فایننشنال تایمز: روسیه چک سفید امضا به همپیمانانش نداده است

مسکو از اینکه سوریه را نجات داد و نگذاشت این کشور به لیبی دوم تبدیل شود، به خود می بالد. اما این به این معنی نیست که روسیه از خواست بشار اسد برای تسلط بر کل سوریه به هر قیمتی، حمایت می کند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،«دمیتری ترنین»، مدیر اندیشکده کارنگی در مسکو، نویسنده کتاب «روسیه در خاورمیانه مشغول چیست؟ (What Is Russia Up To in the Middle East)» در روزنامه فایننشنال تایمز در تحلیلی با عنوان «اکنون نوبت روسیه است که بحران سوریه را حل و فصل کند» به حضور روسیه در خاورمیانه و سوریه و نقش جدید او پرداخته که مشروح آن را می خوانیم:

گفته می شود که خروج نیروهای آمریکایی از سوریه، هدیه ای به روسیه بود. روسیه به عنوان تنها قدرت فرامنطقه ای در خاورمیانه، که از نفوذ سیاسی و نظامی در سوریه نیز برخوردار است، می تواند مدیریت امنیت در سوریه را عهده دار شود، مشروط بر اینکه عملکردش متناسب با اوضاع کنونی باشد. روسیه تاکنون امتیاز ایفای چنین نقشی را به دست آورده، اما اگر خواهان آن است که قدرت ممتاز در سوریه باشد، صِرف پر کردن خلا حضور آمریکا در سوریه کفایت نمی کند.

تجربه نشان می دهد که آمریکایی ها هم در زمان ورود به یک کشور خارجی و هم در زمان خروج از آن کشور گرفتاری درست می کنند. تصمیم ترامپ برای خروج از سوریه و رها کردن هم پیمانان کرد آمریکا، به تحقیق در حکم چراغ سبزی به ترکها برای مداخله وسیع تر از گذشته در سوریه بود. خروج آمریکا از سوریه، روسیه را در یک وضع ناخوشایندی قرار داده که احتمال درگیری متحدانش در دمشق و آنکارا می رود. حمله ترکیه به سوریه احتمالا مورد تایید روسیه نیست چرا که مداخله ترکیه در سوریه، توازنی را که روسیه در منطقه به دنبال آن است تهدید می کند.

تا کنون، موفقیت روسیه در سوریه حاصل توانایی روسیه برای حفظ ارتباط با تمام بازیگران مربوطه  در سوریه بوده است. روسیه حتی با بازیگرانی چون ایران، عربستان، و اسراییل که دشمنی علنی هم با یکدیگر دارند در تماس مداوم بوده است. هم پیمانی روسیه با ایران، سوریه، و ترکیه بیشتر به هم پیمانی های گذرای مرسوم در اروپای قرن هجدهم شباهت دارد تا اتحاد و هم پیمانی های پایداربعد از جنگ جهانی دوم. این نوع هم پیمانی ها موضعی هستند و محدود به یک مکان، زمان، و یا هدف خاصی می شوند. روسیه به هم پیمان هایش خیانت نمی کند اما چک سفید امضا هم در اختیارشان نمی گذارد.

مسکو از اینکه سوریه را نجات داد و نگذاشت این کشور به لیبی دوم تبدیل شود، به خود می بالد. اما این به این معنی نیست که روسیه از خواست بشار اسد برای تسلط بر کل سوریه به هر قیمتی، حمایت می کند. از این رو، کرملین حمله ی همه جانبه به معارضان در ادلب را، به دلیل تلفات احتمالی در میان غیر نظامیان مستقر در ادلب و همچنین عواقب آن، به شدت خطرناک می دانست. بنابراین ترجیح داد که برای حل مشکل داعش در ادلب، به سیاست مهار و همکاری با ترکیه متوسل شود.

زمانی که رییس جهور ترکیه رجب طیب اردوغان، برای رییس جمهور روسیه از خطراتی که از ناحیه «پ ک ک» متوجه امنیت کشورش است سخن گفت، پوتین به حرف هایش گوش کرد. بنابراین، وقتی که آنکارا پیشتر، به خاطر حفظ امنیت مناطق مرزی اش به سوریه حمله کرد، کرملین هیچ واکنش جدی ای در این رابطه نشان نداد.

احتمالا روسیه پیش از حمله اخیر ترکیه به سوریه، در جریان عملیات قرار گرفته است. احتمالا، پوتین به اردوغان گفته که هدف از این حمله – همان طوری که خود ترکیه ادعا می کند- باید ریشه کنی تروریست ها، و نه اشغال دایمی خاک سوریه یا سرنگونی رژیم دمشق، باشد.

روسیه ممکن است که از اتکای کردها به کمکها وحمایت آمریکا خشنود نباشد، اما از اعطای «یک نوع خودمختاری» به کردها در دوران پس از اتمام جنگ در سوریه پشتیبانی می کند، و از تلاش دمشق برای بازگرداندن سوریه به وضع قبل از جنگ نیز حمایت نمی کند. زمانی که کردها متحد آمریکایی خود را از دست دادند، مسکو به آنها برای عقد توافق با دولت سوریه کمک کرد و دولت سوریه نیز به دنبال این توافق، نیروهای خود را به مناطق کردنشین گسیل داشت تا از کردها در مقابل هجوم نیروهای ترکیه محافظت کنند.

روسیه همواره حضور نظامی آمریکا در سوریه را نامشروع می دانست چرا که آمریکایی ها بدون موافقت دولت سوریه وارد این کشور شده بودند. هر چند که عملیات های نظامی همزمان روسیه و آمریکا در سوریه در جبهه های متفاوتی صورت می گرفتند، اما این خطر وجود داشت که بین نیروهای نظامی این دو برخوردی رخ دهد. بنابراین مسکو و واشنگتن به یک مکانیسم توافقی برای اجتناب از برخورد دست یافتند که کارکرد خوبی هم داشت.

خروج آمریکایی ها از سوریه نه تنها موجب شده که روسیه تنها قدرت فرامنطقه ای در سوریه شود، بلکه مشکلات عدیده ای را نیز پیش روی روسیه قرار داده که از همین حالا باید به فکر حل آنها باشد. مهمترین مشکل، سرنوشت معارضان داعش است که اکنون زندانی کردها هستند. روسیه به خوبی به خطر فرار داعشی ها از زندان و تجدید فعالیت شان در مناطق دیگر واقف است. خطر تصرف سوریه توسط داعش در سال 2015، موجب شد که پوتین در بدو امر نیروهای روسیه را به سوریه اعزام کند. اما روسیه امروز مجبور است که بین کردها، آنکارا، و دمشق میانجیگری کند.

پوتین اخیرا گفته است که مداخله نظامی روسیه در سوریه فراتر از آنچه که (در ابتدا) انتظار داشت بوده است. روسیه رژیم دمشق را نجات و داعش را شکست داده است و مهمتر از همه توانسته خودش را بار دیگر به عنوان یک قدرت بزرگ نشان دهد.

با همه اینها، روسیه امروز عمیقا درگیر مشکلات یکی از پرتلاطم ترین مناطق جهان (خاورمیانه) شده است. برای اینکه، روسیه بتواند همچون گذشته موفق باشد، باید همچنان به ارتباطش با سایر طرفهای دخیل در سوریه ادامه دهد و از واسطه گری، برای تکمیل کلکسیون مهارت هایش بهره ببرد. روسیه همچنین باید به خاطر داشته باشد که محدودیت های مالی و اقتصادی خاص خود را دارد.

از این رو، در خاتمه باید گفت که روسیه هرگز نباید در پی آن باشد که مانند آمریکا، حلال مشکلات دنیا باشد.مسکو تازه دارد می فهمد که پاداشی را که به خاطر موفقیت اش (در سوریه) دریافت کرده، چیزی نیست جز مجموعه ای از مشکلات جدید.

منبع: فایننشال تایمز/ ترجمه: حامدضرغامی

23 / 310 310

کد خبر 1314276

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =