سه شنبه 24 مهر 1397
دوشنبه 23 بهمن 1396 - 14:50:41 چاپ

برندگان و بازندگان نبرد عفرین چه کسانی هستند؟

شیخ‌الاسلام: پیروزی در حلب، امکان تجزیه سوریه را از بین برد | محبعلی: بحران سوریه برنده ندارد

بین الملل > دیپلماسی - خبرگزاری خبرآنلاین، طی نشستی با حضور دو کارشناس به بررسی تحولات سوریه، به خصوص عملیات زمینی ترکیه در عفرین پرداخت.

ابوالفضل خدایی: حمله زمینی ارتش ترکیه به عفرین موسوم به "عملیات شاخه زیتون" هر روز ابعاد تازه ای به خود می‌گیرد. آنکارا از چند ماه پیش تهدید کرده بود که عفرین و دیگر شهرهای سوریه در صد کیلومتری مرز این کشور را از کُردها پاک خواهد کرد و دلیلش را کمک آمریکا به کردها برای ضربه زدن به منافع ترکیه اعلام کرده بود. اردوغان اعلام کرده که به این عملیات بسنده نخواهد کرد و هدف بعدی پیشروی به سمت ادلب است که به نوبه خود می تواند معادلات سوریه را بیش از گذشته پیچیده تر کند. در این راستا خبرگزاری خبرآنلاین، طی نشستی با حضور قاسم محبعلی، دیپلمات اسبق وزارت خارجه و کارشناس مسائل خاورمیانه و همچنین حسین شیخ‌الاسلام، سفیر پیشین ایران در سوریه و کارشناس مسائل خاورمیانه این تحولات را بررسی کرده که در ادامه مشروح آن را می خوانید:

خبرآنلاین: پس از آغاز عملیات عفرین توسط ترکیه مباحث زیادی مطرح شد که با توجه به حضور بازیگرانی چون ایران، روسیه و ترکیه در سوریه این موضوع مورد توجه قرار گرفت. در مورد موضع ایران نیز دیدگاه های مختلفی وجود دارد. از طرفی برخی می گویند که ایران با این سیاست موافق بوده و علاقمند است تا قدرت کردها در سوریه کاهش پیدا کند. از طرف دیگر نیز بعضی آن را یک ائتلاف از سوی روسیه، ترکیه و آمریکا قلمداد می کنند و بر این عقیده هستند که ایران طبق این هماهنگی سیاست انتظار را در پیش گرفته است. ارزیابی شما شما در این باره چیست؟

شیخ الاسلام: کردها بار دیگر وجه المصالحه قدرت های بین اللملی شدند. همواره کردها در سوریه و همچنین در ترکیه به علت برخی از سیاست ها به رسمیت شناخته نشده اند. در ترکیه از آنان به عنوان ترک کوهی یاد می شود و در سوریه نیز مورد توجه قرار نگرفتند. اما در مورد بحث اصلی باید عرض کنم که آمریکایی ها در بحران سوریه بازی را واگذار کردند و در این راستا از انگیزه کردها که با سیاست های اسرائیل و استکبار جهانی منطبق است حمایت کردند تا کشوری کُردی در منطقه شکل بگیرد که در این صورت طبق باور صهیونیستها کشوری یهودی هم معنا پیدا خواهد کرد. زیرا تعریف یهودیت در اسرائیل بر مبنای نژاد هرکس مادرش یهودی است یهودی است و در این بین عقیده و تعاریف ایدئولوژیکی مفهومی در بر نخواهد داشت.

برنارد لوییس طرح تقسیم منطقه بر اساس نژاد را ده ها سال پیش منتتشر کرد او در ادامه نیز منطقه را بر اساس ملیت ها تقسیم بندی کرد. خب آمریکایی ها از انگیزه کردها برای تبدیل یک قوم به یک کشور مستقل استفاده کردند تا آنها را برای داشتن یک ارتش قومی مهیا کنند. در این راستا آمریکایی ها 8 پایگاه در شمال سوریه ایجاد کردند. اگر به یاد داشته باشید در جریان سقوط جنگنده روسیه به وسیله ترکیه گفت و گویی بین واشنگتن و مسکو در جهت هماهنگی های بیشتر و عدم تلاقی به وجود آمد که کمی بعد گفتمانی به اسم شرق و غرب فرات پدید آمد که طبق آن قرار شد آمریکایی ها بر شرق فرات و روس ها نیز بر غرب فرات نظارت داشته باشند که البته در موضوع دیرالزور خدشه ای در این توافق به وجود آمد. اگر دقت کرده باشید از همان زمان آمریکایی ها برای این که مدعی شکست دادن داعش باشند شروع به آموزش نیروهای کردی کردند. در ادامه نیز موضوع کنترل شهر رقه بود که آنها توسط نیروهای کرد توانستند این شهر را از کنترل نیروهای تروریستی داعش خارج کنند. بنابراین با این تحولات ترکیه بیشتر خطر را احساس می کند.

