سه شنبه 30 مرداد 1397
یکشنبه 25 مهر 1395 - 08:52:50 چاپ

تقابل یا تعامل روحانیت و مداحان

وبلاگ > شاه‌محمدی، حمیدرضا - انتقاد از مداحان و تقابل شور و شعور در سوگواری ها در دهه های محرم نقل امروز و دیروز نیست.

"تحریفات عاشورا" از آثار شهید مرتضی مطهری یکی از نشانه هایی است که از قبل انقلاب در خصوص این تقابل باقی مانده است.
نگارنده از پیش از انقلاب خود شاهد شدت تقابل بین روحانیون و مداحان در این موضوع بوده است. اما گذر نزدیک به چهار دهه و پیروزی انقلاب اسلامی و قرار گرفتن رسا نه های مدرن در اختیار روحانیت نتوانسته کفه ترازو را بسمت روحانیت سنگینتر کند. طبق سنت دیرینه در مراسم سوگواری سالار شهیدان، ابتدا سخنرانان روحانی در بالای منبر سخنرانی میکنند و بعد ذکر مصیبت را آغاز و بعد فرمان را بدست مداحان چیره دست میسپارند تا با نوای خوش و بهره گیری از قدرت شعر و آهنگ جمعیت را به شور و اشک و سینه زنی با ترنم موسیقی به صحرای کربلای سال 61 پیوند دهند. روال رایج آن بوده که مستمعین یا وقت خود را طوری تنظیم کنند که بعد از اتمام بخش سخنرانی به مجلس وارد شوند و یا این پا و اون پا کرده تا سخنرانی زودتر تمام شود تا وارد بخش دوم شوند. جوانانی که چه بسا حتی نماز نمیخوانند در دهه محرم نوار ها و سی دی های بلندگو های ماشینشان را تغییر داده و نوحه خوانی جایگزین آهنگ های رپ میشود. اینکه هر دوی این صاحبات تریبون (روحانیون و مداحان) بر سر یک موضوع که انتقال پیام عاشورا به نسلهای آینده است اختلافی ندارند. امام حسین( ع) همان امام است و عاشورا همان صحنه اما چرا جوانان جذب مداحان میشوند و بعضا به اشعار شبهه آمیز یا انحرافی آنان توجه نشان میدهند ولی به سخنرانان نه؟ چرا روحانیت دهها سال است که احساس میکند سکانداری محرم را از دست داده و جز انتقادات گاه و بیگاه برای باز گرداندن آب به جوی، توفیقی نداشته است؟

بنظر میرسد برای پاسخ به این موضوع باید به شیوه های تبلیغ این دو دسته توجه نمود. اولی تنها از فن کلام و هنر سخنوری و نقالی استفاده میکند که امروزه با ظهور هنر هفتم و صنعت سینما ابزاری فرسوده، ضعیف و قدیمی در روایتگری می نماید. اما دومی از ابزار موسیقی و نوا "همان هنر قدیمی که روحانیت نتوانسته تکلیفش را با آن روشن کند" نیز بهره میبرد. نوحه گر نوحه سر میدهد و مصرع اول را با صدایی زیبا و آهنگی سراسر حزن تلاوت میکند و عزاداران با پاسخ دسته جمعی نقش آوای کر را ایفا میکنند بعد دستهایشان بالا میرود و با برخوردش با سینه عزارداران، نوای چنگ را بازسازی میکند.

گاهی صدای طبل و نی و چنگ نیز بر آن افزوده میشود و روح جوانان را با آن در هم می آمیزد و اشک چشمش جاری میشود. مداح معمولا موسیقی دان حرفه ای نیست اما ذوق موسیقی دارد. اشعارش را شعرای حرفه ای سروده اند اما آهنگ ساز حرفه ای ندارد. از اینرو یا باید در حد بضاعتش از خود ابتکاری نشان دهد و آهنگی خلق کند و یا از آهنگهای تکراری استفاده کند و یا از آهنگهای ساخته خوانندگان داخلی و بعضا خارجی بهره برداری کند. پس آنچه نغمه مداحان را در برابر سخنوری روحانیان برتری میدهد چیزی بنام هنر موسیقی است.
اخیرا هم برخی نوحه ها توسط مداحان معروف ملی چون آهنگران و کویتی پور نیز با کمک گروه های موسیقی حرفه ای ساخته و نواخته و از صدای جمهوری اسلامی پخش میشود. که قطعا زیباتر و موثر تر از زمانی است که بدون استفاده از ابزار موسیقی خوانده میشد.

