فرشاد غزالیان: وزنه‌برداری ما به شدت گرفتار شعار است

یکی از کاندیدای وزنه‌برداری می‌گوید:« وزنه‌برداری به پوست اندازی نیاز دارد.باید تغییرات زیادی انجام شود تا این رشته ورزشی جان بگیرد.»

رضا پورعالی- مرتضی رضایی: اینکه چرا نام فرشاد غزالیان در میان نامزدهای ریاست فدراسیون وزنه برداری قرار دارد، بزرگترین دلیل به سبقه تاریخی خانواده غزالیان در وزنه برداری ایران می کذرد. از قاسم غزالیان پدر تا پسران او و نوه ها، همگی وزنه بردار بوده و هستند و وزنه برداری در این خانواده، در نیم قرن اخیر، تبدل شده به یک رشته ورزشی موروثی. و حالا چالشی متفاوت پیش روی این خانواده قرار دارد. فرشاد غزالیان که معتقد است علم و اجرا را با هم دارد و مدارج دانشگاهی و تخصص ورزشی اش را پله پله طی کرده، حالا نه در قامت عضو هیات علمی دانشگاه یا نویسنده کتب ورزشی، که به عنوان نامزد ریاست فدراسیون پا پیش گذاشته تا به قول خودش تفکری جدید را در وزنه برداری  حاکم کند. در آستانه انتخابات فدراسیون وزنه برداری، مصاحبه با دکتر فرشاد غزالیان، ابعاد تازه تری از برنامه ها و اهداف این نامزد انتخاباتی را روشن می کند:

قبل از هر چی می خواهیم از از انگیزه شما برای ورود به عرصه انتخابات فدراسیون وزنه برداری بپرسیم...
همانطور که می دانید بنده در حال حاضر عضو هیأت علمی و مدیر گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه آزاد و مدیر کل تربیت بدنی دانشگاه علوم و تحقیقات و رئیس کمیته توانبخشی فدراسیون پزشکی ورزشی کشور هستم. همچنین سال ها سابقه حضور در وزنه برداری بعنوان وزنه بردار، داور بین المللی وزنه برداری، مدرس کنفدراسیون وزنه برداری در آسیا را دارم و در خانواده کاملا ورزشی با کارنامه بسیار درخشان در وزنه برداری پرورش یافته ام. افتخار بزرگ شدن در سایه پدر بزرگوارم استاد قاسم غزالیان که از مفاخر وزنه برداری کشور در بعد قهرمان پروری هستند، موجب شد تا بنده با تن و جانم مشکلات وزنه برداری را احساس کنم و با آنها بزرگ شوم. در واقع از 8-7 سالگی با صفحه هایی که پدر با لوله های آب می ساختند وزنه می زدم و تا همین امروز لحظه ای از وزنه برداری فاصله نداشته و در اکثر رویدادهای مهم بین المللی در کنار تیم های وزنه برداری حضور مستمر و فعالی داشته ام. بنده با شناسایی مسائل و چالش های وزنه برداری کشور و توصیه پیشکسوتان، وزنه برداران و دست اندرکاران وزنه برداری در قبال وضعیت موجود وزنه برداری کشور احساس وظیفه کردم، چرا که به لطف پروردگار و حمایت خانواده وزنه برداری بوده که به این جایگاه علمی و مدیریتی رسیدم. اینک احساس من این است که با برداشتن قدمی در راه اعتلای رشته تخصصی ام، دینم را به جامعه ادا کنم. نیت حضور من برای ورود به عرصه انتخابات این است که  اگر فرصت خدمت فراهم شد، تجربیات چندین ساله ام را به صورت نوین در اختیار رشته وزنه برداری قرار دهم.

از مسائل و چالش های وزنه برداری گفتید. می خواهیم در این مورد بیشتر صحبت کنید... 
وزنه برداری ما درگیر مشکلات ساختاری، رویکردی و عملکردی است. با نگاه به آمار ورزشکاران سازمان یافته متوجه خواهید شد که از هر 1500ورزشکار سازمان یافته در کشور، فقط یک نفر وزنه بردار است. آیا به نظر شما برای یک رشته ورزشی المپیکی این جای  تامل ندارد؟ چنین آماری برای وزنه برداری اگر فاجعه نباشد اسفناک است. اینها انگیزه می دهد که برویم و ببینیم چرا چنین اتفاقی افتاده است و چرا نباید این معضل مورد بررسی و ارزیابی قرار بگیرد. قطعا با تحلیل این تهدید و با کمک دست اندرکاران وزنه برداری از جمله هیات های استانی که بازوان توانمند فدراسیون هستند، می توان به دستاوردهای خوبی رسید. در عین حال متاسفانه یکی از گرفتاری های وزنه برداری این است که درگیر شعار است. 4 سال پیش را خود شما خوب به خاطر دارید. شعارهای زیادی مطرح شد اما کدام یک اجرا شد؟ و حالا بعد از 4 سال دوباره تاریخ در حال تکرار شدن است. این فلسفه تاریخ است و به ما می آموزد که از اشتباهات گذشته درس بگیریم. به نظر شما آیا باید باز هم با شعار پیش رفت؟ به نظر شما آیا وقت آن نشده که بدنبال شناسایی مشکلات ساختاری، رویکردی و عملکردی وزنه برداری بود و برای آن برنامه اجرایی داشت؟ 

پس شما هم  نسبت به عملکرد علی مرادی نقد دارید؟
برای پاسخ به سوال شما باید عرض کنم که منظور از نقد، نقد به یک رفتار و سلیقه ثابت است. به هر حال همه انسان ها با توجه به ماهیت خودشان قدمهایی بر می دارند اما  متاسفانه گاها شاهد این بوده ایم منافع فردی به منافع خانواده وزنه برداری پیشی گرفته که این کاملا ملموس است. شاید به خاطر همین عدم تعهد به وعده هاست که قصد داریم یک تفکر اجرایی جدید را در وزنه برداری حاکم کنیم و از شعار بپرهیزیم. من نمی گویم در 4 سال گذشته هیچ کار مثبتی در وزنه برداری صورت نپذیرفته است. حتما زحماتی کشیده شده است اما آ یا واقعا 4 سال زمان مناسبی نبود که بهتر عمل کنیم؟ قطعا بوده است. فراموش نکنیم که آدم‌های زحمت کش همچون سرمایه ای هستند که هیچ گاه از بین نمی روند و این روسا هستند که تغییر می کنند. در واقع  هر رئییسی یک فرصت مشخصی دارد و اگر در آن فرصت نتواند به تعهدات و وعده هایش عمل کند نباید اصرار کند که بماند. طبیعتا پذیرفتن ریاست فدراسیون مسئولیت سنگینی است چرا که باید با در نظر گرفتن رعایت قوانین و مقررات مربوطه، تنها چهار سال فرصت است تا به وعده ها عمل نماییم و در پایان این دوره مورد قضاوت قرار خواهیم گرفت.

به نظر شما بزرگترین مشکل این روزهای وزنه برداری چیست؟
متاسفانه وزنه برداری کشور از مشکلات زیادی رنج می برد از جمله آنها می توان به عدم توجه به کادرسازی در نیروی انسانی و جانشین پروری اشاره کرد. شما نگاه کنید شیب کسب کرسی های بین المللی در کشورمان سالهاست که روند منفی به خود گرفته است بنابراین باید با استفاده از پتانسیل و توانمندی افراد کارآمد و دیپلماسی ورزشی مناسب در تعامل با نهادهای بین المللی از فرصتها استفاده بهینه را برد.  

عدم توجه به جانشین پروری بخشی گویا در همه بخش ها تسری یافته. چرا ما برای المپیک 2020 هنوز نتوانسته ای جانشین های خوبی برای سهراب مرادی، کیانوش رستمی یا سعید علی حسینی بسازیم؟
این یکی از بزرگترین چالش هایی است که من در صحبت هایم گفتم و ایراد هم به مشکلات عملکردی فدراسیون بر می گردد. در وزنه‌برداری اگر یک نفر می‌خواهد قهرمان المپیک شود باید ده هزار ساعت تمرین کند ، ده هزار ساعتی که برای ساعت به ساعت آن باید برنامه وجود داشته باشد در واقع اگر هر کدام از وزنه‌برداران پیشرفت می‌کنند دلایل زیادی وجود دارد از جمله زحمات زیاد خود ورزشکار ، عملکرد مربیان و کادر فنی و... متأسفانه در حال حاضر انتخابمان برای وزنه‌برداران گلخانه‌ای است ، می گوییم چند نفر را نگه‌داریم و اصلاً به فکر جانشین پروری برای آنها نیستیم.

