اعدام شیخ سلمان العوده، نقطه عطفی در سرکوب مخالفان در عربستان سعودی

درخبری که ۲۹ اردیبهشت ماه سال جاری منتشر شد، دولت سعودی اعلام کرد که قصد دارد سه تن از علمای دینی را پس از پایان ماه رمضان به جرم مشارکت در «اقدامات تروریستی» اعدام کند. برخی منابع علت این تاخیر را ممانعت از اجرا در ماه حرام دانسته اند. در میان این سه تن، شیخ سلمان العوده شناخته شده تر از دیگران است و به واسطه مبارزه هایش علیه سیاست های مذهبی و منطقه ای دولت سعودی از دهه ۱۹۹۰ تاکنون، وزنه ای سنگین محسوب می شود.

 عوده به جرم انتشار توییتی در شهریورماه ۱۳۹۷(سپتامبر۲۰۱۷) دستگیر شد که در متن آن آرزو کرده بود نزاع میان دو کشور همسایه عربستان و قطر سریعتر منجر به صلح شود. به زعم برخی تحلیل گران، اعدام این سه نفر، به ویژه پس از ترور جمال خاشقچی و قتل عام ۳۷ تن از شیعیان عربستان، سنگ محکی جدی برای واکنش های افکار عمومی و بین المللی نسبت به رویکرد سخت و سرکوبگرانه حاکمیت نسبت به منتقدان داخلی است. در راستای پیشگیری از تکرار پیامدها پس از قتل خاشقچی، پایگاه خبرگزاری انحاء نزدیک به دولت سعودی ضمن تایید خبر دستگیری سلمان العوده نوشت: « شیخ عوده هم اکنون جزء مهمانان زندان ذهبان است و در اوقات فراغت خویش از باغبانی و کاشت سبزیجات در محیط زندان لذت می برد» در حالی که طبق اظهارنظر های فرزند عوده، وی در این مدت متحمل شکنجه های بسیار وحشیانه ای شده و از زمان دستگیری در سلول انفرادی محبوس بوده است.

در دادگاهی که برای عوده برگزار شد، مجموعاً ۳۷ اتهام به وی وارد شد که می توان آنها را در سه گروه عمده تقسیم بندی کرد: ارتباط با تشکیلات تروریستی مثل اخوان المسلمین، تمسخر و انتقاد از دستاوردهای دولت و ارتباط با خاندان سلطنتی قطر. این اتهامات با واکنش جمال خاشقچی مواجه شد و تنها ۲ روز پیش از اعدام سبعانه اش در سفارت عربستان در استانبول، در توئیتی اظهار داشت: « سلمان العوده را نه به خاطر افراطی گری، بلکه به دلیل اعتدالش اعدام خواهند کرد. به همین دلیل او یک تهدید(برای دولت عربستان) است.»

سلمان العوده کیست؟
سلمان العوده جزء رهبران جریانی موسوم به «الصحوه(بیداری» ست که در دهه ۱۹۹۰ در عربستان سعودی شکل گرفت. او به عنوان یک عالم دین ، منتقد سیاست های داخلی و اقدامات منطقه ای دولت سعودی در منطقه خلیج فارس است. مهم ترین انتقاد او به عملکرد دولت عربستان در جریان جنگ عراق با کویت شکل گرفت که طبق فتوای شیخ عبدالعزیز بن باز(مفتی وهابی)، به نیروهای آمریکایی اجازه داده شد تا از خاک عربستان برای حمله نظامی علیه عراق اقدام کنند. در آن زمان سلمان العوده و همفکرانش در کنار اسامه بن لادن، معتقد بودند نباید از خاک و سرزمین اسلامی برای حضور کفار و اقدام علیه مسلمانان استفاده شود. هرچند پس از حملات ۱۱ سپتامبر، عوده طی یک مصاحبه تلویزیونی انتقادات گسترده ای به مبانی فکری القاعده و رویه عملیاتی آنها وارد نمود.

