۰ نفر
۱۸ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۲

جورج بوش در کتاب جدید خود بارها از نخست وزیر سابق بریتانیا،به عنوان صمیمی ترین دوست خود یاد می کند

دیپلماسى ایرانى:‌ دو سال از وداع جورج بوش جمهورى‌خواه از کاخ سفید مى‌گذرد. دو سال است که باراک اوباماى دموکرات در قامت چهل و چهارمین رئیس‌جمهورى آمریکا و نخستین رئیس سیه چرده راه یافته به کاخ سفید در مجامع بین‌المللى نماینده کشورش است. با این‌همه دو جنگ افغانستان و عراق و سیاست‌هاى بوش جمهورى‌خواه در قبال کشورهاى جهان، او را تبدیل به منفورترین رئیس‌جمهور تاریخ کشورش کرد. مردى که به بهانه یازدهم سپتامبر صدها نفر را به کشتن داد و البته جهان را به دو بخش قسمت کرد: دوستان و دشمنان ما.

با گذشت دو سال از روزهاى سیاه ریاست جمهورى بوش، تعبیر و تفسیرها از هشت سال حضور وى هر روز پررنگ‌تر از دیروز مى‌شود. بوش گاهگاهى اظهارنظرى هم در این باره مى‌کند و البته از اینکه دیگر در قدرت نیست تا صداى منتقدان و گلایه‌هاى مخالفان را بشنود ابراز خرسندى مى‌کند. در این فضا کتاب جدید آقاى رئیس‌جمهور سابق هم جنجالى شده است. کتابى که وى در آن به صدور دستور شکنجه اعتراف کرده و البته تعجب خود را هم از ناکارآمدى جان مک‌کین، هم حزب خود در انتخابات 2008 میلادى ابراز مى‌کند.

روزنامه گاردین چاپ انگلیس در تازه‌ترین رونمایى از کتاب جورج بوش مى‌نویسد: بوش به پنتاگون دستور بررسى حمله به ایران و سوریه را داده بود.

در کتاب 497 صفحه‌اى که بوش نگارش آن را بر عهده داشته و کپى از آن در اختیار گاردین قرار گرفته است، رئیس جمهوى سابق به صراحت نوشته است: من از پنتاگون خواستم که طرح‌هاى موجود براى حمله به ایران را بررسى کند.

بوش ادعا مى‌کند که این حرکت را انجام داد تا ساعت شمارش معکوس براى حمله مدتى متوقف شود و سر پنتاگون هم با طرح‌هاى موجود براى حمله و بررسى تبعات آن گرم شود.

بوش در حالى از حمله سخن گفت که تمام تحلیل‌گران اعتقاد دارند که حمله به ایران چه در گذشته، چه امروز و چه فردا تبعاتى خواهد داشت که ساده‌ترین آنها بالا رفتن قمیت نفت و تلافى ایران در افغانستان و عراق خواهد بود.

بوش به درخواست اسرائیل حمله تمام عیار به سوریه یا هدف قرار دادن تاسیسات هسته‌اى این کشور را هم در راس قرار داده بود. اسرائیل در زمان حضور بوش در قدرت یک بار ساختمانى نیمه‌کاره را که ادعا مى‌کرد مربوط به تاسیسات هسته‌اى سوریه است، بمباران کرد.

بسیارى از تحلیل‌گران بین‌المللى اعتقاد دارند که هدف جورج بوش از نگارش این کتاب احیاى اعتبارى است که در این هشت سال از دست داد. وى به جنجالى‌ترین تصمیم‌گیرى‌ها در این بازه زمانى اشاره کرده و استدلال خود را از این مسائل داد. عراق، افغانستان، طوفان کاترینا و شکنجه در گوآنتانامو همه و همه موضوعاتى بودند که بوش را در منگنه سیاسى قرار دادند.

بوش در این کتاب از روش خفگى مصنوعى هم حمایت کرده و تاکید کرده بود که این روش براى وادار کردن مظنونان به اعتراف بهترین راهکار بوده است.

اما محورهاى سخنان بوش در این کتاب:

· توصیف تونى بلر به عنوان بهترین و نزدیک‌ترین متحد خارجى به خود

· اعتراف به اشتباه در عراق اما اذعان به صحیح بودن حمله به این کشور

· دفاع از برقرارى زندان گوآنتانامو و نگاه داشتن مظنونان در آن و شکنجه آنها.

