بترسید! بوریس انتقام می گیرد؛ صدای گوشخراش این آژیرخطر کر می کند

بترسید. بوریس جانسون از همه کسانی که در مقابل او ایستاده اند انتقام سختی خواهد گرفت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روزنامه گاردین با اشاره به انتخابات تاریخی امروز انگلیس در تحلیلی به وضعیت داخلی انگلیس می پردازد و معتقد است که آمدن جانسون مساوی است با فقر مطلق مردم بریتانیا، این مقاله به نکته اشاره دارد که جانسون با فرافکنی مشکلات سیاست خارجی حقوق شهروندان را نادیده گرفته و او را یک خطر جدی برای آینده سیاسی بریتانیا و مردم این کشور می داند، که مشروح این گزارش تحلیلی را در ادامه می خوانیم:

بوریس جانسون با یورشی رعد آسا به صندلی های حزب کارگر ، از گریمزبی گرفته تا رکسهم،  در آخرین لحظات حزب شرور خود به سر می برد. اگر به پیام ترسناک او گوش دهید، می بینید که عصاره ای است از فراژیزم محض(پیروان نایجل فراج ،موافق برگزیت،محافظه کار ،مردمی) که روح ان در پلاکاردهای :"انتخابات  نقطه ی شکست " و" 70 میلیون ترک" حلول می کند .در رگ های حزب او سم برگزیت در جریان است.

حزب کارگر شانس دوباره ای به محافظه کاران می دهد تا جانسون بتواند بوسیله ی آن گره برگزیت را باز کند و این چیزی نیست که فهم آن مستلزم هوش بالای سیاسی باشد، صدای گوش خراش این اژیر خطر کر کننده است. سوءاستفاده نخبگان از افراد صادق و زحمت کش جامعه در وقت نیاز، سیاستی نخ نما شده و قدیمی است که صدای ان قرن هاست از صندلی های راست گرا در انعکاس است. جانسون کسانی که ده سال است در شغل هایی که حتی نامشان درهیچ کجا اورده نمی شود، اعم از  سرمایه گزاران و بخش های خدماتی  را تحت فشار قرار داده ، تا به مبارزه با انچه  که او " خیانت بزرگ کوربین می نامد  و اظهار می دارد که انها  به ارزش های شما می خندد و به ارای شما اهمیت نمی دهند" برخیزند . در حالیکه مقصر اصلی نخبگان از خود راضی هستند.

این سیاست قدیمی برای موسولینی در مسئله بولسونارو برزیل جواب داد.همچنین برای دونالد ترامپ ، ونیز در سرتاسر اروپا برای سیلویو برلوسکونی ، ماتئو سالوینی ، ویکتور اوربان و ژاروسلاو کاچینسکی .هیچ تفاوتی نمی کند که سوء استفاده کنندگان نخبگان از سطوح بالای جامعه باشند و یا دزدان حکومتی، چرا که همگی از همین ابزار ساده سیاسی یعنی هراس افکنی از بیگانگان یا به قول بعضی ها:     " دیوار کشیدن"، استفاده می کنند. انجایی که جانسون اتحادیه اروپا را مخاطب قرار داد و گفت :"به مهاجرت های خارج از کنترل و بی رویه ی اروپا پایان دهید "، و در جایی دیگر در مصاحبه با فاکس نیوز اعلام کرد :" اجازه نمی دهم مهاجرین با انگلستان مانند بخشی از کشور خودشان رفتار کنند "، تهدیدی اشکار بود.

اگر جانسون رای حد اکثری انگلستان را کسب کرد، کسی حق ندارد وانمود کند که نمی دانسته جریان از چه قراربوده است.این موسیقی به گوش همه ی ما اشناست، همگی صدای ایناک پاول (سیاستمدار برجسته حزب محافظه کار) را تشخیص می دهیم. این موضوعی نیست که بعده ها شانه بالا بیاندازیم و بگوییم در انتخابات همانی می شود که سیاستمداران می خواهند . پاول به سختی از حزب خودش بیرون رانده شد اما درحال حاضر این جانسون است که به سختی هر کسی را که وارد حرکت نئو پاولیستی (محافظه کار و ازادیخواه) او نشود بیرون می اندازد.

مانیفست کوتاه و مبهم  انها بر اساس باور های توری(محافظه کار و سنتی)ممکن است  باعث شود برخی باور کنند که قصد آنها چیزی فراتر ازبرگزیت بوده و ممکن است اصول سنتی توری(محافظه کار) گرایش داشته باشند. در قاموس توریسم امتناع از دلسوزی جانسون از ابراز ترحم برای کودکی  که به خاطر کمبود تخت در بیمارستان مجبور شد کف راهروی  بیمارستان بخوابد کاملا طبیعیست. اما لطفا کمی فکر کنید ، قانون اساسی بروشوری نیست که دستور العمل ها ی ثابتی ارائه داده باشد و تمام. به بخشی از قانون اساسی در صفحه ی 48 مراجعه کنید ، در مورد روند سینوسی و بالا و پایین های شرایط سیاسی با فونت سیاه نوشته شده است: یکی از نقاط قوت قانون اساسی انگلستان توانایی تحول آن است - همانطور که زمان ها تغییر کرده اند ، مجلس ، دولت و دادگستری نیز تغییر می کنند. ". اما د رحال حاضر چه نوعی از تکامل مد نظر اقایان است ؟ نمونه ای مد نظر است که با منافع افکار توریستی مطابقت بیشتری داشته باشد.یعنی تقسیم ناعادلانه ی مرزها، رد نمایندگان اصلح و سخت کردن شرایط رای دهی برای کسانی که پیروان توری نیستند مثل رانندگان فقیر و دانش آموزان دائما در حال سفرند ، آنهایی که دارای گذرنامه یا گواهینامه رانندگی نیستند ، با نیاز به کارت شناسایی در محل های رای گیری برگردانده می شون و حق رای ندارند. اسیب بیشتر را مهار آراء پستی به رأی دهندگان کارگر وارد می اورد. از کسانی که ترک وطن کرده اند رای می گیرند اما شهروندان اتحادیه اروپا که مدت هاست ساکن انگلیس بوده و مالیات پرداخت می کنند حق رای ندارند.

تهدید را در این بندهای بیانیه مشاهده کنید:" ما باید بعداز برگزیت جنبه های وسیع تری از قانون اساسی را مورد باز بینی قرار دهیم.قوانین حقوق بشر و قوانین اداری باید به روز رسانی شوند تا تعادل مناسب میان حقوق افراد به وجود امده و موضوع حیاتی امنیت مملکت مد نظر قرارگرفته و دولت موثر بر سر کار باشد. این "به روز رسانی" به معنای ترک کنوانسیون اروپا در زمینه حقوق بشر است ،که ما را با بلاروس در یک جایگاه قرار می دهد. جانسون با بی اعتنایی به تمام محدودیت ها، "رابطه بین دولت ، پارلمان و دادگاه ها را خنثی می کندو عملکرد حقوقی سلطنتی؛  نقش مجلس اعیان؛ و دسترسی عدالت برای مردم عادی  را نابود می کند". درصورتیکه یک باز نگری قضایی درست، شهروندان را از مورد سوء استفاده قرار گرفتن توسط حاکمان در جهت منافع سیاسی انان مصون می دارد.

بسیار هراسان باشید.چرا که جانسون از نظام حقوقی ، از باقی مانده های حقوق بشر و هر جنبش دموکراتیکی که در مقابله با او بر امدند انتقام خواهد گرفت . همگی شاهد بودیم که طرفدارانش چگونه چنل فور را به باز بینی مجوزش تهدید کردند فقط به خاطر اینکه صندلی خالی جانسون را در بحث در مورد اوضاع اقلیم نشان داده بود . در عجبم افکام  (OFCOM) که به جانبداری از چنل فور برامده چه هزینه ای را خواهد پرداخت!

بی بی سی به خاطر اعتراض دیروزش به جانسون بر سر هزینه های مجوزها بدترین تنبیه را انتظار می کشد.باز بینی قانون اساسی از طرف فردی که پنج هفته مجلس را تعطیل کرد چشم انداز هولناکی است. بازنگری در "عملکرد منافع سلطنتی"  به او امتیازات بیشتری برای ازادی عمل و رسیدن به اهداف خودسرانه اش خواهد داد.

 از انجایی که ملکه توسط رای گیری انتخاب نمی شود نمی تواند محافظ قانون اساسی باشد. او تنها می تواند از نخست وزیر منتخب که وظیفه اش حمایت از قانون اساسی است و انچه که پارلمان رای به آن  داده است حمایت کند. جانسون تمام مدافعان حقوق را اخراج کرد: درعوض ما دومینیک رهاب ، پری پاتل ، لیز تروس و هر نماینده ای که با خون خود به او سوگند خورده اند و یک کابینه ی وحشت را تشکیل داده اند پیش رو داریم.

برخی تصور می کنند که  تصمیم کوربین در عدم اخراج فوری کلیه عوامل چپگرا ، دلیلی برای انکار رأی کارگر  بود. اما این شرایط عادی نیست. جانسون بزرگترین تهدیدی است که در طول زندگی مان  دیده ایم. هنگامی که اقتصاد به دلیل اشتباهات برگزیت لنگ می زند ، دوباره آنچه را که همیشه ازجناح راست شاهد بوده ایم کارزار را به دست می گیرد، توجه ها به "دشمنان" خارجی منحرف می شود ، با استفاده از نژادپرستی و حمله به قضات "نخبه" ، کارمندان دولت یا هرکس دیگری که از حقوق دفاع کند را سرکوب کرده و کار خود را پیش می برند.

هر کمپین کارگری از دیگاه طرفداران تونی به عنوان یک "خطر" ملی شناخته می شود - حتی تونی بلر در 1997 با پوسترهای  "کارگر جدید ، خطر جدید " رو به رو شد.اما در برنامه "100 روز اول" جان مک دونل ، خطر که دیده نمی شود هیچ، شاهد امیدهایی هستیم. تنها خطری که دیده شد معطوف به کسانی می شود که در این دهه ی راکد ثروت های هنگفتی بدست اورده اند. با این تفاسیر هیچ شانسی برای ارای حد اکثری یک کارگر ویا نفوذ یک قانون بی مهابا  به مجلس وجود ندارد مگر با توافق عده ی زیادی از رجال حکومتی. به مراتب بهتر ، در جوامع بزرگ ، برای همکاری دولت اقلیت با احزاب اکثریت ،  دولت موظف است با احزاب گفت و گو کرده و توافق حاصل کند.

خطر واقعی ای که تا مغز استخوان را می لرزاند زمانیست که رفتارغیرقابل پیشبینی ، دیکتاتوری ، خود محوری و قدرت مطلق بوریس جانسون زنجیر پاره می کند و ازاد می شود . اما اگر هر ضد جانسون و هر ضد برگزیت به او رای ندهد، می توان جلوی این فاجعه را گرفت.

منبع: گاردین 10 دسامبر/مترجم: تارا نوروزپور

23/ 310 310

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید.
کد خبر 1330192

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 15 =