آنکارا در می یابد که گروه های کردی بیش از پیش دارای آمادگی هستند و همچنین مجهز به سلاح های پیشرفته شده اند.انکارانیز احساس می کند که در راستای شکل گیری یک کشوری کردی و دسترسی به دریا مجموعه های کردنشینی که به طور سنتی در دو نقطه دیگر شمال سوریه قرار دارند را به متصل می کنند. همانطور که مستحضر هستید ترکیه درگیری ها و جنگ های زیادی در نقاطی از سوریه با کردها داشته است اما برای اینکه به جواب دقیق تر و مورد نظر سوال برسیم باید نکاتی را عنوان کنم. ببیینید بحران سوریه با تمام پیچیدگی های موجود و با توجه با اینکه غربی ها آغازگر و یا عامل تشدید بحران در این زمینه بودند، دارای دو پیامد مهم بود که برای غرب تهدید محسوب می شد. یکی از آن بحران ها آوراگان بودند که از طریق ترکیه به اروپا مهاجرت کردند. در ادامه نیز اروپا با همه شعارهای حقوق بشری خود نتوانست این موج را تحمل کند و در این زمینه قادر نشد تا نیازهای این دسته از مهاجران را تامین کند. مشکل دیگر هم این بود که اشخاصی که با فرهنگ اروپایی مشکل داشتند آموزش هایی در جهت انجام کارهایی تروریستی دیدند. اروپا تلاش های بسیاری انجام داد تا ترکیه را به پذیرش این دسته از آواره ها قانع کند و ترکیه نیز از این فرصت استفاده کرد تا خواسته خود مبنی بر ایجاد منطقه پرواز ممنوع در شمال سوریه را عملی کند که در نتیجه آن بتواند آواره ها را در آنجا مستقر و ارتشی آز آنان با کمک دیگر عوامل بسازد تا در نهایت بتواند اهرم فشاری را برای کنترل منطقه در دست بگیرد.

در جریان عملیات عفرین تعدادی از کردها از شرق فرات به غرب فرات منتقل شدند که می توانست امکان اتصال به دریای مدیترانه را برای آنان فراهم کند. این اتفاق برای ترکیه بسیار نگران کننده بود و در ادامه این ماجرا ایران با کردها وارد مذاکره شد که در آنجا به کردها پیشنهاد شد که پرچم سوریه در مقرهایی که مستقر هستند بالا رود تا ارتش سوریه نیز به آن ملحق شود. علی رغم اینکه ایران در ماجرای الباب طرحی موفق و کارسازی را پیشنهاد داد و مورد تایید قرار گرفت اما کردها آن را نپذیرفتند و این عامل سبب آغاز جنگ شد. اما با گذشت چند روز کردها راضی به این طرح شدند اما دیگر زمان مورد نظر سپری شده بود و ایران کاری نمی توانست انجام دهد.

به عقیده من نبرد عفرین جنگی است که همه طرفین از جمله ترکیه، کردها و آمریکا در آن بازنده هستند و هیچ یک نمی توانند پیروز میدان باشند. البته این موضوع را هم عرض کنم که ایران نیز علی رغم همه تلاش هایی که در جهت ثبات، کاهش تنش انجام داد فایده ای نداشت و ما هم بازنده هستیم. همانطور که می دانید طرح اولیه ایران برای بحران سوریه آتش بس بود که با گفتگوهای آستانه فرصت کاهش تنش فراهم شد و مرحله بعدی طرحی که از طرف وزیر امور خارجه کشورمان به سازمان ملل فرستاده شد این بود که مناطق آسیب دیده که بیشترین خسارت را در نتیجه جنگ متحمل شده اند مورد توجه انسانی قرار بگیرند. مراحل بعدی نیز ایجاد گفت و گوهای سوری-سوری و تایید نتیجه آن توسط ملت سوریه بود. به نظر من ما در این روند در قسمت گفت و گوهای سوری- سوری قرار داریم که اگر مذاکرات چون ژنو، سوچی و وین را در نظر بگیریم می تواند مصداق بارز آن باشد که متاسفانه در حین این گفت و گوهای مفید ، جنگ عفرین اتفاق افتاد و در این مورد ایران سه دغدغه اصلی دارد:


1-ایجاد تنش و تشنج در منطقه و روند مذاکرات
2-شکل گیری معامله ای بین آمریکا و ترکیه
3- توافق بین اتحادیه اروپا و ترکیه مبنی بر ایجاد منطقه پرواز ممنوع در شمال سوریه

یکی دیگر از خطاهای راهبردی ترکیه پیشروی به سمت ادلب سوریه است. قرار بود برای کاهش تشنج همه تروریست ها از مناطق دیگر به این استان منتقل شوند. در ابتدای بحران سوریه ، غرب و مزدوران آن مانند آل سعود همه موضع گیری کردند که باید حکومت سوریه تغییر کند. وقتی که این این امر محقق نشد، توطئه تجزیه سوریه را کلید زدند. در این بین شهر حلب تنها مکانی بود که توانایی پایتخت شدن در مقابل دمشق را داشت. بعد از پیروزی در حلب روشن شد که دیگر سوریه تجزیه نخواهد شد و سپس دیدیم که آنکارا پی برد که معادلات جدیدی بر قرار شده و باید به آستانه به پیوندد.

در حال حاضر آمریکایی ها دارای متحدینی چون ترکیه و کردها هستند،که در حال جنگ با یکدیگرند ایران از ابتدا مشگلی با کردها نداشته است؛ سوریه کشور دوست و برادر ما محسوب می شود و جمهوری اسلامی ایران حقوق کردهای سوریه را به رسمیت می شناسد و معتقد است که نباید خواسته های آنان را نادیده گرفت. همچنین باید عنوان کرد که کردهای سوریه نیز با ایران مشکلی ندارند و اگر بررسی کنیم می بینیم که ایران هیچ گاه با آنها وارد درگیری نشده است.

بنابراین اتفاقی که در جریان عفرین روی داد این بود که کردهای سوریه وجه المصالحه قدرت های جهانی قرار گرفتند. از دیدگاه ما بهترین حل استقرار ارتش سوریه در عفرین و عقب نشینی ترکیه است که باید در اجلاس آینده سران ایران و روسیه و ترکیه در استانبول روی آن توافق شود. در قضیه ادلب نیز ایران با پیشروی های ترکیه مخالفت خواهد کرد، زیرا از ابتدا مبنا این بود که از تنش ها کاسته شود. این را نیز نباید فراموش کنیم که ترکیه در گذشته حمایت های تسلیحاتی و مالی را در جهت کمک به جبهه النصره در برنامه های خود داشت و ارتش سوریه نیز با توجه به مواضع خود به آنکارا اجازه پیشروی را نخواهد داد. به نظر من با توجه با تحولات اخیر دستگاه دیپلماسی ما باید بیش از پیش با برنامه عمل کند زیرا ما توانایی و ظرفیت آن را داریم که میانجی بین ترکیه کردها وسوریه باشیم. چیزی که باید مد نظر کردها باشد این است که آنها در شرق فرات در اقلیت هستند و بیشترین جمعیت این منطقه را عرب ها تشکیل داده اند وحاکمیت کرد ی را بر نمی تابند.

آقای محبعلی با توجه به صحبت های آقای شیخ الاسلام آیا فکر می کنید که ترکیه وارد یک قماری شده که آینده ای مبهمی را خواهد داشت و آیا می توان متصور بود که حتی این کشور همکاری خود با ایران و روسیه را نیز قطع کند؟

محبعلی: همانطور که می دانیم وضعیت سوریه بیش از پیش پیچیده تر شده و این روند نیز ادامه دار شده است. این کشور به مزرعه ای برای قدرت های جهانی، مخالفان داخلی، قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای تبدیل شده است و مجموعه ای وسیع از بازیگران در حال بازی در زمین این کشور هستند. در سوریه منازعات گسترده ای شکل گرفته و نمی توان آن را فقط منازعه مخالفان با دولت دانست. البته در ابتدا اینگونه شروع شده ولی اگر ایران سیاست درستی پیشه می کرد و عقلانی عمل می کرد امکان داشت جلوی فجایع عظیم گرفته شود. همین عوامل سبب شد مجموعه ای از کنش گران مانند داعش و دیگر گروه های تروریستی به وجود آیند و مناطقی هم در اختیار داشتته باشند که در این بین شاید کردها در چیزی کمتر از 8 درصد خاک سوریه را در سکونت داشتند که با کمک آمریکایی ها نزدیک به 25 درصد مناطق را تحت کنترل خود درآوردند.