هر چند جمهوری اسلامی به اهمیت حرکت بخش موسیقی و سرودهای انقلابی و ملی و مذهبی ساخته شده بعد از انقلاب واقف بوده و در زمان جنگ نیز کمال بهره برداری از آن را نمود، اما متاسفانه بنظر میرسد علما عظام آنچنان که باید بر موضوع موسیقی و قدرت آن واقف نشده اند. و تعیین تکلیف نکرده اند، یکی گفته است اگر صدا در گلو بپیچد و ... حرام است، خوب این مداحان آواز میخوانند و صدا در گلو میپیچانند. همچنین قاریان قرآن تنها وقتی آشنا به فنون موسیقی باشند امکان برنده شدن در مسابقات قرآن را می یآبند. گروه دیگر نواختن موسیقی را اگر مناسب مجالس لهو و لعب نباشد بلا اشکال میدانند اما آموزش آنرا جایز نمیدانند. صدا و سیما نیز که تقریبا همه گونه موزیک را پخش میکند. نمایش آلات موسیقی و خوانند گان و نوازندگان را حرام میداند.

بنظر میرسد تحریم و یا بلاتکلیفی در مورد موسیقی و عدم استفاده از این هنر در تبلیغ دین و جمهوری اسلامی را بتوان در ردیف برخی فتاوایی که در رساله های عملیه هنوز هم موجود است و در آن نوعی خود سانسوری بچشم میخورد ارزیابی نمود. برای مثال حرمت دادن قرآن بدست کافر. خوب اگر شما بخواهید قرآن را بین غیر مسلمین تبلیغ کنی یکی از طبیعی ترین کار هایی که باید انجام دهید دادن قرآن بدست کافران است تا بخوانند و با آن آشنا شوند. و یا بدون وضو دست نزدن به قران که برای خواندن آن در بین مسلمین محدودیت ایجاد میکند.

تاسف بارتر آنکه بدون وجود هیچ سند معتبر نمایش صورت پیامبران و ائمه و حتی بسته گان آنها مثل حضرت عباس ممنوع اعلام میشود. در حالیکه استفاده از هنر هفتم و نمایش بزرگان دینی یکی از بهترین روشهای تبلیغ شناخته شده دنیاست که صدها سخنران متبحر را توان آن نیست. تاثیری که یک فیلم در الگو سازی از قهرمانان داستانش برای جوانان یک کشور دارد از صد سخنرانی حاصل نمیشود. جالب است که در گذشته نه چندان دور در مراسم تعزیه های سنتی، با بهره گیری از هنر نمایش تمام بازیگران صحنه کربلا بازسازی شده و افرادی نقش امام حسین و حضرت ابوالفضل و ... غیره و افرادی نقش شمر و خولی و .. را بازی میکردند و علما نیز اعتراضی نکرده اند. اما حالا یکی از انگشت شمار فیلمهای دینی ساخته شده بخاطر مخالفت برخی علما با نمایش نقش حضرت عباس مدتهاست جواز پخش نمیاید.

کوتاه سخن آنکه اگر روحانیت امروز داعیه رهبری افکار جامعه را دارد اولا باید در بروز رسانی خود تعجیل کند. ثانیا بجای مبارزه با ابزار هنر روز، باید از آن کمال بهره برداری را نموده و بهم آمیختن شور و شعور را مدیریت کند.

1 دیدگاه
  • بی نام
    یکشنبه 25 مهر 1395 - 15:55:06
    پاسخ
    8 1

    عده ای عالم دینی هستند که پزوهش به ایشان فرصت نمی دهد که وارد مقوله های دم دستی شوند. بقیه شان هم که عده ای بیسوادند که در تاریخ یخ زده اند. قضیه نه همین لباس زیباست نشان آدمیت است. هر کسی که عبا پوشید لزوما اسلام شناس نیست. متاسفانه منبرها هم دست این افراد افتاده.

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700