به گزارش خبرآنلاین، مدیریت شهری شیراز در سالهای اخیر تلاش کرده با طرح مفهوم محرومیتزدایی و ایجاد کمیسیونی تخصصی در شورای شهر گامی فراتر از اقدامات مقطعی و پروژهمحور بردارد. تدوین سند محرومیتزدایی برای ۵۲ محله، احصای شاخصهای توسعه و تمرکز بر زیرساختها همگی نشانههایی از تغییر رویکرد نظری در مدیریت شهر است.
روایت اندیشهای برای عدالت شهری
سیده مریم حسینی رئیس کمیسیون محرومیتزدایی شورای شهر شیراز امروز در یک نشست خبری از فلسفه شکلگیری این کمیسیون و مسیر نوینی که برای عدالت شهری در شیراز ترسیم شده سخن گفت. او تأکید کرد که این کمیسیون تلاش کرده است مفهوم «محرومیت» را بهصورت علمی و انسانی بازتعریف کند تا در تصمیمسازیهای شهری، شاخصی روشن برای توسعه و رفع نابرابری باشد.
حسینی با اشاره به ضرورت تحول در نگاه مدیران شهری گفت: ما سعی کردیم تفکری عادلانه برای شهر داشته باشیم. واژه محرومیت را از زیر خروارها خاک بیرون کشیدیم و معنای واقعی آن را مشخص کردیم. پس از بحثهای کارشناسی، در شورای شهر به یک تفکر واحد درباره محرومیت رسیدیم تا بتوانیم علل آن را بشناسیم و برای رفعش برنامهریزی کنیم.
او افزود که این نگاه تازه، زمینهساز تصمیم به تشکیل کمیسیون محرومیتزدایی شد؛ کمیسیونی که مأموریت اصلیاش شناخت واقعبینانه محلات و یافتن دلایل ریشهای محرومیت است.
روششناسی کمیسیون و نقطه آغاز کار
رئیس کمیسیون محرومیتزدایی با اشاره به آغاز فعالیتهای میدانی ادامه داد: در شروع کار، تمام اعضای شورا همراهی کردند. بررسی محلات را با استفاده از اطلاعات سامانه ۱۳۷ و نظرات مردم آغاز نمودیم. کارشناسان، معتمدین محلی، ائمه جماعات و دستگاههای مختلف نیز در احصای مشکلات محلات به ما کمک کردند.
او افزود: برای تعیین اولویتها به سراغ هرم نیازها رفتیم اما برعکس مازلو، از پایه و مشکلات اساسی شروع کردیم.
۱۲مشکل زیربنایی و ضرورت نگاه انسانی
حسینی یادآور شد: در پایش محلات، دوازده مشکل اصلی در حوزه زیرساختهای شهری شناسایی شد که جمعآوری پسماند، شبکهسازی و جدولکشی، سرویسهای بهداشتی عمومی، ایستگاههای اتوبوس و حملونقل، جمعآوری آبهای سطحی و مناسبسازی فضاهای شهری برای توانخواهان از جمله مواردی بودند که بیشترین فراوانی و نیاز را داشتند.
او درباره نگاه انسانی پشت این مطالبهها گفت: وقتی از سرویس بهداشتی عمومی سخن گفتیم، برخی در فضای مجازی ایراد گرفتند. اما ما با نگاهی مادرانه به شهر نگاه میکنیم؛ شهری که در آن سالمندان، کودکان، معلولان و حتی بیماران دیابتی نیازمند این خدمات هستند. متأسفانه هیچگاه نگاه انسانی و خانوادهمحور به چنین نیازهایی وجود نداشته است.
نقش شهرداری و تعامل دستگاهها
به گفته حسینی، حل بسیاری از این مشکلات ذاتیِ شهرداری است اما از آنجا که محرومیت نتیجه انباشت کارهای انجامنشده نهادهای خدماترسان بود، کمیسیون وظیفه هماهنگی میان دستگاهها را بر عهده گرفت.
او مثال زد: در برخی مدارس محروم، کمبود فضای آموزشی باعث شده دانشآموزان به نوبت سر کلاس حاضر شوند. برای حل این مسئله، همکاری آموزشوپرورش ضروری است و شهرداری نقش هماهنگکننده دارد.
تدوین سند محرومیتزدایی و هویتبخشی به محلات
یکی از دستاوردهای بزرگ کمیسیون، تدوین «سند محرومیتزدایی شهر شیراز» است؛ سندی که برای هر ۵۲ محله، یک شناسنامه کامل و مجموعه شاخصهای توسعه دارد. حسینی دراینباره گفت: در این سند، اطلاعات پایه هر محله – از جمعیت و تراکم تا نرخ سواد و درصد اشتغال – ثبت شده و نیازها در حوزههای مختلف توسعه مشخص گردیده است. چنین سندی در کشور بیسابقه است.
او افزود: برای هر محله، کارکردی تعریف کردیم تا هویت آن حفظ شود؛ خواه صنعتی، فرهنگی، آموزشی یا صرفاً مسکونی. توسعه بدون توجه به کارکرد، یکی از آفتهای مدیریت شهری است.
ورود به فاز تربیتمحور و همکاری قضایی
فعالیتهای کمیسیون در گام دوم از سطح محله فراتر رفت و به سراغ افراد رفت. حسینی در این رابطه توضیح داد: در فاز تربیتمحور، سلامت روحی و روانی، اشتغال و نیازهای فردی مردم را بررسی میکنیم. بودجهها را نیز عادلانه تخصیص میدهیم؛ یعنی سهم بیشتر برای مناطق محرومتر.
او همچنین از همکاری با معاونت پیشگیری از جرم دادگستری خبر داد و گفت: دادگستری تأکید کرد که ارتقای زیرساختهای محلات، خودبهخود موجب کاهش جرم میشود؛ چون وقتی چهره محله بهتر شود، احساس تعلق و امنیت افزایش مییابد. از این تجربه مشترک برای طراحی پروژههای هدفمند استفاده کردهایم.
نمونه پروژههای تربیتمحور
از جمله پروژههای عملیاتی در این فاز، طرح «پروژه پرواز» است که به سازمان فرهنگی شهرداری سپرده شده که حسینی در این باره گفت: در این پروژه دختران و پسران پشتکنکوری محلات محروم، یا دختران در سن بلوغ با مشکلات بهداشتی، شناسایی و مورد حمایت آموزشی و سلامت قرار میگیرند. همچنین ساخت مجموعههای ورزشی در کنار خانههای محله و کتابخانهها – مانند پروژه شهرک سامان – در دستور کار قرار دارد.
ماهیت کمیسیون و چشمانداز آینده
حسینی همچنین تأکید کرد: کمیسیون محرومیتزدایی دنبال جلسات بینتیجه یا مصوبات کاغذی نیست. هدف ما کار اجرایی و اثرگذار است. باور داریم شورای شهر زمانی به بلوغ میرسد که از تعامل سازنده با شهرداری و سایر دستگاهها، نتیجه ملموس برای مردم حاصل شود. این بلوغ، همان معنای واقعی مدیریت شهری است.
وقتی «محرومیت» تعریف شد اما درمان نشد
با این حال پرسش اساسی اینجاست که آیا این تغییر رویکرد، به بهبود ملموس زندگی ساکنان محلات محروم منجر شده است؟ شواهد میدانی و گزارشهای غیررسمی شهروندان نشان میدهد پاسخ، دستکم در کوتاهمدت، چندان امیدوارکننده نیست و گرههای پنهان در مسیر محرومیتزدایی وجود دارد.
غلبه سندنویسی بر اقدام اجرایی
اگرچه تدوین سند محرومیتزدایی اقدامی ارزشمند و کمسابقه در کشور محسوب میشود اما این اسناد در بسیاری از موارد به نقشه راهی تبدیل نشدهاند که اجرای آن زمانبندی، ضمانت و پاسخگویی مشخص داشته باشد.
بخشی از محلات هنوز با ابتداییترین مشکلات زیرساختی نظیر جمعآوری پسماند، معابر نامناسب و کمبود خدمات حملونقل عمومی دستوپنجه نرم میکنند؛ مشکلاتی که سالهاست شناسایی شده اما حل آنها به کندی پیش میرود.
وابستگی بیش از حد به همراهی دستگاهها
کمیسیون محرومیتزدایی نقش «هماهنگکننده» را برای شهرداری تعریف کرده اما در عمل این هماهنگی اغلب به مانعی برای پیشرفت تبدیل شده است؛ بسیاری از پروژهها به دلیل عدم همراهی دستگاههایی مانند آموزشوپرورش، دانشگاه علوم پزشکی یا شرکتهای خدماترسان، یا متوقف ماندهاند یا با حداقل اثرگذاری اجرا شدهاند؛ نتیجه این وضعیت، استمرار شکاف خدماتی و شکلگیری آسیبهای ثانویه اجتماعی در محلات محروم است.
نگاه پروژهمحور به مسائل اجتماعی
ورود به فاز «تربیتمحور» اگرچه در شعار گامی رو به جلو محسوب میشود اما در اجرا بیشتر به چند پروژه محدود فرهنگی یا حمایتی خلاصه شده است. مسائل عمیقی چون بیکاری مزمن، فقر بیننسلی، افت تحصیلی و آسیبهای روانی، نیازمند مداخلات بلندمدت، پایدار و بینبخشی هستند نه صرفاً چند طرح حمایتی مقطعی.
نابرابری در تخصیص واقعی بودجه
اگرچه بر تخصیص ناعادلانه بودجه به نفع مناطق محروم تأکید میشود اما بررسیهای غیررسمی نشان میدهد سهم واقعی این محلات از پروژههای بزرگ شهری، همچنان کمتر از مناطق برخوردار است. در بسیاری از موارد، پروژههای پرهزینه و نمایشی در اولویت قرار میگیرند در حالی که نیازهای فوری محلات محروم، کمهزینه اما حیاتیاند.
فاصله ادراک مدیران و تجربه شهروندان
شاید مهمترین ضعف محرومیتزدایی در شیراز، شکاف میان نگاه مدیریتی و تجربه زیسته ساکنان محلات باشد. آنچه بهعنوان ارتقای زیرساخت»چ مطرح میشود لزوماً در زندگی روزمره مردم بهصورت افزایش امنیت، آرامش یا رضایت نمود پیدا نمیکند. این فاصله، اعتماد عمومی را نیز بهتدریج تضعیف کرده است.
محرومیتزدایی؛ نیازمند شجاعت در اصلاح مسیر
هرچند محرومیتزدایی در شیراز از نگاهی نظری و اسنادی، مسیری متفاوت و قابل دفاع را آغاز کرده اما موفقیت نهایی آن نه در تعداد اسناد تدوینشده بلکه در تغییر واقعی چهره محلات و کیفیت زندگی مردم سنجیده میشود؛ ادامه این مسیر نیازمند شجاعت در بازنگری، اولویتدادن به اجرا بر شعار، شفافسازی بودجهها، و مهمتر از همه، شنیدن صدای شهروندان محروم است.
در غیر این صورت خطر آن وجود دارد که محرومیتزدایی نیز به یکی دیگر از مفاهیم پرکاربرد اما کماثر در ادبیات مدیریت شهری تبدیل شود؛ مفهومی که نامش عدالت است اما نتیجهاش هنوز برای بسیاری از شهروندان شیراز قابل لمس نیست.





نظر شما