فارغ از حس و حال مشترکی که هریک از ما در این روزها تجربه میکنیم، حوادث و اتفاقات این چند هفته را میتوان برای متولدین دههی پنجاه و شصت به نوعی خاص تعبیر کرد، پدران و مادرانی که کودکیاشان در هشت سال دفاع مقدس گذشته و امروز شاهد و ناظر واکنش ها و نگرانی های فرزندان خویش هستند.
کودکان دیروز که شاهد و ناظر هجوم وحشیانهی دشمن به خاک میهن بودند امروز با یهره از تجربهی آن روزها در مقام والد وظیفهای سنگین در مراقب از اوضاع روحی روانی کودکان خویش دارند.
خاطرم هست که با آغاز جنگ تحمیلی همزمان با اعزام بزرگترهای محله و بچه های پایگاه مقاوت امام سجاد ع به منطقه، روبهروی درِ مسجد چادر کمک به جبهه و رزمندگان برپا شد.
بچههایی که سن و سالشان مانعی بود برای رفتن به منطقه، خودشان را مکلف میدانستند تا به اصطلاح در پشت جبهه به جمع آوری کمکهای مردمی مشغول شوند و اینگونه خودشان را در دفاع از خاک وطن سهیم میکردند.
بعد از ظهرها پس از نوشتن مشق و انجام تکالیف مدرسه با شوق و ذوقی وصف ناشدنی راهی مسجد محله میشدیم، پس از تقسیم به گروههای دو تا سه نفره، هر گروه با در دست داشتن(کولهی سربازی) کیسهی پارچه ای که ارتفاعش گاهن از قد و قواره ی برخی بچه ها بلندتر بود مسئول جمع آوری کمک های مردمی در گوشه ای از محله میشد.
حضور در چنین فعالیتی برای کودکان و نوجوانان آن روزگار از جنبههای مختلف واجد اثر بود که ابتدایی ترین و ساده ترین جنبهی آن حس و حال موثر بودن در کمک به دلیرمردانی که برای دفاع از مام میهن مقابل دشمن سینه سپر میکردند.
کودکان آن روزگار با تجربهای که بیش از سه دهه از آن میگذرد، شاهد و ناظر جنگی دیگر هستند، تهاجمی که شکل و نوعش با آنچه ایشان در کودکی دیده و لمس کردند متفاوت است و به همین سبب درک شرایط روحی روانی فرزندانشان در این اوضاع و احوال کار ساده ای نیست، خاصه اینکه درجه ی درک و دقت کودکان امروز به هیچ وجهی با اوضاع و احوال بچه های زمان جنگ تحمیلی قابل مقایسه نیست که به این مورد میبایست تنوع اطلاعرسانی و دسترسی به شبکه های مختلف تلویزیونی اعم از داخلی و خارجی اضافه کرد.
به همین سبب لازم است والدین برای گوش سپردن به اخبار و انتخاب مرجع اخذ اخبار مراقبت کرده، نسبت به این موضوع حساسیت ویژهای داشته باشند. (حداقل کارِ لازم، انتخاب ساعت و زمان مناسب برای شنیدن اخبار جنگ است)
بدون شک هر یک از ما در این یک ماه و چند روز عبارات و جملاتی از کودکان شنیده ایم که مؤید تاثیر جنگ بر روح و روان بچههاست، همین دیروز شاهد بودم که دختر بچهی چهار پنج ساله ای در کلاس نقاشی، خطاب به مربیاش گفت:( اجازه خانم من دیشب خواب دیدم ترامپ آمده خونه امون، منم بهش گفتم دیگه خسته ام شده از جنگ، شبها از ترسِ صدای بمب و موشک همش بیدارم! بعد این ترامپ دیونه بهم خندید منم عصبانی شدم با دمپایی زدم توی صورتش!)
شنیدن چنین موضوعاتی از زبان کودکان موجب تکلیفی است برای متولیان امر تا نسبت به وضعیت روحی روانی این بخش از جامعه حساسیت ویژه نشان دهند از جمله اینکه لازم است مدیران و تهیه کنندگان برنامه های تلویزیونی طرح و برنامهای در دستور کار قرار دهند؛
مثلا با به خدمت گرفتن کارشناسان و متخصصان حوزهی مشاوره و روانشناسی بنا به شرایط روحی روانی کودکان نسبت به تولید و پخش برنامههای موثر و سرگرم کننده برای بچه ها اقدام شود و در همین راستا بستههای آموزشی لازم برای والدین تعریف و ارسال شود.
وکیل دادگستری_شیراز