گروه اندیشه: «چرا ایرانی ها شامل احزاب، حاکمیت، مردم، افراد و ... محیط کار و زندگی خود را نامستعد برای رشد زیرآب زنی و ... نمی کنند» اما اگر به واتیکان بروند این قدرت را دارند که کاتولیک تر از پاپ بشوند؟ مگر نه این که همین زیرآب زنی در ساحت های مختلف فردی، گروهی، اجتماعی و حاکمیتی و حزبی، ایران عزیزمان را ویران کرده است. پس چرا درس نمی گیریم و اصلاح را از خودمان آغاز نمی کنیم. شاید این سوالات است که باعث شده نویسنده کتاب «زیرآب زنی» به پژوهشی عمیق در این باره بپردازد. فرامرز عیب پوش در کتاب زیرآب زنی، این رفتار اجتماعی را تعریف و ریشهیابی میکند. او همچنین عوامل بروز این رفتار و بستر اجتماعی و روانیِ آن را واکاوی میکند تا به راهکارهایی مؤثر برای درمان زیرآب زنی دست یابد. در این اثر، منابع قدرت و تأثیر آنان بر زیرآب زنی نیز ردیابی میشود. فرامرز عیب پوش کارآفرین و تکنولوژیست فرزند ایران زمین، محقق، نویسنده و مترجم، مدرس و مشاور در حوزه های مختلف مدیریتی است. وی دانش آموخته مدیریت بازرگانی و MBA و DBA است و عمر خود را صرف توسعه دانش و کارآفرینی در خاک میهنش کرده است.
احمد آخوندی مصاحبه کننده با فرامرز عیب پوش، در مقدمه اش می نویسد: «زیرآب من را زدند!». این جمله ایست که بارها و بارها از دهان هزاران دوست و آشنا، شنیده ایم. البته این جمله، معادلی پنهان دارد و آن؛ «زیرآبش را زدم!» است. اما این دگری، برای ما غریبه است.! چرا؟ اگر معلولی وجود دارد، پس علت کجاست؟ چرا در این بازی «زیرآب زنی»، همه قربانی اند و هیچ کسی ظالم نیست؟! پس زیرآب زن ها کجا رفتند!؟ گویی اگر موجودی فضایی به زمین بیاید و درد دل مردمان زمین را بشنود، این سوال برای وی پیش خواهد آمد که ؛ «چه کسی تا این حد ظالم است که به این انسان های بی پناه، تا این حد جفا کند!؟». اما همین انسان بی دفاع که یک حشره هم از او قدرتمندتر است، باوجود سلاحی به نام «هوش»، چنان خودش و اطرافیانش را به بند کشیده که هیچ بیگانه ای، توان آن را ندارد!اساساً مفهوم زیرآب زنی، موضوعی است که به ندرت درباره آن کتاب یا مطلبی منتشر می شود. بنابراین این کنش تا پیش از انتشار کتاب «زیرآب زنی» ، تنها پدیده ای آشکار در زندگی و پنهان در بررسی دانش محور بود. این کتاب، از یک تحقیق بالینی برای آسیب شناسی منابع انسانی یکی از سازمان های ایرانی آغاز شد، اما هرچه کاوش و تحقیق پیشتر رفت، وخامت اوضاع، عیان تر شد. سرانجام این تحقیق در کتابی به همین نام، منتشر شد.» این گفت و گو را می خوانید:
****
ابتدا اجازه بدهید ببینیم واژۀ «زیرآبزنی» که بر اساس پژوهش شما خیلی در جامعه و دیگر نهادها و سازمان ها رواج دارد، از کجا آمده است؟
از دیرباز، اقلیم ایران گرم و خشک بوده است. این ویژگی سبب شده که منابع آب کشورمان محدود باشد. اقلیم خشک و محدودیت منابع آب، آن را به مایعی ارزشمند تبدیل کرده است تا جایی که ذخیرۀ آبْ امری حیاتی و مهم محسوب می شود. پیش از بابشدن سیستم لوله کشی، آب مصرفی خانهها در آبانبار و یا حوضها ذخیره میشد. به بخش انتهایی و زیرین مخزن آب خانه «زیرآب» میگفتند.
مطابق تعریف «کتاب زیرآب زنی »، زیرآب زنی به معنای «ارائه گزارش یا عدم ارائه گزارش، انجام یا عدم انجام یک عمل از طرف فردی به صورت راست یا دروغ به مدیر، رئیس یا فردی است که در محیط زندگی یا محیط کار برای ما اهمیت دارد و تصمیمات او برای ما سرنوشت ساز است، به نحوی که ارائه یا عدم ارائه این گزارش، تاثیر منفی بر روابط یا سرنوشت ما داشته باشد»
زیرآب به چاه خانه یا جوی آب راه داشت. باید کسی داخل حوض یا آبانبار میرفت و آن را باز میکرد تا لجن و گلولای از زیرآب خارج شود. آن موقعها وقتی با کسی دشمنی داشتند، برای اینکه به او ضربه بزنند، زیرآب را باز میکردند تا این ذخیره ارزشمند آب، از دست صاحبخانه برود!
این ماجرا مَثَلی را سر زبانها انداخت. وقتی کسی عامدانه مشکلی را برای دیگری به وجود میآورد میگفتند: «زیرآب من را زدهاند!».
توضیحات شما در باره منشاء پیدایش و گسترش این مفهوم در جامعه روشنگر است، اما در ماهیت بحث در دنیای جدید، زیرآب زنی چیست و چرا رخ می دهد؟
زیرآب زنی یا «رقابت منفی»، رفتاری عامدانه برای پس انداختن و شکست دیگری است که به وسیله راه هایی بجز «رقابت براساس توانایی» صورت می گیرد.
مطابق تعریف «کتاب زیرآب زنی »، زیرآب زنی به معنای «ارائه گزارش یا عدم ارائه گزارش، انجام یا عدم انجام یک عمل از طرف فردی به صورت راست یا دروغ به مدیر، رئیس یا فردی است که در محیط زندگی یا محیط کار برای ما اهمیت دارد و تصمیمات او برای ما سرنوشت ساز است، به نحوی که ارائه یا عدم ارائه این گزارش، تاثیر منفی بر روابط یا سرنوشت ما داشته باشد».
جالب اینجاست که دربرخی از موارد، تشخیص اینکه عملی که از فرد سرمیزند عملا زیرآب زنی هست یانه، بسیار دشوار است. زیرآب زنی در علوم منابع انسانی، به عنوان "رقابت منفی" تعریف شده است.
با توجه به سالها تلاش افراد مختلف در سازمانها، دولتها و جوامع مختلف برای زیرآبزنی و پیشی گرفتن از دیگری و حذف رقیب، انواع و اقسام مختلفی از زیرآبزنی شکل گرفت که به مرور زمان، این اشکال پیشرفته تر و پیچیده تر شده و جنبه های مختلفی به خود گرفتند.
برخی معتقدند رخداد پدیده ای به نام زیرآب زنی به دلیل ناتوانی و هوش پایین افراد است، نظر شما چیست؟
برخلاف فهم رایج، اتفاقا منشاء زیرآب زنی در هوش بالاست! از این رو جالب است بدانید، زیرآب زنی یا هرگونه رقابت منفی ، اتفاقاً برخلاف اعتقاد عموم، از کم هوشی نیست، بلکه بالعکس، دقیقاً رفتاری هوشمندانه است.
اما موضوع اینجاست که ما حتی «هوش» را هم به اشتباه در ذهنمان، موضوعی «مفید» می دانیم! از دیدگاه کتاب زیرآب زنی، انسان ، «سه دسته آگاهی» دارد:
دسته نخست؛ «هوش» است. هوش تنها وجه مشترک ما با سایر موجودات است. همه ما، درجه ای از هوش داریم که در جهان به «بهره هوشی» شناخته می شود. بهره هوشی عددی در حدود ۱۰۰ با انحراف معیار ۱۵ است. در قرن بیستم، دانشمندان به توسعه فاکتور جی ( هوش عمومی) هم پرداختند.
برخلاف فهم رایج، اتفاقا منشاء زیرآب زنی در هوش بالاست! از این رو جالب است بدانید، زیرآب زنی یا هرگونه رقابت منفی ، اتفاقاً برخلاف اعتقاد عموم، از کم هوشی نیست، بلکه بالعکس، دقیقاً رفتاری هوشمندانه است
جالب اینجاست که حتی آمیب هم دارای بهره ای بسیار ضعیف از هوش است. خاصیت موجودات «هوشمند» این است که «در جمع آوری منابع برای خودشان بشدت می کوشند». بنابراین در این پله، هدف وسیله را توجیه می کند و چه یک آمیب باشیم چه یک انسان، باید تا حد ممکن در جمع آوری منابع از دست سایرین بکوشیم!انسان هوشمند، تنها در جمع آوری منابع برای «اکنون خود و خانواده اش» در تکاپوست!
