قانون اساسی جدید در سال ۱۹۹۷ تصویب شد و نظام پارلمانی با تفکیک قوا نهادینه شد. حقوق زنان، اقلیت‌ها، و آزادی مطبوعات تضمین شد. حزب‌های مختلف در انتخابات رقابتی حضور داشتند. کلیسای کاتولیک نقش مهمی در ثبات اجتماعی ایفا کرد...در سال ۱۹۸۹، گفت‌وگوهای تاریخی «میز گرد» بین دولت کمونیستی و اپوزیسیون، به برگزاری انتخابات نیمه‌آزاد و پیروزی کامل نامزدهای جنبش همبستگی در مجلس سنا انجامید. این نخستین شکاف در دیوار کمونیسم در اروپای شرقی بود. در سال ۱۹۹۰، لخ والسا به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد و کشور به سمت دموکراسی چندحزبی حرکت کرد.

گروه اندیشه: دکتر مجتبی لشکربلوکی، در سلسله مقالاتش ۱۲ کشوری که «تجربه ققنوس وار برخاستن از خاکستر» و دستیابی به توسعه را در کارنامه خود دارند، بررسی کرده است. در شماره های قبل سه کشور آلمان، ژاپن، رواندا ، ایرلند، فنلاند ، شیلی، سنگاپور و آفریقای جنوبی از نظرتان گذشت. در این بخش، تجربه کشور لهستان را می خوانید. کشوری که به طرز شگفت انگیزی توانست از زیر سلطه کمونیسم و اتحاد جماهیر شوروی خارج شود. بی تردید در این حرکت جنبشی با رهبری لخ والسا در این پیروزی سهم بزرگی داشت. بعد از پیروزی، لهستان به سرعت راه توسعه و پیشرفت را در پیش گرفت که مطلب پیش رو، خلاصه ای است در باره نحوه برخاستن لهستان از خاکستر خود. این مقاله را می خوانید:

****

این کشور زادگاه ماری کوری (اولین زن برنده جایزه نوبل) و نیکلاس کوپرنیک (ستاره‌شناس معروف) است. لهستان، کشوری تاریخی و مرکزی در اروپا، که پس از دوران کمونیسم با پیوستن به اتحادیه اروپا مسیر توسعه را طی کرد، دارای صنایع و فرهنگ غنی است. جمعیت لهستان حدود ۳۸ میلیون و مساحت آن ۳۱۳ هزار کیلومتر مربع است، یعنی کمتر از یک دوم جمعیت ایران و حدود یک پنجم مساحت ایران.

نقطه مشترک ایران و لهستان چیست؟ جغرافیای حساس و قرار گرفتن در مسیر قدرت‌های بزرگ؛ هر دو کشور در طول تاریخ به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، در معرض نفوذ و رقابت قدرت‌های بزرگ بوده‌اند. لهستان در مرکز اروپا بین قدرت‌های شرقی و غربی قرار داشته و بارها مورد تهاجم و تقسیم قرار گرفته است. ایران نیز به دلیل موقعیت استراتژیک خود در خاورمیانه و دسترسی به منابع انرژی، همواره مورد توجه و رقابت قدرت‌های جهانی (روسیه، انگلستان، پرتغال و ...) بوده است. این موقعیت‌ها چالش‌های امنیتی و سیاسی مشابهی را برای هر دو کشور ایجاد کرده است.

چگونه شرایط بحرانی شد؟

در دهه ۱۹۸۰، لهستان دچار یک بحران عمیق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شد. این بحران ریشه در ناکارآمدی ساختار سوسیالیستی تحت حاکمیت حزب کمونیست، کمبود کالاهای اساسی، بدهی‌های خارجی عظیم، و سرکوب‌های گسترده سیاسی داشت.

نارضایتی عمومی با شکل‌گیری جنبش کارگری «همبستگی» در سال ۱۹۸۰ به رهبری لخ والسا به اوج رسید. این جنبش در ابتدا مطالبات صنفی داشت اما به سرعت تبدیل به یک جریان اجتماعی و سیاسی برای گذار از کمونیسم شد.