نقاط کلیدی و سازکار اجرایی برنامه های شما چیست؟ 
اولین کار این است که به سراغ بسط و گسترش خانواده وزنه برداری برویم. در حال حاضر ما 4400 وزنه بردار سازمان یافته داریم و چیزی در حدود 500 وزنه بردار بانو هم در این دو سال به این جمعیت اضافه شده است. اولین قدم این ست که در یک اقدام میان مدت دو ساله این تعداد را به 20 هزار ورزشکار افزایش دهیم. اگر چرخ باشگاه های ما نمی چرخد یا هیات های استانی بعضا قادر به اعزام تیم به مسابقات نیستند به خاطر همین تعداد کم وزنه برداران است. شما وقتی مخاطب بیشتری داشته باشید، درآمد بیشتری هم خواهید داشت و به همان میزان توجه به مربی های شهرستانی هم بالا می رود. در واقع با افزایش تعداد وزنه بردار، چرخ این رشته هم بهتر خواهد چرخید. من شعار نمی دهم و مطمئن هستم اگر برنامه باشد در مدت دو سال می توان به رقم 20 هزار وزنه بر دار رسید. 

در بحث زیرساخت ها و تجهیزات چه باید کرد؟ شما از افزایش جامعه آماری حرف زدید. آیا امکانات کافی هم وجود دارد؟
ما افراد زیادی را داریم که وضع مالی خوبی دارند و علاقه من هستند به بعضی رشته های ورزشی . آیا ما رفتیم دنبال این آدم ها. من مثالی می زنم. ما در آموزش و پرورش انجمنی داریم به نام انجمن خیرین مدرسه ساز. اینها آدمهایی هستند که نیبت شان خیر است و دنبال کار فرهنگی هستند. می گویند ما مدرسه هایی می سازیم تا آینده این مملکت را ار طریق فراهم کردن شرایط بهتر تحصیلی برای فرزندان بسازیم. اتفاقا یکی از سیاست های ما هم این است که کمیته ای به نام خیرین راه اندازی کنیم. من با یکی از همین آدم های بزرگ صحبت می کردم. می گفت من می توانم به جای ساخت مدرسه، یک سالن ورزشی بسازم. به شرط آنکه شما هم برنامه داشته باشید برای اینکه حداقل یک قهرمان از دل این باشگاه به تیم ملی معرفی کنید تا روزی که او روی سکوی قهرمانی جهان ایستاد و پرچم ایران را به اهتزاز در آورد، همه ما به ایرانی بودنمان افتخار کنیم. وقتی چنین آدم هایی هستند چرا نباید از وجودشان استفاده کنیم.

