به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا رضا دستجردی نوشت: «ترامواپژوهی؛ تصمیمگیری اخلاقی و تشخیص کار درست» تألیف و ترجمه کیوان شعبانیمقدم، از تازههای نشر کرگدن و مشتمل بر یازده فصل است: «حرکت کنیم»، «آموزه دو اثر دوگانه یا نظریه حقوق طبیعی؟»، «مسئله تراموا و مفهوم قصد»، «عمل به کدام قاعده اخلاقی درستتر است؟»، «نگاهی ژرفتر به مسئله تراموا از منظر فایدهگرایی»، «احساس میکنم اشتباه است؛ شهود اخلاقی ما»، «ترمز؛ انتقادها به ترامواپژوهی»، «مسئله تراموا و مغزپژوهی»، «از کلاس فلسفه تا آزمایشگاه روانشناسی»، «ترامواپژوهی فردا» و «به مقصد رسیدیم».

کتاب با یادداشت امیرحسین خداپرست دبیر مجموعه «از منظر اخلاقی» آغاز می شود. خداپرست بر آن است که نگریستن به جهان از مناظری متفاوت میسر است. از هر یک از این مناظر، میتوان وجوهی از جهان را مشاهده کرد که خاص آن منظر است. علم ما را با جهان تجربی پیوند میدهد، فلسفه دریچهای بهسوی بنیانها و ضرورتهای جهان میگشاید و حقوق، چشم ما را متوجـه قواعد قوامبخش زندگی جمعی میکند. تغییر منظرها در مواجهه بـا پدیدههای جهان امری عادی اسـت، بهگونهایکه در زندگـی روزمره، گاهی بیآنکه متوجه باشیم، خود را در چشماندازهایی متفاوت به پدیدهای واحد قرار میدهیم. در این میان، یک منظر هست که چنان بنیادین جلوه میکند که گویی هرگز نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم و از پس ذهن خود بزداییم: اخلاق.
عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمتوفلسفه خاطرنشان میکند که در عالم نظر، منظر اخلاقی همیشه با ما است و نهتنها با ما است، بلکه میتواند ملزممان کند که بـه آن اولویت دهیم: ارزیابی مؤثری از فعالیتهای علمی داشته باشیم، دیدگاههای فلسفی را نقـد کنیـم و از این بحث کنیم که اعمال کدام قوانین درست یـا نادرست اسـت. بهباور وی، در عالم عمل، وقتی از منظر اخلاقی به امور مینگریم، احساس میکنیم بیواسطه بـه عمل برانگیخته میشویم: قدری غریب میدانیم که ساخت سلاحهای کشتار جمعی را نادرست بدانیم، ولی به کارمان، در مرکزی علمی که هدفش طراحی چنین سلاحهایی است ادامه دهیم؛ مدافع کرامت انسانی باشیم، ولی دیدگاههایی فلسفی را اشاعه دهیم که مستلزم تبعیض و تحقیر نژادیاند؛ و از مردمسـالاری دفـاع کنیم، ولـی خواهـان حقـی ویـژه بـرای صنف خود باشیم. به اعتقاد وی، منظر اخلاقی، بهخودیخود، برانگیزاننده و مقتضی عملی متناسب با اندیشه اخلاقی ما است.
دبیر مجموعه «از منظر اخلاقی» معتقد است با در نظر داشتن این نکات، مجموعه مذکور با دو هدف همبسته طراحی شـده اسـت: نخسـت آنکه کمک کند اندیشههایمان را در زمینه اخلاق بکاویم و بکوشیم آنها را روشنتر و سازگارتر کنیم تا بتوانیم به امور اخلاقی ذیربط نگاهی جامعتر و دقیقتر بیندازیم؛ دوم، کمک کند برای نگریستن از منظر اخلاقی به امور و برانگیخته شدن بر اساس آن شور و شوقی بیشتر و عزمی استوارتر داشته باشیم. نهایتاً، خداپرست بر این باور است که آثار اخلاقی گذشتگان و معاصران، چه در حوزههایی انتزاعیتر، همچون فراخلاق و نظریه اخلاق، چه در حوزههایی انضمامیتر، همچون اخلاق کاربردی و روانشناسی و جامعهشناسی اخلاق میتوانند در دستیابی به این اهداف مؤثر و سودمند باشند.
