رضا داوری اردکانی نوشت: کشور ما موقع و مقام ژئوپلیتیک حساس و مهمی دارد. این وضع و موقع می‌تواند برای ما سودمند باشد یا موجب شود که قدرتهای جهانی از پیشرفت ایران جلوگیری کنند که مبادا با اعمال قدرت منافع آنها را به خطر اندازد. از حیث تاریخی هم سابقه خرد عملی چند هزارساله و خرد نظری ریشه‌دار دارد اما ایران مبتلی و دردمند است و طبیبانی که دردش را بشناسند کم و اندکند...با امید به لطف الهی و با شجاعت فرزندان دلاورش از بلای کنونی نیز پیروز و سرفراز بیرون خواهدآمد

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، در میانه جنگی نابرابر و تجاوز آشکار آمریکا و اسرائیل به سرزمین ما ایران، رضا داوری اردکانی، فیلسوف و اندیشمند نامدار معاصر ایرانی یادداشتی نگاشته و در آن به استقامت و پایداری ایران در تاریخ پر نشیب و فرازش اشاره کرده است. در ادامه متن این یادداشت، از نظر می‌گذرد:

****

ایران در جغرافیا و سیاست کشوری در عداد کشورهای دیگر است اما عظمتی دارد که نظیرش را کمتر می‌توان یافت. ایران چیزی بیش از یک کشور است. ایران تاریخی بزرگ است و او جوهری در درون دارد که آن را از بلاهای هولناک و فتنه‌های روزگار حفظ می‌کند. چنانکه در طی تاریخ چند هزارساله‌اش مصیبت و بلا و شکست و حتی دورانهای ابتلا به بی‌خردی کم نداشته اما هر بار از آتش فتنه سرفراز بیرون آمده است. خدا کند که این بار هم چنین باشد.

بزرگ دانستن ایران یک دعوی احساساتی نیست، گواهی تاریخ است. مغول ها به قصد کشورگشایی و تصرف سرزمین به ایران هجوم نیاوردند بلکه آمدند بکشند و ویران و نابود کنند، اما چندان دیر نپایید که گویی از مغول‌بودن منصرف شدند و دیگر مغول نبودند. ایران عنصر مغولی در وجودشان را نابود کرد و آن ها را در خدمت خود گرفت.

حادثه مهمی که به آن توجه نشده است پدید آمدن زبان فارسی در زمانی است که مردم سرزمین های اسلامی زبان قومی را رها می‌کردند و زبان عربی را می‌پذیرفتند. در آن زمان ایران زبان سراسری نداشت و در ظاهر مستعد رو کردن به زبان عربی بود، به خصوص که اهل ادب و فرهنگ و دانش ایران زبان عربی آموخته و می‌آموختند و آن را گرامی می‌داشتند و قصدشان از قوام بخشیدن به زبان فارسی به هیچ‌وجه مقابله و مخالفت با زبان عربی نبود.

و مگر رودکی با مقام بزرگی که در تحکیم زبان فارسی دارد، استاد زبان و ادب عربی نبود. اما ایران به زبان فارسی نیاز داشت و می‌بایست زبان فارسی پدید آید تا یکی از دوران های بزرگ تاریخش را با آن آغاز کند که بخش بزرگ و بی‌نظیری از آثار شعر و هنر و دانش و فرهنگ جهان به آن تعلق دارد.

جهان کنونی با همه دعوی‌هایش جهان کینه و دشمنی و مجال غلبه زشتی و پلشتی بر زیبایی و پاکیزگی است. شاعران پاسداران زیبایی و پاکیزگی‌اند و اگر خورشید درخشان شعر هزارساله فارسی نبود، جهان افسرده‌تر و پربلاتر و نومیدتر بود. سخن این نیست که اگر فردوسی و حافظ نبودند جهان چیزی کم داشت، بلکه نمی‌دانیم اگر نبودند جهان به طور کلی و به خصوص جهان ما چه بود و چه صورتی داشت.

درک و فهم وضع کنونی و آینده ایران دشوار است و گویی زبان، تسلیم شعار و کلمات احساساتی شده است. در شعر فارسی صد سال اخیر هم که ممتازترین صورت تفکر ایران و جلوه‌گاه درک و بینش ماست، آینده تیره و پر از هول و تشویش است و پیداست که در این شرایط چندان طرحی برای فردا نباشد.

کشور ما موقع و مقام ژئوپلیتیک حساس و مهمی دارد. این وضع و موقع می‌تواند برای ما سودمند باشد یا موجب شود که قدرت های جهانی از پیشرفت ایران جلوگیری کنند که مبادا با اعمال قدرت منافع آن ها را به خطر اندازد. از حیث تاریخی هم سابقه خرد عملی چند هزارساله و خرد نظری ریشه‌دار دارد اما ایران مبتلی و دردمند است و طبیبانی که دردش را بشناسند کم و اندکند . مع هذا با امید به لطف الهی و با شجاعت فرزندان دلاورش از بلای کنونی نیز پیروز و سرفراز بیرون خواهدآمد.

۲۱۶۲۱۶

منبع: ایبنا