همه استاد قاسم غزالیان را به عنوان یکی از استعدادیاب های بزرگ تاریخ وزنه برداری ایران می شناسند. به عنوان فرزند ایشان رویکرد شما در بحث استعداد یابی چگونه است؟
شما لطف دارید. ببینید ما المپیاد وزنه برداری برگزار می کنیم و کلی هزینه می کنیم اما خروجی این المپیاد کجاست؟ من با اصل استعدادیابی مشکلی نداریم. پدر من نزدیک به 50 سال است که در این زمینه فعالیت کرده و من مطمئن هستم مثل پدر من در ایران زیاد هستند. اگر ما این استعدادیاب ها را دریابینم  و آنها را در کل ایران به کار بگیریم ، آیا واقعا نمی توانیم به وزنه برداری کمک کنیم. من معتقدم می توانیم. منتها این مستلزم این است که فکر نکنیم در فدراسیون میزان هستیم و هیات ها میهمان های ما هستند. در حقیقت باید فکر کنیم جایگاه واقعی فدراسیون در هیات های استانی است نه در مجموعه ورزشی آزادی. یکی از شعارهایمن همین تمرکز زدایی است. تمرکز زدایی یعنی وقتی رئیس فدراسیون در اتاقش در ورزشگاه آزادی می نشیند اتفاقی نمی افتد. ما یک تیم ملی داریم که سرپرست و مربی دارد اما ورودی اصلی این تیم از شهرتان ها ست. پس باید استان را ببینیم. سهم آن را هم ببینیم.  مربی شهرستانی یک استعداد را پرورش میدهد و آن وزنه بردار،  با حمایت هیات استانی به تیم ملی راه پیدا می کند. آنجا هم با توجه به شرایط اردویی به قهرمانی می رسد و بعد همه چیز به پای رئیس فدراسیون نوشته می شود. در این چرخه، جایگاه مربیانی که آن ورزشکار را پرورش داده اند کجاست؟ سهم هیات های استانی چه می شود؟ ما برای این موارد برنامه داریم. شما یک مورد بیاورید که در این سالها یک بار از مربیان شهرستانی تقدیر شده باشد. من اگر رئیس فدراسیون باشم، همینجا می گویم اگر روزی ورزشکاری به موفقیت رسید قبل از هر چیز سهم مربی شهرستانی و هیات استانی را می بینم و حتی اگر لازم باشد از سهم خودم می گذرم. اینها شعار نیست، چون اعتقادم این است اگر ما خانواده را رشد بدهیم خودمان هم رشد می کنیم. برای این مهم رویکردمان نباید فرد محور یا قائم به فرد باشد. رویکرد باید بر اساس خرد جمعی و در راستای اعتلای خانواده وزنه برداری باشد. 

موضوع دیگر بحث جذب منابع مالی است و این شاید بزرگترین چالش ممکن برای رئیس بعدی فدراسیون باشد...
الان هیاهو بر سر این است که هر نامزد می گوید من انقدر اسپانسر می آوریم یا انقدر پول می آوریم، اما کسی نمی گوید این تعداد نیروی انسانی متخصص می آوردم. به عنوان مثال ما مربیان زیادی داریم که مستعد هستند، ولی یک انتقاد بزرگ به فدراسیون های قبلی وارد است. ما چند مربی بین المللی داریم که در دنیا دارند کار می کنند؟ ما اصلا چه فکری کرده ایم که مربیان مان را بین المللی کنیم؟ الان دنیا به لحاظ تکنولوژی روز در حال پیشرفت است. آیا وزنه برداری ما هم با علم روز دنیا در حال پیش رفت است؟ اینها خودش بزرگترین درد است. شما حتی اگر صد میلیارد هم پول بیاورید، بدون نیروی متخصص کاری از پیش نمی برید. پول و بودجه به تنهایی آبادانی نمی آورد. ما در وزنه برداری خیلی چیزها داریم. اسپانسر یک روز می آید و یک روز هم می رود. البته من منتقد جذب اسپانسر نیستم و خودم هم کسی هستم که در کنارم حامی مالی دارم منتها باید به این فکر کنیم که این حامیان مالی همیشگی نیستند و موقتی هستند. پس ما باید به در آمدهای ماندگار فکر کنیم.

برویم سراغ وزنه برداری بانوان که کاملا نوپاست. در بخش مردان با وجود همه کاستی ها، تا حدودی امکانات هست، اما در بخش بانوان حداقل در این دو سال نه زیرساختی وجود داشته، نه مربی ای و نه امکاناتی...
با توجه به اینکه ما کشوری اسلامی هستیم این خیلی اهمیت دارد و افتخار بزرگی است که بانوان ما به مدال در این رقابت های مهم دست پیدا کنند.همان طور که در تکواندو مدال گرفتیم و به آن افتخار کردیم. قطعا قدمی که در فدراسیون برداشته شده مثبت بوده اما باید بررسی شود که ما فقط خواسته ایم وزنه برداری بانوان را راه بیاندازیم یا نه، پشت این اقدام تجزیه و تحلیل وجود داشته است؟ همه می دانیم که در این زمینه کاستی های زیادی وجود دارد. اگر قرار است پیشرفت کنیم و از نمایش فاصله بگیریم، باید برویم سراغ زیرساخت ها و عواملی که  برای پیشرفت نیاز است. ممکن است در بحث بانوان از آقایان خیلی عقب تر باشیم اما شک نکنید که استعدادهای زیادی بین بانوان داریم. استعدادهایی که با یک دوره 4 ساله به نتیجه می رسد اما به شرطی که تجهیزات باشد، مربی خوب باشد و خود ورزشکارانی که انتخاب می شوند از فیلترهای موجود و مشخص عبور کرده باشند. قطعا باید برای بانوان زمان و انرژی گذاشت. نباید همه  چیز منوط به این باشد که با یک اعزام سر و ته قضیه را هم بیاوریم، فقط برای اینکه بگوییم تیم بانوان داریم! مطمئن باشید اگر هزینه کنیم قطعا نتیجه می گیریم. به نظر من شیب پیشرفت در وزنه برداری بانوان را می شود بیشتر کرد.من انگیزه های زیادی را دیده ام و شک ندارم که اتفاق های خوبی خواهد افتاد.
 

شما در شعارهای تان به عدالت و همدلی اشاره دارید. در این باره صحبت کنید و بگویید هدف تان از این شعار چیست و از کجا نشات گرفته است.
وقتی انسان می بیند که در جایی عدالت برقرار نمی شود سعی می کند قدمی بردارد یا موقعیتی را ایجاد کند که عدالت برای همه رعایت شود. در کل ایران آدم های زیادی هستند که برای وزنه برداری زحمت کشیده اند.آدم های زیادی هستند که هزینه می کنند تا چرخ وزنه برداری بچرخد.وقتی من از عدالت حرف می زنم باید تک تک این افراد را پیدا کنم و دست شان را ببوسم چون با عشق کار می کنند.عدالت یعنی اگر در سیستان و بلوچستان یا در آذربایجان (دورترین نقاط ایران) یک نفر دارد زحمت می کشد باید دیده شود.این یک سیستم می خواهد به نام بانک اطلاعاتی. یعنی ما وضعیت موجود را  بررسی کنیم و سپس به مرحله سازماندهی برسیم. خیلی ها ممکن است هیچ نیازی مالی نداشته باشند و به گفتن یک خسته نباشید راضی باشند اما همین خسته نباشید هم به آنها گفته نمی شود. یک سری بد اخلاقی ها در این حوزه وجود دارد که به نظرم ضربه اش را خانواده وزنه برداری می خورد. وقتی روی برنامه و هدف حرف می زنیم باید همدلی را از رییس تا مربی و ورزشکار ایجاد کنیم.در این زمینه نیاز به یک وفاق است که از منشا شروع می شود.رییس نقش پدر خانواده را بازی می کند و باید توانایی حل اختلاف ها میان بچه ها را داشته باشد. اینطور نباید باشد که مثلا به یک نفر امتیاز بدهد و از نفر دیگر امتیاز بگیرد.اگر برخوردها بهنگام و سنجیده باشد همدلی هم ایجاد می شود.

موردی هست که بخواهید به آن اشاره کنید. فضای انتخاباتی، نامزدهای انتخابی یا چیزی که از قلم افتاده باشد؟ 
امیدوارم اتفاق های خوبی برای وزنه برداری بیفتد. احساس می کنم خانواده وزنه برداری به یک پوست اندازی نیاز دارد. به تحلیل ها و نگاه های عمیق تر.این برای من یک روند مثبت است.بنده خودم به رایی که مجمع می دهد احترام می گذارم.ما با این نیت آمده ایم که برنامه و اهداف مان را ارائه کنیم و البته پاسخگو باشیم.آن هم به جامعه ای که نفراتش را اعضای مجمع تشکیل می دهنند.این پاسخگو بودن هدف اصلی ماست.بنده اگر رییس شوم از سایر کاندیدا دعوت می کنم تا از نقطه نظرات شان استفاده کنم.ما یک خانواده هستیم و باید این احساس را داشته باشیم که با همدلی می توانیم به موفقیت های بزرگی دست پیدا کنیم.

251 251

کد خبر 1275966

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =