گروه اندیشه: حسین پایا مدیر انتشارات طرح نو، یکی دیگر از مطالب دکتر جواد حیدری مترجم و عضو هیئت گروه علمی علوم سیاسی دانشگاه شاهد را در اختیار خبرآنلاین قرار داده است. حسین پایا با ارائه این متن نشان می دهد که میزان رنج و فهم آدمی از آن، ملاک رشد و ایجاد تمدن ها است. جواد حیدری در مطلب خود با توسل به تمثیل چگونگی پرورش مروارید، تلاش می کند که موقعیت علوم سیاسی و رشد خلاقانه و بن بست گشایی آن را در شرایط عینی رخداد رنج و در شرایط سخت نمایان کند. آیا ایران امروز در حال زایش تمدنی و ایجاد مرواریدهای خود است؟ تمثیل مروارید، آگاه و سپس خودآگاه شدن آدمیان در میان سختی های طاقت فرسا، و کسب توانمندی برای تبدیل جبرهای قدرت به ضرورت است. تبدیل جبر به ضرورت است که راه های غلبه بر سختی ها را نمایان می سازد. در این موقعیت گویی چه بخواهیم و چه نخواهیم نقش تمدن سازی را برعهده گرفته ایم. آیا ایران در شرایط تمدن سازی قوی تری نسبت به گذشته قرار گرفته است؟ این مطلب کوتاه از نظرتان می گذرد.
****
همیشه در تاریخ اندیشهی سیاسی میگویند فرق اندیشهی سیاسی با سایر علوم در این است که اندیشهی سیاسی زاییدهی بحران است. جملهی معرفی هست که میگوید: ««نظریههای سیاسی مانند مروارید هستند؛ آنها بدون وجود یک محرک آزاردهنده (irritant) خلق نمیشوند»
تصور کنید یک صدف در اعماق اقیانوس آرام نشسته است. تا وقتی همه چیز خوب است، هیچ اتفاقی نمیافتد. اما لحظهای که یک دانه شنِ تیز و زبر وارد بدنش میشود، درد شروع میشود. صدف برای اینکه از شر این درد خلاص شود، شروع به ترشح مادهای لطیف میکند و آن را لایهلایه دورِ آن شنِ آزاردهنده میپیچد. نتیجه نهایی چیست؟ آن دانه شنِ زشت تبدیل به یک مروارید زیبا میشود.
نظریهپرداز سیاسی دقیقاً همین کار را میکند:
۱. دانه شن (بحران): نظریهپرداز دردی را در جامعه حس میکند (جنگ، فقر، ظلم). این درد او را رها نمیکند و آزارش میدهد.
۲. فرآیند صدف (نظریهپردازی): او برای آرام کردن این درد، شروع به فکر کردن میکند. او لایههایی از منطق، استدلال و رویا را دورِ این واقعیت تلخ میپیچد.
۳. مروارید (کتاب نظریه): در نهایت، کتابی زیبا و منسجم (مثل «جمهور» افلاطون یا «لویاتان» هابز) متولد میشود.
وقتی مرواریدِ درخشانِ یک نظریه سیاسی را میخوانید و از نظم و زیباییاش لذت میبرید، یادتان باشد که در قلب این زیبایی، یک «درد» عظیم پنهان شده است. نظریهی سیاسی، هنرِ تبدیل کردنِ رنجِ واقعیت به زیباییِ اندیشه است.
شاهکارهای اندیشه سیاسی معمولاً در بدترین دورانهای تاریخی نوشته شدهاند.
افلاطون در دوران انحطاط دموکراسی آتن و اعدام سقراط نوشت.
هابز در میان خونریزیهای جنگ داخلی انگلستان نوشت.
ماکیاولی در دوران هرجومرج و تجزیه ایتالیا نوشت.
لاک در دوران جنگهای سیسالهی مذهبی رسالهی مدارا را نوشت.
در واقع، هرچه آن «محرک آزاردهنده» (بحران) شدیدتر باشد، احتمالاً مرواریدِ حاصله (نظریه) بزرگتر و درخشانتر خواهد بود.
۲۱۶۲۱۶