مقدمه کتاب با «مسئله تراموا» دوراهی معروفی در فلسفه اخلاق آغاز میشود که منشأ آن به مقاله فیلیپا فوت در سال ۱۹۶۷ بازمیگردد. شعبانیمقدم، معما را چنین توصیف میکند: «تصور کنید کنار خطآهن ایستادهاید و یک تراموای در حـال حرکـت را در نزدیکیتان میبینید. ظاهراً ترمزهای تراموا از کار افتاده اسـت. کمی جلوتر، پنج نفر به ریل بسته شدهاند که در صـورت برخورد با تراموا، مرگشان حتمی است. شما کنار سوزن قطار ایستادهاید: اگر اهرم را فشار دهید، تراموا به مسیر فرعی منحرف میشود که شوربختانه آنجا نیز یک نفر به ریل بسـته شـده است. چهکار باید بکنید؟» مولف که این سناریو را «سوزنبان» خوانده، در اینجا، از نوعی اخلاق فایدهگرا سخن گفته، معتقد است در این میان، عمل درست چیزی است که بیشترین خیر یا شـادی را برای بیشـترین افراد حاصل میکند؛ پس باید افراد کمتری بمیرند. در نتیجه، باید تراموا را از مسیرش منحرف کرد تا فقط یک نفر کشـته شود، نه پنج نفر.
شعبانیمقدم از معمای دوم نیز سخن میگوید که اقتباسی از اولی اسـت. در اینجا نیز یک تراموای خارج از کنترل بهسـمت پنج نفری که به ریل بسته شدهاند حرکت میکند. «اینبار شما روی پل عابرپیادهای مشرف به ریل، کنار مردی چاق ایستادهاید. اگر این مرد را از روی پل به پایین هل دهید و سقوط کند، جثه عظیمش تراموا را متوقف میکند و جان پنـج نفـر نجـات مییابد». مولف در اینجا معتقد است که اگر از مردم سؤال میشود که در ایـن موقعیت چهکار میکنند، بیشترشان پاسخ میدهند هل دادن مرد چاق کار درستی نیست. «عجیب است! ظاهراً اینجا نیـز نحوه محاسبه باید مانند سناریوی قبلی باشد: یک نفر را بکشید تـا جـان پنج نفر نجات یابد. اما برخلاف سناریوی قبلـی، مردم هنگام مواجهه با سناریوی «مرد چاق» تمایلی به اتخاذ رویکرد فایدهگرایانه ندارند.
مولف پس از بحث در خصوص نتایج مطالعات متعدد در سراسر جهان و پاسخهای متفاوت به این سناریوها، از صنعت کوچک دانشگاهی بحث میکند که مسئله تراموا و اشکال مختلفش پدید آوردهاند و تـا بـه امروز، بحثهای داغـی را برانگیخته اسـت. بهباور وی، در طول کمی بیش از پنجاه سال، این مسئله تبدیل به نقطهعطفی برای تأمل نظاممند درباره مسائل اخلاقی در حیطههایی همچون روانشناسی، جامعهشناسی، عصبشناسی، زیستشناسی تکاملی، حقوق، اخلاق پزشکی، اخلاق جنگ، اخلاق اداری و غیره، نیز جانمایه بسیاری از کتابهای محبوب، فیلمها، سریالهای تلویزیونی و بازیهای آنلاین شده است.
شعبانیمقدم که معتقد است سناریوهای تراموا نمونههایی از تضاد بین رویکردهای وظیفهگرا و فایدهگرا به اخلاق نیز هست، میکوشد در این کتاب با بحث پیرامون پرسشهای اصلی مطرحشده در ادبیات روبهگسترش ترامواپژوهی، آن را بهصورت جامع بررسی کند. افزونبر این، کتاب برخی ماجراهای جذاب و نمونههای تاریخی را دربرمیگیرد. همچنین تاریخچه مختصری از فلسفه اخلاق ارائه میدهد و تضاد بین مکاتب مختلف اخلاقی را برجسته میسازد. درنهایت، مسائلی را مطرح میکند که میتواند پیامدهای عملی داشته باشد.
مولف در ادامه میپرسد: «چه زمانی دروغ گفتن یا پنهان کردن اطلاعات توجیهپذیر است؟ اگر قرار است کاری کنیم کـه هدفش کمک کردن به تعداد زیادی از مردم اسـت، اما احتمال دارد به تعداد اندکی آسیب برساند، آیا باید با خیال راحت چنین کاری را انجام دهیم؟» شعبانیمقدم معتقد است که ما نیاز داریم خودمان را متقاعد کنیم که کاری که انجام میدهیم درست اسـت و «ترامواپژوهی» ما را به اندیشهورزی در این جمله ایمانوئل کانت وامیدارد: «هرگز نباید با افراد مانند ابزاری صرف برای رسیدن به غایاتی دیگر رفتار شود».
«ترامواپژوهی؛ تصمیمگیری اخلاقی و تشخیص کار درست» در ۱۴۴ صفحه بههمت نشر کرگدن منتشر شده است.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما