یکی از سر ویراستاران دانشنامه دانش گستر معتقد است که در نظام آموزشی ما فکر استفاده از کتاب​های مرجع وجود ندارد.

زینب کاظم‌خواه: دانشنامه‌ 18 جلدی دانش‌گستر حاصل 8 سال کار مستمر 300 مولف و مترجم شناخته‌شده ایرانی است. این دانشنامه در 18 جلد و 15هزار و 200 صفحه با 67 هزار مدخل و 20 هزار تصویر منتشر شد. دانش‌گستر اولین دانشنامه‌ ایرانی است که همه مجلدهای آن به صورت یک جا منتشر شده است. با کامران فانی، کتاب‌شناس و یکی سرویراستاران اصلی این دانشنامه، محمدعلی سادات مدیر این پروژه و محسن خلیجی مدیر عامل موسسه دانش‌گستر درباره این اثر به گفتگو نشستیم.

چه شد که تصمیم گرفتید که دانشنامه دانش گستر را تدوین کنید در حالی که اول می​خواستید،دانشنامه «مصاحب» را به روز کنید؟
کامران فانی: درست است، اول قرار بود دایره‌المعارف فارسی «مصاحب» را روزآمد کنیم. این دانشنامه تنها دایره‌المعارف عمومی قبل از «دانش‌گستر» بود. تالیف دانشنامه «مصاحب» 50 سال پیش به همت ریاضی‌دانی که دقت و وسواس بی‌اندازه‌ای در مدیریت کار داشت و گروه برجسته‌ای که با او کار می‌کردند، تدوین شد. اما آسیبی که این دانشنامه دچارش شد، این بود که به زمان توجه نمی‌کرد. در سال 1335 تدوین این دایره‌المعارف آغاز شد و در سال 1345 اولین جلد آن منتشر شد، در سال 1356 نیز جلد دوم و در سال 1374 جلد سوم آن انتشار یافت؛ یعنی از جلد اول تا جلد آخر چهل سال به طول انجامید. در نتیجه این دانشنامه مشمول مرور زمان شد، یعنی گذشت سال‌ها باعث می‌شود که مطالب آن به یک معنی ناقص به نظر برسد.  

وقتی که موسسه دانش‌گستر تصمیم گرفت که دانشنامه جدیدی را تدوین کند، ابتدا قرار بر این بود که همین دانشنامه را به روز کنیم، فکر کردیم که با به روز کردن آن اشکالاتش رفع می‌شود. حفظ این نام با به روز کردن آن امکان پذیر می‌شد، به همین جهت با موسسه​ای که صاحب امتیاز آن بود صحبت‌های مفصلی در این زمینه داشتیم، با آن‌که تماما شرایط آن‌ها را پذیرفته بودیم، اما کار به سرانجام نرسید. پس از آن که دیدیم که امکان چاپ دانشنامه مصاحب نیست، تصمیم بر این گرفته شد که اصولا یک دانشنامه جدید را ترجمه و تالیف کنیم.اما هنوز معتقدم که دایره‌المعارف «مصاحب» باید به روز شود.

یکی از ویژگی‌های دانش‌گستر این است که به افراد زنده پرداخته شده است، چیزی که در دانشنامه‌های دیگر هرگز لحاظ نشده است، چه شد که این تصمیم را گرفتید؟
محمدعلی سادات: در ایران این سنت وجود ندارد که به  شخصیت​های زنده‌ هم در دایره‌المعارف‌ها پرداخته شود، اما در خارج این اتفاق رخ​ می​دهد و آن​هاشخصیت‌های زنده خود را معرفی می‌کنند. این کار امتیازاتی دارد؛ به دلیل امتیازاتی که این کار داشت، تصمیم گرفتیم که در زمینه دانشنامه با این کار بدعتی را در ایران بنیانگذاری کنیم.  هرچند نمی‌توان همه شخصیت‌های زنده را آورد و ناخودآگاه بعضی از قلم می‌افتند - که از قلم هم افتاده‌اند- به قول آقای فانی، هیچ دایره‌المعارفی هیچ‌وقت کامل نیست. دلیلش این است که دایره‌المعارف عمومی به همه چیز می‌پردازد. این دانشنامه هم به تدریج مسیر کمال خود را می‌پیماید. از حالا ویراست دوم این دانشنامه را شروع کرده‌ایم که در چاپ بعدی به آن اضافه می‌شود و افرادی که نامشان از قلم افتاده است، به دانشنامه اضافه خواهند شد.

بعد از این‌که دایره‌المعارف به پایان رسید فکر کردید که چه بحث‌هایی جایش در دانشنامه خالی است و یا از قلم افتاده است؟
سادات: در طول تدوین دانشنامه نیز بحث‌هایی  بود که از قلم افتادند، با آقای فانی مدام مدخل‌های از قلم افتاده را یادداشت کردیم، مدخل‌هایی که از قلم افتاده‌اند، باید اضافه شوند. دانشنامه «دانش گستر» مانند کودکی است که تازه به دنیا آمده است، باید از آن پرستاری کنیم تا روز به روز بزرگتر شود، موسسه بنا ندارد آن‌را رها کند. اگر کسانی ایرادهای کار را به ما یادآوری کنند، استقبال می‌کنیم. این وظیفه ملی است هر کسی که بتواند، دستی برساند. این کارها کارهای جمعی و گروهی است و نباید انتظار داشت که یک نفر این کار را انجام دهد.

از سوی دیگر دایره‌المعارف «دانش‌گستر»حکم یک کتابخانه را دارد و درباره بیش از 50 رشته علمی در آن مطلب آمده است و نیازهای فوری افراد را تامین می‌کند. این کتاب با توجه به نقشی که دارد؛ نه گران است و نه استفاده از آن خارج از عقل و منطق است.

سایت دانشنامه نیز راه افتاده است و ما از ویرایش‌هایی که مخاطبان گذاشته‌اند، در چاپ​های بعدی استفاده خواهیم کرد. با این که دانشنامه بیش از 10 بار خوانده و ویراستاری شده، باز اغلاط تایپی و چاپی در آن راه پیدا کرده است که در چاپ‌های بعدی آن‌ها را اصلاح خواهیم کرد.

در شاریط فعلی چه نیازی به وجود دانشنامه​ها هست و چه نقشی در جامعه دارند؟
فانی: در سی و چند سالی که در قسمت‌های مختلف فعالیت کرده‌ام، فهمیده‌ام که دایره‌المعارف‌ها می‌توانند چه نقشی در جامعه داشته باشند. استفاده از دایره‌المعارف نشان دهنده‌ این است که یک جامعه چقدر پویا و زنده و کنجکاو است. در واقع دایره‌المعارف‌ها دماسنج‌های فرهنگی یک جامعه هستند. متاسفانه در ایران، به ویژه در نظام آموزشی ما، این فکر که باید طرز استفاده از دانشنامه‌ها را بیاموزند وجود ندارد. اگر از دوره دبستان سوالی را از دانش‌آموزی بپرسید و از او بخواهید که دنبالش برود و پیدایش کند، اصولا برای یافتن جواب باید به کتاب‌های مرجع مراجعه کند و پاسخ خود را بیابد. معمولا کتب مرجعی هم که تدوین شده‌اند به سرعت قابل استفاده هستند. اگر جامعه ما، چه در خانواده و چه در مدارس و دانشگاه‌ها مساله استفاده از کتاب مرجع را جدی بگیرند، یکی از بزرگترین راه‌های پیشرفت جامعه را پیدا کرده‌ایم.

اما درباره‌ سابقه دانشنامه نویسی در ایران می‌توان گفت که بحث آموزش چندان چشمگیر نبوده است، هر چند معتقدم پس از انقلاب و در 30 سال اخیر ما شاهد دوران شکوفایی دایره‌المعارف نویسی در ایران بوده​ایم، قبل از انقلاب هم تلاش‌هایی شده بود،اما به این اندازه نبود.

اولین کوشش‌هایی که در ایران برای تدوین دانشنامه صورت گرفت به چه سالی بازمی‌گردد؟
فانی: در فرهنگ ایرانی و اسلامی، - به خصوص در دوران شکوفایی‌اش -  توجه به کتب مرجع و فرهنگ‌های لغت و زندگینامه‌ها فراوان بوده است، ولی از زمانی که دایره‌المعارف به سبک جدید در اروپا از قرن 18 آغاز شد و به ایران هم آمد، ما قدری غفلت کردیم. کشورهای عربی و ترکیه امروز از ما خیلی زودتر شروع به تدوین دایره‌المعارف‌ها کردند. اولین دایره‌المعارف ما مربوط به سعید نفیسی است که یک تنه شروع به تدوین آن کرد. حرف «آ» و «الف» آن منتشر شد، ولی مثل خیلی از دانشنامه‌های دیگر ادامه نیافت. این آغاز دانشنامه نویسی به سبک جدید در ایران است که به سال 1320 باز می‌گردد. بعد از آن لغت‌نامه دهخدا را داریم، درست است که این کتاب لغتنامه است و اسمش قدری گمراه کننده است، ولی مطالب غیر لغوی هم در آن موجود است. هر چند گفته می‌شود که لغت نامه نباید نقش دایره‌المعارف عمومی را دنبال کند؛ ولی چون هدف اصلی دهخدا این نبود که دایره‌المعارف بنویسد، اشکالات زیادی دارد. چنان چه که علامه قزوینی هم معتقد بود که کاش دهخدا فقط به لغت بسنده می‌کرد.

بعد از آن، چند دانشنامه ناقص اما تخصصی منتشر شد و توجه ما بیشتر متوجه دایره‌المعارف‌های تخصصی شد، این مساله در این سی سال اخیر رواج عام یافت به طوری که کسی به فکر تدوین دایره‌المعارف عمومی نبود. بعد از انقلاب دایره‌المعارف‌های تخصصی تدوین شدند، مهمترین آن‌ها «دایره‌المعارف بزرگ اسلامی» و «تشیع» و «جهان اسلام» بود که در کنار آن‌ها دایره‌المعارف‌های مختلف در حوزه‌های دیگر نیز منتشر شدند. اما فکر تدوین دایره‌المعارف عمومی بعد از «مصاحب» مربوط به «دانش‌گستر» است. متاسفانه فکر روزآمد کردن دایره‌المعارف مصاحب را هنوز ندارند، و فعلا تنها دانشنامه عمومی در دسترس همین دانشنامه‌ دانش گستر است.

در مورد واژه دانشنامه هم یک توضیحی باید بدهم. واژه دایره‌المعارف بسیار جدید است. لغت دایره‌المعارف را در قرن 19 از لغتی فرانسوی  یا انگلیسی (Encyclopedia) ترجمه کردند. در قدیم هیچ کتابی نداشتیم که اسمش دایره‌المعارف باشد. ولی اصطلاح دانشنامه بسیار قدیمی و به بیش از هزار سال قبل برمی‌گردد و به معنایی واضع آن ابن سینا است. او دانشنامه‌ای به نام «دانشنامه علایی» دارد که سعی کرده در آن مطالب مختلف را بیاورد. در ایران سعی شده به جای دایره‌المعارف، اصطلاح دانشنامه در کنارش به کار رود، و هر دو رایج هستند.

یکی از دلایلی که باعث شد که این دانشنامه زود به نتیجه برسد و 18 جلد آن یکجا منتشر شود، به سرمایه گذار​آن که بخش خصوصی بوده، برنمی​گردد؟
خلیجی: این موضوع تا حد زیادی درست است. مدیریت بخش خصوصی، کارآمدی و بهره‌دهی را در نظر داشته است تا دانشنامه فورا در اختیار کاربران قرار گیرد. تصمیم‌گیری و مدیریت در بخش خصوصی برای هرچه زودتر به ثمر رساندن همیشه مد نظر بوده​است. بودجه‌ای که برای این کار گذاشته شد، در مقایسه با دیگر دایره‌المعارف‌ها، خیلی کم بوده است. دایره‌المعارف‌هایی هستند که 30 سال است که روی آن‌ها کار می‌شود و سرمایه‌های کلانی هم صرف شده، اما هنوز به طور کامل در اختیار مردم قرار نگرفته است، البته از حق نمی‌توان گذشت که کار آن‌ها تخصصی است.

سادات: در این کار بخش خصوصی سرمایه‌گذاری کرد و اصلا به فکر برگشت سرمایه‌اش نبود، اما کی شده که یک شرکت خودرو سازی به کار فرهنگی کمک کرده باشد. جامعه‌ای که به دنبال توسعه پایدار است، باید به دنبال دانشنامه و کتاب‌های مرجع برود، نمی‌شود جامعه‌ای دنبال توسعه پایدار باشد و از این موضوع غفلت کند، کدام یک از شرکت‌های بزرگ که سود کلان می‌برند؛ درجامعه ما و در کارهای فرهنگی نقشی داشته‌اند؟

 یکی از عمده‌ترین انتقاداتی که به این دانشنامه وارد شد مربوط به آوردن شخصیت​های مختلف بود ،این که شما مشاهیری را که معرفی کرده​اید در یک سطح نیستند؟
سادات: این مساله وجود دارد و معمولا بعضی از افراد، اعتراض می‌کنند که چرا برخی از شخصیت‌هایی که معرفی کرد‌ه‌اید، در جمع شخصیت‌های علمی و مذهبی والامقام هستند و شخصیت‌هایی را هم در کنار ‌آن‌ها معرفی کرده‌اید که در آن سطح نیستند و آن‌ها را در کنار این شخصیت‌ها قرار داده‌اید، آیا بهتر نبود که آن‌ شخصیت‌ها را در کنار این افراد قرار نمی‌دادید؟

در مواجهه با این مساله اول باید دید رسالت دایره‌المعارف چیست. آیا رسالتش این است که فقط شخصیت‌های والامقام را معرفی کند؟ این کار را خیلی‌ها کرده‌اند. رسالت دانشنامه این است که واقعیت‌های موجود جامعه را معرفی کند؛ یک هنرپیشه، هنرمند و عکاس ماهری که در جامعه بوده و نقش ایفا کرده را هم باید معرفی کند.

اگر شما صدام، هیتلر و استالین را معرفی می‌کنید، این به معنای مدح آن‌ها نیست؛ معرفی واقعیت‌های موجود جهان است. ما در این دایره‌المعارف‌، ائمه را هم معرفی کرده‌ایم. این‌ها مانعه‌الجمع نیستند که افرادی را معرفی کردیم، دیگران را معرفی نکنیم. این چیزی از ارزش و بهای آن شخصیت‌ها کم نمی‌کند. رسالت دایره‌المعارف این است که شخصیت‌های موجود را معرفی کند. ما باید عادت کنیم  و  نقش دایره‌المعارف​ها را بپذیریم.

 با توجه به پیشرفت جهان و استفاده از اینترنت و کامپیوتر، فکر نمی‌کنید که انتشار دانشنامه به صورت لوح فشرده یا در فضای مجازی کاربرد بیشتری نسبت به انتشار بر روی کاغذ داشته باشد؟ ضمن این‌که اگر جوانان بخواهند از آن استفاده کنند ترجیح می‌دهند که از کامپیوتر استفاده کنند، چرا که امکانات راحت‌تری را در اختیار آن‌ها می‌گذارد. آیا زمان انتشار دانشنامه‌های کاغذی به سر نیامده است؟
فانی: این سوالی جهانی است که آیا با این شیوه جدید اطلاع رسانی در فضای مجازی،  گامی که بشر در 4 هزار سال پیش برداشت و فرم کاغذ و کتاب را اختراع کرد، تمام شده است؟

در اوایل سال 1990 که کامپیوتر همگانی شد، مساله دنیای بدون کاغذ خیلی مطرح شد، که با این شیوه الکترونیکی ما به کاغذ احتیاج نداریم، یعنی مطالب ما به جای این‌ که با حروف سربی چاپ شود و بر روی کاغذ حک شود و به صورت کتاب دربیابد،می تواند به صورت الکترونیکی منتشر شود.به همین خاطر خیلی​ها به این نتیجه رسیدند که فرم قدیمی و بسیار محترم  کاغذی باید کم کم بازنشسته شود. در عمل اما پاسخی که جوامع پیشرفته به این سوال داده‌اند، چه بود؟ ما دیدیم که جامعه هیچ‌وقت به جامعه بی‌کاغذ تبدیل نشد و  تا جایی که آمار نشان داده، رشد چاپ‌های کاغذی افزایش هم یافته است. بنابراین در این مورد این سوال دیگر مطرح نمی‌شود.

این موضوع در مورد رمان تقریبا حل شده و معلوم است که کسی از طریق کامپیوتر رمان خوان نشده است. اما مساله کتاب‌های مرجع که کتاب‌های مفصلی هستند،فرق می​کند.کشورهای بسیار پیشرفته مثل امریکا و انگلیس و فرانسه که دایره‌المعارف داشتند، هم دایره‌المعارف‌های کاغذی‌شان را حفظ کرده‌اند و هم به شیوه​های نوین روی​اورده​اند. الان که قرن 21 است، فرم چاپی بریتانیکا و لاروس را هنوز داریم؛ حالا ما چقدر از آن‌ها جلوتر هستیم که فرم مانوسمان را کنار بگذاریم؟

مساله دیگر این است که هر دو فرم را  کنار هم بیایند. نباید فراموش کرد که شما باید اطلاعاتی داشته باشید، یعنی این اطلاعات باید اول تهیه شده باشد که بعد در قالب لوح فشرده منتشر شود. در ایران فقط دایره‌المعارف مصاحب کار شده بود. چه چیز را روی سایت می‌گذاشتیم؟ اولین کار مهم یک جامعه این است که این مواد را تهیه کنیم، بعد روی سایت بگذاریم. دوم این‌که اطمینان به این سایت‌ها وجود ندارد. الان خیلی از اطلاعات را از گوگل می‌گیرند، ولی فرق آن این است که آن‌ها کنترل شده نیست، مراجعه کننده از کجا می‌داند که همه این اطلاعات درست است و از زیر نظر یک گروه گذشته است. اگر اطلاعات قدیمی داشته باشید می‌توانید انتخاب کنید، اما اگر نداشته باشید گیج می‌شوید، و نمی‌دانید که کدام اطلاعات بهتر است. با این مسایل وظیفه ما این است که اطلاعات و علم را تولید کنیم و بعد تصمیم بگیریم در چه قالبی آن‌را عرضه کنیم. به نظر من چون هیچ جامعه‌ای آن‌قدر الکترونیک نشده که این قسمت را کنار بگذارد، هر دو فرم در کنار هم عرضه شود، هم کاغذ و هم لوح فشرده.

چرا دانشنامه دانش‌گستر به شکل لوح فشرده منتشر نشده است؟
فانی: اما این‌که چرا دانشنامه دانش‌گستر به شکل سی دی منتشر نشده ، به مشکلی بر می‌گردد که در ایران بیشتر از کشورهای دیگر با آن مواجه هستیم. این‌که هیچ اطمینانی نیست که ا سی دی کپی و قاچاق نشود. دایره‌ المعارف اسلام در فرانسه چاپ شد و به صورت سی‌دی نیز منتشر شد، قیمت این دایره‌المعارف 300 دلار است. ولی قفل این سی ‌دی در ایران، شکسته شد و 5هزار تومان فروخته می‌شود. اگر در خارج به آن صورت در می‌آورند، قیمتی می گذارند که بیارزد.

در ایران تا زمانی که کپی‌رایت و مالکیت فرم‌های جدید رعایت نشود، هیچ ناشری جرات نمی‌کند کارش را به این فرم چاپ کند؛ زیرا تضمینی در این زمینه وجود ندارد. فرهنگ معاصر این کار را کرد، سی دی «فرهنگ هزاره» را تولید و منتشر کرد ولی بعد از دو هفته دید که سی‌دی آن تکثیر شده است.

قبول دارم استفاده از این طریق سریع‌تر و راحت‌تر است، ولی چند مساله دارد، یکی این‌که انس با کتاب و کاغذ در خاطره‌ ازلی ما مانده است. هزاران سال است که بشر با این فرم انس داشته و نمی‌تواند یکباره این عادت لذت‌بخش را فراموش کند و دیگری همان بحث کپی رایت است.

این طور نیست «دانش گستر» در فضای مجازی منتشر نخواهد شد، فرم فعلی دو اشکال دارد؛ یکی این‌که که قیمت آن برای جوانان و قشر متوسط گران است و دیگر در آپارتمان‌های کوچک دانشنامه 18 جلدی جاگیر است، طبیعی است که سی‌دی کار را راحت می‌کند.  شاید درآینده نزدیک فرم‌های دیگر دانشنامه نیز عرضه شود.

به غیر از لوح فشرده و کتاب که الان منتشر شده، چه بسته‌های دیگری از دانشنامه در آینده منتشر خواهد شد؟
سادات: ما در آینده یک دانش‌نامه یک جلدی از این دانش‌نامه را ارایه خواهیم داد که 1200 صفحه خواهد بود. که اگر کسانی نمی‌توانند هر 18 جلد را تهیه کنند و یا می‌خواهند به طور خلاصه جواب‌هایشان را پیدا کنند، آن‌را تهیه کنند. بعد از آن هم دانشنامه‌های موضوعی از این دانشنامه منتشر می‌شود. ممکن است کسی نخواهد 18 جلد را تهیه کند، مثلا کسی می‌خواهد در حوزه فلسفه دانشنامه داشته باشد، ما این امکان را به این افراد با دانشنامه‌های موضوعی خواهیم داد.  

با وضعیتی که در دانشنامه‌نویسی شکل گرفته آینده دانشنامه نویسی در ایران چطور می بینید؟
خلیجی: پیشرفت هر جامعه از گذشته‌های دور تا امروز، مبتنی بر دانش بوده ست و پیشرفت بشر و حضور بشر روی زمین با دانش شروع شده است. پایه پیشرفت بشر در تمام عرصه‌ها مبتنی بر دانش است. مسلمانان بعد از قرن 4  و5 که عصر طلایی دوران اسلام بود، به این علت به افول گراییدند که دانش خود را گسترش ندادند و وابستگی علمی در جهان اسلام و ایران به وجود آمد. این عقب ماندگی را چگونه باید جبران کرد و آن خلایی که از قرن پنجم در جهان اسلام و ایران به وجود آمده را چگونه باید پر کرد؟ راه دیگری ندارد الا این که دانش‌های بشری گسترش یابد، دانش‌های بشری به صورت تخصصی گسترش می‌یابد، ولی جامعه به بسته معرفت‌شناسی احتیاج دارد تا کلیاتی از علم بداند و این کلیات در دایره‌المعارف‌ها پیدا می‌شوند. بخش عظیمی از  میدان وسیع علم می تواند در حوزه دایره‌المعارف‌ها قرار بگیرد. تمام کشورهایی که از نظر علمی پیشرفته هستند، دایره‌المعارف‌های متعدد و گسترده دارند و هنوز هم این موضوع فروکش نکرده و هر سال دایره‌المعارف‌های تازه، تولید می‌شود. ایران بعد از انقلاب اسلامی شدیدا به جبران خلا علمی که در گذشته اتفاق افتاده نیاز مبرم دارد؛ زیرا قدرت در مفهوم عام آن در گرو دانش است. دایره‌المعارف‌ها این زمینه‌ها را آماده می‌کنند. کشور ما برای پیشرفت علم نیاز مبرم به دایره‌المعارف‌نویسی دارد و در بین این دایره‌المعارف‌ها، دایره‌المعارف‌های عمومی اهمیت ویژه‌ای دارند؛ زیرا مخاطب آن عموم جامعه است.

سادات: در بحث‌های توسعه، از توسعه دانش محور صحبت می‌شود، و می‌گویند که  توسعه دانش محور می‌تواند توسعه پایدار باشد. یکی از راه‌های توسعه، توسعه کتاب‌های مرجع به ویژه دایره‌المعارف‌های عمومی است. افکار عمومی یک جامعه که سازنده بدنه جامعه است، از طریق دانشنامه عمومی، عملی‌تر و ارزان‌تر تغذیه می‌شوند.  بنابراین دانشنامه عمومی از این جهت اهمیت دارد، امیدواریم که حاصل زحمات دوستان ما که در این زمینه وقت و انرژی گذاشته​اند، قدمی باشد برای  توسعه دانش در بین اقشار مختلف مردم باشد.

شخصا برداشتم این است که تا 40 یا 50 سال آینده بسیار بعید است که دوباره چنین مجموعه‌ای منتشر شود، زیرا کار بزرگی است. عشق ودرک وانگیزه‌ باعث می‌شود که کاری صورت گیرد، فکر می کنم  دولت  هم وظایفی در برابر این محصولات دارد.دولت باید از این کارها حمایت کند تا دیگران هم تشویق شوند دست به انجام چنین کارهایی بزنند. ما تاجایی که توانستیم تلاش کردیم که کارمان را به درستی انجام دهیم.

فانی: این طور نیست که چیزی نداریم، اگر هم داشته باشیم آیا خواهان هستیم. الان آبی وجود دارد آیا جامعه آن‌قدر تشنگی دارد که آن را جذب کند؟ آیا کتابخانه‌ها که تهیه کتب مرجع را بر عهده دارند این کتاب‌ها را تهیه می‌کنند. آیا موسسات پژوهشی این کار را می‌کنند؟ فقط مساله این نیست که ما نداریم، مساله این است که خیلی چیزها را داریم ولی خواهان آن نیستیم. معتقدم که این فرهنگ هم باید در ما شکل گیرد که وقتی زحمتی کشیده می شود، مردم هم پاسخگو باشند. وقتی حاصل کار 300 نفر برای 3 هزار نفر چاپ می‌شود، من احساس می‌کنم وقتم را تلف کرده‌ام. امیدوارم این تشنگی در جامعه ما به وجود بیاید و مردم پاسخگوی این همت‌ها باشند و به طریقی نشان دهند که قدر این‌ها را می​دانند.

52144

کد خبر 127703

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام IR ۱۷:۴۲ - ۱۳۸۹/۱۱/۱۶
    1 0
    دست مریزاد به جناب آقای فانی و همکاران گرامیشون که به یک نیاز فرهنگی جامعه ما پاسخی درخور دادند