یک جامعه‌شناس با تأکید بر اینکه وطن مهم‌ترین دال مشترک میان اعضای جامعه است، معتقد است: همبستگی اجتماعی اگرچه پیامد نظم اجتماعی است، اما در عین حال به‌مثابه موتور محرک آن عمل می‌کند و تنها با به رسمیت شناختن دیگری می‌توان از چرخه فرسایشی قطبی‌شدگی عبور کرد.

گروه اندیشه: دکتر سید مهدی اعتمادی فر استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در گفت و گویی که ایرنا با او انجام داده و در روزنامه ایران هم منتشر شده، با نگاهی تحلیلی به واکاوی نسبت وطن، همبستگی اجتماعی و مسئولیت نخبگان و حاکمیت در حفظ انسجام ملی پرداخته است. مرتضی گل پور در مقدمه ای که بر گفت و گویش نوشته تاکید می کند: «در میانه‌ تجربه‌ دوره‌هایی از بحران و تعلیق اجتماعی، پرسش از معنای «وطن» و نسبت آن با همبستگی ملی، دوباره به کانون توجه افکار عمومی باز گشته است؛ مفهومی که فراتر از برداشت‌های صرفاً احساسی، در لایه‌های عمیق‌تر خود به بنیانی برای انسجام اجتماعی و استمرار حیات جمعی بدل می‌شود. در چنین شرایطی، بازخوانی این مفاهیم از منظر جامعه‌شناختی می‌تواند به درک دقیق‌تر سازوکارهای پنهان نظم اجتماعی کمک کند.

همبستگی اگرچه در ظاهر پیامد شکل‌گیری نظم اجتماعی است، اما در عمل نقشی فراتر از یک نتیجه ساده ایفا می‌کند و به مثابه موتور محرک کنش‌های فردی و جمعی عمل می‌کند؛ شبکه‌ای گسترده از روابط اعتماد تعمیم‌یافته و عاملیت‌های پنهان در سراسر جامعه که امکان تداوم زندگی روزمره را فراهم می‌کند و سازوکاری که اغلب تنها در لحظات بحران و گسست، اهمیت آن آشکار می‌شود. در همین چارچوب موضوع به رسمیت شناختن «دیگری» و پرهیز از تقلیل جامعه به دوگانه‌های ساده موافق و مخالف، به یکی از محورهای اصلی بحث درباره مدیریت شرایط قطبی‌شده تبدیل شده است. دکتر سیدمهدی اعتمادی‌فر استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با پژوهشگر ایرنا با نگاهی تحلیلی به این مفاهیم، به واکاوی نسبت وطن، همبستگی اجتماعی و مسئولیت نخبگان و حاکمیت در حفظ انسجام ملی پرداخته است.» در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید:

ایرنا: فارغ از هر اندیشه و دیدگاهی، از نگاه شما «وطن» چه اهمیتی دارد و چگونه باید در کنار آن ایستاد؟

اعتمادی‌فر: به نظر من وطن مهم‌ترین دال مشترک و قانونی میان همه اعضای جامعه در شرایط فعلی است؛ حلقه اتصال افراد فارغ از تنوعات قومی، مذهبی، سیاسی و فرهنگی. اتفاقاً همین امر می‌تواند کانون اشتراک میان افراد، علیرغم همه تقسیم‌بندی‌ها باشد.

خاک در این معنا از مفهوم صرفاً مادی خود فراتر می‌رود و به مثابه عامل انسجام‌بخش و نقطه مرکزی برای معنادار شدن دلالت‌ها عمل می‌کند. وقتی وطن مبنا قرار می‌گیرد حتی تمایزها و گفت‌وگوها هم معنا پیدا می‌کنند. گروه‌های مختلف می‌توانند در قالب‌های متنوع با یکدیگر دیالوگ داشته باشند و تنوع خود را معنا ببخشند.

اهمیت وطن صرفاً احساسی یا عاطفی نیست؛ بلکه از منظر جامعه‌شناختی، نقشی کانونی و دلالت‌گر دارد. همه معناها و تمایزها در نسبت با آن معنا می‌گیرند. اگر این مبنا زدوده شود، حتی امکان گفت‌وگوی معنادار هم از بین می‌رود.

ایرنا: در شرایط بحرانی، همبستگی چه کمکی به جامعه می‌کند و دقیقاً چه معنایی دارد؟

اعتمادی‌فر: همبستگی از یک سو پیامد نظم اجتماعی است، زیرا افراد وقتی منسجم با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند، امکان عمل معطوف به یکدیگر فراهم می‌شود. اما در عین حال، همبستگی فقط نتیجه نیست؛ بلکه خودش به عنوان علت و موتور محرک عمل می‌کند.

در نظریات جامعه‌شناختی همبستگی امکان عمل تخصصی و متمایز را فراهم می‌کند. برای مثال افراد در نقاط مختلف کشور، بدون اینکه یکدیگر را بشناسند، در یک شبکه گسترده زیست می‌کنند. وقتی شما در خانه از کالایی استفاده می‌کنید که در نقطه‌ای دور تولید شده، در واقع در دل شبکه‌ای از اعتماد اجتماعی قرار دارید.

جنگ لحظه‌ای است که اهمیت شبکه روابط اجتماعی را در می‌یابیم

این همان «اعتماد اجتماعی تعمیم‌یافته» است؛ اعتمادی که لزوماً مبتنی بر شناخت شخصی نیست، بلکه بر پایه سازوکارهای مشروع و کارکردی شکل گرفته است. نتیجه این اعتماد، همبستگی است. شما لزومی ندارد فرد مقابل را بشناسید؛ اما شبکه‌ای از کنشگران پنهان امکان رفع نیازهای شما را فراهم کرده‌اند.

وقتی این شبکه از کار بیفتد، به‌صورت زنجیره‌ای منافع از بین می‌رود، انسان‌ها معمولاً زمانی متوجه وجود این نظم پنهان می‌شوند که دچار اختلال شود. کرونا یکی از همان لحظات بود. در دوران قرنطینه، وقتی روابط شبکه‌ای مختل شد، تازه فهمیدیم چه سازوکارهایی در حال کار بوده‌اند، بدون آنکه به آن‌ها آگاه باشیم.

جنگ نیز چنین لحظه‌ای است؛ لحظه‌ای که ما نسبت به آنچه در زندگی عادی بدیهی می‌پنداشتیم، خودآگاه می‌شویم. این خودآگاهی اهمیت همبستگی را دوچندان می‌کند.

ایرنا: چه عواملی موجب تقویت یا تضعیف همبستگی اجتماعی می‌شود؟

اعتمادی‌فر: مهم‌ترین عامل تقویت همبستگی «به رسمیت شناختن» است. به رسمیت شناختن یعنی آگاهی یافتن از حضور و عاملیت نیروهای اجتماعی که در حالت عادی دیده نمی‌شوند. در شرایط انقطاع مانند جنگ یا کرونا ما باید سازوکارهایی را فعال کنیم تا متوجه شویم چه نیروهایی در پسِ زندگی روزمره فعال بوده‌اند. اگر این آگاهی تضعیف شود، واکنش‌های سطحی و قطبی‌شده شکل می‌گیرد و جامعه به دوگانه‌های ساده موافق و مخالف فروکاسته می‌شود.

در حالی که واقعیت اجتماعی بسیار پیچیده‌تر است؛ زنجیره عظیمی از کنشگران پنهان وجود دارد که امکان حیات روزمره و حتی بیان موافقت یا مخالفت را فراهم می‌کنند. به رسمیت شناختن دیگری به این معنا نیست که از باورهای خود دست بکشیم، بلکه یعنی درک کنیم که بودنِ ما حاصل شبکه‌ای از حضور دیگران است.

این خودآگاهی بار اخلاقی دارد فرد درمی‌یابد که تکثرها و اختلافات در دل یک شبکه معنادار جای دارند. در چنین فضایی قطب‌بندی‌ها تیز و مخرب نمی‌شوند بلکه در بستر یک واقعیت پیچیده‌تر فهم می‌شوند.

ایرنا: با توجه به نارضایتی‌های پیشین و شکل‌گیری دو قطبی‌ها، چگونه می‌توان جامعه را در این شرایط مدیریت کرد تا در کنار هم بایستند؟

اعتمادی‌فر: شرایط قطبی‌شده ناگهانی پدید نمی‌آید؛ بلکه محصول بی‌توجهی به همان سرمایه اجتماعی و به رسمیت نشناختن آن است. در مقاطعی مانند جنگ ۱۲ روزه اخیر شاهد انسجام اجتماعی قابل توجهی بودیم که می‌توانست به سیاست‌های ایجابی و پایدار تبدیل شود.

اما اگر این انسجام به رسمیت شناخته نشود و به سیاست عینی تبدیل نشود، به تدریج فرسوده می‌شود و زمینه برای بازگشت قطبی‌شدگی فراهم می‌شود. وقتی سرمایه اجتماعی را بدیهی فرض کنیم، به مرور کارکرد خود را از دست می‌دهد و فضا به صف‌بندی‌های تند تقلیل پیدا می‌کند.

اگر به گروه‌های متنوع جامعه توجه نشود، همبستگی به‌صورت فرسایشی تضعیف می‌شود

ایرنا: در شرایط فعلی، حاکمیت، مردم و نخبگان چه رفتاری باید برای حفظ همبستگی ملی در پیش بگیرند؟

اعتمادی‌فر: توجه و به رسمیت شناختن نیروهای مؤثر اجتماعی تعیین‌کننده است. آنچه در زندگی عادی بدیهی به نظر می‌رسد محصول شبکه‌ای ارزشمند از کنشگران است که باید دیده شوند. همان‌طور که وقتی وسیله نقلیه خراب می‌شود تازه متوجه سازوکار درونی آن می‌شویم، جامعه نیز چنین است. احترام و به رسمیت شناختن تنوع گروه‌های اجتماعی ضروری است.

در شرایط حساس، باید با احترام بیشتری به حضور گروه‌های متنوعی که در بزنگاه‌ها پای کار بوده‌اند توجه شود. اگر این توجه صورت نگیرد، همبستگی به‌صورت فرسایشی تضعیف می‌شود و شکاف‌ها عمیق‌تر می‌شود شکاف‌هایی که می‌تواند جامعه را با بحران‌های پیچیده‌تری مواجه کند.

۲۱۶۲۱۶

منبع: ایران