در میانه‌ی جنگی که پایان قطعی‌اش در افق نزدیک پدیدار نیست، اگر گاهی فرصت و فراغتی این‌چنین دست می‌دهد، باید صرف کوشش‌های هوشمندانه و فشرده برای تجدید قوای پدافندی و آفندی کشور، ایمن‌سازی ذهن و روح‌ و روان مردم، خلق نمادها و معانی و هنجارهای مشترک، و ترمیم جراحات شهرها و مقاوم‌سازی ضعف‌ نهادها دربرابر هجوم دشمن، و پیش‌روی در مسیر توسعه‌ی همه‌جانبه، ارتقای زندگی ملت، و تامین رضایت خاطر خطیر مردم شود. 

گروه اندیشه: دکتر محمدمهدی مجاهدی، استاد دانشگاه در کانال تلگرامی اش، یادداشتی نگاشته در باره استفاده مفید از وقفه در جنگ تحمیلی آمریکا و اسراییل علیه ایران. او می نویسد: در وقفه‌ای ناگهانی میان جنگی تحمیلی، فرصتِ «سلام» که نام دیگر فراموش شده خداوند است،  فراهم شده؛ اما نباید گذاشت رنجِ شهیدان و ایثارِ سربازان با غفلت و تن‌آسانی بی‌ثمر شود. این مجالِ کوتاه، نه وقتِ آسودگی، که زمانِ هوشمندی برای ترمیم جراحات، تقویت پدافند ملی و تجدید قوای روانی ملتی است که «خون داد اما خاک نداد». این یادداشت را در ادامه می خوانید:

****

شما رنج بسیار برداشتید
بر و بوم آباد بگذاشتید

نباید که این رنج بی‌بر شود
به ناز و تن‌آسانی اندر شود

به نام «سلام» که نام فراموش‌شده‌ی خداوند است. 

این نوبت، پس از ۳۹ روز، وقفه‌ای ناگهان و غیرمترقبه در میانه‌ی جنگ نامشروع و تحمیلی آمریکا و اسرائیل بر ضد ایران و ایرانیان افتاده است. عهدشکنی نه‌تنها خوی و خصلت مسلط دشمن، که طبیعت ثانوی اوست. این آتش‌بس ناگهان هم از دست‌برد طبیعت بیمار دشمن در امان نیست و بهانه‌تراشی برای نقض آن هیچ نامحتمل نمی‌نماید. 

در مجال فراغت از این جنگ تحمیلی (که به رغم پیمان‌شکنی‌های دشمن، خداوند صلح و سلام را می‌خوانیم که توقفش دیر بپاید و به قرار و ثبات پایدار و تامین منافع ملی بینجامد)، با یادکرد و بزرگ‌داشت یکایک شهیدان این مقاومت ملی، در برابر بزرگواری و شکوه ملتی پرکثرت ولی هم‌نوا در هنگامه‌های دشوار و تنگ‌ناهای خطرخیز، و هم‌چنین در برابر ایستادگی و ایثار سربازان پردل و دلیری که با نثار جان و آسایش خود از چراغ لاله‌ی ایران، این خانه‌ی پارسیان و پارسایان، در مصاف تندبادها پاس‌داری می‌کنند، کلاه تواضع از سر برمی‌گیریم و به تعظیم، سر ارادت فرود می‌آوریم و از زبان فردوسی بزرگ می‌خوانیم:

«… شما رنج بسیار برداشتید
بر و بوم آباد بگذاشتید

همین رنج بر خویشتن برنهید
از آن به که میهن به دشمن دهید

بماند ز ما نام تا رستخیز
به پیروزی و دشمن اندر گریز …»

در میانه‌ی جنگی که پایان قطعی‌اش در افق نزدیک پدیدار نیست، اگر گاهی فرصت و فراغتی این‌چنین دست می‌دهد، باید صرف کوشش‌های هوشمندانه و فشرده برای تجدید قوای پدافندی و آفندی کشور، ایمن‌سازی ذهن و روح‌ و روان مردم، خلق نمادها و معانی و هنجارهای مشترک، و ترمیم جراحات شهرها و مقاوم‌سازی ضعف‌ نهادها دربرابر هجوم دشمن، و پیش‌روی در مسیر توسعه‌ی همه‌جانبه، ارتقای زندگی ملت، و تامین رضایت خاطر خطیر مردم شود. 

این‌چنین، طمع دشمنان برای حمله به کشور بریده و در این خاورمیانه‌ی لغزان و خطرخیز، فرصت‌های فراغت از جنگ تمدید و تثبیت و تضمین می‌شود. در همین سیاق، به دنباله‌ی سخن فردوسی بزرگ بازگردیم که سفارشِ کیخسرو به رستم پس از شکست افراسیاب را چنین به پایان می‌برد:  

«نباید که این رنج بی‌بر شود
به ناز و تن‌آسانی اندر شود …»

 ۲۱۶۲۱۶