دسته دوم یا در پله بعدی، انسان در مرتبه «عقل» قرار می گیرد. انسان عاقل طبق تعریف این کتاب، «در جمع آوری منابع برای خود و دیگران» می کوشد. این انسان، نگاه انفرادی را کنار گذاشته و دریافته که منافع فرد، در گرو منافع اجتماع است. او برای توسعه جامعه امروز و آینده می کوشد. جوامع توسعه یافته غربی و شرقی، در این مرحله قرار دارند.انسان عاقل، در جمع آوری و تولید منابع برای «اکنون و آینده خود و جامعه اش» در تکاپوست!
اما نهایتاً در پله سوم، انسان در مرتبه «خِرَد» قرار می گیرد. انسان خردمند طبق تعریف این کتاب، «در حفاظت، تقسیم و جمع آوری منابع برای تمام موجودات زنده» می کوشد. این انسان، نگاه انسان مدار را کنار گذاشته و دریافته که منافع انسان، در گرو منافع تمام هستی است. او برای توسعه جامعه گذشته، امروز و آینده میکوشد. جوامعی نظیر ژاپن و نیوزلند در این مرحله قرار دارند.
شاید تعجب کنیم که انسان خردمند چگونه به گذشته کمک می کند؟ او بخش هایی از گذشته را بازتقویت می کند که برای تمام موجودات زنده «مفید» است. او تلاش می کند برای موجوداتی که از ثمره تلاش او سال ها بعد بهره مند شوند، با وجود اینکه او در آن زمان؛ مرده است!انسان خردمند، در بهینه سازی و تولید منابع برای «گذشته، اکنون و آینده کیهان» در تکاپوست!
نکته ای که در باره هوش مطرح کردید، بسیار راهگشاست، به نظر می رسد اکنون نوبت و شناخت انواع زیرآب زنی است؟!
در ابتدای شکل گیری این پدیده، زیرآبزنی صرفا از نوع اولیه آن وجود داشت، اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی و طبعا با پیچیده تر شدن رفتارها و روابط اجتماعی، زیرآبزنی نیز دستخوش تحول شده و خود را بروزرسانی کرده است. من در کتاب زیرآب زنی را این گونه تقسیم بندی کرده ام:
کفتارها عموما از اشتباهات دیگر حیوانات استفاده می کنند و غذای خود را به دست می آورند. آن ها به حیوانات دورمانده از گله یا شکار سایر شکارچیان حمله ور می شوند. جالب اینجاست زمانی که با شکارچیان بزرگی مانند شیر یا ببر روبه رو شوند، در اولین واکنش خود را به مردن میزنند
زیرآبزنی ساده
زیرآبزنی ساده، اولین و بدوی ترین نوع زیرآبزنی است. این شکل از زیرآبزنی، در ابتدا به شکل"غیبت"، خود را نشان داد. « تخریب شخصیت» ، «فحاشی»، «کم شماری» و «کاهش اعتماد به دیگران» از این دسته قرار می گیرند!به عنوان نمونه: "من خیلی نمی شناسمش و نمی گم فلانی بده، ولی مواظب باش!".
زیرآبزنی مرکب
زیرآبزنی مرکب، ارائه گزارش صحیح از اشتباه فرد و برجسته نمایی آن اشتباه جهت تخریب فرد در سازمان است. «تکثیر اشتباه دیگران» و « کمک به توزیع و دیده شدن اشتباه دیگران و عدم عیب پوشی»، «آگراندیسمان اشتباه دیگران» و از همه مهمتر؛ «خبر پراکنی و تولید محتوای درست از اشتباه دیگران» از این دست زیرآب زنی است.
کفتارها عموما از اشتباهات دیگر حیوانات استفاده می کنند و غذای خود را به دست می آورند. آن ها به حیوانات دورمانده از گله یا شکار سایر شکارچیان حمله ور می شوند. جالب اینجاست زمانی که با شکارچیان بزرگی مانند شیر یا ببر روبه رو شوند، در اولین واکنش خود را به مردن میزنند.
زیرآبزنی مرصع
زیرآبزنی مرصع(یا حرفه ای)، ارائه ترکیبی از اطلاعات درست و نادرست و تزئین آن به صورت کاملا پیچیده با القاء نظرات شخصی جهت دسترسی به اهداف شخصی با هدف تخریب قربانی بصورت کاملا نامحسوس است. « خبرسازی » ، « مسخره کردن اقوام مختلف» ، «مسخره کردن سنت های مختلف» و در کل؛ «تمسخر از هر شکل آن»، «معکوس نگاری اطلاعات» و «بیطرفی سوری» از این دسته از زیرآبزنی است.
