ایمان گودرزی؛ وقتی نام کلارنس سیدورف در کنار استقلال قرار گرفت، قرار بود این شخصیت جذاب قدمی برای حرفهایتر شدن باشگاه بردارد، چهرهای جهانی برای ارتباطسازی، مسیرسازی و ایجاد پل میان استقلال و فوتبال روز دنیا. اما حالا با گذشت چند ماه، استقلال مانده و پرسشی تکراری؛ نقشی که عملاً دیده نشده، چگونه قرار است بازتعریف شود؟ از ابتدا هم مشخص بود که سیدورف نه بهعنوان سرمربی معرفی شده و نه مدیر فنی؛ عنوان «مشاور» انتخاب شد، عنوانی کلی که همه چیز را همزمان باز و مبهم میگذاشت. نتیجه این ابهام، حضوری حداقلی و اثرگذاری نامشخص بود؛ نه در نقلوانتقالات نشانی از او دیده شد، نه در ساختار فنی و نه حتی در تصویر رسانهای باشگاه.
دلایل غیبت روشن است، تصمیم نه
تعارض منافع با یک باشگاه هلندی، محدودیتهای سفر و شرایط کشور، همگی دلایلی هستند که برای کمحضوری سیدورف مطرح میشوند. اما این موارد فقط توضیح غیبتاند، نه توجیه ادامه همکاری. استقلال عملاً پذیرفته که مهمترین نام بینالمللیاش امکان حضور فعال ندارد، اما بهجای تصمیمگیری شفاف، از «بازنگری» صحبت میکند؛ بازنگری در همکاریای که اساساً هنوز تعریف روشنی نداشته است. وقتی حتی انتظارهای حداقلی از یک چهره جهانی، چه در حوزه فنی و چه در فضای رسانهای و ارتباطی، محقق نمیشود، مسئله فقط کمکاری نیست؛ مسئله تعریف اشتباه از همکاری است. استقلال سیدورف را آورد تا دیده شود، ارتباط بسازد و اعتبار تزریق کند. وقتی این اتفاق نمیافتد، نام بزرگ بهجای مزیت، به بار اضافه تبدیل میشود.
ادعای جذب بازیکن بهواسطه نام سیدورف، جذاب اما بیسند است. اگر چنین تأثیری وجود داشته، اثر آن کجا دیده شده؟ در کیفیت خریدها؟ در نتایج؟ یا فقط در روایتها؟

تناقضهای یک مصاحبه
مصاحبه اخیر علی تاجرنیا، سرپرست مدیرعاملی استقلال، نهتنها ابهامات را برطرف نکرد، بلکه تناقضها را پررنگتر کرد. او از «فرصت خوب» بودن سیدورف سخن گفت، اما مشخص نکرد این فرصت دقیقاً کجا به استقلال کمک کرده است. جذب بازیکنانی مانند جنپو و نازون که حتی مورد رضایت ساپینتو نبودند؟ یا غیبتهای پرتعداد مشاوری که عملاً از باشگاه دور بود؟ گلایه تاجرنیا از تعارض منافع سیدورف با یک باشگاه هلندی، پرسشی بدیهی را مطرح میکند: آیا هنگام عقد قرارداد، مدیران استقلال از فعالیتهای دیگر سیدورف بیاطلاع بودند؟ اگر اطلاع داشتند، چرا قرارداد امضا شد و اگر نداشتند، این خود نشانهای از ضعف مدیریتی نیست؟ اظهارنظر درباره آرزوی حضور بیشتر سیدورف در ایران، در واقع اعترافی غیرمستقیم به اجرا نشدن تعهدات اولیه است. مشاوری که قرار بود ماهانه چند روز کنار باشگاه باشد، در عمل بیشتر یک نام بود تا یک حضور مؤثر.

استقلال به تصمیم نیاز دارد، نه توجیه
اصرار بر ادامه همکاری با کسی که خود باشگاه میپذیرد از او آنچنان که باید استفاده نشده، مشکل اصلی استقلال است. خروجی این همکاری تا امروز، چیزی جز چند عکس، چند مصاحبه مبهم و هزینههای قابل توجه نبوده است. استقلال امروز نه به اسم نیاز دارد و نه به روایتسازی؛ به تصمیم نیاز دارد. تصمیمی شفاف که مشخص کند این ستاره جهانی بالاخره قرار است وارد زمین شود یا همچنان از روی نیمکت، مشاور باقی بماند.
257 251





نظر شما