با علیرضا استکی، از امیر علی اکبری تا انتخابی المپیک

علیرضا استکی سرمربی تیم ملی بوکس ایران که مهمان ما در کافه خبر بود از امیرعلی اکبری و مسابقات هنرهای رزمی ترکیبی (ام‌ام‌ای) گفت.

فرهاد عشوندی- مرتضی رضایی: علیرضا استکی بوکسور اسبق تیم ملی ایران و سرمربی کنونی تیم ملی، دوباره به بوکس برگشت تا بتواند بوکس ایران را در المپیک به مدال برساند و تاریخ سازی کند. استکی که پیش از این با امیر علی اکبری، فایتر ایرانی کار می کرد و مربی او بود به خبرآنلاین آمد و مهمان ما در کافه خبر بود.
-می خواهیم از برگشتتان شروع کنیم. اینکه اصلا چه شد که شما به تیم ملی و بوکس برگشتید؟
من از سال 85 به مدت 12سال در تیم ملی هم بدنساز و هم مربی بودم. به بچه ها کمک می کردم و برایشان میت می گرفتم. به خاطر علاقه زیادی که به مربیگری داشتم، خیلی سعی می کردم که همه چیز را بفهمم. به هر حال توانستم در این زمینه یک مقدار پیشرفت کنم و کار کنم و یاد بگیرم. چون به نظرم در این کار حتی تا لحظه ای که می خواهند تو را در قبر بگذارند، باید یاد بگیری و هر چقدر که جلوتر می آیی تازه می فهمی که در این کار هیچی نیستی. چون دنیای بزرگی از علم و تجربه است. در سال 96 خب یکسری تغییرات در فدراسیون بوکس به وجود آمد. ما دیگر نتوانستیم با آقای داوری، که ایشان هم آدم خوبی بودن و شاید ما هم نسبت به ایشان عجله کردیم، نتوانستیم کار کنیم. از یک سال قبلش هم من با امیرعلی کار می کردم و خیلی خوب شده بود. من تمام فوکوسم را گذاشتم که امیر علی بالا بیاید. چون کشتی او در حد بی نظیری بود و جنم لازم را داشت. بعد دیدم که حیف است که این بچه بوکسور نشود. دو سال و نیم تمام وقتم را روی امیرعلی اکبری گذاشتم و با تمام وجود در کنارش بودم. اصلا خیلی هم کاری به بوکس نداشتیم.
-پیشنهاد شما بود که ایشان به  ام ام ای بیاید؟
نه در آن بود که من آمدم. یک آقایی به نام امیرعلی بهزادی،که ایشان از منیجرهای خیلی قوی در آن طرف دنیا هستند، از یک شرکتی به نام پارادایم،که کار منیجمنتی انجام می دهد، آمده بود تا ببیند این کشتی گیری که محروم شده است چه کسی است؟ بعد او را به تایلند فرستادند و حدود یک سال در تایلند بود و با اصول ام ام ای آشنا شد و بعد به ایران آمد. چند وقتی با اکثر مربی های ایرانی کار کرد و بعد هم به من گفت که اگر امکانش وجود دارد به من کمک کن. ما هم شروع به کار کردیم و من دیدم که خیلی استعداد دارد و خوب تمرین می کند، دیگر خودم را وقفش کردم و همیشه در این دوسال کنارش بودم. برای من مثل پسرم و یا برادر کوچکترم بود. در 11بازی با من بود که 10تای آن را برد و فقط یکی را باخت. حتی خونی از بینی اش نیامد. فقط در آن بازی که با کوکا بازی کرد و در آن یک مشت خورد که آن اوایل قضیه بود. حتی در این بازی آخر همه فکر می کردند حریفش خیلی آسان است اما اینطور نبود بلکه امیرعلی خیلی خوب شده بود. دیگر از او می ترسیدند و اگر حواستان بود در آن بازی خیلی به پایش هجوم برد تا او را به زمین بزند ولی نتوانست. آخر هم با مشت ناک اوتش کرد. من دیدم که کار به جایی رسیده است که امیرعلی نمی تواند گلیمش را از آب بیرون بکشد و به هر حال دارد کار انجام می دهد و از آنطرف یکی از مسئولان فدراسیون به من گفتند که ما نیاز داریم که به بوکس برگردی و به عنوان مدیر تیم های ملی به ما کمک کنی. البته این بحث از خیلی قبل تر شده بود.
-یعنی این جدایی بدون هیچ اختلافی بود؟ یک شایعه ای پخش شده بود که شما با آقای امیرعلی اکبری به اختلاف خوردید و آقای اکبری هم یک نشست خبری برگزار کرد و کمی صحبت کرد.
نه اصلا اختلاف نبود و الان هم با هم دوست هستیم و من او را دوست دارم و برایش آرزوی موفقیت می کنم. اصلا هیچ ربطی به امیر نداشت و جدا شدن پیشنهاد من بود و مدرکش هم وجود دارد. اگر از خود امیر بپرسید به شما می گوید. چون من خودم خواستم که از او جدا شوم. از چند وقت قبل هم در زمانی که آقای احدی سرمربی بود،حرفش بود که من مدیر تیم های ملی بوکس شوم. ولی خب من با خودم اگر الان بروم از این طرف مانده می شوم و سعی کردم این تصمیم را به بعد از بازی آخر که در اسفند ماه برگزار شد موکول کنم و بعد پیشنهاد فدراسیون قبول کردم و به عنوان مدیر تیم های ملی شروع به کار کردم تا زمانیکه مربی خارجی بیاید. به هر حال الان در وضعیتی هستیم که مربی های خارجی هم کمتر می توانند به ایران بیایند و کار کنند.ما تا روز آخر حتی بلیط هتل آکادمی را هم رزرو کرده بودیم و همه کارها را انجام داده بودیم تا اینکه شب پیام فرستاد و گفت که من مریض هستم و نمی توانم بیایم.خب من هم که کار را داشتم به جلو می بردم که آقای سوری از من خواشتند که تیم را دست بگیرم و تا جهانی با آن کار کنم. با اینکه اصلا دلم نمی خواست به عنوان سرمربی فعالیت کنم و می دانستم که در این شرایط سرمربی تیم ملی بزرگسالان بودن کار خیلی سختی است و تحت فشار هستم .و به هر حال یکسری دوست و یکسری مخالف دارم.و البته کار هم کار سختی است. ولی خب خواست بچه ها هم این بود. شما اگر با تک تک بچه های تیم ملی صحبت کنید می بینید که خواست آنها هم این بود که من ادامه بدهم تا اینکه تیم به جهانی برود. زمانیکه به جهانی می خواستیم برویم همه به ما می گفتند که نروید و در شب اول همه ناکوت می شوید. ولی من گفتم نه و در این جهانی برای ما نه بحث مدال مطرح بود و نه سهمیه. چون که اصلا سهمیه نمی دادند. فقط به نظرم این به بوکس ایران حدود دو تا سه سال کمک می کند و باعث می شود که از لحاظ روحی و روانی این بچه ها ببینند که کجای دنیا قرار دارند و حتی برای حریف تمرینی هایشان هم خوب است. و ما به این مسئله نیاز داریم. و بر روی این موضوع خیلی پافشاری کردم و بالاخره با وجود اینکه شرایط اقتصادی فدراسیون خوب نبود، ولی آقای سوری زحمت کشیدند و تیم را فرستادند. در عرصه جهانی حتی اگر بخواهید با تیم آسان هم بازی کنید، یک مقداری از لحاظ روحی و روانی به آدم فشار می آید. یعنی اگر به شما بگویند با کوبا یا ازبک که مهد بوکس هستند بازی کن، شب ساعت 10 خواب هستی ولی وقتی که می گویند با عربستان یا کویت بازی کن تا صبح از استرس اینکه نکند که جلوی اینها خراب کنی و ببازی، خوابت نمی برد. چون به هر حال شما وقتی به کوبا می بازی به کوبا باختی و وقتی که به عراق ببازی، به عراق باختی. فرقش این است. خب قرعه شاهین و احسان خوب بود و مسیرش طوری بود که می توانست مدال بگیرد. قرعه محمد شوریان طوری بود که تا قبل از مدال می توانست جلو برود. یعنی ما می توانستیم تعداد بردمان را دو انگشتی کنیم یعنی به تعداد دو تا انگشت دست برسانیم.


-به نظرتان حق احسان را خوردند؟
در بازی اول که مسلم مقصودی با تایلند بازی کرد و خیلی هم خوب بازی کرد و ما با قدرت بالا رفتیم ولی دست حریفش را بالا بردند. ما چهار ساعت در سالن ماندینم و هزار دلار هم دادیم و اعتراض کردیم تا این مسئله بررسی و دیده شود. وقتی به آنجا رفتیم بعد از چهار ساعت به ما گفتند که ما شرمنده ایم و پولتان را هم بگیرید ولی نمی توانیم بازی را برگردانیم. .واقعا هم در این جا فقط یک بار بازی برگشت و آن هم بازی روسیه با انگلیس بود که 3-2 به نفع انگلیس شد که اعتراض کردند و چون شهرشان بود بازی را برگرداندند و به نفع روسیه شد. بازی های نزدیک را به ما نمی دهند. بازی های نزدیک را به ما نمی دهند، یعنی الان اگر من رزولت بچه ها را بدهم، یک داور کانادایی در دو بازی بچه های ما یعنی احسان و شوریان، 27-30 داده است. 27-30یعنی فاحش یا مثلا سه به هیچ.ولی مابقی 29-28 داده اند یعنی اگر این 29-28 می داد یعنی حتی به ضرر ما هم می داد، باز هم ما برنده بودیم. سه تا بازی را ما 3-2 واگذار کردیم.بازی های نزدیک را به ما نمی دهند به دلیل اینکه هنوز بوکس ایران دیده نشده است ولی این سری تو چشم آمد و واقعا دیده شد. من سه تا مصاحبه دارم که البته این هم پیشنهاد یک خبرنگار از ایران بود که یکسری صدای اسپانیولی و کوبایی فرستاد، من با سرمربی کوبا که قبلا مربی خودمان بود و سرمربی تایلند و خیمینس سرمربی خودمان که قبل ما بود، مصاحبه کردم. هر سه تا مصاحبه را اگر بخوانید می بینید که همه آنها حرفشان این بود که بوکس ایران خوب است و پیشرفت کرده است و مربی ها با دل و جان کار می کنند و سطحشان خوب است ولی نیاز به بازی های تدارکاتی دارید. و واقعا تا بچه ها ما بازی های تدارکاتی زیادی را نبینند و این برای شان صرف نشود، مسلما آن اعتماد به نفس در بچه ها ایجاد نمی شود. اگر این اعتماد به نفس به وجود بیاید و آن همفکری و همدلی باشد مسلما تا المپیک اتفاق خوبی برای ما رخ می دهد.
-.  من می خواهم یک موضوع را واضح برای من توضیح دهید. خب این سری مسابقات مهم تان پخش شد ولی من متوجه نشدم که چراکه هر وقت ما باختیم گفتید ناداوری است. یعنی نفهمیدیم اونی که میزنیم چه طوری امتیاز دارد و یا آن که می خوریم کدام است
-قبلا در جلوی پای مربی ها یک مانیتور بود شما می دیدید که مثلا ضربه ای که می زنید که یک پوئن بالا می روید. یا مثلا 10-3 عقب هستید و می جنگیدی تا آن را به 10-10 برسانید خب بعد این را در قالب حرفه ای بردند. و تا پایان راند آخر ما هیچی نمی فهمیم. البته خیلی ها هم اعتراض می کنند ولی هیچ کاری هم نمی توانیم بکنیم. اصلا مشخص نیست که راند اول را بردی یا راند دوم و یا راند آخر. به هر حال آنها برای اینکه بتوانند هر کاری که می خواهند بکنند خیلی این را شفاف نمی کنند. به هر حال بوکس یک مافیا دارد. ولی حسنی که ما در مسابقات بعد داریم این است که زیر نظر آیوسی می آید و از زیر نظر آیو ای بیرون می آید و این خودش خیلی به ما کمک می کند. هم در چین که کار ما  برای سهمیه سخت است  و هم در پاریس که در اردیبهشت ماه است و برای سهمیه المپیک خیلی کارمان سخت است. به هر حال اولی سخت است ولی دومی یک مقدار راحت تر از اولی است.
-خب به هر حال توکه در رینگ هستی که می دانی کجا زدی و کجا خورده ای.
بله دیگه خب ما هم وقتی در جایی می گوییم حق ما بود.مثلا بازی کاظم زاده  و رمضان پور را من هیچ وقت نگفتم که حق ما را خوردند ولی واقعا سه تا از بوکسورهای ما می شد که راحت دستشان بالا برود. بازی هایی را که می زدند را امتیاز نمی دادند. پنج تا داور نشسته اند و سلیقه ای یک امتیازی میدهند.
-در تکوندو الان به یک مرزی رسیده اند و منطقی دارد.

دیگر. ما تا لحظه آخر نمی فهمیم. یعنی من مربی فقط تعداد ضربات را میشمارم ومثلا میبینم که 11تا مشت جلو هستم و برآورد می کنم و به دستیارم می گویم که بازی را بردیم  بعد بالا می رویم و می بینیم که دست حریف را بالا برده است. مثلا اگر بازی تایلند را شما ببینید که حق ما را خوردند، یعنی به آن بازی دادند و رفت و به ارمنستان خورد و ارمنستانی سوم جهان شد. حق تایلندی را هم ارمنی ها خوردند. نه اینکه فقط برای ما پیش بیاید حق هر کسی ممکن است که خورده شود. 
-یعنی قصه این است که سلیقه ای است؟
بله سلیقه ای است. به هر حال نمی توانم به این جامعه بگویم که تبانی می کنند ولی به هر حال ممکن است مشت های تو را نبینند.
-شرط بندی می کنند؟
نمی دانم واقعا هنوز این مسئله برای خود ما هم حل نشده است که چگونه این اتفاقات پیش می آید.خیلی واضح حتی شما که تماشاچی هستی هم می توانی بفهمی که بازی را بردی یا باختی. 


-الان هم چنان آقای سوری در فکرشان است که مربی خارجی بیاورد؟
نه ایشالله تا دو تا سهمیه بعدی هم با هم هستیم و قرار است تا المپیک ما همکاری کنیم و ما هم برنامه های مان را ارائه کردیم. ایشالله سهمیه خوب که بگیریم تا المپیک کنار تیم ملی هستیم و تا بعدش که ببینیم خدا چه می خواهد.
-خیلی برای من عجیب بود که مسابقات را لایو می رفتید و حتی در بازی دوستانه همین گوشی دستت بود و وسط مسابقه می گفتید که حالا این را لایو ببینید و حریف تایلندی که داشت با کاظم زاده مسابقه می داد را معرفی می کردی و هم زمان هم می گفتی که مستقیم به صورتش بزن. یعنی هم زمان هم گزارش و هم کوچ می کردی.می شود که بگویید چرا این کار را میکنید؟
این ها ناخودآگاه است و یک اتفاق خدادادی است که لطف خدا شامل من شده است و خودم یک تریبونی شده ام که می توانم مثلا یک خبر در سایتی 4000 بیننده دارد و من همان خبر را استوری می کنم و 18000 بیننده دارد و البته بعضی خبرها حتی 60000 نفر دیده اند و 100000 بار تکرار می شود.منظورم این است که مردم از ما استقبال کرده اند و این چیزی که برای من مهم بود این بود که مردم این بوکس را دیدند و حدودا 44000 نفر آمدند و ما را مورد عنایت خود قرار دادند و تعداد زیادی کامنت و دایرکت خوب داشتم  که همه گفتند بچه ها خوب بودند و دمتان گرم. ما باید ببینیم خب چه کار هم داریم می کنیم.یک بحثی که داریم که مثلا یک قرارداد کلان جلویت می گذارند و می گویند که مثلا آقای فلانی بیا این یک میلیارد را بگیر و یک سال با تیم ملیما کار کن. ولی یک وقت هایی هم وجود دارد که تو فقط دلی کار می کنی و برای وطنت کار می کنی، من از این نوع آدم ها هستم و هیچ وقت خودم را با پول مقایسه نمی کنم و می گویم اگر قرار است که کاری برای تیم ملی انجام دهم با دل و جانم انجام می دهم. به هر حال آن زمانی که من در سالن خاک می خوردم، هیچ کس نمی آمد حتی کسی در را هم نمی زد تا حال ما را بپرسد.این قضیه که می گویید برای آن خاک خوری ها است.
-این فالوورها از باشگاه برایتان ایجاد شدند یعنی آن زمانی که شما رفتید و مربی بدنسارزی شدید، یا آن دوره که با امیر کار می کردید رویش تاثیر گذاشت؟
امیر مارکتینگ خیلی خوبی بود برای این که مردم دنبال می کردند. من یادم است زمانی که امیر وارد اینستاگرام و فضای مجازی شد، با 7،8هزارتا شروع کرد و الان یک میلیون  و هشتصد هزارتا فالوئر دارد و حداقل از این تعداد هشتصد هزار تا دوستش دارند. به هر حال امیر مارکتینگ خوبی بود و ملی شد الان جز مخافر ملی است و در خیابان که راه می رودهمه می خواهند با او عکس بگیرند. خب ما چون از ابتدا با هم شروع کردیم و همه مسابقات را با هم بودیم حالا او فایتر بود و من مربیش بودم. خب به خاطر استایل و قیافه و هر چیزی که شما فکرش را کنید اینها کم کم جذب شدند و بوکس تیم ملی هم کمک کرد ولی خب در این 3،4 سال هر کاری کردیم خواستیم که مردم ببینند.