زیرآبزنی مجهول
شاید در زیرآبزنی مجهول، عملا قربانی خاصی مورد هدف نباشد اما برای زیرآبزنان نوعی سرمایه گذاری برروی آینده خود محسوب می شود!. می توان گفت زیرآبزنی مجهول، نشان دادن برتری یا وفاداری ظاهری نسبت به فرد یا سایر افراد سازمان در راستای تخریب یک یا چند نفر و تثبیت جایگاه فردی است. «پاچه خواری»، «خوشخدمتی»، «چاپلوسی» و «تیراندازی بیهدف» ، مصداق ضرب المثل "دیگی که برای من نجوشد..."، از این دست زیرآب زنی محسوب می شود.
زیرآبزنی خودزنی
شاید تصور کنیم که هدف زیرآب زدن، حذف رقیب است، بنابراین دلیلی برای تخریب خود وجود ندارد و قصد زیرآبزن، تخریب رقیب است. اما اگر کمی دقیق تر نگاه کنیم در رقابت منفی، هر تکنیکی ممکن است بکار برود. زیرآبزنی خودزنی یا "تخریب خود"، یکی از مصادیق این تکنیک است که زیرآبزن با انجام این کار موجب عدم دستیابی خود یا افرادی مشابه خود به امکانی خاص شده یا موقعیتی منفی را برای خود با هدف زیان سایرین فراهم کند!. این روش از زیرآبزنی مصداق داستان "بز مرا بکش، اما بز همسایه ام را هم بکش!" است. این نوع زیرآبزنی به دو نوع"خودتخریبی" و "تخریب جمع" تقسیم میشود.
آیا زیرآب زنی به قوم و کشور خاصی تعلق دارد؟
برخی از روانشناسان و جامعهشناسان بروز این رفتار را طبیعی و نشئت گرفته از ذات بشری میدانند؛ اما در جوامع پیشرفته با اینکه پدیدۀ زیرآبزنی هنوز وجود دارد، نوعی اختلال به حساب میآید. در این جوامع، با این پدیده برخورد میشود و میکوشند آن را به حداقل برسانند.
ذکر این نکته ضروری است که این اختلال رفتاری بیشتر در کشورهای در حال توسعه رایج است. شاید بتوان اینگونه استدلال کرد که در کشورهای پیشرفته، قانون با دقت بیشتر و توجه به جزئیات وضع میشود. بنابراین، قوانین تا حدی میتوانند جلوی پدیدۀ مذموم زیرآبزنی را بگیرند.
در جوامع پیشرفته زیرآبزنی نوعی اختلال به حساب میآید. در این جوامع، با این پدیده برخورد میشود و میکوشند آن را به حداقل برسانند. ذکر این نکته ضروری است که این اختلال رفتاری بیشتر در کشورهای در حال توسعه رایج است. شاید بتوان اینگونه استدلال کرد که در کشورهای پیشرفته، قانون با دقت بیشتر و توجه به جزئیات وضع میشود. بنابراین، قوانین تا حدی میتوانند جلوی پدیدۀ مذموم زیرآبزنی را بگیرند
زیرآبزنی تقریباً به اشکال مختلف در همۀ فرهنگ ها و زبانها وجود دارد. در زبان انگلیسی، اصطلاح «فرش یا قالی کشیدن از زیر پای دیگران» یا «قالی کشی» به کار میرود. البته کلمۀ اسنیچینگ نیز در همین موقعیت استفاده میشود که البته به علت هم معنی بودن آن با واژۀ «دزدی»، کاربرد زیادی در انگلیسی ندارد.
جالب اینجاست که زیرآب زنی، نه به قوم خاصی، نه به نژاد خاصی و نه به مردم خاصی تعلق دارد، بلکه تمام افتخار آن، برای «انسان» است. این انسان است که زیرآب می زند و این پدیده، در هیچ موجود زنده دیگری هویدا نیست و نخواهد بود. حتی در رباتها و هوش مصنوعی!
پس چرا پایمان که به فرنگ میرسد، مثل آن ها می شویم؟!
یکی از موارد جذاب در بررسی روانشناختی اجتماعی «ایرانیان»، رفتارهای آن ها در کشورهای توسعه یافته است!.
ما ایرانیها قدرت خارق العاده ای در «تطبیق پذیری» و «سازگاری با محیط» داریم. به عنوان مثال، ممکن است فردی در تهران، قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت نکند و جرائم بسیاری داشته باشد، اما همان فرد، زمانی که به کشوری اروپایی سفر میکند، کاملاً و بهدقت قوانین را رعایت میکند.
درست است که «محیط» تاثیر زیادی بر انسان دارد و دلیل آن این است که فرد از جامعه تأثیر میگیرد و به نوعی روابط اجتماعی جامعه را تقلید می کند، اما ما ایرانی ها در واتیکان، «گاهی از خود پاپ کاتولیک تر می شویم!».
می شود روزی را تصور کرد که زیرآب نزنیم؟
انسان همواره در تلاش است که دستکم خود را همرنگ جامعه نشان دهد. با این وجود، انسان بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان رفتار وی را صددرصد پیش بینی کرد. اما با وجود چیرگی بسیار محیط، در باتلاق هم می توان «نیلوفر» بود! ممکن است بگویید چگونه؟
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف!
اگر بخواهیم هیچ کسی نتواند زیرآب ما شود، باید پیش از هر چیزی، خودمان «جایی بنشینیم، که اگر ما را از آن جایگاه برداشتند، بر جایگاه برتری بنشانند!». خودمان از توانایی های خود آگاهیم بنابراین مسئولیتی را نپذیریم که در دل واقفیم؛ شایستگی آن را نداریم!
توسعه فردی
مهمترین راه فرار از دسیسه، قدرتمندبودن و «کارآیی و بهره وری» ماست. ما اگر کارا و به دردبخور باشیم، همه جا، جای ماست. توسعه فردی همواره است. روزی که از آموختن غافل شویم، عمر حقیقی ما در همان روز به اتمام خواهد رسید و باقی آن، عمر «نباتی» ما خواهد بود.
استمرار به جای استعداد!
موفقترین انسان ها، هوشمندترین آن ها نیستند بلکه، «پیگیرترین» آن ها هستند. اگر بخواهیم کسی نتواند ریشه درخت ما را جابجا کند، باید ریشه ای عمیق، پیوسته و گسترده در تمام وجوه داشته باشیم. هیچ سنگی حریف قطره های مداوم آب نیست!
بازی نامحدود
بازی نامحدود یکی از جدیدترین مفاهیم مدیریتی است. این بازی، نخستین بار در سال ۲۰۱۹ سایمون سینک، در کتابی به همین نام آن را مطرح شد. در کتاب زیرآب زنی، از «بازی نامحدود» به عنوان یکی از راه کارهای کاربردی در سازمان ها یاد شده است.
یکی از راهکارهای کارآمد درمان پدیدهی زیرآبزنی، ایجاد فضایی برای پیادهسازی بازی نامحدود است. زمانی که بازی نامحدود در سازمان یا جامعه اجرا شود، رویکرد اعضا به رقابت کاملاً متفاوت خواهد بود و ایجاد چنین فضایی از پیدایش رقابت منفی جلوگیری خواهد کرد. در کشورهای غربی، جریمههای سنگین راهنمایی و رانندگی، اولین و قویترین بازدارنده تخلفات رانندگی است. ممکن است تصور کنیم که نوع نگاه رانندگان موجب کاهش تخلفات رانندگی میشود؛ اما در واقع چیزی که ما میبینیم رعایت قوانین توسط رانندگان است و چیزی که در حقیقت وجود دارد، محیطی نامناسب و نامستعد برای تخلف است.
بیشتر بخوانید:
می خواهید عقاب باشید یا اسب آبی؟ / مدیران محترم، اگر حال کارکنانتان بد باشد، شما مقصرید / هر کسی طرف خود را عالی و طرف مقابل را ناکارآمد می داند
" فساد نخبگانی " ، "مدیریت پخمگانی"/ تفاوت بن بست های مدیریتی در کشورهای درحال توسعه و کشورهای توسعه نیافته
از سینگر تا ملکیان: خریدن طلا و دلار در زمانۀ بحران / مرز بین مرگ دیگران و آسایش ما کجاست؟ / فلسفه حیات حقیقی در کجا جاری است؟
شبح فروید در بازار تهران؛ چرا ایرانیها برای تسکین روحشان خرید میکنند؟/ وقتی غریزههای سرکوبشده برای ما تصمیم میگیرند
۲۱۶۲۱۶