اما سابقه و تبار فکری جریان الصحوه را باید در میانه دهه ۱۹۵۰ به بعد، همزمان با نفوذ اندیشه اخوان المسلمین به داخل عربستان جستجو نمود. در آن سالها، گسترش تفکر اخوان المسلمین در مصر، با رشد تمایلات ملی گرایانه عرب به رهبری جمال عبدالناصر مواجه شده بود و این منازعات هوادارانی در میان دیگر کشورهای عربی پیدا کرده بود. در این میان ملک فیصل پادشاه عربستان سعودی تلاش می کرد با القاء چهره ای اسلام گرایانه، خود را همسو با اندیشه های حسن البناء بنیانگذار اخوان المسلمین نشان دهد که معتقد بود باید همزمان با مقابله علیه قدرت های خارجی و بیگانه در جهان اسلام، در جهت تاسیس دولت اسلامی که مجری احکام و موازین دینی ست تلاش نمود. نتیجه این رقابت درونی در مصر پس از تلاش نافرجام اخوان برای ترور جمال عبدالناصر و دستگیری سیدقطب در میانه دهه ۵۰ میلادی، منجر به مهاجرت اجباری بخش عظیمی از پیروان اخوان المسلمین به عربستان شد.

برنامه های بلندپروازانه فیصل برای مدرن سازی عربستان، توسعه نظام آموزش دانشگاهی و رفاه عمومی تلاشی برای رقابت با آرمان های سوسیالیستی و ملی گرایانه جمال عبدالناصر بود. گروه های نخست مهاجران اخوانی به عنوان اعضاء هیات علمی دانشگاه های تازه تاسیس، مهندسان و تکنیسین های تشکیلات اجرایی و پزشکان آموزش دیده وارد عربستان شدند و به سرعت پیوندهای تشکیلاتی خود را ایجاد کردند. اما همین نسل نخست مهاجرین ، در دهه های بعد به منتقدان جدی علمای سنتی وهابی تبدیل شدند چرا که  آنها را توجیه کننده وضع موجود قلمداد می کردند. فرآیند انتقاد جریان اخوانی و تلاش برای اصلاح حاکمیت سعودی، منجر به شکل گیری جریان «الصحوه» شد که سلمان العوده یکی از چهره های برجسته و اثرگذار در آن بود.

 نخستین فعالیت های انتقادی او به سیاست داخلی حاکمیت سعودی در دهه ۱۹۹۰، به انتشار نامه ای به ملک عبدالعزیز باز می گردد که به «خطاب المطالب» شهرت یافت. سلمان العوده و سفر الحوالی(از چهره های برجسته جریان صحوه) در این نامه خواستار اصلاحات ساختاری در نظام تصمیم گیری و اداره حکومت سعودی شده بودند. او و نزدیک به صدنفر از علمای هم عقیده اش، در نامه ای دیگر که یک سال بعد از نامه نخست نوشته شد، به تفصیل از برنامه پیشنهادی خود برای اصلاحات سخن گفتند. بدون هیچ پاسخ روشنی از حاکمیت نسبت به این انتقادات، سلمان العوده، سفر الحوالی و بسیاری دیگر از علمای منتقد، در سال ۱۹۹۴ به جرم فعالیت های ضدحاکمیت سعودی به زندان افتادند.

پس از آزادی از زندان، عوده فعالیتی جدی در انتقاد از دولت سعودی نداشت و به عنوان یک عالم دینی مشغول نگارش کتب و حضور در رسانه های گوناگون بود. او با تاسیس وبسایت هایی پرمخاطب، فعالیت گسترده در شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و توئیتر داشت و بیش از ۱۴ میلیون نفر دنبال کننده او بودند. فعالیت های او تا رویدادهای بهار عربی در سال ۲۰۱۱، مورد تایید مقامات عربستان سعودی قرار داشت و برنامه مستقل در شبکه های تلویزیونی این کشور داشت. اما پس از حمایت او از تظاهرات مردم در مصر که بعدها به بهار عربی مشهور شد، پخش این برنامه نیز متوقف شد.