-قبل از اینکه آقای ناطق کسالتشان زیاد شود ما با هم گپ و گفت می کردیم و درباره بوکس حرف می زدیم در همه این سالها بزرگترین حسرت همه شما چه در زمانی که ورزشکار بودید و چه بعدش که مربی شدید،  نگاه منفی ای بوده است که مدیران ورزشی  و رسانه ملی به بوکس داشتند و آن را یک ورزش خشن می دانستند و در مقابل ورزش هایی که حتی از بوکس هم خشن تر هستند شما همیشه مهجور بودید و مسابقات پخش نمی شد و اگر هم پخش می شد بازی های خاصتان بود. و همیشه میگفتید که آن پیشرفت اتفاق نمی افتد ولی الان فکر می کنم که خود شما دارید با کمک قدرت رسانه های جدید این ورزش را گسترش می دهید و به مردم نشان می دهید که بچه هایتان چه کار می کنند. به نظرم این یکی از تارگت های شما در کنار فنی ها است.
دیده شدن آرزوی هر آدمی است. مثلا یک خبرنگار وقتی خبر خوبی می دهد و هیجان به پا می کند دوست دارد که دیده شود.همین طور یک مربی و راحت نمی تواند زندگی کند.
-خب این گونه ورزش ها خیلی هم درآمد خوبی دارند یعنی ممکن است مبارزه ای تا 300هزار سود داشته باشد و ما سالها بچه های مان را از این پول ها محروم کردیم و شاید خیلی از بچه ها مثل خود شما، حسین توکلی و یا بچه های دیگر که بدنشان می خورد و اگر می رفتند که فن یاد بگیرند. این اتفاقی که برای امیر افتاد خب برای بقیه هم می افتاد. خیلی از بوکسورها و کشتی گیرها و حتی وزنه بردارهای مان می توانستند پیشرفت کنند. در این زمان شما حسرت آنها را می خورید یا مثلا به مسئولان ورزش بخواهید بگویید که الان دیدیم که این اتفاق خوب است.
حتما باید یک اتفاقی بیفتد یعنی یک انجمنی بیاید و این بچه ها را جذب کند تا گیر کلاهبرداران و آدم هایی که از این موضوع سواستفاده می کنند، نیفتند. یک انجمنی درست کنیم و یک رئیس و دبیر و ... بگذاریم و زیر مجموعه یک فدراسیونش کنیم تا این قانونی شود. به نظر من اتفاق خیلی خوبی است. چون پول ها یا فایت مانی هایی که به این بچه ها می دهند نه قمار و نه شرط بندی است. هر چه که هست در فوتبال هم وجود دارد، خب چقدر هست؟ ولی خب طبق قرارداد به ورزشکار یک پولی می دهند که نه قمار و نه شرط بندی است. یک قرارداد با شما می بندند و می گویند که اگر شما در این مسابقه شرکت کنید 20000 دلار و اگر ببرید 40000 و اگر ناکوت کنید 50000 می گیری. حالا این 50 تا ضربدر 2،3یا 4 کنید به مراتب بالاتر می رود . طرف خیلی اسمی باشد مثلا می گویند که تو یک میلیون دلار میگیرید و ما از اینجا به حسابت می ریزیم. خب ما جوانان و گردن کلفت های زیادی در این مملکت داریم که از دیوار آجر را بیرون می کشند، ولی خب الان مانده اند،چرا؟چون یکی نیست که این ها را هدایت کند.
-یا اگر هم می روند مثل ماجرای ارمنستان و آن دختر بچه می شود
درسته. این ها هدایت نمی شوند ولی اگر هدایت شوند و راه را به آنها نشان دهند، خب چرا که نه. آقای قلی پور قهرمان چند دوره جهان شد و الان در ام ام ای کار می کند. ولی دید که ووشو با این که درآمدش از بوکس بیشتر است ولی درآمد آنچنانی ندارد. و شاید 4تا مسابقه بدهد 400،500 هزارتا گیرش بیاید، خب زندگی اش عوض می شود. 
-تازه با این که قلی پور خیلی ووشو کار خوبی هم بود و فکر کنم در آن دوره اولین مدالش را گرفت.
بله با هم در گرجستان هم که بودیم حریفش را ناکوت کرد. و در ام ام ای هم می تواند خیلی موفق باشد. من خیلی ها را می شناسم که تواناییش را دارند و ما باید یک سازمانی که مدیر قوی داشته باشد  ودرست کار کند ایجاد کنیم و من مطمئن هستم که اتفاقات خوبی در آن رخ می دهد.


-لطفا درباره چشم انداز بوکس مان در المپیک بگویید. فکر می کنید که با چند سهمیه می روید؟ و باز می رویم که فقط شرکت کننده داشته باشیم یا قرار است اتفاقات خوبی بیفتد؟ من فکر می کنم که در لندن می شد که به احسان امید داشت.
خب چشم اندازی که از المپیک 2016 تا الان داشتیم پر حاشیه بوده است. تغییر رئیس داشتیم و سرمربی هم تا الان 3 بار عوض شده است. خب مقطعی یک سری کار فوری داریم که باید انجام دهیم تا به یک جایی برسیم. البته اگر خدا کمک مان کند در حال انجام دادن آن کارها هستیم. در چین و پاریس می توانیم سهمیه هایی داشته باشیم. ولی با برنامه ریزی هایی که می کنیم و کارهایی که می خواهیم و هزینه هایی که باید بشود اگر انجام شود و اردوهای مشترک خوبی با کشورهای خوب دنیا بگذاریم، چون من بچه های جهان را دیدم حس می کنم که با مدال فاصله ای نداریم چه جهانی و چه المپیک.
-فاصله مان چند تا مشت است؟
یک یا دو مشت. شما اگر بازی شاهین با فیلیپین ببینید و بازی فیلیپین با قزاق را  در نیمه نهایی ببینید، متوجه می شوید که فاصله ما خیلی زیاد نیست.
-یعنی در حقیقت دو تا مشت تضمینی است که داور حق ما را نخورد؟
برای اینکه استایل مان به چشم بیاید و ایران به چشم داوران بیاید. مثلا یک قهرمان آسیایی داخل رینگ می شود و فرهاد عشوندی هم داخل می شود و فرهاد را کسی نمی شناسد ولی خب آن قهرمان را می زند، ولی باز هم داوران به قهرمان می دهند چون او را دیدند و می شناسند. شرکت در مسابقات مهم این حسنیات را دارد شما هر چقدر که در مسابقات مهم شرکت کنید و از نتیجه نترسید و یک آدم بزرگ از تو حمایت کند و حاشیه‌ها را بگیرند و فکر و ذکر مربی و ورزشکار را راحت کنند و حمایت کنند، دو، سه سال که از یک مربی و ورزشکار حمایت کنند مطمئنا بعد از این زمان که در طول آن برنامه‌هایی که زیر نظر کارشناس‌های کمیته المپیک و وزارت ورزش داده می‌شود انجام می‌شود، قطعا به مدال هم نزدیک می‌شوی.

الان که در ام. ام. ای این اتفاقات افتاده، حسرت نمی‌خوری که چرا به سمت بوکس حرفه‌ای نرفتی؟

قبلا به این موضوع فکر نمی‌کردم ولی الان آرزو دارم که بتوانم یک روز یکی از بهترین مربی‎های حرفه‌ای دنیا شوم و کنار رینگ بوکس حرفه‎ای بنشینم و مربی‎گری کنم و یکی دیگر از آرزوهایم این است که چون در ایران فکر می‌‎کنم هر کاری می‌کنم خوب دیده می‌شود یا بنا به دلایلی ما هر کاری می‎کنیم دوست دارم در کشور دیگری هم این اتفاق بیفتد.

بچه‌های داریم که بتوانند وارد بوکس حرفه‌ای شوند؟

خیلی‌ها. سجاد مهرابی، فروتن غلامی، از قدیمی‌‎ها سالار غلامی، امید احمدی صفا، سجاد کاظم‎زاده و... خیلی‌ها هستند که بتوانند در بوکس حرفه‌ای وارد شوند و حرفه‌ای جایی است برای طنازی کردن. آماتور خیلی سخت‌تر از حرفه‌ای است. اصلا قابل قیاس نیست. در حرفه‌ای پول است، در آماتور نیست. در آماتور سریع 9 دقیقه تمام می‌شود ولی در بوکس حرفه‌ای گاهی 15راند وقت برای جبران داری. یک راند را می‌بازی، یک راند دیگر می‌گیرند.

وقتی مهیار منشی‌پور در فضای خارج از ایران توانسته سال‌ها قهرمان بوکس حرفه‌ای باشد، خیلی از این بچه‌ها هم باید بتوانند...

خیلی. خود مهیار که خیلی هم دوستش دارم و دورادور احترام خاصی برایش قائلم وقتی به تهران آمد با بچه‌های ما بازی کرد، واقعا بچه‌های ما یک سر و گردن بالاتر بودند. ولی ایشان الان یکی از پولدارهای فرانسه است، بچه‌های ما الان یکی کارمند سایپا است، یکی کارمند شرکت نفت است. اینها هم آن زمان می‌توانستند بروند در حرفه‌ای بازی کنند و الان موفق بودند و زندگی خوبی داشتند.

تو یک جایی بعد از قهرمانی وارد یک تجارت در ورزش شدی که الان یکی از پرسودترین و پرخطرترین رشته‌های ورزشی است. جز اولین مشاوران فیتنس ایران بودی. کسی که به جوان‌ها مشاوره می‌داد و خودت می‌دانی که چه مافیایی در این رشته وجود دارد. درباره این بگو که المان‌های زندگی سالم در این رشته باید چطور باشد؟

برای یک آدم عادی که دارد زندگیش را می‌گذارند 80درصد موادی که باید بخوریم را بدنمان دارد، اگر موادی به بدنمان می‌رسانیم، بدنمان خودش آن را تولید می‌کند، ما فقط آن را زیاد می‌کنیم. مثلا تولید هورمون در بدن ما 8درصد است ما آن را به 25درصد می‌رسانیم. این به همه بدن ضرر می‌زند.

