اصغر هاشمی نویسنده و کارگردان سینما درارتباط با چگونگی جشنواره فجر گفت: «تنها میتوان بگوییم سال به سال دریغ از پارسال. در دورهای جمال امید مدیریت جشنواره را در اختیار داشت صحبتهای فراوانی مبنی براین میشد که چرا جشنواره ما تا این حد از جشنوارههایی مانند «کن» فاصله دارد. اما امروز فکر میکنیم جشنواره فیلم فجر کی خواهد توانست به جشنواره «بورکینافاسو» برسد؟
وی ادامه داد: «به یاد میآورم که در دورهای برای راهیابی فیلم به جشنواره چه تلاشهایی میشد و اینکه انتقاداتی که میشد تا چه حدی برگرفته از تلاشی بود که صورت میگرفت. اینکه چرا باید یک فیلم در جشنواره باشد تا مجوزو پروانه نمایش و اکران بگیرد. مقوله بیبرنامه بودن جشنواره فجر هم مانند وضع اقتصادی در زمان جنگ است. اینکه در آن زمان تا چه میزان شرایط زندگی از نظر تأمین زندگی آسودهتر از زمانی بود که جنگ به اتمام رسید. یکی از مشکلات جشنواره فجر پارسال هم همین بیبرنامگی بود اینکه تا آخرین لحظه فیلمها نمیرسیدند ولی در برنامه جشنواره بود. و به همین دلیل مخاطب نمیتوانست برنامه مورد نظرش را که بهخاطر آن بلیت تهیه کرده بود را ببیند. در طول این سالها اگر در جشنواره فجر برویم و فیلمها سر موقع و بدون تغییر و تأخیر اکران شود جای تعجب دارد.
هاشمی تغییر مدیران را یکی از آفتهای جشنواره دانست و گفت: «تغییر مرتب مدیران دولتی به شکل عام و مدیران فرهنگی و سینمایی و به طبع آن جشنواره فجر به شکل خاص چه دلیلی میتواند داشته باشد. آیا مگر جز این است که خواستههایش بر آورده نمیشود و چون احساس میکند آبروی حرفهای و شغلیاش را در گرو این مدیریتش گذاشته پس تصمیم به استعفاء میگیرد. پس اشکال بیشتر به سیستم وارد است تا مدیران آن و در این میان سیاستگذاری کلی سینمایی و برپایی جشنواره فیلم فجر دچار نقصان است».
وی افزود: «جشنواره فجر از یک سیاست فرد محور تبعیت نمیکند بلکه یک جریان است که تعیینکننده است. پس باید به آن بهشکل کلانتری نگاه کرد، از این رو نمیتوان ضعف برپایی جشنواره را در ناتوانی یک فرد یا افرادی خاص جستوجو کرد. این افراد شامل دبیر جشنواره، هیأت انتخاب و تهیهکننده و کارگردانهای فیلمهایی هستند که آثارشان را بسیار دیر به جشنواره میفرستند. این ضعف کلان در سیاستگذاری فرهنگی کشور است».
کارگردان «مجردها» مشکل در تصمیمگیریها را در ترکیب این شوراها اعلام کرد و گفت: «در واقع این مشکل به هیأتی باز میگردد که امر و نهی و بایدها و نبایدهای آن را تعیین میکند. این شورا نیز به شکل فردی تصمیم نمیگیرد. امروز اگر با مسئولین فرهنگی و بهشکل خاص مدیران سینمایی و جشنواره فیلم فجر که صحبت کنید بهخاطر ضعفها و بیبرنامگیهای جشنواره به شما حق میدهند. اما در عین حال عنوان میدارند که باید اینگونه عمل شود زیرا آنها تنها مجری سیاستها هستند تا سیاستگذار این امر. چنین فردی برای اینکه میز خود را حفظ کند در ممیزی و اجرای خواستههای سیاستهای اتخاذ شده قدری هم سختتر این حساسیتها را در انتخاب فیلمها عمل میکند تا کسی ایرادی را بر او وارد نکند و بتواند سمت و صدارت خودش را حفظ کند».
وی تصریح کرد: «در فارابی اگر کسی با سیاستهای اجرای جشنواره فیلم فجر مخالفت کنند، شخص دیگری این مسئولیت را بر عهده خواهد گرد و کار اجرا و بر پایی جشنواره فجر را آنگونه که در سیاستهای کلی از آن خواسته شده را اجرا میکند. تعویض مدیران به این معنا است که مدیری برود تا مدیری مطیعتر جایگزین آن شود. اجرای درست و با برنامه جشنواره فجر به این معنا نیست که از آن مدیر خواسته شده که جشنواره را بیبرنامه اجرا کند. بلکه به این معنا است که درست برگزار شدن جشنواره مشکل دارد. زیرا مشکلات آن امکان حل شدن ندارد. مگر میشود کسی دوست ندارد که کارش را خوب انجام دهد. به عنوان مثال یک کارگردان دوست ندارد کار خوب بسازد و یا اینکه قدرت تشخیص فیلم خوب را ندارد؟ در جواب باید گفت اینگونه نیست. شرایط برای ساخت فیلم خوب به آن کارگردان داده نمیشود. در بعد مدیرتی نیز همین اصل صادق است».
هاشمی نداشتن برنامه را از دیگر مشکلات جشنواره دانست و گفت: «مدیران فارابی و جشنواره فیلم فجر با وجود تلاششان امکان و شرایط برگزاری جشنوارهای با برنامه را ندارند. وقت و یا زمان نهایی برای دریافت فیلمها مشکل اصلی جشنواره و ناهماهنگی فیلمهای رسیده در جشنواره و اکران نامنظم آن نیست. مشکل اصلی این است که جشنواره فیلمی برای نمایش ندارد پس میکوشد تا ازهرزمانی برای ورود فیلمهای خوب در جشنواره استقبال کند و این فرصت را تا آخرین لحظه برای ورود این فیلمها بدهد».