وقتی صحبت از پیچیدگی ها و مبهم شدن وضعیت سوریه می شود، مجموعه ای از بازیگران را باید در نظر گرفت که ضمن داشتن همکاری ها رقابت و یا حتی درگیری هایی نیز با هم دارند که وجود این تعارضات باعث شده که در موضوعات منطقه ای و فرامنطقه ای نیز ما شاهد اختلافاتی چشمگیر باشیم. برای مثال آمریکا هیچ گاه خواهان این نبود که ترکیه وارد جنگ سوریه شود و در آنجا نفوذ جدی پیدا کند. اروپایی ها نیز با آن مخالف بودند که اگر به یاد داشته باشید در ابتدای بحران سوریه بحث ارامنه مطرح شد و پارلمان فرانسه بحث کشتار ارامنه را نسل کشی اعلام کردند و در تلاش بودند تا برای ترکیه محدودیت ایجاد کنند تا این کشور دست برتر را در سوریه نداشته باشد. رقابت ها در سوریه به نوعی شکل گرفته که بازیگران در آن خواستار تشدید اختلافات در بین رقبای گروه دیگر هستند. به نظر می رسد در قضیه عفرین برای مثال آمریکا سعی کرد تا بین ایران، روسیه با ترکیه تنش ایجاد کند و با مطرح کردن بحث تشکیل ارتش جدید در سوریه ترکیه را تحریک کند تا بتواند در مذاکرات آستانه و غیره اختلال نماید.

از طرفی دیگر نیز ترکیه هم ممکن است درصدد مقابله مثل باشد که بتواند با ایجاد درگیری هزینه های آن را به دوش آمریکا بیندازد. در خورد عفرین نیز شرایط متفاوت است که این منطقه همانند یک شبه جزیره و یا فرو رفتگی در داخل خاک ترکیه است و تنها منطقه کرد نشینی بوده که به دریا نزدیک است. کردها بیش از یک قرن در تلاش هستند تا برای خود کشوری را تشکیل دهند و به نظر می رسد حق طبیعی آنها است. زیرا ملتی هستند که دارای فرهنگ، زبان و تاریخ و جغرافیای خاص خود هستند؛ این در حالیست که نه ترک ها و نه عرب ها هیچ کدام دارای چنین سابقه ای در این مناطق نیستند.

مشکل بزرگی که کردها طی این تمامی این سال ها برای تشکیل یک کشور مستقل با آن روبرو بوده اند، قرارگیری آنها میان چهار قدرت بزرگ منطقه یعنی ایران، ترکیه، عراق و سوریه است. همچنین آنها برای حفظ خود همواره نیازمند هستند که با هر یک قدرت های بزرگ و منطقه ای توازنی برقرار کنند. در این بین مشخص است که قدرت های بزرگ هم برای مناسبات خود درجه بندی قائل هستند برای مثال روابط ایران و ترکیه خیلی مهم تر از روابط با کردها است. نگرانی ترکیه هم به جاست زیرا کردهای سوریه پیوند های محکمی با کردهای ترکیه دارند که این موضوع بیش از پیش زنگ خطر را برای آنکارا و اردوغان به صدا در می آورد زیرا نزدیک به 20 میلیون از جمعیت ترکیه را کردها تشکیل داده اند. در عراق هم کردها توانایی آن را داشتند که به استقلال برسند ولی این موضوع بر خلاف استراتژی آمریکایی ها بود. زیرا منافع واشنگتن اقتضا نمی کرد که حداقل تا این برهه از زمان عراق به سمت تجزیه شدن برود.

در سوریه نیز وضع به این شکل است و به صورت رسمی آمریکا تا به این لحظه علاقه مندی خود را نسبت به تجزیه این کشور نشان نداده است. بنابراین با توجه به پیشینه تاریخی کردهای سوریه و ترکیه و در خطر افتادن تمامیت ارضی ترکیه اردوغان تلاش خواهد کرد که مانع از ایجاد تشکیل منطقه کردی در شمال سوریه شود. احتمالات دیگری نیز وجود دارد که نمی توان با قاطعیت از آن ها صحبت کرد و حتی ممکن است آمریکایی ها کردها و یا ترکیه را بازی داده باشند. به هر روی بعید است که ترکیه بتواند از این بحران به راحتی خارج شود. کردها مهارت خاصی در جنگ و در مناطق کوهی و جنگلی دارند که یک ارتش کلاسیک هرگز نمی تواند به راحتی آنها را شکست دهد.

