محمد بن سلمان از یک جنگ‌افروز به قهرمان صلح تبدیل می‌شود!

ایسنا نوشت: زمانی که جهان صبح روز ۲۳ ژانویه ۲۰۱۵ از خواب بیدار شد خبری که تیتر تمامی رسانه‌های جهان شده بود، این بود: "سلمان بن عبدالعزیز، تاج پادشاهی عربستان را بر سر گذاشته و تصمیمات مهمی را گرفته است که از جمله آن تعیین پسر ۲۹ ساله‌اش به عنوان وزیر دفاع بود".

شبکه الجزیره در گزارشی درباره محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان با این مقدمه نوشت: در آن زمان محمد بن سلمان هنوز یک تازه وارد به جهان سیاست بود. او مدرک حقوق داشت و در شرکت‌های تجاری فعالیت کرده بود و تنها چند ماه از پیوستنش به دفتر پادشاهی می‌گذشت.

درحالی که تصمیم‌گیرندگان بین‌المللی دنبال اطلاعاتی درباره وزیر دفاع جوان بودند، محمد بن سلمان این گونه ظاهر شد که کبریت به دست هنوز یک منطقه را به آتش نکشیده آتش بزرگتری را در منطقه دیگر به پا می‌کند.

۲۶ مارس ۲۰۱۵ بن سلمان عملیات "طوفان قاطع" را علیه جنبش انصارالله در یمن به راه انداخت؛ عملیاتی که به جنگی ویرانگر تبدیل شد که به زندگی هزاران تن خاتمه داد و شهرهایی را نابود کرد که قدمت صدها ساله داشتند.

صبح ۲۹ آوریل همان سال این شاهزاده جوان سفرش را با قطار قدرت آغاز کرد و به سمت تخت سلطنتی خیز برداشت. پادشاه عربستان او را جانشین ولیعهد کرد.

براساس اطلاعات درز یافته، بن سلمان بنا به توصیه‌های محمد بن زاید ولیعهد ابوظبی در پست جدیدش در آن واحد دو جنگ را اداره می‌کرد؛ جنگ خارجی علیه یمن و جنگ داخلی علیه ثبات عربستان.

زمانی که دونالد ترامپ در ابتدای ۲۰۱۷ رئیس‌جمهوری آمریکا شد این شاهزاده جوان به آینده سیاسی خود مطمئن‌تر شد و به خودش گفت که ریختن پول به خزانه‌ واشنگتن به او این قدرت را خواهد داد که آتش‌های بیشتری به پا کند و تمامی کسانی که در مسیرش برای رسیدن به تخت پادشاهی قرار دارند را نیست و نابود کند؛ آن هم تخت پادشاهی کشوری که روزانه ۱۱ میلیون بشکه نفت تولید می‌کند.

بن سلمان همچنان به برافروختن آتش جهنم در یمن ادامه داد. بعد از اینکه تصمیم گرفت انصارالله را از صنعا بیرون کند دست به دامن سودانی‌ها شد تا از عربستان در برابر حوثی‌هایی که نجران را موشک‌باران کرده بودند و موشک‌هایشان به ریاض نیز رسیده بود، حفاظت کنند.


آتش زدن شورای همکاری خلیج فارس

پنجم ژوئن ۲۰۱۷، شاهزاده محمد آتش را در شورای همکاری خلیج فارس برافروخت و روابط را با قطر قطع و این کشور را از زمین، دریا و هوا محاصره کرد. مصر، بحرین و امارات نیز در این مسیر پا در رکاب عربستان گذاشتند.

همزمان با جبهه‌های قطر و یمن، او ۲۱ همان ماه تیشه به ریشه عربستان زد و علیه پسرعمویش محمد بن نایف که هم ولیعهد و هم وزیر کشور بود، کودتا کرد.

بعد از اینکه ولیعهد شد کمپینی با عنوان مبارزه با فساد علیه تعدادی از شاهزادگان و وزرای سابق و کنونی به راه انداخت و آن‌ها را بازداشت کرد. برخی گزارش‌ها حاکی از این است که هدف اصلی وی کنار زدن شاهزادگانی بوده که تهدیدی برای رسیدن او به تخت پادشاهی‌ هستند.

این اتفاق اوایل نوامبر ۲۰۱۷ رخ داد. در همان تاریخ سعد حریری، نخست‌وزیر لبنان که گفته شده در معرض شکنجه قرار گرفته و استعفا کرده، بازداشت شد و همین مساله عربستان را وارد بحرانی بزرگ با لبنان کرد.

این بحران تنها زمانی به پایان رسید که امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه خشمگین شد و با هواپیمایش به ریاض رفت. بعد از آن محمد بن سلمان حریری را آزاد و حدود ۱۰۰ میلیون دلار به "نیروهای ساحل" که پاریس نظارت بر آن‌ها را برعهده دارد، کمک کرد.