در پاسخ، حکومت وضعیت فوق‌العاده اعلام کرد (۱۹۸۱)، اما فشارهای داخلی و خارجی، به‌ویژه از سوی کلیسای کاتولیک و غرب، دولت را وادار به مذاکره کرد. سقوط دیوار برلین (۱۹۸۹) و فروپاشی شوروی، فضای تغییر در اروپای شرقی را هموار کرد و لهستان به عنوان نخستین کشور بلوک شرق وارد مسیر گذار شد.

پرچم کشور لهستان

چگونه از دل بحران، توسعه متولد شد؟

تغییر سیاسی و پایان کمونیسم (۱۹۸۹–۱۹۹۰): در سال ۱۹۸۹، گفت‌وگوهای تاریخی «میز گرد» بین دولت کمونیستی و اپوزیسیون، به برگزاری انتخابات نیمه‌آزاد و پیروزی کامل نامزدهای جنبش همبستگی در مجلس سنا انجامید. این نخستین شکاف در دیوار کمونیسم در اروپای شرقی بود. در سال ۱۹۹۰، لخ والسا به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد و کشور به سمت دموکراسی چندحزبی حرکت کرد. ساختار سیاسی جدید بر اساس انتخابات آزاد، تفکیک قوا، و قانون اساسی جدید شکل گرفت.

شوک‌درمانی اقتصادی (۱۹۹۰–۱۹۹۵): در سال ۱۹۹۰، دولت جدید به نخست‌وزیری لزک بالسرُویچ، اقتصاددان لیبرال، اصلاحات سریع، شجاعانه و ریشه‌ای موسوم به برنامه بالچروویچ[۱] » (Balcerowicz Plan) را آغاز کرد. این برنامه شامل آزادسازی قیمت‌ها، حذف یارانه‌ها، خصوصی‌سازی بنگاه‌های دولتی، تثبیت مالی، و باز شدن درهای کشور به اقتصاد جهانی بود. این اقدامات منجر به تورم بسیار بالا در ابتدا (بیش از ۵۰۰٪ در ۱۹۹۰)، اما سپس کاهش سریع آن، رشد تولید، و بهبود اعتماد سرمایه‌گذاران شد.

پیوند با غرب و تثبیت نهادها (۱۹۹۵–۲۰۰۴): در دهه ۹۰، دولت‌های متوالی لهستان سیاست ثبات‌گرایانه را دنبال کردند و کشور را به‌سوی پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپا سوق دادند. در سال ۱۹۹۹، لهستان عضو ناتو شد و در سال ۲۰۰۴ به عضویت اتحادیه اروپا درآمد. در این دوران، نهادهای نظارتی، قضایی و بانکی تقویت شدند، فساد مهار شد، و برنامه‌های آموزشی و فناوری اجرا شدند. تغییر ساختار حکمرانی با مشارکت جامعه مدنی و رسانه‌های آزاد همراه بود و کشور به یک دموکراسی تثبیت‌شده تبدیل شد.

نتیجه شیرین شروع دوباره

بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۲۰۲۰، لهستان یکی از سریع‌ترین نرخ‌های رشد اقتصادی را در اروپا تجربه کرد. تولید ناخالص داخلی سرانه بیش از ۳ برابر شد. زیرساخت‌های حمل‌ونقل، آموزش و فناوری به شکل قابل توجهی نوسازی شدند. فقر کاهش یافت، طبقه متوسط گسترش یافت و لهستان به «داستان موفقیت شرق اروپا» معروف شد. در بحران اقتصادی ۲۰۰۸ نیز تنها کشور اروپایی بود که رشد مثبت اقتصادی ثبت کرد.

تنش زدایی و تنظیم مجدد رابطه با جهان و مردم

لهستان رابطه خود را در عرصه سیاست داخلی و خارجی تنظیم مجدد کرد به نحوی که  تنش‌زدایی با جهان، منطقه و انعقاد پیمان های لازم را در دستور کار خود قرار داد. لهستان پس از پایان جنگ سرد، سیاست تنش‌زدایی با همسایگان (مانند آلمان، جمهوری چک، روسیه، لیتوانی) را در پیش گرفت. در ۱۹۹۱، «پیمان دوستی و حسن همجواری» با آلمان امضا کرد و مرزهای دو کشور رسمیت یافت. با روسیه نیز پیمان‌های متعدد امنیتی امضا کرد هرچند روابط اش با این کشور پرتنش باقی ماند.

 جذب سرمایه‌گذاری خارجی، صادرات، و آزادسازی و خصوصی سازی

در دهه ۹۰ میلادی، لهستان موفق شد میلیاردها دلار سرمایه خارجی جذب کند. شرکت‌هایی مانند Volkswagen، LG، IBM، Dell، و سایر برندهای بین‌المللی کارخانه و دفترهای منطقه‌ای خود را در لهستان دایر کردند. تنها در سال ۲۰۰۰، بیش از ۱۰ میلیارد دلار FDI ثبت شد. نیروی کار آموزش‌دیده و دستمزد پایین عامل جذب بود.

 لهستان از یک اقتصاد نسبتاً بسته به یکی از صادرکنندگان مهم ماشین‌آلات، لوازم خانگی، خودرو و قطعات الکترونیکی در اروپا تبدیل شد. سهم صادرات در GDP از حدود ۲۵٪ در ۱۹۹۵ به بیش از ۵۵٪ در سال ۲۰۱۹ افزایش یافت. شرکای اصلی صادراتی لهستان آلمان، فرانسه و بریتانیا هستند.

برنامه شوک‌درمانی لهستان شامل فروش بیش از ۶۰۰۰ بنگاه دولتی در دهه اول بود. بازار کار آزادسازی شد، مالیات‌ها اصلاح شد و مالکیت خصوصی گسترش یافت. بخش عمده‌ای از بانک‌ها، بیمه‌ها، مخابرات و صنایع سنگین خصوصی شدند.

اصلاحات سیاسی و اجتماعی

قانون اساسی جدید در سال ۱۹۹۷ تصویب شد و نظام پارلمانی با تفکیک قوا نهادینه شد. حقوق زنان، اقلیت‌ها، و آزادی مطبوعات تضمین شد. حزب‌های مختلف در انتخابات رقابتی حضور داشتند. کلیسای کاتولیک نقش مهمی در ثبات اجتماعی ایفا کرد.

دریافت کمک‌های اقتصادی و پیوستن به پیمان های خارجی

در دهه ۹۰، اتحادیه اروپا و صندوق بین‌المللی پول میلیاردها دلار کمک بلاعوض و وام به لهستان اختصاص دادند. برنامه PHARE از سوی اتحادیه اروپا برای آماده‌سازی لهستان برای عضویت اجرا شد. بانک جهانی نیز در پروژه‌های زیرساختی و اصلاحات مشارکت داشت.

 لهستان در سال ۱۹۹۹ به ناتو پیوست، در ۲۰۰۴ به اتحادیه اروپا، و در سال ۲۰۰۷ به شنگن ملحق شد. همچنین عضو سازمان تجارت جهانی و بانک توسعه اروپا شد. این پیوندها موجب ثبات اقتصادی، سیاسی و امنیتی لهستان شدند.

پانوشت:

[۱] طرح Balcerowicz (یا به فارسی: برنامه بالچروویچ) نام مجموعه‌ای از اصلاحات اقتصادی بسیار گسترده و ریشه‌ای است که این طرح به نام طراح اصلی آن، لشک بالچروویچ (Leszek Balcerowicz)، اقتصاددان و وزیر دارایی وقت لهستان، شناخته می‌شود.

۲۱۶۲۱۶

منبع: خبرآنلاین