بنابراین ادامه این بحران می تواند آن را وخیم تر کند و حتی به داخل ترکیه بکشاند. اگر مناسبات خارجی ترکیه را هم در نظر بگیریم می بینیم که از ثبات خاصی برخوردار نیست و همواره دچار نوسان بوده است. به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی این کشور، در روابط خود با دیگر کشورها به مشکل بر می خورند برای مثال هنگامی که به سمت ترمیم روابط خود با اتحادیه اروپا گام بر می دارند، با طرف های دیگر مشکل پیدا می کنند و این عوامل سبب می شود تا یک سرگردانی در سیاست خارجی آنها به وجود آید که در زمان اردوغان این سرگردانی ها به دلیل بلندپروازی های عثمانی- اسلامی اردوغان به بالاترین سطح خود رسیده است. آنها بر این باورند که برای داشتن یک رابطه خوب و دست بالا با اتحادیه اروپا نیازمند یک نفوذ استراتژیک در کشورهای عربی هستند و در این راه تلاش می کنند تا بتوانند عمق راهبردی خود در خاورمیانه تقویت کنند. اما موضوع اینجاست که آمریکا ، روسیه، اسرائیل، اروپا و حتی ایران با این بلند پروازی ها موافق نیستند زیرا این حرکت ترکیه را بر خلاف منافع خود می دانند و در نتیجه هزینه های ترکیه نیز بالا می رود . باید توجه داشت که بحران سوریه فقط برای ترکیه مشکل ایجاد نکرده است.

اوضاع به گونه ای شده که هر بازیگر داخلی نگاه با یکی از قدرت های خارجی دارد مانند نگاه کردها به آمریکا و همینطور کشورهای فرامنطقه ای نیز نگاهی به بازیگران داخلی دارند که این موضوع روند را بیش از پیش پیچیده تر می کند. برای نتیجه گیری باید تاکید کنم که هیچ کشوری از مداخله در کشور دیگر سود نخواهد برد و در دوران بعد از جنگ نیز اوضاع سوریه همچنان با ابهامات بسیاری روبرو خواهد بود. ایران نیز در سوریه هزینه های زیادی متحمل شده است و تامین خواست های اولیه کاری تقریبا غیرممکن شده است. این روند برای روسیه هم به همین شکل است؛ در نشست های سوچی می بینیم که بیانیه آن راه حل را به مذاکرات ژنو گره می زند. این بدان معناست که روسیه نمی تواند در سوچی بازی را به نفع خود تمام کند. آمریکا هم که سابقه تلخ زیادی از مداخله در کشورهای دیگر مانند ویتنام دارد و مجموعه این عوامل نشان می دهد که ممکن است همه طرفین در ماجرای بحران سوریه بازنده باشند.اوضاع به گونه ای شده که عقب نشینی و یا پیشروی در قضیه بحران سوریه برای طرفین پرهزینه خواهد بود.

بنابراین به عقیده من تلاش بازیگران به این طریق شده که تا حد ممکن هزینه دیگر بازیگران را بالا ببرند که شامل همه بازیگران داخلی، منطقه ای و بین المللی می شود. آن کشوری هم برنده است که بتواند پایداری بیشتری از خود نشان دهد و بتواند هزینه های آن را تقبل کند. نکته ای که در سیاست خارجی بسیار مهم تلقی می شود داشتن اجماع داخلی در کشور است که در حال حاضر این اجماعی نه در ایران، نه در ترکیه و نه در روسیه دیده نمی شود. اگر هم دقت کرده باشیم خصوصا در ترکیه به هیچ وجه اجماعی در موضوع خاص سوریه هم وجود ندارد.

در ایران هم از ابتدای بحران و اخیرا در شعارهای اخیر این موضوع به خوبی دیده شد و بسیاری از کارشناسان آشنا به منطقه از ابتدا مخالف هر گونه دخالت در سوریه طی جلسات برگزار می شد، مطرح می نمودند که هزینه های دخالت در سوریه بسیار سنگین و خارج شدن از بحران نیز کار ساده ای نخواهد بود و حتی بازگشت با اختیار خود نیز غیرممکن خواهد بود. همین وضعیت برای روسیه هم به وجود آمده است، در ابتدا روس ها فکر می کردند که پس از 6 ماه می توانند پای خود را از قضیه بیرون بکشند ولی در حال حاضر اختیار این را ندارند که از سوریه خارج شوند. همین موضوع برای آمریکا و ترکیه نیز صدق می کند. ترکیه اگر عقب نشینی کند یک شکست بزرگ برای آنها تلقی می شود و اگر هم پیشروی کند باید هزینه های سنگینی بدهد که ممکن است بحران کردی به داخل کشورش نیز منتقل شود. به عنوان نکته آخر ما باید هزینه های سنگین خود در سوریه را با استفاده از دیپلماسی به سرمایه تبدیل کنیم. هزینه های دیگری چون به هم خوردن مناسبات با دنیای عرب و جهان اهل سنت داشته ایم که آن هم بایستی جبران شود تا بتوانیم با آبرو و ایمن از سوریه خارج شویم.

