عموم ثابتقدم نماندند و به هر دلیلی از جنگ شانه خالی کردند، شکست خوردند. این مطلب در جنگهای دوره خلافت حضرت علی علیه السلام نیز بهخوبی نمایان است.
پینوشتها:
1. سیدمحمدباقر صدر؛ سنتهای تاریخ در قرآن؛ ترجمه: سیدجمالالدین موسوی؛ قم: دفتر نشر اسلامی، ۱۳۸۱ ش، ص ۱۶۲.
2. محمدتقی مصباح یزدی؛ جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن؛ تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۹۱ ش، ص 411 ـ 414.
3. محمدتقی مصباح یزدی؛ جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن؛ ص ۴۱۹.
4. احمد بن علی مقریزی؛ إمتاع الأسماع؛ تحقیق: محمد عبدالحمید؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۰ ق، ج ۱، ص ۱۰۸.
5. محمد بن عمر واقدی؛ المغازی؛ بیروت: مؤسسه اعلمی، ۱۴۰۹ ق، ج ۱، ص ۷۰ و ۸۱.
6. علیاکبر قرشی بنابی؛ تفسیر احسن الحدیث؛ چ 2، تهران: بنیاد بعثت، ۱۳۷۵ ش، ج ۲، ص ۱۸۰.
7. عبدالملک بن هشام؛ السیرة النبویه؛ به کوشش مصطفی سقا و دیگران؛ قاهره: [بینا]، ۱۳۵۷ ق، ج ۲، ص 65 ـ 66.
8. محمد بن عمر واقدی؛ المغازی؛ ج ۱، ص ۲۲۹.
9. محمد بن جریر طبری؛ تاریخ الأمم و الملوک؛ چ 2، بیروت: دارالتراث، ۱۳۸۷ ق، ج ۲، ص ۵۱۴.