بن سلمان برای تقویت نفوذ خود به اوضاع داخلی پرداخت و مأموریت موشک‌باران یمن را به نیروهایش و تأمین امنیت مرزهای عربستان در برابر موشک‌های انصارالله را به سودانی‌ها سپرد.

بیش از سه سالی که عربستان یمن را محاصره کرد، گرسنگی افزایش یافته و وبا به تنهایی به مرگ ۳۰۰۰ تن منجر شده که بیشترشان زن و کودک هستند.

زمانی که دید عربستانی‌ها از سیاست‌هایش ناخرسندند تصمیم گرفت مهم‌ترین فعالان و متفکرین را از صحنه کنار بزند. او این افراد را زندانی کرد از ترس اینکه مبادا آنها شهروندان عربستان را در این باره که این شاهزاده سبکسر است و کم مانده که کشور را به آتش بکشد،‌ روشن کنند.


اسرائیل و سینما

براساس گزارش‌های غربی و عربی، بن سلمان با تکیه بر سه ضمانت ریسک تمامی این اقدامات را به جان خرید: نزدیکی‌اش به اسرائیل، دست و دلبازی‌اش در برابر ترامپ و اقدامات اصلاحی در عربستان از قبیل گشودن درهای سینما به روی خانواده‌ها و دادن اجازه رانندگی به زنان و اجازه برگزاری و حضور در کنسرت‌ها و وزرشگاه‌ها.

در چندین مناسبت عربستان توانست به رغم تلفات کودکان زیر پنج سال در اثر جنگ و گرسنگی قطعنامه‌های سازمان ملل برای محکومیت حملات ائتلاف عربی در یمن را ناکام گذاشته و منطق خود را بر فرستاده‌های سازمان ملل تحمیل کند.

مارس گذشته بن سلمان به پایتخت‌های کشورهای غربی سفر کرد. پاریس و لندن به گرمی او را به حضور پذیرفتند. بعد او مهمان واشنگتن شد. تصویر او در قاب دوربین‌ها به مثابه فردی شکست‌خورده بود، ارباب کاخ سفید او را با قیمت برخی سلاح‌ها غافلگیر کرده و او را اینگونه مورد خطاب قرار داد: شما بسیار ثروتمند هستید. برای شما این پول زیادی نیست.

در این سفر شاهزاده جوان با رهبران لابی یهودی دیدار و بر تقویت روابط با اسرائیل تأکید کرد؛ اسرائیلی که اراضی عربی را غصب کرده و هر روز فلسطینی‌ها را به قتل می‌رساند و غذا و دارویشان را از آن‌ها سلب می‌کند.

براساس گزارش‌های فاش شده، بن سلمان رهبران یهودی در نیویورک را اینگونه مورد خطاب قرار داد: اولویت ما ایران است نه مساله فلسطین. فلسطینی‌ها فرصت‌های زیادی را از دست داده‌اند، یا باید پیشنهادات را قبول کنند یا ساکت شوند و دست از شکایت بردارند.

در جریان سفرش به آمریکا شرکت‌های تبلیغاتی برای کم رنگ کردن موضوع یمن دست به کار شدند و سعی کردن وجهه او را با موضوع افتتاح سینماها و برگزاری کنسرت‌ها بهبود ببخشند.

اما این به اصطلاح "رتوش" هم نتوانست مانع از افشای چهره واقعی بن سلمان شود و این زمانی بود که او آتش جدیدی در ترکیه برافروخت و غرور رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه را جریحه‌دار کرد و وارد خصومت ابدی با روزنامه واشنگتن‌پست شد.

دوم اکتبر جمال خاشقجی، روزنامه‌نگار منتقد عربستانی برای گرفتن سند ازدواجش با زنی ترکیه‌ای که خارج از ساختمان کنسولگری منتظرش بود به کنسولگری عربستان در استانبول رفت. جمال ناگهان تیم امنیتی از دوستان محمد بن سلمان را مقابلش دید. آن‌ها بعد از اینکه جمال را مورد ضرب و شتم قرار دادند او را کشتند و درحالی که به موسیقی گوش می‌دادند جسدش را قطعه قطعه و بعد ناپدیدش کردند.

بعد از چند هفته انکار عربستان به این جنایت اذعان کرد اما دست داشتن محمد بن سلمان را در این پرونده انکار کرد. عربستان افرادی را بازداشت و اعلام کرد که این افراد با خاشقجی در مقر کنسولگری وارد مشاجره شده بودند و در پی این مشاجره او کشته شده است.

به دلیل اینکه انکار ریاض و دفاع ترامپ کنگره را قانع نکرد و غرور اردوغان را به او برنگرداند، ضمانت‌کنندگان بن سلمان به این نتیجه رسیدند که اقدامات صورت داده شده برای بهبود وجهه او مفید نبوده‌اند و باید بن سلمان مانند یک عمل جراحی زیبایی به طور کلی تغییر کند تا از یک جنایتکار جنگی به یک قهرمان صلح تبدیل شود.

به سرعت بن سلمان دنبال راه خروجی از جنگ یمن رفت تا دستانش را از خون کودکان در مدارس الحدیده، صنعا، صعده و دیگر شهرها و تبعات بمباران بیمارستان‌ها و سالن‌های عزاداری و مراسم عروسی پاک کند.

پنجشنبه گذشته طرف‌های درگیر یمنی بعد از حدود یک هفته مذاکره در سوئد با نظارت سازمان ملل به توافق آتش‌بس در الحدیده دست یافتند.

فرحان حق، سخنگوی آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل در واکنش به این توافق گفت: گوترش می‌داند که ولیعهد عربستان نقش مهمی در این توافق داشت و عبدربه‌منصورهادی (رئیس‌جمهور مستعفی یمن) نیز نقش مهمی در این راستا ایفا کرد.

به سرعت عربستانی‌ها تلاش کردند که توافق را به پیروزی برای محمد بن سلمان تبدیل کنند و او را قهرمان صلح جلوه دهند. این درحالی است که همچنان موضوع مثله شدن جسد خاشقجی در رسانه‌ها به صورت فعال مطرح می‌شود و رهبران جهان نگران آینده بزرگترین کشور صادرکننده نفت در سطح جهان هستند.

عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان در صفحه خود در توییتر نوشت: عربستان با رهبری ملک سلمان و محمد بن سلمان برای رسیدن به حل سیاسی برای بحران یمن براساس اصول سه‌گانه و در رأس آن قطعنامه ۲۲۱۶ تلاش زیادی کرد.

همچنین عبدالرحمان الراشد، نویسنده عربستانی گفت که دستاوردهای میدانی نیروهای مورد حمایت عربستان و امارات حوثی‌ها را مجبور به قبول مذاکره و امضای آتش‌بس کرد.

اما عبدالله النفیسی، متفکر کویتی به سرعت این مساله را تکذیب کرد و گفت: حوثی‌ها حتی یک بند انگشت هم غرورشان را کنار نگذاشته‌اند و می‌گویند که فرودگاه صنعا و بندر الحدیده برای آن‌هاست و "کودتایشان" مشروع است پس این خوشحالی به خاطر مذاکرات سوئد چه دلیلی دارد؟ این گمراهی است نه مذاکرات.

اما عبدالرحمان ابوطالب، متفکر یمنی گفت: عربستانی‌ها به بیرون کردن حوثی‌ها متعهد می‌شوند و در نهایت با این پیروزی در مذاکرات فخرفروشی می‌کنند و می‌گویند"دیر یا زود الحدیده را آزاد خواهیم کرد."

برخی فعالان دیگر نیز جلوه دادن محمد بن سلمان به عنوان قهرمان صلح را مورد تمسخر قرار دادند. صفحه "به سوی آزادی" که به مسائل مربوط به امور حقوقی در عربستان می‌پردازد، نوشت: نظام عربستان خون یمنی‌ها را می‌ریزد، برادران قطری را محاصره می‌کند، علیه آزادگان در تونس توطئه می‌کند، بحران در لبنان می‌سازد و از سیسی که غزه را محاصره کرده، حمایت می‌کند بعد با بی‌شرمی تمام می‌گوید که صلح را برقرار کرده است.

تحلیلگران معتقدند که امکان ندارد نهادهای حقوقی ولیعهد عربستان را صرفا به خاطر قبول آتش‌بس در شهری که بعد از ماه‌ها محاصره و بمباران نتوانسته کنترل آن را در دست بگیرد، ببخشند.

به رغم تلاش‌های جارد کوشنر، داماد رئیس‌جمهوری آمریکا برای تغییر چهره محمد بن سلمان اما طرف‌های زیادی هستند که به محو شدن اشتباهات وی و تبدیلش به کبوتر صلح در یک چشم به هم زدن قانع نیستند.

روز جمعه اردوغان لحن خود علیه ریاض را تندتر کرد و در اشاره واضحی به متهم بودن محمد بن سلمان در قتل خاشقجی گفت که عربستانی‌ها می‌دانند چه کسی دستور قتل خاشقجی را داده است و با تحویل متهمان مخالفت می‌کنند تا راز این پرونده برملا نشود.

در کنگره آمریکا نیز سناتورها دو قانون تصویب کردند: یکی از آن‌ها درباره مسؤول بودن محمد بن سلمان در قتل خاشقجی و قانون دوم درباره پایان حمایت آمریکا از جنگ یمن است.

لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه آمریکا در مصاحبه با فاکس نیوز نیز گفت: افرادی که در قتل خاشقجی دست دارند به دستور ولیعهد، عربستان را ترک کرده و مرتکب این جنایت شدند.

52310

کد خبر 1213217

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 13 =