· اعتراف به اتلاف وقت هنگام حادثه کاترینا نیواورلئان و رسیدگى دیرهنگام به این پرونده.

بوش در این کتاب ادعاى مخالفان را که وى به دلیل سیاه پوست بودن قربانیان در حوادث طبیعى تعلل به خرج داده بود، رد کرد. وى در این باره گفت: این ادعا که من نژادپرست و یا فاشیست هستم کاملا بى‌پایه و اساس است. من به همسرم لورا هم گفتم که روزهایى که آمریکا با حوادث طبیعى دست و پنجه نرم مى‌کرد بدترین روزهاى زندگى حرفه‌اى من بود.

در مورد پرونده ایران هم کم نبودند مشاورانى که به بوش هشدار مى‌دادند که حمله به تهران یا تاسیسات هسته‌اى این کشور نمى‌تواند به جریان اپوزیسیون حداقلى در این کشور کمکى بکند. در طیف دیگر هم تندروهایى بودند که ادعا مى‌کردند این حمله سودمند خواهد بود. بوش در این خصوص مى‌گوید: گزینه نظامى ‌همواره روى میز قرار داشت اما طبیعتا آخرین دستاویز من بود.

بوش اعتراف کرد که در گفتگو با تونى بلر تمامى‌ راهکارهاى پیش رو براى رویارویى با ایران را بررسى کرده بود. وى همچنین اعتراف مى‌کرد که ایهود اولمرت نخست وزیر وقت رژیم اسرائیل از وى خواست بحث حمله به تاسیسات هسته‌اى سوریه را بررسى کند و وى هم موافقت خود را با این مساله اعلام کرده بود: هم پنتاگون و هم سیا این طرح را مورد بررسى قرار دادند اما متفق القول به این نتیجه رسیدند که هرگونه حمله نظامى‌ و ورود به سوریه سخت خواهد بود. بوش در نهایت مخالفت خود را با این حمله به اولمرت اعلام کرد. اسرائیلى ها اما در سپتامبر 2007 دست به کار شدند و شخصا سوریه را هدف قرار دادند. بوش تاکید کرد که تونى بلر نخستین فردى بود که وى پس از ماجراى یازدهم سپتامبر با او گفتگو کرد: همین گفتگو بود که باعت شد من تونى بلر را نزدیک‌ترین دوست و متحد خود در دستگاه دیپلماسى قرار دهم.

بوش در این کتاب از نخست وزیر سابق بریتانیا با عنوان "تونى" یاد مى‌کند اما براى ذکر نام ژاک شیراک رئیس جمهورى سابق فرانسه، با همان عنوان رسمى‌ "شیراک" استفاده مى‌کند. شیراک مخالفت خود را با حمله به عراق به صراحت اعلام کرده بود و سربازان خود را هم به این کشور روانه نکرد.

بوش در این کتاب اعتراف مى‌کند دو ماه پس از حادثه یازدهم سپتامبر به فکر حمله به عراق افتاده بود. وى تاکید مى‌کند که جنگ عراق اجتناب ناپذیرى بود و راهى براى فرار از آن وجود نداشت. وى در دفاع از آنچه در گوآنتانامو انجام گرفت، گفت: شکى نیست که روش‌هاى شکنجه ما ظالمانه بودند اما کارشناسان پزشکى ما تاکید کرده بودند که این روش‌ها آسیب جسمى‌ طولانى مدت بر فرد نمى‌گذارد. من به خوبى مى‌دانستم که روش خفگى مصنوعى زمانى که هویدا شود سر و صداى زیادى به راه خواهد انداخت.

بوش در این کتاب از جان مک‌کین که در سال 2000 مقابل وى در انتخابات درون حزبى ایستاد و رقیب اوباما در 2008 هم بود انتقاد مى‌کند. بوش در اخرین ماه‌هاى رقابت‌هاى انتخاباتى هم مک‌کین و هم اوباما را به کاخ سفید دعوت مى‌کند. مک کین درخواست این دیدار را کرده بود. بوش در این کتاب تصریح مى‌کند که حرکت‌هاى مک کین در کاخ سفید و بخشیدن فرصت خود براى صحبت کردن به دیگر حضار وى را متعجب کرده بود.

 

کد مطلب 107118

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 4 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین