دیری است که خواسته یا ناخواسته صدای مردم زیر بار مشکلات اقتصادی و رنج معیشت را نشنیدید، سالها سعی کردید صدای مطالبات ملت و توقعات به حق مردم را در هیاهوی آمارسازیها و وعدههای بیسرانجام خاموش نگه دارید. اما امروز روز دیگری است و این تذکر را به خاطر بسپارید، اگر آن صداها و فغان ها شنیده نشد، امروز مجبور هستید دقیق بنگرید و خوب گوش کنید.
وقتش رسیده که لااقل فریاد اعتراض را بشنوید و به چرایی آن فکر کنید بلکه تلنگری باشد برای درک عمق ناکارآمدی شیوهی حکمرانی که امروز ثمرهاش در کف جامعه عریان و غیرقابل انکار است.
آنچه شما مدعیان کارآمدی درتصمیمات و اعمال مدیریتی بر آن اصرار ورزیدید،امروز به واقعیتی تلخ بدل شده است:گرانی افسارگسیختهی اقلام اساسی، بیثباتی اقتصادی و فرسایش روزافزون توان زیست مردم. دیگر سخن از«کوچک شدن سفره» نیست؛ سیاستهای شما بساط سفرهی مردم را یکسره برچیده است. سفرهای که روزگاری نماد حداقل امنیت و آرامش خانوار بود، امروز به خاطرهای دور تبدیل شده است..
جامعهای که هر روز برای تأمین ابتداییترین نیازهایش میجنگد، دیگر توان شنیدن توجیهها را ندارد. مردم با گوشت و پوست خود نتیجهی این مدیریت را لمس کرده،از اصلاح امور و بهبود اوضاع دست شسته اند و نه زیر لب بلکه با صدایی بلند وبا فریاد بلند می گویند بوی بهبود ز اوضاع جهانی که شما برایشان ساخته اید نمی آید لذا بر شما که مدعی دلسوزی این مردم بوده اید تکلیف است که لااقل در این اوضاع و احوال به عوض مدیریتی که بهجای کاهش فشار، بار مشکلات را سنگینتر کرده و بهجای اعتمادسازی، شکاف طبقاتی حاکم بر جامعه را عمیقتر ساخته،صادقانه و بی هیچ اما و اگری اختیار امور را به خود مردم بسپارید و مطمئن باشید مردم خودشان بهترین تصمیم را اتخاذ خواهند کرد.همان مردمی که بنا بر اقاریر مکرر شماها ولی نعمت این مُلک هستند.
اگر هنوز برآنچه به کرات شعار داده اید، باور دارید باید بپذیرید حتی مجال زیادی برای اصلاح باقی نمانده و در این مسیر نخستین گام شنیدن است؛ شنیدن صدای مردمی که ساختار حیاتشان زیر بار تصمیمهای نادرست شما نابسامان شده. بیاعتنایی به این صدا، نهتنها بحران معیشت، که بحران مشروعیت و امید را نیز عمیقتر خواهد کرد. امروز، واقعیت جامعه آیینهای است که ناکارآمدی این مسیر را بیپرده نشان داده این پرسش اساسی را به میان می آورد که؛ آیا ارادهای برای دیدن و تغییر وجود دارد ؟
و اما شما همقطاران شریف و آزاده ام!
حال که اقشار مختلف جامعه به حق در مسیر مطالبه ی حقوق خویش گام برداشته اند، بر وکلای کانون وکلا فرض تکلیف است تا دوشادوش مردم در این مطالبه گری حضوری مستمر و موثر داشته، در جهت ایجاد مسیر قانونی و فضای امن احقاق حق معاضد ملت باشند و این اولین و ابتدایی ترین تکلیفی است که برای مدافعان حقوق ملت در شرایط فعلی تعریف می شود.خواست و تمنایی که لازم است ارکان حاکمیت شاهد آن بوده و به غایت به این مهم توجه کنند که وقت آن رسیده که نه تنها باید صدای اعتراض مردم شنیده شود بلکه باید به فکر واکاوی و شناسایی دلایل چگونگی رفع مصائب مردم باشند که این خود تنها تصمیم منطقی و ضروری این روزهاست که لازم است به قید تسریع بر آن قیام کرد.
یادتان نرود! این ملت همان مردمی هستند که چهل و چند سال پیش در آغازین روزهای استقرار این نظام ولی نعمت تعریف شدند.همانهایی که درد معیشت،مسکن،ازدواج و..رنگ زندگی را از ایشان گرفته و هر روز ذهنشان درگیر این پرسش بی پاسخ است که چطور ممکن است در کشوری با این میزان ذخایر نفتی و.. تو را ولی نعمت حاکمیت بدانند اما چشم و دل فرزندانت نگران لقمه ای نان و تکه ای گوشت باشد.
اخبار و حواشی این روزها را که رصد کنید به علت اصلی مسائل و مصائبی خواهید رسید که مردم را وادار می کند تا به کف خیابان ها آمده درد معیشت خویش را فریاد بزنند.هیچ به فکر عزت نفس و غرور این جماعت هستید؟مگر نه اینکه بنا به عالی ترین قانون کشور به عنوان میثاق مدنی جامعه،اصلی ترین هدف و دلیل استقرار این نظام حفظ کرامت انسانی ملت بوده است؟ آیا تامین چنین اصل و هدفی پس از چهل و چندسال غیرممکن بوده است؟
کاش برای یکبار هم که شده مقدمات اجرای اصول قانون اساسی لااقل اصل ۲۷ را فراهم کنید تا در کارنامه خود یک نقطهی درخشان ببینید و مردم با فراغ خاطر بتوانند حقوق قانونی خویش را مستند به قانون مطالبه کنند.
وکیل دادگستری-شیراز





نظر شما