الان درباره پودرهای تقویتی می‌گویید؟

همین را پرسیدید. مثلا شما هیچ نیازی به مصرف پودر نداری. می‌توانی با یک رژیم سالم و یک ورزش مناسب که دما و متابولیسم بدنت را در روز بالا ببرد، بتوانی بدن سالمی داشته باشی و کار کنی و اگر قرار است من دارویی را مصرف کنم حتما باید زیر نظر پزشک تغذیه و کسی که بدن و هورمون را بشناسد این کار را انجام بدهم. یک زمان می‌بینید در بدن من آن عنصر هورمونی به قدر کافی ترشح می‌شود، با این مواد فردا بخش دیگری از بدنم را از کار می‌اندازد. ولی وقتی بروم آزمایش بدهم و زیر نظر یک پزشک متخصص کار کنم، چیزهایی که بدنم لازم دارد را به آن می‌رسانم. رشته بدنسازی یعنی سلامتی. ما با یک سری اشتباهها بدن‌سوزی می‌کنیم. شاید در یک مقطعی خوشمان بیاید، لباس تنگ هم لبپوشیم ولی اکثرا دو، سه ماه بعد می‌بینید که شکمشان از سری قبل بزرگتر شده. قطعا ما باید بتوانیم با نظر پزشک دارو مصرف کنیم و زیر نظر یک مربی بدنساز متخصص ورزش کنیم. الان شما را بردارم ببرم در یک باشگاه او را بدوانم و وزنه سنگین به او بدهم، بعد دو روز جواب تلفن من را نمی‌دهد ولی وقتی که بدانم چه باید بکنم و آرام آرام او را به یک سطحی برسانم که بدنش تمرین‌ها را بپذیرد و بخواهد بیشتر به او فشار بیاورم می‌توانم این کار را انجام بدهم ولی وقتی تجربی و بدون علم کار کنم به یک ورزشکار چهار، پنج روز تمرین سخت می‌دهم، بعد از یک هفته دیگر نمی‌آید. اینها بد است. ما نباید فقط دنبال بیزینسش باشیم. باید دنبال سلامتی و ایجاد اتفاق‌های خوب برای بدن باشیم. یعنی بدن را سالم کنیم و سالم نگه داریم.

هم خودت و هم همسرت ورزشکار هستید و در این حوزه هم علمی و هم عملی کار کردید و تجربه دارید. چقدر به این قصه امیدوار هستی که این جا بیفتد که بچه‌ها راحت به باشگاه بیایند بدون اینکه به آنها آسیب برسد. یعنی از بدنسازی با قرص و دارو برسیم به اینکه فیتنس و سلامتی باشد؟

یک کارشناس باید در هر باشگاهی باشد که سیستم بدن را بشناسد و یک دکتر تغذیه. این کار سختی است و هر باشگاهی نمی‌تواند این کار را انجام بدهد. الان در هر خیابان دو باشگاه بدنسازی است و خب در این دو باشگاه نمی‌توانی آنقدر درآمد داشته باشی که بتوانی اینها را بیاوری. خود مربی هم دارو می‌دهد، هم تمرین می‌دهد و هم به خاطر اینکه زودتر به نتیجه برسد، چیزهای دیگر هم می‌دهد. آن لحظه نتیجه می‌گیرد ولی بعد به مشکل می‌خورد. ما قطعا باید باشگاه خوب و مربی خوب انتخاب کنیم. مربی‌هایی که تجربی هستند خیلی نباید رویشان در قضایای دارو حساب کرد ولی مربی‌هایی که علمی هستند و روی داروها تحقیق کردند و مثلا می‌دانند بدن علیرضا استکی به چه داروهایی نیاز دارد و البته به آن هم با آزمایش رسیدند مربی خوب هستند.

این تجارت را می‌شود تجارت مرگ نامید؟

به نظر من که هست. باعث می‌شود خیلی از جوان‌ها هم از ورزش زده شوند و ورزش نکنند با خورد و خوراک قند و چربی و شیرینی خودشان را از بین ببرند یا با زدن هورمون و قرص‌هایی که خیلی‌هایشان هم تقلبی است و اصلا به دردشان نمی‌خورد.

256 43

کد خبر 1306051

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =