گروه اندیشه: دکتر مجتبی لشکربلوکی، در سلسله مقالاتش ۱۲ کشوری که «تجربه ققنوس وار برخاستن از خاکستر» و دستیابی به توسعه را در کارنامه خود دارند، بررسی کرده است. در شماره های قبل سه کشور آلمان، ژاپن، رواندا ، ایرلند، فنلاند ، شیلی، سنگاپور ، آفریقای جنوبی، لهستان،چین و ویتنام از نظرتان گذشت. در این بخش، به عنوان بخش آخر تجربه کشور کره جنوبی را می خوانید. لشکر بلوکی در بررسی علمی خود، نحوه برخاستن و توسعه کره جنوبی از فقر و درماندگی را نشان می دهد. از نظر او کره جنوبی، کشوری که روزگاری با فقر و ویرانیِ پس از جنگ دستبهگریبان بود، با تکیه بر برنامهریزی متمرکز، توسعه صادراتمحور و گذار هوشمندانه به دموکراسی، به غول فناوری و فرهنگ جهان تبدیل شد. این کشور با مساحتی بسیار کمتر از ایران، توانست از دل بحرانهای سیاسی دهه ۱۹۶۰، برندهای جهانی نظیر سامسونگ را متولد کند و الگویی موفق از پیوند صنعت و دیپلماسی ارائه دهد. این مقاله را در ادامه می خوانید:
****
با جمعیت حدود ۵۲ میلیون نفر، کشوری است که با برندهایی چون سامسونگ و هیوندای به عنوان نمونه موفق صنعتیسازی و فناوری شناخته میشود. این کشور فقط در حوزه صنعت و تولید موفق نبوده است بلکه کره جنوبی در عرصه فرهنگ مهد کی-پاپ (K-Pop) و درامهای کرهای (K-Drama) است که محبوبیت جهانی و طرفداران چند صد میلیونی دارند. این کشور دارای یکی از سریعترین اینترنتهای جهان است.
مساحت آن ۱۰۰ هزار کیلومتر مربع است، یعنی ۵۸ درصد جمعیت و ۶ درصد مساحت ایران. ایران و کره جنوبی هر دو کشورهایی با تاریخچه پرتنش سیاسی بودهاند که در دوره گذار با تمرکز بر توسعه صنعتی و فناوری تلاش کردند جایگاه خود را در جهان ارتقا دهند. نقطه اشتراک دو کشور ایران و کره جنوبی این است که هر دو کشور در دهه ۱۹۶۰ میلادی، با هدف خروج از وضعیت توسعهنیافتگی و دستیابی به رشد اقتصادی و صنعتی، برنامههای توسعه ملی خود را به صورت جدی و ساختاریافته آغاز کردند. هر دو در آن زمان، کشورهایی با اقتصاد عمدتاً کشاورزی و زیرساختهای ضعیف بودند که البته با طی دو مسیر متفاوت، به دو جایگاه متفاوت رسیدند.
چگونه شرایط بحرانی شد؟
کره جنوبی پس از جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳) وارد یک وضعیت بحرانی شدید شد. کشور ویران شده بود، زیرساختها نابود شده بودند و اقتصاد به شدت عقبمانده بود. جمعیت با فقر گسترده و قحطی مواجه بود و نرخ بیکاری بسیار بالا بود. بحران سیاسی در دهه ۱۹۶۰ با کودتای نظامی ژنرال پارک چونگ هی شدت گرفت و فساد اداری نیز اوضاع را دشوارتر میکرد. وابستگی شدید به کمکهای خارجی و عدم توسعه صنعتی، اقتصاد کره جنوبی را شکننده کرده بود.
چگونه از دل بحران، توسعه متولد شد؟
آغاز دوران توسعه برنامهریزیشده (دهه ۱۹۶۰): با کودتای ۱۹۶۱، ژنرال پارک چونگ هی به قدرت رسید و سیاستهای توسعه اقتصادی متمرکز و برنامهریزیشده را آغاز کرد. دولت تمرکز ویژهای روی صنعتیسازی داشت و برنامههای پنجساله توسعه را از ۱۹۶۲ شروع کرد. ایجاد صنایع سنگین و پتروشیمی در اولویت قرار گرفت و دولت با برنامههای آموزشی و بهبود زیرساختها، نیروی کار ماهر تربیت کرد.
تمرکز بر صادرات و جذب سرمایهگذاری خارجی (دهه ۱۹۷۰): دولت کره جنوبی با راهاندازی مناطق ویژه اقتصادی، به جذب سرمایهگذاری خارجی و توسعه صادرات پرداخت. صنایع الکترونیک، خودرو و کشتیسازی توسعه یافتند و شرکتهایی مثل سامسونگ، الجی و هیوندای شکل گرفتند. اصلاحات اقتصادی دولت در جهت آزادسازی کنترل قیمتها و تشویق بخش خصوصی باعث شد تولید و صادرات به سرعت افزایش یابد.
تحکیم دموکراسی و توسعه پایدار (دهه ۱۹۸۰ و پس از آن): دهه ۱۹۸۰ با فشارهای مردمی و بینالمللی، به ویژه پس از اعتراضات گسترده دانشجویی و کارگری، کره جنوبی به سوی دموکراسی حرکت کرد و در سال ۱۹۸۷ قانون اساسی جدید تصویب شد. در کنار اصلاحات سیاسی، کره جنوبی اقتصاد خود را به سمت فناوریهای پیشرفته، نوآوری و آموزش عالی هدایت کرد. شرکتهای کرهای در بازارهای جهانی حضوری قوی پیدا کردند و کره جنوبی به یکی از کشورهای توسعه یافته تبدیل شد.
نتیجه شیرین شروع دوباره
کره جنوبی از کشوری جنگزده و فقیر، طی نیم قرن تبدیل به یکی از اقتصادهای برتر جهان با درآمد سرانه بالا و صنایع پیشرفته شد. رشد اقتصادی متوسط سالانه بیش از ۷ درصد و ارتقاء کیفیت زندگی، توسعه زیرساختها و آموزش را در پی داشت. کره جنوبی به یک صادرکننده بزرگ فناوری، خودرو و محصولات الکترونیکی تبدیل شد.
رابطه با جهان و مردم
این کشور رابطه خود را در عرصه سیاست داخلی و خارجی تنظیم مجدد کرد. و تنش زدایی با جهان و منطقه جغرافیایی خود را در دستور کار قرار داد. کره جنوبی پس از پایان جنگ، روابط دیپلماتیک خود را با آمریکا تقویت و پیمان امنیتی با آمریکا امضا کرد (۱۹۵۳). در دهههای بعد به عضویت سازمانهای بینالمللی همچون سازمان ملل، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) درآمد و روابط منطقهای با ژاپن و چین را بهبود داد.
جذب سرمایهگذاری خارجی، صادرات و اجرای برنامه آزادسازی و خصوصی سازی
کره جنوبی با ایجاد مناطق ویژه اقتصادی و ارائه مشوقهای مالیاتی و حقوقی از دهه ۱۹۷۰ جذب سرمایهگذاری خارجی را به طور جدی آغاز کرد. شرکتهای چندملیتی زیادی در بخشهای فناوری و تولید سرمایهگذاری کردند. صادرات موتور اصلی رشد اقتصادی کره جنوبی بود. کالاهایی مانند الکترونیک، خودرو، کشتی و فولاد بخش عمدهای از درآمد کشور را تشکیل دادند و کره جنوبی به سومین صادرکننده بزرگ آسیا تبدیل شد.
از دهه ۱۹۸۰ به بعد کره جنوبی اقتصاد خود را به سمت بازار آزادتر هدایت کرد و شرکتهای دولتی را خصوصیسازی نمود. سیاستهای جدید مالی و ارزی به تثبیت اقتصاد کمک کرد.
اصلاحات سیاسی و اجتماعی و اتحاد با ابرقدرت جهانی
دهه ۱۹۸۰ نقطه عطف دموکراسی در کره جنوبی بود. تصویب قانون اساسی جدید در ۱۹۸۷، انتخابات آزاد، آزادی بیان و حقوق بشر تقویت شدند و جامعه مدنی رشد یافت. کره جنوبی در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ کمکهای زیادی از آمریکا و سازمانهای بینالمللی دریافت کرد. این کمکها در زیرساختها، آموزش و صنایع اولیه سرمایهگذاری شدند. کره جنوبی اتحاد نظامی و استراتژیک خود را با آمریکا حفظ کرد و به پیمانهای اقتصادی مانند OECD و سازمان تجارت جهانی (WTO) پیوست.
۲۱۶۲۱۶