شیخ الاسلام: در مخالفت با صحبت های جناب آقای محبعلی باید عرض کنم که ملاک اجماع ملی مجلس شورای اسلامی، قانون اساسی و شورای امنیت ملی است. با چند شعار در خیابان سیاست خارجی تغییر نخواهد کرد و ملت ایران نیز عقایدی دارد و معتقد است که باید در مقابل جلوی رژیم صهیونیستی که خاک کشور برادر ما را تصرف کرده ایستادگی کرد. همه ما نقش سوریه را در مبارزات منطقه ای به یاد داریم و در قضیه اجماع ملی نیز به خاطر داریم که حافظ اسد در دوران جنگ تحمیلی چگونه به حمایت از ایران برخاست و مانع شد تا جنگی عربی- فارسی رخ دهد.

برای مثال خط لوله‌ ای که عراق روی "بانیاس" می فرستاد بسته شد. یا در زمانی که عراق تمام مسایل راهبردی خود را به غرب کشور خود انتقال داد. یا اتحادیه عرب را در نظر بگیرید که تنها حافظ اسد بود که جلوی صدام ایستادگی می کرد. همینطور همکاری در جهت آموزش و تعلیم حزب الله از دیگر خدمات سوریه به ایران بود. دمشق به نوعی نقش راهبردی را در تامین امنیت ملی ایران و در مقابل اسرائیل متجاوز و مسلح به بمب اتمی بازی کرد. به عقیده من این صحیح و عاقلانه نیست که ما این خدمات را نادیده بگیریم. ببینید ما در قانون اساسی خود بندی داریم که می گوید ایران در امور داخلی دیگر ملتها دخالت نمی کند. پس این موضوع مشخص می کند که ایران برای دخالت در سرنوشت سوریه وارد این کشور نشده است و قضیه کاملا به گونه ای دیگر است. ما به این دلیل وارد شدیم که نگذاریم دیگران برای سرنوشت ملت سوریه تصمیم بگیرند.

آمریکا از هزاران کیلومتر دورتر می گوید که باید حکومت سوریه عوض شود و کشورهایی هم با این پیشنهاد موافقت می کنند. به ایران هم گفتند که شما روی اسب باخته شرط بسته اید و بشار اسد رفتنی است. اما در ادامه چه شد؟ ما اعلام کردیم که سرنوشت سوریه باید به دست مردم این کشور رقم بخورد. بنابراین این موضوع را با قاطعیت عنوان می کنم که حضور ما در سوریه حکیمانه و عاقلانه و مطابق قوانین ما در شورای امنیت ملی تصمیم گیری شده و به تایید رهبری رسیده است. ببینید عربستان سعودی برای سالها به سعد حریری پول داد تا پیرو سیاستهای شاهنشاهی در لبنان باشد ولی وقتی تصمیم گرفت که او باید استعفا کند.ناچار شدند این کار را در عربستان اجرا کنند زیرا می دانستند که در لبنان شدنی نیست و باید از پشت تریبون العربیه اتفاق بیفتد. حالا شما این را مقایسه کنید با پیروان ودلدادگان به مذهب اهتبیت که از کشورهای مختلف با عشق به ایران می پیوندند تا هدف مقدسی را در سوریه و با اختیار خود انجا دهند که هیچ گاه به اجبار نبوده است.

مهمتر از همه فرماندهی این نیروها از چندین کشور مختلف ارزشی والا برای ما محسوب می شود. ما موفق شدیم که حرف و اراده غرب را در سوریه بر زمین بزنیم و همین علت است که آنها همیشه بحث نفوذ ایران را در منطقه مطرح می کنند. به همین دلیل است که ابر قدرت بودن آمریکا در این زمینه زیر سوال می رود؛ البته بدیهی است که قدرت هستند اما دیگر عملی شدن خواسته ها و حرف آنها در این منطقه هر طور اراده کنندامکان پذیر نیست. انقلاب اسلامی ایران در منطقه معیارهایی را تغییر داده است و ما نمی توانیم این ارزش ها را نادیده بگیریم. در نظر داشته باشید که قبل از انقلاب اسلامی ارتش اسرائیل همواره شکست ناپذیر بوده ولی پس از پیروزی انقلاب و در همین لحظه که با شما صحبت می کنم، ارتش اسرائیل یک ارتش شکست خورده است. چیزی که در منطقه قابل مشاهده است رشد مردم سالاری و جایگاه دین است. به عنوان مثال استکبار در منطقه از برخی گروه ها حمایت می کند و حاکمان دیکتاتور نیز همسو با استکبار حرکت کرده و مردم خود را سرکوب می کند.

مثلاً در لبنان هنگامی که شیعه در اکثریت بوده قدرت اصلی به مسیحیان واگذار می شود. در حال حاضر اگر شیعیان موافق نباشند رئیس جمهور نمی تواند به راحتی انتخاب شود. یا در عراق همکاری شیعه، سنی، عرب و کرد را در نظر بگیرید و یا تغییرات در ترکیه را مرور کنید؛ کشوری که از دیکتاتوری نظامیها خارج شده است و توسط حزب عدالت و توسعه اداره می شود. همه این عوامل به خاطر وقوع انقلاب اسلامی در منطقه و جابجایی ارزش ها است.

در سوریه ارتش در حال جنگ است و ما ودیگر نیروها نقش کمکی داریم نه نقش اصلی جنگ جنگ بزرگی بود یک چنین جنگی بدون پشتیبانی ملت از ارتش قابل تصور نیست یک طرف ملت سوره است یک طرف دیگر تروریستهایی که آمریکا اسراییل سعودی اردن قطر ترکیه فرانسه رسما آنهارا پشتبانی می کنند از دهها کشورآدمکش به سوریه اعزام کردند میلیاردها دلار خرج کردند پیروزی شکست در سوریه حیثتی شد اگر کسی فکر می کند یک معرکه به این بزرگی بدون پشتیبانی ملت سوریه از ارتش و دولت ممکن است فهم درستی از صحنه درگیری ندارد.بخواهیم یا نخحواهیم بعد از پیروزی انقلاب منطقه به دو جبهه رو در رو تقسیم شده است جبهه استکباری آمریکا و اسراییل و شاهنشاهی های عربی و جبهه مقاومت پایداری درمقابل اسراییل و سوریه در چبهه مقاومت است چون خاکش در اشغال است .در سوریه هم ما از راه حل مردم سالارانه دفاع می کنیم این طبق قانون اساسی ماست که رییس جمهور ما قسم می خوریم که از آن دفاع کند.

خبرآنلاین: آقای محبعلی آقای شیخ الاسلام موضوع سوریه را مرتبط با عمق استراتژیک ایران می دانند و معتقد هستند که ایران برای جلوگیری از دخالت دیگر کشورهای متجاوز به سوریه وارد این کشور شده است. ارزیابی شما چیست؟

محبعلی: اولا مسئله اجماع یعنی این که یک سیاست مخالف و معارض نداشته باشد که خوب در خصوص سوریه وجود دارد. دوم حتی در دولت و مجلس پیشین که بحث های زیادی در مورد آن ها وجود دارد نیز مصوبه ای مبنی برحمایت قانونی برای مداخله در سوریه منتشر نشده است چرا که این اقدام بار مالی برای دولت و کشور داشته و الزاما می بایست مصوبه مجلس را داشته باشد. سوم آن که از جمله عوامل آمریکایی ها از ویتنام مخالفت بخش هایی از مردم آمریکا در خیابان ها بود.

ببینید مشکل سوریه در ابتدا داخلی بود و ارتباطی با سیاست خارجی این کشور نداشت. یک حکومت ناکار آمد و متهم به فساد ، برآمده از کودتای نظامی با سلطه خانوادگی و امنیتی اقلیت علوی 10 درصدی بر یک جمعیتی 70 درصدی سنی مذهب حکومت می کرد، ضمن اینکه نارضایتی های وسیعی از سران سوریه در بین مردم وجود داشت. اما نقطه قوت سوریه سیاست خارجی آن بود که طبعا موجب نزدیکی با ما شده بود. البته آنها به فلسطینیان نیز ضربات جدی وارد کرده بودند و غیر مستقیم با کمک اسرائیل فلسطینی ها را از جنوب لبنان اخراج کردند و آنها به ناچار آواره تونس شدند.

پیمان اسلو نیز حاصلفروپاشی قدرت نظامی فلسطینیان بود و در زمان حافظ اسد از مساله فلسطین استفاده ابزاری می شد و حکومت سوریه علاقه ای به استقلال تشکیل کشور فلسطینی نداشت . بایستی توجه داشت اسرائیلی ها بعد از سال 1973 سیاست زمین در برابر صلح را در پیش گرفتند و کمپ دیوید نیز حاصل آن بود.

