رویش ناجیان بلوط از دل افسانه های هزار و یک شب

این روایتی مختصر از بچه های روستایی در استان ایلام است که دلداده محیط زیست اند و برای بالندگیش تلاش می کنند.

سیاوش دارابی زنجیره؛ روستایی کز کرده در کنج کوهپایه ای در زاگرس، جایی که با سه هزار جمعیت و دهها آثار باستانی ملی ثبت شده، هنوز برای اهالی استان ایلام نیز ناشناخته است. روستایی که اینک نام روستای هدف گردشگری برخود گرفته و گاهی به مناسبتی در میان اخبار گردشگری نامش می آید. روستایی که در اوایل انقلاب و بعد از آن تامین کننده معلمین شهرستان چرداول در استان ایلام بود و تقریبا در شهرستان نام زنجیره با نام فرهنگیان گره خورده بود. این روستا با همه این اوصاف، انگار  هنوز برای شناخته شدن چیزی کم داشت تا اینکه تعدادی جوان بی نام و نشان و بی راهنما ، نام آن را در پیوند با محیط زیست جاودانه ساختند. اینک در همه جای ایلام و حتی غرب کشور ، وقتی پای آتش به میان می آید، اولین واژه ها  انجمن ناجی بلوط زاگرس و بچه های زنجیره علیا هستند که به اذهان خطور می کنند.  مسیری که آنها طی کرده اند برگی زرین بر لوح افتخارات جوانان این کشور است. حتما اگر در هرجای این کره خاکی آنها زیست می کردند تاکنون به عنوان قهرمانان محیط زیست کشورشان شناخته می شدند ، قهرمانانی که داعیه قهرمانی نداشته و تنها خود را خادمین محیط زیست می دانند. خادمانی که سرنوشت و سرگذشت آنها می تواند عیار جوان ایرانی را به خوبی مشخص نماید.

من از مدتها قبل قصد داشتم ، گزارشی از آنچه که آنها کرده اند تهیه نمایم. ابتدائا احساس می کردم شاید این اسمها و این کارها، تنها یک کلاغ و چهل کلاغ کردن مردم است، اما از وقتی که به روستای محل زندگیشان رفتم. فیلمهایی از کارهایشان را دیدم. عکس فعالیت ها را دیدم. از فرمانداری شهرستان پیگیر گزارش های کاری شان شدم به یقین رسیدم که من و مردم اطرافم تنها گوشه ای از فعالیت های آنها را می دانیم . با انبوهی از عکس و فیلم و گزارش های کاری انجام شده از چند تن از اعضای انجمن درخواست کردم که شرحی بر فعالیت های خود را با ما در میان بگذارند. نفراتی که به دو نسل از اعضای انجمن تعلق دارند....آنچه در پی می آید گزارشی محدود از فعالیت های این گروه اینک ۸۵ نفره است که چون بلوط های زاگرس آرام آرام رشده کرده اند و اینک به درختانی مقاوم تبدیل شده اند که محیط زیست را به همه خانه های روستای سه هزار نفری شان کشانیده اند.

آغاز مسیر و مبارزه با لورانتوس ؛ قاتل بلوط های زاگرس

محسن خیدانی از آغاز مسیر می گوید. مسیری که در ابتدا کسی باور نمی کرد که اینچنین انتهایی داشته باشد. هرچند محسن می گوید ما هنوز در آغاز راهیم. او می گوید در اواسط دهه هفتاد، تعدادی از نوجوانان روستا که راهنمایی و دبیرستانی بودند به کوه می رفتند و حتی گاهی فوتبال و والیبال شان را در کوه برگزار می کردند. آنها کم کم با درختان بلوط ارتباط برقرار می کنند و به طبیعت منطقه شان علاقمند می شوند. این گروه که ده نفری می شدند  در فصل زمستان به صورت اتفاقی تعدادی بلوط قهوه ای و رسیده را در دل زمین می کارند و آنرا نشانه گذاری می کنند. سال بعد که در طبیعت حضور می یابند متوجه رویش بلوط ها می شوند و همین سبز شدن به آنها انگیزه ای می دهد که در زمستانهای بعدی فعالیت های خود را گسترش دهند.او می گوید رشد بلوط کم است ولی اینک آن درختانی که کاشته اند بزرگ شده اند و در سایه شان می توان نشست.

محسن می گوید در ارتفاعات کله جمن چندین درخت داغداغان(به کردی تاوی که  درختی مقدس است و از چوبش برای جلوگیری از چشم زخم استفاده می شود) را یافته اند که او گمان می کند یکی از کهنترین موجودات زنده دنیا است که بیش از هشت  نفر دست به دست هم داده اند و نتوانستند آنرا در برگیرند.

محسن حمدی از نسل دوم محیط زیستی های روستا و مدیر عامل انجمن بلوط زاگرس است. او می گوید ما راجع به فعالیت های نسل قبلی در زمینه نگهداری از بلوط ها و پاکسازی محیط شنیده بودیم و اینک می خواستیم ما نیز به این عرصه ورود کنیم. او می گوید در زمستان سال ۱۳۸۶ با پسرعمویم در یک برنامه پیاده روی معمولی به کوه رفتیم و وقتی وی، دانه ای بلوط را کاشت به این کار مایل شدم . ابتدا به منابع طبیعی رفتم و ۶۰۰ نهال نظیر بنه و بلوط جهت کاشت دریافت کردم و آنها را با همکاری دوستان قدیمی فعال در محیط زیست  در نقاط مناسب کاشتیم و با آبیاری از طریق حیوانات باری توانستیم آنها را سبز نگه داریم. سبزی آنها ادامه داشت و ما از فرط شادی در آسمانها بودیم. اما این رویا دیری نپایید که متاسفانه دو کودک آنجا را به آتش کشیدند ، کودکانی که اینک از فعالان محیط زیستی انجمن هستند.

حمدی می گوید سال ۸۷ سال خشکسالی بود و هنگامی که در میان جنگل می گشتیم متوجه وجود آفت لورانتوس یا سرطان بلوط ها شدیم. لورانتوس آفتی که به جان درخت بلوط می افتد و در نهایت آن را خشک می کند. آنها در تابستان ۸۷ برنامه بریدن لورانتوس ها را از درختان بلوط با کمک ده تبری که از منابع طبیعی دریافت کردند شروع می  کنند . محسن می گوید ما دوبار دیگر این کار را تکرار کردیم هرچند که ابزارهای مان ابتدایی بود و قدرت مانورمان کم بود.اما ماحصل کارمان تمیزی درختانی بود که در مبارزه توامان با خشکسالی و لورانتوس بود. آنها در آن تابستان ده هکتار را از لورانتوس پاکسازی می کنند. در این بین کمبود تجهیزات آنها را به فکر ثبث ان جی او یا سمن محیط زیستی می اندازد. علیرغم کارشکنی های یکی از نیروهای فرمانداری وقت آنها مجوز تاسیس سمن  را در سال ۱۳۸۸ می گیرند اما کسی به آنها نمی گوید که این سمن باید در اداره ثبت شرکت ها به ثبت رسد. با این وجود آنها به فعالیت تا چهار سال بعد ادامه می دهند. هنگامی که در سال ۱۳۹۲ به فرمانداری می روند آنها می گویند شما آنرا ثبت نکرده اید و دوباره باید با اسمی جدید، فعالیت را شروع نمایید. آنها با نام انجمن ناجی بلوط زاگرس فعالیت خود را گسترش می دهند...

لورانتوس بر تنه درختان
لورانتوس بر تنه بلوط (سبز پر رنگ لورانتوس است )

اولین تجهیزات نظیر اره و تبر را بعد از گرفتن مجوز، رئیس جهاد کشاورزی به آنها می دهد. آنها در همان سال نخستین پاکسازی آشغال را در محیط روستا انجام می دهند که مورد تمسخر برخی از اهالی روستا به دلیل فعالیتی که انجام می دهند، قرار می گیرند. آنها سپس جهت پاکسازی به تنگه قیر می روند و سپس کوههای اطراف را از آشغال و زباله پاکسازی می کنند.

این فعالیت ها باعث می شود که تعدادی داوطلب بر اعضای انجمن اضافه گردد اما تعداد باز از ده تا ۱۵ نفر بیشتر نمی گذرد.

جمع آوری آشغال

مدیر عامل جوان می گوید در زاگرس بیش از صدهزار هکتار عرصه جنگلی درگیر با لورانتوس وجود دارد. آنها در سال ۱۳۹۰ در ازای هر هکتار دوهزار و پانصد تومان،  اما به دنبال علاقه خود، می پذیرند که در پاکسازی ۵۰۰ هکتار لورانتوس مشارکت نمایند. او می گوید غیر از ما چندین گروه ۵۰۰ هکتاری دیگر هم در ازای پول شروع به پاکسازی کردند که تنها چندین هکتار را انجام می دادند و مابقی را به حال خود رها کردند.  اعضای انجمن در ده روز ۲۵۰ هکتار را پاکسازی می کنند.

بریدن لورانتوس
یکی از اصلی ترین راهها برای قطع لورانتوس بریدن آن است

وقتی از آنها می پرسم آیا پیشنهادی نبود که کل صدهزار را به شما بسپارند می گویند منابع طبیعی از سال ۱۳۸۸ سالی ده هزار هکتار را به پیمان داده است که طبیعتا امسال باید جشن پاکسازی می گرفتند ولی متاسفانه هر پیمانکار تنها محدوده کوتاهی را پاکسازی کرده و  دستمزدش را دریافت می کردند . منابع طبیعی هزینه کمی انجام داده و طبعا نتیجه کمی نیز گرفته است.همچنین آنها به افراد صلاحیت دار این پیمانها را نسپردند.  

اعضای انجمن غیر از آن ۵۰۰ هکتار، مدعی اند هزار هکتار دیگر را پاکسازی کرده اند. این جوانان از دایره انصاف نیز خارج نمی شوند و می گویند منابع طبیعی بارها ماشین هایش را در اختیار ما جهت فعالیت گذاشته اند.

لورانتوس قبل و بعد

آتش سوزی و مردانی با دست خالی

یکی از فعالیت های انجمن بلوط زاگرس که اینک نام آنها را به خصوص در فصل تابستان به سر زبان انداخته  است ، خاموش کردن آتش بلوط های زاگرس به خصوص در شهرستان چرداول است. محسن حمدی به عنوان مدیرعامل انجمن شروع فعالیت های جدی انجمن در این حوزه را در سال ۱۳۸۹ می داند که آتش سوزی های زنجیره ای درهمه بخشهای زاگرس شروع می شود. ابتدا آنها تنها با یک فلاس بگ شروع می کنند که از محیط زیست دریافت کرده اند و سپس با دریافت تجهیزات و خریداری آنها به پای ثابت خاموش کردن آتش سوزی ها تبدیل می شوند.

خاموشی آتش

جشن تعطیلی شکار و تولد چاههای محیط زیستی

با حضور اعضای جدید و قدیم انجمن ناجی بلوط زاگرس،  جشن تعطیلی شکار را در کنار امامزاده روستا به نام امامزاده پیرحسین بر پا می کنند که از آن استقبال خوبی می شود و برخی از غیر انجمنی ها هم برای همیشه شکار حیوانات  و پرندگان را کنار می گذارند. صیادی از اعضای انجمن می گوید شکار کاملا از بین نرفته ولی از افزایش جمعیت پرندگان و دسته های آن می شود  فهمید که تغییری اتفاق افتاده است.  اما این اتفاق تنها به دلیل کاهش شکار نیست و به دلیل افزایش فعالیت های محیط زیستی اعضا به خصوص در بحث چاههای محیط زیستی و آبشخورهاست.

جشن تعطیلی شکار

محسن حمدی از اولین چاه آب محیط زیستی روستا می گوید که در کوههای مشرف به روستا( کوه پشته) ایجاد شده است. اعضای انجمن در عمق چهار متری به آب می رسند. آن را کاول می اندازند و بر آن دریچه می گذارند و در کنارش نیز آبشخوری می سازند. یک تانکر به کوه می برند و در کنارش حوضی ایجاد می کنند و بر آن شناوری جهت تنظیم آب می گذارند که گاهی تا یک ماه دوام می آورد.

در چند جای دیگر کوه هم با کمک خیرین آبادی تانکر می گذارند و با برش بشکه  برای آنها حوض با شناور می گذارند تا آب دوام داشته باشد. اینک تعداد آبشخورهای آنها به  ۳ عدد ، چاههای محیط زیستی چهار عدد رسیده که دو عدد آن به دلیل نبود بودجه نتوانسته اند برای آن کاول گذاری کنند و دریچه درست کنند. در واقع آنها  ده کیلومتر مربع را با این چاهها و آبشخورها پوشش داده اند و پرندگان و حیوانات وحشی از آن استفاده می کنند. سرکشی منظم از چاهها و آبشخورها و تانکرها و کلر زنی آنها بخشی از برنامه های انجمن است.

چاه محیط زیستی

عملیات برون مرزی(استانی) ، به دنبال رویا در دور دست ها

شاید باور نکردنی باشد اما محسن و دو دوستش یعنی علی باوندی و امین صید باقری روزی تصمیم می گیرند که به شهری که در آن فعالیت های محیط زیستی رونق دارند بروند. جستجوهای محیط زیستی آنها را به شهری کوچک در کردستان می رساند. آنها فصل آتش یعنی تابستان را انتخاب می کنند و با وسایل مبارزه با آتش راهی شهر مریوان ۳۰۰ کیلومتر آنطرف تر از روستایشان می روند تا هم از فعالیت های آنها باخبر شوند و هم در این فصل یاریگر آنها باشند. وارد شهر می شوند و از رهگذران آدرس انجمن چیا را می پرسند. انجمنی که اینک در کشور نامی نیک یافته است. بار اولی است که آنها مریوان رفته اند و هیچکس را نمی شناسند. آنها انتظار دارند که مورد استقبال قرار گیرند اما برعکس همه با تعجب به آنها نگاه می کنند و البته نگران از اینکه آنها نیروی امنیتی باشند!!!. در آتش سوزی اولی که آنجا رخ می دهد فعالیت می کنند اما کسی به آنها توجه نمی کند. چند روز بعد وقتی حمدی و دوستانش در شهر می چرخند متوجه آتش سوزی می شوند و بلافاصله خود را می رسانند تا مردم و البته اعضای انجمن برسند اینها بخشی از آتش را خاموش می کنند. در کنار مردم آنها تا شش ساعت بعد فعالیت می کنند. اینک همه کسانی که آنجا هستند باور می کنند که این دیوانه ها که از روستای خودشان به این شهر آمده اند عاشقان سینه چاک طبیعت اند و دغدغه ای جز محیط زیست ندارند.

محسن حمدی از تجربه حضور در مریوان می گوید. او معتقد است که آنها بیشترین تاثیر را از حضور در مریوان گرفته اند وآنها بعد از بازگشت ساختار انجمن شان را متحول کرده اند.آنها بعد از برگشت گزارش کار به اعضای انجمن می دهند و نهایتا تصمیم می گیرند همچون انجمن چیا، کار کمیته بندی را شروع نمایند و در محورهای چندگانه نظیر کمیته پرندگان، کمیته مقابله با بحران ، کمیته جنگل و مرتع و کمیته آب و ... فعالیت ها را به صورت منظم سازماندهی کنند.

باوندی اهمیت کمیته بندی را در این می بیند که بعد از این کار، هرکس وظیفه خود را بخوبی شناسایی کرده و ترتیبات لازم را در هنگام مشکلات محیط زیستی انجام داده اند.

اعضای انجمن در زلزله سرپل ذهاب نیز حاضر شده و ضمن جمع آوری کمک های مردمی بیش از ۴۰ روز در روستاهای آنجا بسر برده و یک زندانی را نیز در همان زمان که از خانواده های داغدار و آسیب دیده از زلزله است را نجات می دهند. آنها همچنان با سرپل ذهاب در ارتباطند  

نذر طبیعت

یکی از مشکلاتی که بچه های انجمن با آن دست و پنجه نرم می کنند مسئله  مالی است.  صیدباقری می گوید چیزی که به ذهنمان خطور کرد نذری برای طبیعت بود. او اضافه می کند که ما مدعی نیستیم که اولین گروهی هستیم که این کار را انجام داده ایم اما به جرات جز اولین نفرات هستیم.

 اعضای انجمن در عاشورا، عید فطر و پنجشنبه آخر سال که مردم بر سر قبرهای اموات حاضر می شوند صندوقی به نام نذری طبیعت می گذارند و مردم به خصوص در ایام محرم و روز عاشورا استقبال خوبی انجام می دهند. اینک بعد سالها فعالیت، انجمن در بین مردم روستا و حتی شهرستان کاملا پذیرش شده و آنها نیز در کنار مردم و برای آنها فعالیت می کنند.

حمدی می گوید یکی از فعالیت هایی که ما در آن نقش خوبی ایفا کردیم زمانی بود که امامزاده  پیرحسین روستا در آتش سوخت. او نمی داند که چه کسی و  به چه دلیل ، به عمد یا سهو این عمل شنیع را انجام داده است .اما این اتفاق باعث  شد که آنها در پیوند با مردم به سرعت ضمن بازسازی امامزاده، برای آن حیاط درست کنند و آن را به مکانی زیبا برای گردشگری تبدیل کردند. همین اتفاق سبب می شود که آنها به حوزه گردشگری ورود نمایند . آنها چهارماه را در امامزاده فعالیت می کننند و در این بین، کم کم بر تعداد اعضای انجمن اضافه می شود و بر محبوبیت آنها نیز همینطور اضافه می شود.

نذر طبیعت

آموزش طبیعت دوستی در مدارس

یکی از محورهایی که گروه ناجی  بلوط زاگرس  در گذر زمان متوجه اهمیت آن شده اند آموزش مسائل زیست محیطی و  طبیعت دوستی است. آنها از آموزش و پرورش و محیط زیست مجوز گرفته اند و با حضور در کلاس های مدارس به دانش آموزان از اهمیت محیط زیست و راهکارهای حفظ آن می گویند. اعضای انجمن همچنین در فصل تابستان با حضور در کتابخانه تازه تاسیس روستا که طی سالهای اخیر افتتاح شده است این فعالیت ها را در فصل تابستان و ایام فراغت دانش آموزان ادامه می دهند. انجمن بلوط به خوبی درک کرده است که آموزش صرف محیط زیستی شاید نتواند نوجوانان و کودکان را به راحتی جذب نماید از این رو آنها ترکیبی از فعالیت ها نظیر کارگاه آموزشی کامپیوتر ، کارگاه برق و فعالیت های هنری  را در نظر گرفته اند.

سرفه های سبز

تقریبا اکثر اعضای انجمن بلوط زاگرس تحصیل کردگان دانشگاههای معتبر کشور هستند. محسن خیدانی که تحصیل کرده دانشگاه تهران است در این مدت و با استفاده از فعالیت هایی که  خود و دیگر اعضای انجمن انجام داده اند رمانی با محوریت محیط زیست نوشته است که نزدیک به ۳۰۰ صفحه است و نگارنده این مطب جهت نوشتن گزارش آن را مطالعه کرده است. این اثر محیط زیستی که اثری درخور توجه است، متاسفانه هنوز جهت انتشار آن اقدامی صورت نگرفته است. لازم است ناشران و دست اندرکاران محیط زیست جهت انتشار این اثر هنری اهتمام ورزند. خیدانی می گوید همچنان که همه فیلم ها روزی دیده خواهند شد، همگی کتاب ها هم روزی منتشر و خوانده خواهند شد.

46

کد خبر 1308490

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 9 =