به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ،در بهار سال ۲۰۰۱، شهر دمشق میزبان میهمانی متفاوت بود. پاپ ژان پل دوم که به «پاپ صلح» و «مرد گفتوگو» مشهور شده بود، در جریان سفر سه روزه خود به سوریه، راهی مسجد اموی شد؛ مسجدی که قلب تپنده تاریخ اسلام در بلاد شام محسوب میشود.
نکته نمادین این بازدید از لحظه ورود آغاز شد. پاپ به نشانه احترام به آداب اسلامی، پیش از ورود به شبستان مسجد، کفشهای خود را از پا درآورد و با دمپاییهای سفید مخصوصی که برایش تهیه شده بود، بر روی فرشهای مسجد قدم گذاشت. او در کنار مفتی اعظم وقت سوریه، شیخ احمد کفتارو، ایستاد و دقایقی را در سکوت و تأمل سپری کرد.
یکی از مهمترین بخشهای این بازدید، حضور پاپ در کنار ضریحی بود که گفته میشود محل دفن سر مبارک حضرت یحیی (ع) است؛ پیامبری که هم در اسلام و هم در مسیحیت (با نام یوحنای معمدان) جایگاه والایی دارد. پاپ در برابر این ضریح سر فرود آورد و به دعا پرداخت. او در سخنرانی تاریخی خود در آن روز گفت: «برای تمام زمانهایی که مسلمانان و مسیحیان به یکدیگر توهین کردهاند، ما از خداوند متعال طلب بخشش میکنیم و باید به یکدیگر صلح و دوستی تقدیم کنیم.»
این حرکت در فضایی رخ داد که جهان آرامآرام به سوی تنشهای بزرگ پیش میرفت (تنها چند ماه پیش از واقعه ۱۱ سپتامبر). اقدام پاپ ژان پل دوم، تلاشی برای پیشگیری از نظریه «برخورد تمدنها» و جایگزینی آن با «گفتوگوی تمدنها و ادیان» بود.
تاریخچه ورود پاپها به مساجد؛ از سنتشکنی تا تداوم
پس از ژان پل دوم، حضور در مساجد به یکی از برنامههای مهم و راهبردی پاپهای بعدی در سفرهایشان به کشورهای اسلامی تبدیل شد. این حضورها هر بار حامل پیامهای متفاوتی بود:
۱. پاپ بندیکت شانزدهم (۲۰۰۶): او در جریان سفر به ترکیه، به «مسجد آبی» (سلطان احمد) در استانبول رفت. این بازدید در شرایطی انجام شد که سخنان پاپ در دانشگاه رگنسبورگ آلمان موجی از اعتراضات را در جهان اسلام برانگیخته بود. حضور او در محراب مسجد و دعا کردن به شیوه خاص خود در کنار مفتی استانبول، تلاشی برای تلطیف فضا و دلجویی از مسلمانان بود.
۲. پاپ فرانسیس (از ۲۰۱۳ تاکنون): پاپ فعلی کاتولیکها رکورددار حضور در مساجد و امضای تفاهمنامههای صلح با رهبران جهان اسلام است. او در سال ۲۰۱۴ در مسجد آبی استانبول حضور یافت. در سال ۲۰۱۵ در جمهوری آفریقای مرکزی، در اوج درگیریهای مذهبی، به مسجدی در منطقه جنگزده رفت تا پیام صلح بدهد. همچنین امضای «سند برادری انسانی» با شیخ الازهر در ابوظبی و دیدار با آیتالله العظمی سیستانی در نجف اشرف (اگرچه در منزل ایشان بود و نه مسجد، اما در امتداد همان نگاه است) نشاندهنده تثبیت این رویکرد در کلیساست.
اهمیت این بازدیدها در این است که کلیسا رسماً «دیگریِ مسلمان» را نه به عنوان یک دشمن، بلکه به عنوان یک شریک در مسیر توحید و اخلاق به رسمیت شناخته است. این تغییر رویکرد مدیون بیانیه «نوسترا آتاته» (در زمان ما) در شورای دوم واتیکان است که نگاه کلیسا به ادیان غیرمسیحی را متحول کرد.
واکاوی فقهی: آیا ورود غیرمسلمان به مسجد جایز است؟
مسئله ورود اهل کتاب (مسیحیان و یهودیان) به مساجد، یکی از مباحث پردامنه در فقه اسلامی است که میان مذاهب مختلف و حتی میان فقهای یک مذهب، دیدگاههای متفاوتی درباره آن وجود دارد. این موضوع از دو جنبه «نجاست و طهارت» و «حرمت مسجد» مورد بررسی قرار میگیرد.
الف) دیدگاه فقه شیعه
در فقه شیعه، دیدگاه مشهور متقدمین بر نجاست ذاتی مشرکان و به تبع آن (در نگاه برخی) اهل کتاب استوار بود. مستند این گروه آیه ۲۸ سوره توبه است: «إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلَا یَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ» (همانا مشرکان نجس هستند، پس نباید به مسجدالحرام نزدیک شوند).
اما در میان فقهای معاصر، تحول بزرگی در این فتوا رخ داده است:
۱. طهارت اهل کتاب: بسیاری از مراجع بزرگ معاصر از جمله آیتالله العظمی سیستانی، آیتالله العظمی خامنهای، مرحوم آیتالله خویی و دیگران، معتقد به طهارت ذاتی اهل کتاب (مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان) هستند. بنابراین، از دیدگاه آنان، ورود این افراد به مساجد (غیر از مسجدالحرام و به قولی مساجد مکه و مدینه) به خودیِ خود مانع شرعی از حیث نجاست ندارد. البته برخی فقهای شیعه (مثل مرحوم تبریزی و برخی قدما) اهل کتاب را نجس میدانستند، اگرچه نظر غالب امروز طهارت است.
۲. حرمت ورود به مساجد خاص: تقریباً تمام فقهای شیعه بر اساس آیه ذکر شده، ورود غیرمسلمانان به «مسجدالحرام» را حرام میدانند. درباره سایر مساجد (مانند مسجدالنبی یا مساجد عام)، برخی ورود را مطلقاً ممنوع میدانند و برخی دیگر آن را به شرط عدم هتک حرمت مسجد و وجود مصلحت یا ضرورت (مانند گفتگو، تعمیر یا بازدیدهای سیاسی معین) جایز میدانند.
۳. مصلحت و گفتوگو: در دوران معاصر، بسیاری از فقها معتقدند اگر ورود غیرمسلمان به مسجد برای شنیدن سخن حق، گفتوگوی ادیان یا نشان دادن عظمت اسلام باشد و مفسدهای (مانند نجس کردن فرشها با رطوبت مسریه در صورت اعتقاد به نجاست، یا هتک حرمت) در کار نباشد، این حضور بلامانع است.
ب) دیدگاه فقه اهل سنت
در میان مذاهب چهارگانه اهل سنت نیز وحدت نظر وجود ندارد:
- مذهب حنفی: ابوحنیفه ورود اهل کتاب به تمام مساجد، حتی مسجدالحرام را جایز میدانست؛ مشروط بر اینکه برای سکونت دائمی نباشد و با اجازه مسلمانان صورت گیرد.
- مذهب شافعی: شافعیها ورود غیرمسلمان به مسجدالحرام را ممنوع، اما ورود به سایر مساجد را با اجازه مسلمانان جایز میدانند.
- مذهب مالکی: این مذهب سختگیرترین دیدگاه را دارد و ورود غیرمسلمان به هر مسجدی را ممنوع میداند، مگر برای کارهای ضروری مانند تعمیرات ساختمان.
- مذهب حنبلی: دیدگاهی نزدیک به شافعیها دارند و ورود به مساجد غیر از محدوده حرم مکه را با اجازه جایز میشمارند.
تحلیل نهایی: چرا بازدید پاپ از مسجد اموی یک نقطه عطف بود؟
بازدید پاپ ژان پل دوم از مسجد اموی را باید از منظر «دیپلماسی دینی» تحلیل کرد. دمشق در آن زمان نماد پیوند تاریخ بیزانس و تاریخ اسلام بود. انتخاب مسجد اموی که زمانی کلیسای یوحنای معمدان بود، پیامی کنایی داشت: «ریشههای ما مشترک است.»
از منظر دینی، این اقدام نشان داد که مسجد میتواند فراتر از یک مکان عبادی خاص، به عنوان خانهای برای خدای واحد و محلی برای «کلمه مشترک» (کلمة سواء) باشد. پاپ با این کار، عملاً به تندروهای هر دو جبهه نشان داد که احترام به مقدسات دیگری، از ارزشهای ایمانی خود فرد نمیکاهد، بلکه آن را کامل میکند.
در دنیای امروز که افراطگرایی مذهبی بارها صلح جهانی را تهدید کرده است، بازخوانی آن تصویر تاریخی —پاپ با پاهای برهنه بر فرشهای سبز مسجد اموی— یادآور این حقیقت است که ادیان ابراهیمی بیش از آنکه با هم بجنگند، دلایلی برای در کنار هم بودن دارند. حضور در مسجد برای پاپ، نه به معنای پذیرش الهیات اسلامی، بلکه به معنای احترام به «تجلی حضور خدا» در میان یک امت دیگر بود.




نظر شما