در مورد جولان نیز چون بنا نداشتند که تمامی این منطقه را پس دهند صلح برقرار نشد و در غیر این صورت مانند قضیه کمپ دیوید این اتفاق هم در مورد سوریه محقق می شد. به هر حال از ورود بیشتر به این بحث خودداری می کنم و روی موضوع اصلی بحث می کنم. بحران سوریه از نوع بهار عربی و قیام مردم علیه رژیم های استبدادی بود و به نظر من دفاع از این نوع حکومت ها ارزش اخلاقی و عاقبت خوشی نخواهد داشت، همان طور که آمریکایی ها از دیکتاتورها در نقاط مختلف دنیا حمایت کردند و به نوعی علیه منافع خود وارد عمل شدند و روابط خود را با ملت های مختلف از جمله ما تخریب کردند. شوروی سابق و روسیه هم نزدیک به 10 سال در افغانستان و در حمایت از کودتای کمونیستی دخالت کرده و یا چند دهه در اروپای شرقی نیز حضور داشتند.

در حال حاضر روابط روسیه و اروپای شرقی را ارزیابی کنید و ببینید تنش ها و اختلافات به چه شکلی است؟. به نظر من ورود به سوریه کار درستی نبود و ما بدون دور اندیشی و بر اساس حمایت یک طرفه از اقلیت حاکم در این عرصه پا گذاشتیم. در نتیجه آن و در این راستا یک شکاف طایفی در منطقه ایجاد شده که قطعا به نفع اسرائیل و غرب خواهد بود. علت فروپاشی جهان اسلام و قدرت گرفتن کشورهای استعمارگر وجود شکاف بین شیعه و سنی در زمان عثمانی و صفوی بود و علت تصرف سرزمین های ما توسط روسیه و استعمار غرب، جنگ هایی طولانی بود که بین ایران و عثمانی شکل گرفت وقدرت هر دو طرف را تحلیل برد.....

 

49311

مطالب مرتبط
6 دیدگاه
  • بی نام
    دوشنبه 23 بهمن 1396 - 15:05:11
    پاسخ
    11 26

    ایران همیشه برنده است امریکا و اسرائیل هستند که همیشه بازنده اند.

  • کرد
    دوشنبه 23 بهمن 1396 - 16:58:40
    پاسخ
    16 14

    پس کردهای ایران چی چراتبیض قائل هستید

  • بی نام
    سه شنبه 24 بهمن 1396 - 03:21:05
    پاسخ
    6 3

    متاسفانه در بیشتر تحلیل ها از واژه کرد به جای پ ک ک و انشعاباتش استفاده می شود. نکته ی دیگر اینکه در تحلیل گفته شده که کردها حق جدایی از ترکیه و سوریه را دارند. آیا جدایی طلبی هم نوع خوب و بد دارد.

    • بی نام
      سه شنبه 24 بهمن 1396 - 10:09:50
      5 6

      دوست عزیز جدایی طلبی در خیلی از نقاط دیگه دنیا با تعامل و گفت و گو حل میشه. صرف اینکه یک نفر جداییی طلب باشه معنیش این نیست آدم بدیه. در مورد اسکاتلند همه یادمون هست که یک رفراندوم با توافق همه طرفها برگزار شد و در آخر هم جدایی رای نیاورد. ضمنا اینکه الان 50 هزار نیروی کرد سوری رو بخوایم جز پ ک ک حساب کنیم چیزی نیست که کسی قبول کنه. مگر اردوغان.

    • آرمن
      سه شنبه 24 بهمن 1396 - 11:57:37
      5 12

      سرزمین آشوریان و ارامنه و یونانیان و کردها را اشغال کرده اند و وقتی اعتراض می کنی طلب کار میشوند

  • بی نام
    سه شنبه 24 بهمن 1396 - 11:58:40
    پاسخ
    5 3

    مردم سوریه برنده اند و ارتش ترکیه و جبهه النصره بازنده

ارسال دیدگاه

قوانین ارسال نظر
  • خبرآنلاین نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی‌کند
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری کنید
  • اگرچه تلاش می‌شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 19 نوشته شود حداکثر تا 9 صبح روز بعد منتشر می‌شوند
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی‌یابند بنابراین توصيه مي‌شود از مثبت و منفی استفاده کنید.

0/700

آخرین مطالب