تفکر اخوان، مانعی جدی در مقابل برنامه اصلاحات محمد بن سلمان
عربستان تحت رهبری محمد بن سلمان مدعی اجرای برنامه اصلاحات گسترده ای در کشور است. اصلاحاتی همچون اعطاء حق رانندگی به بانوان، محدودسازی قدرت پلیس مذهبی، جواز اجرای کنسرت های موسیقی و تاسیس سالن های سینما که همگی مورد پسند جهان غرب است. اما در پشت پرده این اصلاحات، ادامه و حتی تقویت روند بازداشت های گسترده مخالفان و سرکوب منتقدان حکومت در داخل و خارج از مرزهای عربستان وجود دارد. طبق آمار نهادهای حقوق بشری در سال ۲۰۱۷  ۱۴۶ نفر از منتقدان و مخالفان اعدام شده اند. ماجرای قتل خاشقچی نیز توجهات جهانی را نسبت به سیاست داخلی عربستان جلب کرد، اما حاکمان سعودی بدون احساس نیاز به پاسخگویی به افکار بین المللی و با پشتوانه خریدهای تسلیحاتی از ایالات متحده، با اندکی وقفه روند سابق را با اعدام سلمان العوده پی گرفته‌اند.

از لحاظ زمانی تصمیم عربستان برای اجرای این اقدامات  بسیار حائز اهمیت است، چرا که تمام توجهات بین المللی در منطقه خلیج فارس به شدت معطوف به منازعات ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران است. از آنجا که پیکار منتقدان سعودی در ماجرای خاشقچی آنچنان موفقیت آمیز بود که رئیس جمهور آمریکا را نیز مجبور به انتقاد جدی از رویکرد سرکوبگرانه دولت سعودی کرد، انتخاب این زمان که آمریکا و عربستان به شدت احتیاج به اتحاد و یکپارچگی در مقابل دشمن مشترک خود دارند، احتمال تکرار عواقب ماجرای خاشقچی را برای عربستان به حداقل رسانده است.

به نظر می رسد سیاست حاکمیت در پیشبرد اصلاحات، اعطای آزادی های مورد پسند غرب در ظاهر و سرکوب شدیدتر منتقدانی ست که مبانی مشروعیت و استحکام حکومت را نشانه گرفته اند. در این میان پیوندهایی که این منتقدان با اسلام گرایی اخوانی دارند غیرقابل انکار است. اسلام گرایی اخوان المسلمین را می توان در ستیزه با قدرت های استکباری همچون آمریکا و بازگشت به مضامین اصیل اسلامی تعبیر نمود. به عبارت دیگر جریان اخوانی فعال در عربستان، یکی از مهم ترین تهدیدات برای مشروعیت حاکمیت سعودی درون گفتمان سلفی و وهابی ست. چرا که با استناد به مبانی فکری اندیشه سلفی، تعارضات و انحرافات حاکمان سعودی را به رخ می کشد. از سوی دیگر رویکرد صلح طلبانه و به دور از خشونت این افراد راه هرگونه مقابله با آنها را به جز سرکوب وحشیانه بسته است.

در نهایت به نظر می رسد پس از قتل خاشقچی، سرکوب گسترده شیعیان و اعدام سلمان العوده، تمامی راه های اصلاح ساختار عربستان مسدود شده و حاکمیت با شیب تندی به سوی استبداد مطلقه پیش خواهد رفت. مسیری که پیش از این دیکتاتورهای عرب دیگری در خاورمیانه آنرا طی کرده اند. به همین دلیل به نظر می رسد حذف چهره های برجسته منتقد که می توانند توده را در راستای اعتدال اصلاح کنند نتیجه ای جز آنچه در قالب بهار عربی در شمال آفریقا رخ داد را در پی نخواهد داشت. در چنین شرایطی بدون وجود یک گفتمان مشروع درون ساختار عربستان، با توجه به منابع غنی این کشور، حتما نتیجه به کلی به نفع کشورهای بیگانه حاضر در حوزه خلیج فارس تمام خواهد شد.

1717

کد خبر 1267680

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 10 =